0

آنان‌که غلط می‌اندیشند

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

آنان‌که غلط می‌اندیشند

 

از ابتدای شکل‌گیری فلسفه، یکی از مهم‌ترین شاخه‌های آن «منطق» یا Logics نامگرفت. این شاخه‌ی فلسفه که امروزه «معرفت‌شناسی» یا Epistemology نیز نامیده می‌شود، به‌دنبال این است که ملاکی به‌دست دهد که ‌«اندیشه‌ی صحیح» را از «اندیشه‌ی ناصحیح» افتراق دهیم. انسان‌ها به‌طور دائمی در حال فکرکردن هستند اما بسیار پیش‌می‌آید که در حال «غلط فکرکردن» باشند! سال‌های سال، تصور عمومی بر این بود که تعداد دندان‌های مردان، بیش ‌از زنان است و حتی بزرگانی چون «ارسطو» نیز به این باور، گردن نهاده بودند! قرن‌ها باور عمومی این بود که خورشید به دور زمین می‌گردد و حتی دانشمندانی چون «بطلمیوس» هم این باور را کاملاً علمی می‌دانستند! امروزه این باورها برای ما مضحک به‌نظر می‌رسند، کدام‌دسته از باورهای ما برای آیندگان، مضحک جلوه خواهند کرد؟!

در این نوشته‌ی کوتاه، برخی از اندیشه‌های نادرست را با شما درمیان می‌گذارم:  

اعتقاد به گذشته‌ی‌ طلایی

برخی از انسان‌ها به گذشته‌ی طلایی باور دارند. آنان خیال می‌کنند در قرن‌ها و دهه‌های پیش، همه‌چیز خوب و خوش و قشنگ بوده و افکار جدید، رویکرد‌های تازه، تکنولوژی و «مدرنیته» باعث گرفتاری و دغدغه و مشکلاتِ انسان شده است. این افراد هر چیزی که مربوط به قُدَما باشد یا ریشه در سنت‌های کهن داشته باشد را می‌ستایند و به هر دستاورد تازه‌ی بشری، به‌ چشم دشمنی می‌نگرند که به حریم مقدس‌شان حمله کرده است! از نظر چنین افرادی، هر نوع «داروی گیاهی»، بهتر از «داروهای شیمیایی» است. آنان «گل‌گاوزبان» و «حجامت» را دوای هر دردی می‌دانند و مشورت با یک «ریش‌سفید» را همواره درست‌تر از مشاوره با یک متخصص مشاوره و روان‌درمانی می‌انگارند. چنین طرز فکری، زمینه‌ساز این است که برخی افراد با سوءاستفاده از احساساتِ مذهبیِ مردم، دکان بازکنند و در پاسخ به هر چالش و پرسشی که در برابر آنان مطرح‌شود، افکار و روش‌های خود را به دین منتسب کنند و پشتِ اعتقادات مذهبی مردم، سنگر گیرند تا مجبور نباشند در برابر ناکارآمدیِ روش‌های‌شان پاسخ‌گو باشند.  

اعتقاد به نوگرایی

در مقابلِ کسانی‌که هر چیزِ کهن را تقدیس می‌کنند، افراد دیگری قراردارند که از آن طرفِ بام فرومی‌افتند! این افراد هر چیز جدید را نماد پیشرفت و رشد می‌دانند، آنان هر سبک و سیاقِ جدیدی را نشانه‌ی آرمان شهر بشری می‌انگارند و به‌طور دائمی در جست‌و‌جوی روشِ جدید، آیین جدید، مذهبِ جدید، مُد ‌لباس جدید، سبک آرایش جدید و دکوراسیونِ تازه هستند. «خلاقیت» و «نوطلبی» جزو مهارت‌های زندگی هستند ولی افراطِ در آن‌ها نیز به‌جز افزودن بر هزینه‌ها و اتلاف منابع، ثمری ندارد. گروهی نیز برای آنان‌که هر چیزِ نویی را می‌پرستند، دکان باز‌می‌کنند! تبلیغات پرطمطراق شبکه‌های ماهواره‌ای پُر است از معرفی روش‌های تازه، محصولاتِ جدید، درمان‌های از راه رسیده و داروهای تازه از تنور درآمده! 

اعتقاد به راه یگانه

اگر بیماری افسردگی یک نفر با «شناخت درمانی» مرتفع شده است، معنایش این نیست که هر روشی به‌جز این روش، برای درمان افسردگی، غلط است. اگر فردی موفق شده با عضویت در جلسات گروه‌های خودیاری مانند «انجمن معتادان گمنام» Narcotics Anonymus از اعتیاد رهایی یابد، به این معنا نیست که هیچ فردی بدون عضویت در این گروه‌ها نمی‌تواند از اعتیاد برهد. تصور این‌که تنها یک راه برای حل مسأله وجوددارد و آن هم همانی است که من با آن، مسأله‌ام را حل کرده‌ام زمینه‌ساز تعصب و تحجر است. افرادی که چنین طرز تفکری دارند، گاهی برای دفاع از آن‌چه آن را «یگانه راه سعادت و رستگاری» می‌دانند، دست به خشونت‌هایی می‌زنند که انگشت بر دهان می‌مانیم که «آیا اینان رستگارانند؟!»

«برتراند راسل»، ریاضی‌دان  و فیلسوف برجسته می‌گوید: «هرگاه برای دفاع از عقیده‌تان دست به خشونت زدید، بدانید عقیده‌ی شما فاقد پشتوانه‌ی استدلالی‌ست که اگر چنین نمی‌بود، برای دفاع از آن، وادار به استفاده از خشونت نمی‌شدید.» 

دکتر محمدرضا سرگلزایی- روان‌پزشک

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 30 دی 1390  4:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها