آن چه را كه براي خود نمي پسندي براي ديگران هم مپسند .
زيرا هر چه به ديگران كني ، همان عينا به تو باز مي گردد و با هر دستي بدهي با همان دست مي گيري .
پس كسي كه از ديگران انتقاد نمي كند ، در واقع خودش را از ملامت رها مي كند . سرزنش كنندگان همواره مورد سرزنش قرار مي گيرند ، زيرا آن ها در طيف انتقاد زندگي مي كنند .
اين افراد به بيماري روماتيسم هم مبتلا مي شوند ، زيرا انديشه هاي اسيدي شان سبب مي شود كه در خونشان اسيد توليد شود و همين سبب درد مفاصل مي شود .
ناراحتي هاي پوستي حاكي از آن است كه زير پوست ، ناراحتي از شخصي وجود دارد . يعني شخصي سبب رنجش شما شده يا شما را عصباني كرده است .
حال مي بينيم كه اين خود آدم است كه جهت دهي و مسير اين قدرت الهي را تعيين مي كند . اگر با اين قدرت هم طيف شود ، همه چيز زير پايش قرار مي گيرد .
همه ي گوسفندان ، گاوان و چهار پايان صحرا و تمام مرغان هوا و نيز ماهيان دريا و هر چه در جهان وجود دارد ، در اختيار توست .
پس مي بينيم كه چه قدرت و شكوهي براي آدمي تصور شده است .
بشر بر همه عناصر ، قدرت و تسلط دارد . فقط بايد بتواند برخيزد . امواج و بادها را توبيخ كند تا آرامش كامل پديد آيد .
انسان قدرت اين را دارد كه بر همه چيز مسلط شود . پس هر بار كه به آرزويي مي رسيم ، قدرت و تسلط خود را ثابت مي كنيم .
چشم بصيرت داشتن : يعني فقط خوبي ها را ديدن و از ظاهر مخالف امور آزرده نشدن .
طبق ظاهر امر قضاوت نكنيد بلكه با توجه به حقيقت قضاوت كنيد .
يكي از قوانين فوق العاده ، بي اعتنايي است ، بايد بدانيد كه هيچ امري نمي تواند اسباب رنجش شما را فراهم آورد .
در ضمني كه خودخواهي و اراده شخصي سبب شكست و ناكامي مي شود ، اگر خداوند خانه اي را بنا نكند بنايانش زحمت بيهوده مي كشند .
قوه تخيل ، قدرتي خلاق است . اگر تصوير ترس را در ذهن خود مجسم كنيد ، بي شك همان چيزي كه از آن مي ترسيد نصيبتان مي شود و آن نتيجه ي خيال واهي و مخرب خودتان است . ولي با چشم بصيرت ، انسان ها فقط مي توانند حقيقت را ببينند . زيرا در آن صورت فقط ماوراي شر را مي بينند و يقين دارند كه در آن خيري نهفته است . آدمي از اين طريق بي عدالتي را به عدل تبديل مي كند و با خير خواهي خود ، دشمن را از پا در مي آورد . صاحب چشم بصيرت ، به سربازان غيبي قدرت ، دلگرم است . چون در آن صورت جز پيروزي چيز ديگري نمي بيند .
قانون اسرار آميز بي اعتنايي ، شگفت انگيزترين قانون است . زيرا براي اجراي اين قانون الزاما بايد به مقام بصيرت رسيد . يعني مرحله و مقامي كه ديگر عالم محسوسات و عالم خارج ، ذره اي بر كار ذهن انسان اثر ندارد . بنابراين ، بي درنگ مي تواند با ذهن الهي متحد شود . زندگي اغلب مردم ، توالي آشفتگي ها و اختلالات است و مواردي نظير فقر و تنگدستي ، از دست دادن ، محدوديت ، مادر شوهر ، مادر زن ، صاحب خانه ، بدهي و بي عدالتي ها را رديف كرده اند .
زماني اين جهان به نام ( دره اشك ها ) مشهور بود . زيرا مردم نمي توانستند مشكلات خود را حل كنند و خودشان در نبردهايشان مي جنگيدند و بارها را به دوش مي كشيدند . اگر قضاوت انسان بر اساس ظاهر امر باشد ، مدام خود را در ميدان نبرد مي يابد ، ميدان نبردي كه همه در شرايط بدي قرار گرفته اند و مدام بايد با فقدان و محدوديت دست و پنجه نرم كنند .
اگر چشم شوم داشته باشي ( يعني همه ي شرايط را منفي ومخالف خود تصور كني ) تمام جسمت در تاريكي فرو مي رود . بنابراين ، اگر نور ظلمت در تو جاري شود ، آن گاه دچار چه ظلمت عظيمي خواهي شد . )
نور وجود ، يعني همان داشتن چشم بصيرت يا قوه ي تخيل .
پس اگر چشم بصيرت داشته باشي ( و فقط از يك مجرا بنگري ) فقط يك قدرت و يك طرح و يك طراح را مي بيني و تمام وجود و اعمالت مملو از نور مي شود .
هر روز چنين تصور كنيد كه در نور خدا حمام كرده ايد .
اين نور دروني ، قدرتي بي همتا و تسليم ناشدني است كه هر چه در آن طرح الهي نباشد ، از بين مي برد .هر آن چه را كه ظاهر بيماري ، فقر ، محدوديت و فقدان داشته باشد از ميان بر مي دارد . و هر اوضاع و احوال مخالفي يا هر سلاحي را كه به سوي شما نشانه گرفته نابود مي كند .
اگر چشم بصيرت داشته باشيم ، اين نور در خدمت خودمان خواهد بود . ولي بايد ياد بگيريم كه اين نور را مي توانيم با همان اطميناني كه چراغ برق را روشن مي كنيم ، در درون خود روشن كنيم .
نخست ملكوت اعلي و عدالت او را بطلبيد تا همه چيزهاي خير براي شما فزوني يابد .
يك ضرب المثل چيني مي گويد : آدم عاقل دوخت لباسش را به دست خياط ماهر مي سپارد ، شما هم طرح زندگي خود را به دست طراح الهي بسپاريد تا هميشه اوضاع و شرايط بر وفق مرادتان شود .