در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیکمی شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . اُرد بزرگ
عشق فریبنده و ویرانگر است نه نجات بخش. فریدریش نیچه
آه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، امابه قالب اندامهایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور .
در اینجا هیچگوری نباشد ، هیچ گوری . جبران خلیل جبران
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو وپوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اُردبزرگ
فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. فریدریش نیچه
گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشفخواهد شد . جبران خلیل جبران
از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . اُرد بزرگ
نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا طبیعت بی رحم استو اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریش نیچه
کسی که بخشش می کند زمانی به نشاط واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراواننیازمندی را پیدا کند که عطای وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنین شخصی ، از ایپارلذت بخش تر است . جبران خلیل جبران
پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است . اُرد بزرگ
ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن بشر است. فریدریش نیچه
به پزشکخود ایمان داشته باشید و به گفته هایش ، که جز دارویی شفا بخش نیست ، اعتماد کنید وجرعه تلخ او را با طمانینه و خاطری جمع سرکشید . جبران خلیل جبران
همواره تنهایی ، توانایی به بار می آورد . اُرد بزرگ
انسان برتر از ابرانسان بسیار دور است . فریدریش نیچه
آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک . جبران خلیلجبران
اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . اُردبزرگ
نخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان با ترحمِ حقارت انگیزشان، انسان را،انسان بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساس گناه در مانده است، از پا میاندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواهی در آن حاکم است قلمرو آیین های اخلاقیو سیاست است. فریدریش نیچه
به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاش برایآزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سویپروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبران
تنها فرومایگان پس از پیروزی ، همآورد شکست خورده خویش را به ریشخند میگیرند . اُرد بزرگ
با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد. فریدریش نیچه
در رنجی که ما می بریم ، درد نه تنها در زخم هایمان ، که در اعماق قلب طبیعتنیز حضور دارد.در تغییر هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می یابند ،همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتش تحول می یابد. در دل هرزمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان است . جبران خلیلجبران
با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است . اُرد بزرگ
علم جهان را توضیح نمی دهد بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نبایددر نظر گرفت. فریدریش نیچه
شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریکبیافکنید ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید. جبران خلیلجبران
آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است . اُردبزرگ
ابرانسان است که می آفریند . فریدریش نیچه
از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فریدریش نیچه
نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . اُرد بزرگ
در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر انسان است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفیوجود دارد. فریدریش نیچه
آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشیو نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران
مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگترمی اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . اُرد بزرگ
همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایهفکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه ازسطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فریدریش نیچه
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . جبران خلیلجبران
در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید واگر نیافتید همان در را بشکنید . اُرد بزرگ
انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان میکنند. فریدریش نیچه
جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بودهاست و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند . جبران خلیل جبران
میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم اندازه نبروی کنونی ماست . اُرد بزرگ
فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داندکه کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فریدریش نیچه
همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است. جبران خلیل جبران
اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . اُرد بزرگ
آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فریدریش نیچه
براستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟
خداوند،درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که بادست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نیکی در انسان باید آزادانه جریان وتسرِی یابد . جبران خلیل جبران
خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . اُرد بزرگ
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبقخواست قدرت ما است. فریدریش نیچه
به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند . جبران خلیل جبران
میهمانی های فراوان از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . اُردبزرگ
با دیگران بودن آلودگی می آورد. فریدریش نیچه
گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچککلام نمی کنند . به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماویگزیند . جبران خلیل جبران
دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولیهیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند . اُرد بزرگ
باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابستهبه هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزشنمود کمتر از حقیقت است. فریدریش نیچه
اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیراآنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر وآشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران
اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . اُردبزرگ
نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگیبشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فریدریش نیچه
اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دلبدو برگشایید .
که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا . جبرانخلیل جبران