فشردگي تقويم مسابقات ليگ برتر و در پيش بودن رقابتهاي حذفي، ليگ قهرمانان آسيا و تيمملي كار را بهنوعي سخت كرده است.
باشگاهها از اين كه هر 4 روز يكبار بايد به ميدان بروند شاكياند (در اين بين نمايندگان حاضر در ليگ قهرمانان آسيا فشار بيشتري را تحمل ميكنند) و كادر فني تيم ملي نيز براي برنامهريزي بهتر با مشكلاتي مواجه است. اصطكاكهايي كه اين اواخر بين كارلوس كرش با برخي مربيان ليگ برتري از جمله پرويز مظلومي به وجود آمده نيز به دليل همين جريانات بوده كه هركدام خود را محق دانستهاند.
نخستين بار كارلوس كرش در طرحهايي كه براي پيشرفت فوتبال كشور به فدراسيونيها ارائه كرده بود، موضوع كاهش تعداد تيمها را مطرح كرده بود. باور وي اين است كه با كمشدن تعداد تيمها كيفيت ليگ بالا خواهد رفت، چرا كه تعداد بازيكنان محدودتر ميشود و باشگاهها هم بهترينها را جذب خواهند كرد. كرش همچنين مدعي است با اين طرح برنامهريزي براي تيم ملي راحتتر خواهد بود. اين در شرايطي است كه مربياي مثل مجيد جلالي مخالف صريح اين طرح است و عنوان ميكند با يك برنامهريزي بهتر ميتوان با همين 18 تيم ليگ را بخوبي اداره كرد. اما عزيز محمدي، رئيس سازمان ليگ برتر در پاسخ به پرسش تكراري ما در اين باره ميگويد: اين بحث همواره مطرح بوده و فعلا نميتوان درباره آن به طور دقيق اظهار نظر كرد. من البته احتمال كاهش تعداد تيمها را رد نميكنم، چرا كه در سيستم امتيازدهي كنفدراسيون فوتبال آسيا براي صدور پروانه حرفهاي، تعداد زيادي از باشگاهها دچار مشكل هستند و بايد ديد چند باشگاه ميتوانند به استانداردهاي لازم دست يابند. اما اين كه خودمان بخواهيم تيمها را كاهش دهيم، تحت هيچ شرايطي براي فصل آينده امكانپذير نيست. اين كار بايد از قبل كارشناسي شود و هيات رئيسه فدراسيون هم آن را تصويب كند، ضمن اين كه ما اواسط نيمفصل دوم را پشت سر گذاشتهايم و فعلا نميشود كاري كرد. اگر چنين تصميمي اتخاذ شود، بايد از قبل به اطلاع همه باشگاهها برسد و فرمول مشخصي در نظر گرفته شود نه اين كه يكباره در وسط فصل بياييم تعداد تيمها را كم كنيم.
به طور دقيق نميتوان گفت كاهش تيمها در شرايط كنوني ميتواند براي پيشرفت ليگ ايران مفيد باشد يا خير. پارامترهاي زيادي وجود دارند كه ميتوانند اين فرضيه را بهانهاي براي بهتر شدن نمايش دهند و در عوض برخي نظريههاي مخالف هم بيپاسخ ماندهاند و نمايشگر اين هستند كه در چنين اوضاعي 18 تيم براي كشور پهناور ايران و اين جمعيت فوتبالي ميتواند جوابگو باشد.
ليگ قهرمانان آسيا
تصميمي كه AFC براي كاهش سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا در فصل جديد اين مسابقات گرفته است نشان ميدهد باشگاههاي ايراني با استانداردهاي لازم فاصلههاي بسياري دارند و اگر همين رويه پيش برود بايد منتظر تهديدهاي ديگري عليه ليگ برتر كشورمان بود. حضور تماشاگران پرشمار در سالهاي قبل بهانه خوبي بود تا نمايندگان كشورمان ضعفهاي ساختاري خود را پوشش دهند، ولي كنفدراسيون فوتبال آسيا در راستاي حرفهايكردن فوتبال در قاره كهن قيد اين مهم را زده و 2 سهميه را از مجموع سهميههاي كشورمان كاسته است. نگاهي به تعداد سهميههاي AFC كه براي ليگهاي مختلف در نظر گرفته، شايد تفاوتهاي ليگ ايران را با اين كشورها نشان دهد.
در غرب آسيا كشور قطر اكنون داراي 4 سهميه قطعي شده است. عربستان 3 سهميه قطعي و يك سهميه در پليآف دارد. امارات هم از شرايطي مشابه با عربستان برخوردار بوده و ازبكها كه قبلا فقط 2 سهميه داشتند حالا 3 سهميه قطعي و يك سهميه در پليآف دارند. اين در شرايطي است كه ايران تنها 2 سهميه قطعي دارد و 2 سهميه در پليآف كه با رويارويي استقلال و ذوبآهن در مرحله پليآف، عملا يكي از سهميههاي كشورمان در اين مرحله حذفي از دست رفت تا داراي 2 سهيمه قطعي و يك سهميه در پليآف شود. در شرق قاره هم ژاپن، پرچمدار فوتبال نوين در قاره كهن صاحب 4 سهيمه است. چين و كرهجنوبي هر كدام 3 سهيمه به علاوه يك سهميه در پليآف دارند. استراليا 2 سهميه قطعي و يك سهميه پليآف، تايلند يك سهميه قطعي و يك تيم هم در پليآف و اندونزي هم تنها يك تيم در مرحله پليآف دارد. اين تقسيمبندي بر اساس امتيازدهي ليگهاي كشورهاي حاضر در ليگ قهرمانان صورت گرفته و نشان از مشكلات ليگ كشورمان به لحاظ زيرساختهاي تيمها دارد.
شرايط ليگهاي حرفهاي
تعداد تيمهاي ليگ برتر ايران در حالي از نظر برخي مربيان و كارشناسان زياد به نظر ميرسد كه مقايسه آن با ليگهايي كه درگير مسابقات ليگ قهرمانان آسيا هستند، نشان ميدهد بسياري از كشورهاي آسيايي كه داعيه توسعه در فوتبال دارند از تعداد تيمهاي كمتري در ليگهاي حرفهاي خود برخوردار هستند و در شرايط مختلف نيز تعداد تيمها را كاهش يا افزايش دادهاند. ژاپن را تقريبا همه كارشناسان به عنوان پرچمدار فوتبال در قاره آسيا ميدانند كه نتايج آن در همه عرصهها نيز جاي هيچ گونه ترديدي باقي نميگذارد. ژاپنيها هم اكنون 18 تيم در جي ليگ خود دارند كه در اين فصل با قهرماني كاشيوا ريسول خاتمه يافت. براساس فرمولي كه چشم باداميها در ليگ خود به كار ميگيرند هر سال 3 تيم پايين جدول سقوط ميكنند. ژاپن در حالي فوتبال حرفهاي خود را با 18 تيم پي ميگيرد كه از سال 93 جي ليگ را با حضور 10 تيم استارت زد. سال بعد اين تعداد به عدد 12 افزايش يافت. در سال 95 نيز 2 تيم ديگر به تعداد قبلي اضافه شدند تا جي ليگ 14 تيمي شود. اين رويه در سال 96 با افزايش 2 تيم ديگر ادامه يافت و در سال 97 آنها فقط يك تيم به جمع قبل افزودند. در سال 98 هم يك تيم ديگر اضافه شد تا ليگ پرسروصداي ژاپن 18 تيمي شود. اما جالب اين كه مسوولان اين ليگ درست يكسال بعد تصميم به كاهش تعداد تيمها گرفتند و ليگ را 16 تيمي كردند كه اين تعداد تا سال 2005 پابرجا ماند و از اين سال بار ديگر 18 تيمي شد. ژاپن با همين 18 تيم كار خود را در جي ليگ پي ميگيرد.
نكته: نخستين بار كرش در طرحهايي كه براي پيشرفت فوتبال كشور ارائه كرده بود، موضوع كاهش تعداد تيمها را مطرح كرد. باور وي اين است كه با كمشدن تعداد تيمها كيفيت ليگ بالا خواهد رفت
اما در كي ليگ كره جنوبي شرايط متفاوت است و سران فوتبال اين كشور بر خلاف ژاپنيها حضور 16 تيم را براي ليگ حرفهاي كافي دانستهاند. در اين ليگ كه فصل جديد آن با قهرماني چونبوك موتورز خاتمه يافت 3 تيم به يك رده پايينتر سقوط ميكنند. جالب اين كه ليگ كره در سالهاي 2009 و 2010 با 15 تيم برگزار ميشد و طي سالهاي 2006 تا 2008 هم 14 تيم در آن حضور داشتند. كي ليگ در سال 2005 نيز 13 تيمي بود اما اكنون مسوولان اين كشور معتقدند زمينه براي افزايش تعداد تيمها مهيا نيست و فوتبال اين كشور كه لژيونرهاي زيادي در تيمهاي مطرح اروپايي دارد با 16 تيم در ليگ حرفهاي به كار خود ادامه ميدهد.
در سوپر ليگ چين با آن وسعت و جمعيتي كه اين كشور دارد تنها 16 تيم حاضر هستند كه امسال گوانگژو بالاتر از بيجينگ گوان به مقام قهرماني دست يافت. در اين ليگ 2تيم سقوط ميكنند تا 2 تيم از ليگ 14 تيمي دسته اول به جمع حرفهايها راه يابد.
استراليا هم كه مسابقات حرفهاي خود را تحت عنوان اي ليگ برگزار ميكند 10 تيم را براي اين رقابتها كافي دانسته است. تيم سنترال كاستار مارينرس در اين فصل از ليگ حرفهاي كانگوروها توانسته قهرماني زودهنگام را بهدست آورد. در ليگ حرفهاي اين كشور مسابقات پليآف براي تعيين تيم سقوطكننده و جايگزين آن در نظر گرفته شده است. اين فرمول تقريبا در كمتر ليگ ديگري به اجرا در ميآيد.
در شرق آسيا كشورهاي تايلند و اندونزي هم در فهرست كشورهاي حاضر در ليگ قهرمانان آسيا هستند. تايلنديها ليگ برتر فوتبال خود را با 18 تيم برگزار ميكنند كه در پايان فصل هم 3 تيم از اين جمع به رده پايينتر سقوط ميكند، ولي در اندونزي كه توانسته خود را در بين حاضران ليگ قهرمانان آسيا قرار دهد 12 تيم را براي ليگ خود كافي ميداند. از اين جمع 12 تيمي، 2 تيم به يك رده پايينتر سقوط ميكنند.
غرب آسيا
اما در غرب آسيا كه ايران نيز در همين تقسيمبنديها قرار دارد نيز شرايط تقريبا با ليگ كشورمان متفاوت است. هرچند اكثر كشورهاي منطقه به لحاظ وسعت و جمعيت عمومي و نيز پتانسيل فوتبالي با ايران قابل قياس نيستند، اما به لحاظ ساختاري شرايطي به مراتب متفاوت در باشگاهداري دارند و جالب اين كه تعداد تيمهاي حرفهايشان هم كمتر از ايران است. عربستان كه شايد از قويترين ليگ در بين كشورهاي عربي برخوردار است ليگي 14 تيمي دارد كه اين بار الاهلي پيشتاز آن است و تيم معروف الاتحاد هم با قرار گرفتن در مكان ششم از روزهاي بدش خبر ميدهد. در ليگ عربستان 2 تيم سقوط ميكند كه در فصل جاري الرائد و الانصار كانديداهاي اصلي سقوط هستند. ليگ حرفهاي امارات هم با 12 تيم كار خود را پي ميگيرد كه در پايان هر فصل 2 تيم از اين جمع به دسته اول سقوط ميكند. در ليگ ستارگان قطر هم شرايط مشابهي را شاهد هستيم. اما ازبكها كه پيشرفت چشمگيري داشتهاند و سهميههاي بيشتري را هم در ليگ قهرمانان آسيا كسب كردهاند ليگي 14 تيمي دارند. در اين ليگ 2 تيم سقوط ميكند و جاي خود را به تيمهاي اول و دوم ليگ دسته اول ميدهد. امسال بنيادكار قهرمان ليگ شد و تيم ناساف با سنتشكني بين تيمهاي بنيادكار و پاختاكور، در مكان دوم قرار گرفت.
اما ليگ برتر ايران كه از سال 80 با 10 تيم آغاز به كاركرد و در سال سوم 16 تيمي و سال هفتم عمر خود 18 تيمي شد اكنون زمزمههاي كاهش تعداد تيمها را ميشنود. مقايسه آماري تعداد تيمهاي حاضر در ليگ كشورمان با ليگهاي ديگري كه از شرايط بهتري در آسيا برخوردارند نشان ميدهد كه آنها ميتوانند الگوي خوبي براي ليگ كشورمان باشند