0

باران

 
rasool110
rasool110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 269
محل سکونت : تهران

باران

اران می بارد........

تند تند تند.........

فرصت خوبیست.........

فرصت خوبیست که غبار های روحم را در بارانت محو کنم........

باران تو هم چنان می بارد......

اما هنوز نفسم اجازه نداده است که در زیر آسمانت بایستم........

بایستم و روحم را پاک گردانم..........

میدانم........... میدانم..........

میدانم که باران تو همیشگیست.........

رحمت تو باران است........

و من هم بالاخره می آیم........

می آیم و به گسترده رحمتت چنگ میزنم.........

می آیم و روحم را در باران رحمتت پاک میگردانم.........

کاش میتوانستم هرچه زودتر نفس خبیثم را بکشم......... آن نفس سرکش را...........

امید دارم به رسیدن چنین روزی.......

و آن روز ، روز خوبی هاست.........

تو کمکم کن تا هرچه زودتر از شرش خلاص شوم..........

از شر نفس بد طینتم خلاص شوم.......

خلاص شوم و بدون چتر به زیر بارانت بیایم.........



پ . ن : درد دل مرسده

پ .ن 2: خدایا! تو هستی ، همیشه و همه جا....این منم که فاصله گرفتم از معبودم........

عشاق

دوشنبه 26 دی 1390  2:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها