0

مقام جامع رسول خدا

 
a110m290
a110m290
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1390 
تعداد پست ها : 61
محل سکونت : اصفهان

مقام جامع رسول خدا

عرض شد نفس پيامبرf به وسعت هستي است و اشتياق بر پيامبرf و نزديكي به او به معناي نزديك‌شدن به قلبي است كه به وسعت هستي است، و اين قلب انسان به اندازه‌‌اي كه به پيامبرf نزديك شود، از رحمت كليه موجودات هستي برخوردار مي‌شود و از نور آن‌ها بهره‌مند مي‌گردد. خوشا بر احوالات قلبي كه با نظر صحيح و عارفانه بر پيامبرf احوالاتي از آن قلب قدسي را نصيب خود کرده است.
مقام پيامبرf مقام وجود جامعي است كه همه اسماء الهي در آن مقام به جامعيت موجودند و لذا همچنان که خود حضرت از عرش تا فرش وسعت دارد، زميني بودن بشر را با عالم غيب الهي تركيب مي‌كند.
در مقام جامعيت، قبليت و بعديت معني ندارد، همه قبلي‌ها و بعدي‌ها در آن مقام جمع‌اند، در نتيجه او وجهه تعادل‌بخش و هماهنگ‌كننده عالم هستي محسوب مي‌شود.
ما نبايد از موضوع مقام جامعيت پيامبرf به راحتي بگذريم و گرنه بسياري از روايات برايمان مبهم مي‌ماند، و نمي‌فهميم وقتي مقامي در جامعيت اسماء الهي قرار گرفت و شديت وجود پيدا کرد، چرا ملائکه به او سجده مي‌کنند و در خدمت صلوات فرستندگان به او قرار مي‌گيرند. از طرف ديگر متوجه هستيد که مقام دنيا، مقام كثرت و پراکندگي است و لذا علاوه بر قبل و بعد داشتن، طوري نيست که همه‌چيز در هر نقطه از آن جمع باشد، با توجه به اين دو نکته است که عرض مي‌شود؛ پيامبرfاز طريق رحمت محمّديه، انسان را از حقارتِ پستِ ضعيفِ مادونِ دنيايي، به وحدت ارزشمند الهي دعوت مي‌كند و تسليم‌شدگان به خود را به آن مقام مي‌كشاند.
راوي مي‌گويد: به ابوعبدالله صادقu گفتم: من وارد خانه كعبه شدم و هر چه فكر كردم دعائي به خاطرم نيامد جز صلوات بر محمد و آل محمد. ابو عبد الله گفت: اين را بدان كه هيچ كس به جايزه‏اي پربهاتر از جايزه تو دست نيافته است. جدم رسول خداf گفت: هر كس نام مرا بشنود و از صلوات بر من تغافل نمايد، خداوند او را از راه بهشت منحرف سازد».[1]
راستي چرا حضرت صادقu مي‌فرمايند آن فردي که در خانة کعبه وارد شده و دعايي جز صلوات نکرده به پر بهاترين بهره‌ها دست يافته است؟ آيا اين بدان جهت نيست که نزديکي به مقام رسول خداf نزديکي به حقيقت جامع اسماء الهيه است، مقامي که همة کمالات در جان مقدس او جمع است؟ و آيا اين نزديکي، نزديکي به پربهاترين بهره‌ها نيست؟
مقام قدسي پيامبرf مقام جامعيت همة اسماء الهي است، زيرا از طرفي اسم «الله»، اسم جامع حضرت اَحد است و پيامبرf مأمور به دعوت به «الله» است و خداوند به او فرمان داده که؛ «قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَي اللّهِ عَلَي بَصِيرَةٍ»،[2] اي پيامبر! بگو اين است راه من که از سر بصيرت دعوت به «الله» بکنم.
وقتي متوجه شديم «الله» اسم جامع الهي است و پيامبرf مأمور به دعوت بشريت است به اسم «الله»، يعني هر چه همة پيامبران در مقام نبوت‌هاي طول تاريخ دارند و هر کدام وجهي از حقايق را به بشريت عرضه کرده‌اند، آن حضرت همه را دارند و همة حقيقت را به بشريت ارائه مي‌دهند، حال نزديكي به پيامبرf يعني نزديكي به چنين مقام جامعي. البته و صد البته همان‌طور که عرض شد اين به شرطي است که تمام مظاهر اين مقام يعني اهل بيت آن حضرت نيز مورد توجه باشد. زيرا خود حضرت رسول‌fمي‌فرمايند: «مَنْ صَلَّي عَلَيَّ وَ لَمْ يُصَلِّ عَلَي آلِي لَمْ يَجِدْ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ خَمْسِ مِائَةِ عَام»؛‏[3] رسول خداf فرمود: هر كس بر من صلوات فرستد و بر آل من صلوات نفرستد بوي بهشت را كه از مسافت پانصد سال بوئيده شود، نبويد. اين بدين معني است که آن مقام را بايد در همة مظاهرش مورد نظر قرار داد تا به همة ابعاد آن مقام نزديک شده باشيم.
با توجه به مقام جامعيت ذات قدسي پيامبرf هيچ مانعي نمي‌تواند بين او و خالق او قرار گيرد، و هيچ‌چيزي نمي‌تواند حجاب بين او و مقصد اصلي هستي يعني حضرت «الله» باشد و لذا وقتي تقاضايي از حضرت پروردگار در ميان باشد اگر آن تقاضا در منظر نور محمديf با خدا در ميان گذارده شود بدون حجاب بالا مي‌رود و پس‌زده نمي‌شود، اميرالمؤمنينu فرمود: «... مَنْ صَلَّي عَلَي النَّبِيِّf رُفِعَتْ دَعْوَتُه»؛‏[4] هر كس صلوات بر پيامبر فرستد دعايش بلند شود.
و يا امام صادقu مي‌فرمايند: «مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْيَبْدَأْ بِالصَّلَاةِ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ يَخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَقْبَلَ الطَّرَفَيْنِ وَ يَدَعَ الْوَسَطَ إِذَا كَانَتِ الصَّلَاةُ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْه».‏[5]
هر كس به درگاه خدايU حاجتي دارد بايد به صلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم به صلوات بر محمد و آل محمد پايان دهد، زيرا كه خدايU كريم‏تر از آن است كه دو طرف دعا را بپذيرد، و وسط دعا را واگذارد و به اجابت نرساند زيرا صلوات بر محمد و آل محمد از او محجوب نيست.
در همين راستا آن حضرت مي‌فرمايند: «لَا يَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّي يُصَلَّي عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».[6] پيوسته دعا محجوب است تا بر محمد و آلش صلوات فرستاده شود.
و نيز مي‌فرمايند: «مَنْ دَعَا وَ لَمْ يَذْكُرِ النَّبِيَّ f رَفْرَفَ الدُّعَاءُ عَلَي رَأْسِهِ فَإِذَا ذَكَرَ النَّبِيَّf رُفِعَ الدُّعَاء».[7] هر كه دعائي كند و نام پيغمبر را نبرد آن دعا بالاي سرش (چون پرنده‏اي) بچرخد، و چون نام پيغمبرf را برد دعا بالا رود.
و نيز وقتي متوجه جايگاه مقام جامعيت رسول خداf بوديم مي‌فهميم چرا امام معصوم مي‌فرمايند در ميزان اعمال انسان هيچ‌چيز به وزن صلوات بر محمد و آل او نخواهد بود. روايت مي‌فرمايد:
«عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا«عليهماالسلام» قَالَ مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْ‏ءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُهُ فِي الْمِيزَانِ فَتَمِيلُ بِهِ فَيُخْرِجُ f الصَّلَاةَ عَلَيْهِ فَيَضَعُهَا فِي مِيزَانِهِ فَيَرْجَحُ بِه».‏[8]
محمد بن مسلم از يكي از دو امام باقر و صادق«عليهماالسلام» حديث كند كه فرمود: در ميزان چيزي سنگين‏تر از صلوات بر محمد و آل محمد نيست، و همانا مردي باشد كه اعمالش را در ميزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او درآيد و آن را در ميزان نهد پس به سبب آن سنگين گردد و بر كفه ديگر بچربد.
زيرا تمام اعمال اگر از منظر نور جامع محمدي انجام گيرد، حقانيت ديگري خواهد داشت و اين در حالي است که در قيامت آنچه وزن دارد «حق» است و خدا فرمود: «وَالْوَزْنُ يوْمَئِذٍ الْحَق»[9] در آن روز وزن و سنگيني مربوط به حق است. و با نظر به مقام پيامبرf و اهل بيت آن حضرتh اعمال انسان به عالي‌ترين شکل خود جهت مي‌گيرد و لذا در نهايتِ حقانيت واقع مي‌شود، و صلوات بر محمد و آل اوh موجب جهت‌گيري انسان به سوي آن ذوات مقدس حقاني در همة امور خواهد بود.


[1] - «گزيده كافي»، ج‏1 ، ص316.
[2] - سوره يوسف، آيه 108.
[3]- «أمالي الصدوق»، المجلس السادس و الثلاثون، ص 200.‏
[4] - «بحار الأنوار»، الجامعة لدرر أخبار أئمة الأطهار، ج‏10، ص 109.
[5] - «الكافي»، ج‏2، ص 494.
[6] - «الكافي»، ج‏2، ص491.
 
[7] - «الكافي»، ج‏2، ص 491.
[8] - «الكافي»، ج‏2 ، ص 494.
[9] - سوره اعراف، آيه 8.

 

 

یاعلی ابن ابیطالب

 

 

 

 

سه شنبه 25 بهمن 1390  11:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها