0

سجده ابدي

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

سجده ابدي

 

بعد از نماز صبح و خواندن زيارت عاشورا،به سمت منطقه مورد نظر در تپه هاي فكه حركت كرديم.از روز قبل،يك شيار را نشانه كرده بوديم و قرار بود آن روز درون آن شيار به تفحص بپردازيم .پاي كار كه رسيديم ،بچه ها بسم الله گويان شروع كردن به كندن زمين .چند ساعت شيار را بالا و پايين كرديم،ولي هيچ خبري نبود،نشانه هاي رنج و غصه در چهره بچه ها پديدار شد.نا اميد شده بوديم.مي خواستيم به مقر بر گرديم،اما احساس نا شناخته اي روح ما را به خود آورده بود.انگار يكي مي گفت:نرويد..شهدا را تنها نگذاريد…بچه ها كه مي خواستند دست از كار بكشند،مجددا خودشان شروع كردندبه كار.تا دم اذان ظهر تمام شيار را زير و رو كردند.درست فقط اذان ظهر بود كه به نقطه اي كه خاك نرمي داشت،برخورديم و اين نشانه خوبي بود.لايه اي از خاك را كنار زديم.يك گرمكن آبي رنگ نمايان شد.به آنچه كه مي خواستيم رسيديم.اطراف لباس را از خاك خالي كرديم تا تركيب بدن شهيد بهم نخورد،پيكر جلوي مان قرار داشت.متوجه شديم شهيد به حالت سجده بر زمين افتاده است.پيكر مطهر را بلند كرده و به كناري نهاديم و براي پيدا كردن پلاك،خاكهاي محل كشف او را سرند كرديم ولي متاسفانه از پلاك خبري نبود.بچه ها از يك طرف خوشحال بودند كه سرانجام شهيدي را پيدا كرده اند و از طرف ديگر ناراحت بودند كه آن شهيد عزيز شناسايي نشد و همچنان گمنام باقي مي ماند.كسي چه مي داند؟شايد آن عزيز،هنوز هم گمنام باقي مانده باشد.

تفحص ص 166 سيد بهزاد پديدار

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 30 دی 1390  9:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها