آمازون، پهناورترین جنگل در آمریکای جنوبی است که در بین کشورهای اکوادور، پرو، ونزوئلا و کلمبیا قرار دارد اما بیشترین قسمت آن به برزیل منحصر میشود. پیدایش این جنگل قدیمی به 200 تا 500 میلیون سال قبل یعنی دوره اول زمینشناسی بازمیگردد. در جنگلهای مرطوب آمازون تقریبا هر روز باران سنگینی میبارد و به همین دلیل آمازون در تمام فصول سال هوایی گرم و مرطوب دارد. به خاطر قرارگیری این جنگل در منطقه استوایی، متوسط درجه حرارت در مرکز آن به 30 درجه سانتیگراد و در غربیترین منطقه که خنکترین جای آمازون به حساب میآید، این دما به 25 درجه سانتیگراد میرسد. در این جنگل 2500 نوع درخت مختلف و همچنین 30 هزار گونه گیاه وجود دارد.
دانشمندانی که برای تحقیق به این منطقه سفر کردهاند، آنجا را با وجود زیباییهای بیشمار، به دلیل آمار بسیار کشتهشدگان و گمشدگان، جهنم سبز نامیدهاند. این جنگلها تا پیش از ورود اروپاییان، محل زندگی 5 تا 13 میلیون سرخپوست بودهاند که در هزار قبیله مختلف زندگی میکردهاند. امروزه قبیلههای باقیمانده از ترس چوببرهای جنگل، ملاکان زمین و شیوع انواع بیماریها دائم در حال فرار هستند.
رودخانه آمازون
بزرگترین رودخانه دنیا آمازون است که با 1100 انشعاب و 7/6 هزار کیلومتر طول، از کوههای 12 میلیون ساله آند در آمریکای جنوبی شروع شده و پس از گذر از یک مسیر پرپیچ و خم، به سمت شرق و اقیانوس اطلس میرود. دهانه این رودخانه بسیار عریض است؛ به طوری که حتی کشتیها قادر به عبور از آن هستند. البته در قسمتهایی از این رودخانه که دارای آب گرم و نسبتا راکد است، حیوانات عجیبی نیز زندگی میکنند که یک نمونه از آنها، نوع خاصی از گربهماهی است که به دلیل زندگی در یکی از بکرترین مناطق دنیا بسیار بزرگتر از حد معمول است.
بزرگترین و معروفترین ماهیهای آب شیرین در این رودخانه زندگی میکنند. نام این رودخانه به دلیل خطرناک بودن، آمازون گذاشته شده است که به زبان بومیان آنجا به معنی شکننده قایق است. طبق تحقیقات به دست آمده، طول عمر این رودخانه 11 میلیون سال محاسبه شده است.
تمدن گمشده آمازون
فرانسیسکو پیزارو گونزالس اهل اسپانیا، یکی از کشورگشایان خونخوار دنیا بود که به قصد پیدا کردن شهر الدرادو که گفته میشد حتی پیادهروهای آن از طلا پوشیده شده است، پا به آمریکای جنوبی و آمازون نهاد که در آن زمان جزئی از قلمرو اینکاها بود و هیچ انسانی بهجز افراد قبیله به آنجا نرفته بودند.
در سال 1524 او برای اولین بار به آمریکای جنوبی رفت اما به دلیل کافی نبودن آب و آذوقه و همچنین جنگ با بومیان منطقه، خسته و بیمار به کشور خود بازگشت.
دو سال بعد دوباره پیزارو به همراه گروهش راهی آمریکای جنوبی شدند. این بار در هنگام گذر از خط استوا توانستند غنایم باارزشی از جنس طلا و نقره به دست آورند که همین امر باعث بروز اختلاف در میان گروه شد.
آنها در این سفر برای اولین بار شتر لاما را دیدند و نام آن را شتر کوچک گذاشتند.
پیزارو در سفرهای خود با بومیان منطقه برخورد کرد. ولی بعد از بازگشت و گفتن مشاهداتش هیچ کس حرفهای او را در مورد این انسانها باور نکرد. اما با توضیحاتی که پیزارو راجع به این منطقه داد بسیاری از محققان بعدها به آمازون رفته و در آن هنگام که این جنگلها به عنوان منطقه مسکونی بومیان آمریکا در کل دنیا شناخته شد.
گوشت قرمز ممنوع
یکی از قدیمیترین قبایل سرخپوست آمازون اناونه ناوه است که در حاشیه رود لاس پیدراس در نزدیکی پرو زندگی میکنند. اولین باری که این قبیله با سفیدپوستان ارتباط برقرار کرد سال 1974 یعنی 36 سال پیش بود. جمعیت این قبیله در حال حاضر 420 نفر است. اهالی این قبیله به خاطر مهارت خاصی که در ماهیگیری دارند در میان مردم منطقه بسیار معروف هستند.
ماهیگیری در این قبیله چند ماه طول میکشد اما تعداد ماهیهای صیدشده به روش آنها بیشمار است. غذای محلی این قبیله ماندیوکا است که از آرد و ذرت تهیه میشود.
قبیله آناونه ناوه برخلاف دیگر قبایل، حیوانات دارای گوشت قرمز را شکار نمیکنند و از خوردن گوشت قرمز اجتناب میکنند و اگر در این قبیله کسی گوشت قرمز بخورد قانونشکن به حساب میآید. در دهههای اخیر بسیاری از زمینهای آنها توسط جویندگان الماس، دامداران و کشاورزان از آنها گرفته شده است.
گمشدگان آمازون
جنگلهای انبوه آمازون قربانیان بیشماری گرفته است. تعدادی از کسانی که به آمازون رفتند هیچگاه بازنگشتند. یکی از معروفترین گمشدگان آمازون، پرسی فائوست بود که بعدها داستان او الهامبخش فیلمهای ایندیانا جونز شد. کلنل پرسیوال هریسون فائوست در 18 آگوست 1867 در انگلستان به دنیا آمد. پرسی بعد از اتمام تحصیلاتش در مرکزپژوهش های جغرافیایی سلطنتی به عنوان باستانشناس مشغول به کار شد. فائوست برای اولین بار در سال 1906 یعنی زمانی که 39 سال داشت به جنگلهای برزیل و بولیوی سفر کرد و با تحقیقاتی کامل در مورد این جنگلها و بومیان آنجا به انگلستان بازگشت. سالها بعد دوباره فائوست تصمیم گرفت به جنگلهای آمازون سفر کند اما نمیدانست این بار سرنوشت دیگری برایش رقم خورده و آن هم ناپدید شدن در بزرگترین جنگل دنیا بود. در 20 آوریل سال 1925 فائوست به همراه پسر بزرگش جک فائوست و دوستش رالیق ریمل به اعماق جنگلهای آمازون رفت تا به عجایب ناشناخته آنجا پی ببرند.
آنها در پی شهری گم شده بودند که نام آن را z گذاشتند. اما آنها هیچگاه بازنگشتند تا اطلاعاتی در مورد شهر تازه کشفشده به جهانیان بدهند. آخرین جایی که مردم آنها را دیده بودند شهری نزدیگ جنگل به نام کالاپالوس بود. فرضیههای زیادی در مورد گم شدن آنها ارائه شد و قویترین فرضیه کشته شدن این سه نفر به دست بومیان منطقه بود. اما هر بار مقداری از وسایل آنها در گوشه و کناری از جنگل پیدا میشد.
برای مثال در سال 1927 پلاکهای آنها توسط افراد محلی پیدا شد و در سال 1933، قطبنمایی که در تمام سفرهای فائوست همراهش بود و هیچگاه از خود جدا نمیکرد یافت شد. اما این پایان ماجرا نبود، نکتهای که در مورد این داستان خیلی عجیب است، ناپدید شدن افراد گروههایی است که برای پیدا کردن آنها به اعماق جنگلهای آمازون رفته بودند که شمار این افراد به بیش از 100 نفر میرسد.
در سال 1951 تعدادی اسکلت در جنگلهای آمازون پیدا شد که محققان احتمال دادند مربوط به فائوست و افرادش باشد اما پس از انجام آزمایش دیانای این فرضیه رد شد. در سال 2005 یک نویسنده نیویورکی به نام دیوید گران درصدد پیدا کردن شهری برآمد که فائوست به خاطر آن جانش را از دست داده بود. اولین کاری که او برای گشودن این راز سر به مهر انجام داد، رفتن به دهکدهای بود که آنها برای آخرین بار آنجا دیده شده بودند، یعنی کالاپالوس. او توانست اطلاعات باارزشی از افراد بسیار پیر و قدیمی این منطقه به دست آورد.
به گفته آنها بعد از گذشت مدتی پس از اینکه که فائوست از آنجا حرکت کرد در میان جنگل، دودی شدید به نظر میرسید و به همین خاطر احتمال اینکه آنها به دست قبیله آدمخوارها کشته شده باشند بسیار زیاد است. وقتی دیوید به نیویورک بازگشت کتابی به نام تمدن گمشده شهر Z نوشت که تمام داستان فائوست و فرضیههای گم شدن او و گروهش در آن ذکر شده بود.
در اولین سفری که فائوست به جنگلهای آمازون داشت، با موجودی عظیمالجثه در رودخانه آمازون مواجه شده بود و آن موجود چیزی نبود جز یک آناکوندا ی غول پیکر. او در یادداشتهای خود ذکر کرده بود؛ «این موجود سری مثلثی و بدنی پهن و بلند داشت که به آرامی دور قایق ما میچرخید و هر لحظه ممکن بود که قایق ما را واژگون کند. من در یک حرکت سریع اسلحهام را پشت حیوان گرفته و شلیک کردم و او به سرعت از نظر ناپدید شد.» به گفته فائوست قطر بدن این مار به 50 سانتی متر و طول آن به 19 متر میرسید.
ادامه دارد...