دلم قرار نمىگيرد از فغان، بىتو
سپندوار ز كف دادهام عنان، بىتو
ز تلخكامى دوران نشد دلم فارغ
ز جام عيش لبى تر نكرد جان، بىتو
چون آسمان مهآلودهام ز تنگدلى
پر استسينهام از انده گران، بىتو
نسيم صبح نمىآورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان، بىتو
لب از حكايتشبهاى تار مىبندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان، بىتو
چو شمع كشته ندارم شرارهاى به زبان
نمىزند سخنم آتشى به جان، بىتو
ز بيدلى و خموشى چو نقش تصويرم
نمىگشايدم از بىخودى، زبان، بىتو
از آن زمان كه فروزان شدم ز پرتو عشق
چو ذرهام به تكاپوى جاودان، بىتو
عقيق صبر به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شكرين دهان، بىتو
گزاره غم دل را مگر كنم چو امين
جدا ز خلق به محراب جمكران، بىتو
حضرت آيةالله خامنه اى