وجمعه ها
غروب،
چشمهای من،
بسکه جاده رانگاه کرده
دردمی کنند.
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين[هود/86]
وتوای خیرکثیر!
هنوزشهرکوفه وسرنوشت حسین رابهانه می کنی؟!
نامه های مان که به خط کوفی نبود؛
پس ازکجاخبریافتی که ما آب کوفه رانوشیده
ودست سوی کیسه های زر درازکرده ایم؟!
توبازهم صبرمیکنی.
این جمعه هم گذشت
وبازغیبت خوردپای اسم قشنگت.
که جایت،مثل اینکه، کنارمان خالی نیست!
توبازصبرمیکنی
ولی این رابدان که اینجاکاری ازدست کسی برنمی آید
جزاینکه همه چشم به افق دوخته ایم.(إِنَّا مُنتَظِرُونَ )[انعام/158]