چشم زخم
12. چشم شور
بسیارى از مردم معتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چیزى بنگرد، ممكن است آن را از بین ببرد یا در هم بشكند و یا به نحوى به آن صدمه بزند و اگر انسان است او را بیمار یا دیوانه كند.
در روایات اسلامى، تعبیرات مختلفى دیده مىشود كه وجود چنین امرى را تأیید مىكند. در نهجالبلاغه آمده است: «العَیْنُ حقٌّ و الرُّقى حقٌّ» ؛ «چشمزخم حق است و توسل به دعا براى رفع آن نیز حق است.» این حالت، ناشى از نوعى حسد است و انسان حسود وقتى چیزى را مشاهده مىكند كه در نظرش بسیار شگفتآور باشد، حسدش تحریك شده و با همان نگاه، زهر خود را مىریزد.
قرآن مجید از تلاش كافران براى چشمزدن نسبت به رسول اكرم(صلى الله علیه و آله) خبر مىدهد (آیه و ان یكاد). همچنین حضرت یعقوب(علیه السلام) براى این كه فرزندانش توجه مردم را به خود جلب نكنند و چشمزخمى به آنها نرسد، طبق نقل قرآن، دستور داد كه هنگام ورود به مصر از یك دروازه وارد نشوند بلكه از دروازههاى مختلف وارد شوند تا دشمن به آنها گزندى نرساند: «...یا بُنَىَّ لاتَدْخُلوا مِنْ بابٍ واحِدٍ...» ؛ «فرزندانم، از یك دروازه، وارد نشوید.»
13. چشم كور
افراد منافق و بىایمان نه از خود نورى دارند كه راه خدا را بپیمایند و نه از نور خدایى، بهرهمند هستند. آنها در تیرگىها به سر مىبرند و اگر هم نورى براى روشن كردن راه خود فراهم كنند، خداوند آن را فوراً خاموش مىكند و آنها همواره متحیّر و سرگردان در تیرگىها رها هستند: «...و تَرَكَهُم فى ظُلُماتٍ لایُبْصِرون» ؛ اینگونه افراد هم از نورى كه راه را فرا رویشان روشن مىكند محروم هستند و هم از دیده بینا.
14. چشم حقارت
این نوع چشم، مخصوص افراد لجوج و مستكبر است كه همه چیز را در مال و ثروت مىبینند و به افراد صالح و مؤمن و مستضعف در جامعه با دیده حقارت نگاه مىكنند و عامه مردم را جزو اراذل و اوباش مىپندارند: «و لااَقولُ لِلَّذینَ تَزْدَرى اَعْیُنُكُم لَنْ یُؤْتِیَهُمُ اللّهُ خَیْراً» ؛«من هرگز درباره این افراد كه در چشم شما حقیرند نمىگویم كه خداوند هیچ خیر و پاداش نیكى به آنها نخواهد داد.» صاحبان این نوع چشم كه معتقدند افراد صالح، لایق هیچگونه پاداش و مزدى نیستند، در پیش خداوند و وجدان در صف ستمگران خواهند بود.
خداوند كیفر آنان (ظالمان) را به تأخیر مىاندازد تا آن روزى كه چشمها خیره و حیران مىشود. در آن روز سخت، ستمكاران، هراسان سر به طرف بالا مىبرند و چشمها بىحركت و دلهایشان مضطرب خواهد بود.
15. چشم خیانتكار
قرآن مجید برخى از چشمها را خیانتكار معرفى مىكند و آگاهى از آنها را در انحصار علم خدا مىداند و مىفرماید: «یَعْلَمُ خائِنَة الاعْیُنِ و ما تُخْفِىالصُّدورُ» ؛ «خداوند به خیانت چشمها و اندیشههاى نهانى دلهاى مردم، آگاه است.» اگرچه هر عضوى از بدن انسان را خیانتى است چه در عیان و چه در نهان، ولى جز چشم، هیچ یك از اعضا به عنوان عضو خائن معرفى نشده است؛ زیرا اولاً نگاه چشم سرّىتر، نفوذش سریعتر و فرجامش از سایر اعضا خطرناكتر است؛ ثانیاً چشم در خیانت خود نیاز به مباشرت ندارد و از راه دور هم مىتواند از دیدن صحنهاى لذت ببرد؛ ثالثاً چشم، منشأ خیانت سایر اعضا یا دست كم یارىبخش آنهاست، ولى سایر اعضا چنین نیستند.
16. چشم ناتوان
چشمى است كه در پى جستجوى خلل و نقصان در نظام عالم بزرگ است. وى مىخواهد با پیدا كردن نقص و كاستى، مجموعه جهان هستى را زیر سؤال ببرد، اما از دیدن نقص در عالم هستى درمانده مىشود و ناكام مىماند: «ثُمَّ ارْجِعِ البَصَرَ كَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْكَ البَصَرَ و هُوَ خاسِئاً و هُوَ حَسیرٌ.»
17. چشم خیره و بىحركت
حالتى است كه در محشر به كافران و گناهكاران دست مىدهد. مجازاتهاى آن روز آنقدر وحشتناك است كه این ستمگران از شدت ترس، گردنهاى خود را برافراشته و به سوى آسمان بلند كرده و حتى پلكهایشان بىحركت مىماند و گویى چشمانشان مىخواهد از حدقه بیرون بیاید و آنچنان وحشتى سراسر وجودشان را فرامى گیرد كه چشمانشان از حركت مىایستد و خیرهخیره به آن صحنه نگاه مىكنند: «انّما یُؤَخِّرُهُم لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فیِهِ الابْصارُ مُهْطِعینَ مُقْنِعى رُؤُسِهِم لایَرْتَدُّ اِلَیْهِم طَرْفُهُم...» ؛ «خداوند كیفر آنان (ظالمان) را به تأخیر مىاندازد تا آن روزى كه چشمها خیره و حیران مىشود. در آن روز سخت، ستمكاران، هراسان سر به طرف بالا مىبرند و چشمها بىحركت و دلهایشان مضطرب خواهد بود.