اعظم بزارپور-كارشناس روانشناسي
در دوراني كه همه بر لاغري و داشتن اندام باريك تاكيد دارند جاي هيچ تعجبي نيست كه يك نوجوان بويژه دخترهاي نوجوان شروع به رژيم گرفتن كنند و بخواهند لاغر شوند. در خلال دوره نوجواني به طور طبيعي بافتهاي چربي به بدن دخترها اضافه ميشود، اين افراد معمولا تصور نادرستي از وزن و ظاهر خود دارند و مرتب خود را در آينه نگاه ميكنند و با وجود لاغري مفرط و وزن پايين فكر ميكنند كه چاق هستند و اضافه وزن دارند و بايد وزن خود را كم كنند. در نتيجه ، تصور ميكنند كه با الگوهاي خاص خود مثل بازيگر مورد علاقهشان متفاوتند و زشت و بيريخت شدهاند و دچار اضطراب ميشوند، بنابراين سعي ميكنند خود را شديدا لاغر كنند. اصرار به داشتن بدني متناسب و ايدهآل گاه منجر به گرفتن رژيمهاي افراطي و خطرناك ميشود و يا فرد، غذا را در مدتي محدود ميخورد اما عمدتا آن را بر ميگرداند و اين خود ميتواند به بروز يكي از شايعترين اختلالات خوردن به نام بياشتهايي عصبي بينجامد و خطر جدي براي سلامتي افراد باشد و بيماريهاي جسمي و روحي شديدي را به وجود آورد.
آيا ميخواهيد بدانيد كه پسر يا دختر شما به اين حالت مبتلا شده است يا نه؟
خصوصيات اين اختلال به شرح زير هستند:
- افراد مبتلا به اين اختلال ترس شديدي از چاق بودن يا چاق شدن دارند كه علي رغم كم كردن وزن زياد اين اضطراب كم نميشود.
- آشفته بودن تصور و برداشت نادرست نوجوان از وزن، اندازه يا شكل بدنش مثلا حتي در حالي كه لاغر و نزار است، گله ميكند كه بيش از حد چاق است.
- اين افراد معمولا وزن بدنشان را در محدودهاي كه بيش از پانزده درصد از حد طبيعي پايينتر است، نگه ميدارند و معمولا هر افزايش وزني كه پيدا ميكنند موقتي است و اين توصيه كه وزن بدن را در حد كمترين وزن طبيعي متناسب با سن و قد خود حفظ كنيد ناديده ميگيرند.
- ايجاد نشدن قاعدگي، حداقل در سه ماه متوالي، بدون اينكه هيچ توضيح ديگري براي اين امر وجود داشته باشد البته قطع قاعدگي علتهاي ديگري هم دارد و دختران بايد براي بررسي اين وضعيت به پزشك مراجعه كنند.
براي اينكه راحت بتوانيد تشخيص بدهيد كه فرزندتان مبتلا به بياشتهايي عصبي است علاوه بر موارد بالا به نكات زير نيز توجه كنيد:
اين افراد با وجود اينكه خيلي زياد لاغر هستند و ورزشهاي بسيار سنگيني انجام ميدهند ريزش مو، ناخنهاي شكننده، بيخوابي و عادت به رفتارهايي غير عادي در غذا خوردن را دارا ميباشند. عجيب اينجاست كه اين افراد، هرچند بسيار كم غذا ميخورند اما در ذهنشان هميشه به غذا فكر ميكنند. آنها خيلي وقتها ساعتها به آشپزي كردن براي ساير اعضاي خانواده ميپردازند. افراد مبتلا به بياشتهايي عصبي، احتمالا ميتوانند به هر سئوالي كه در مورد مواد غذايي مخصوصا ميزان كالري آنها داشته باشيد، پاسخ دهند و ممكن است از گرايشهاي سالم نسبت به غذا، از قبيل اجتناب از گوشت قرمز و غذاهاي مملو از كلسترول، حمايت كنند. تعدادي از آنها گياه خوارند و ماست بدون چربي خوراك اصلي آنها را تشكيل ميدهد. شايد اين سئوال برايمان پيش بيايد كه چگونه اين افراد وزنشان را از دست ميدهند؟ در پاسخ بايد گفت كه اين افراد معمولا ميزان كالري دريافتي را در حد بسيار زيادي، كم و محدود ميكنند. ميزان كالري دريافتي آنها 200 تا 400 كالري در روز ميباشد و انگار كه اين كار براي آنها كفايت نميكند، در حدود نيمي از آنها روزانه چندين مرتبه ورزشهاي سنگيني را انجام ميدهند، نيم ديگر آنها به رفتارهايي براي خالي كردن خود رو ميآورند يا خودشان را وادار به استفراغ ميكنند ويا از داروهاي مسهل استفاده ميكنند. توجه داشته باشيد كه اين گروه آخر به شدت به سوء تغذيه مبتلا ميشوند. افراد مبتلا به بي اشتهايي عصبي، از روشهاي ديگري هم استفاده ميكنند. مثلا براي اينكه پزشكشان را متقاعد كنند كه در حال افزايش وزن هستند، مقدار زيادي آب ميخورند. تعدادي از آنها بعد از خوردن آب كه باعث برجستگي معدهشان ميشود احساس ميكنند چاق شدهاند و تلاش زيادي ميكنند كه ديگر از خوردن آب به كلي پرهيز كنند.
مطالب زيادي پيرامون علل اين اختلال نوشته شده است: به احتمال زياد، بياشتهايي عصبي از تعامل پيچيده متغيرهاي زيستي، فرهنگي، اجتماعي، خانوادگي و فردي ناشي ميشود.
وراثت: خويشاوندان تني افرادي مبتلا به بياشتهايي عصبي خودشان به ميزان بالايي دچار اين اختلالها هستند. در يك تحقيق بزرگ در مورد اختلالهاي خوردن، خطر بياشتهايي عصبي در خويشاوندان افراد مبتلا به اين اختلال 11/4 برابر بيشتر از خويشاوندان افراد سالم بود. با اين حال، اختلالهاي خوردن برخلاف اختلالهاي خلقي و اسكيزوفرني، در اصل و نسب يا اجداد افراد مبتلا به آن ، ريشهدار نيستند. بايد توجه داشت كه تعداد كمي تحقيقات روي دوقلوها وجود دارد كه حاكي از آن است بياشتهايي عصبي اختلالهاي توارث پذيري هستند. بعضي شواهد نشان ميدهند، ژنهايي وجود دارند كه ممكن است با بياشتهايي عصبي ارتباط داشته باشند.
عوامل اجتماعي- فرهنگي: با گسترش نقش رسانههاي گروهي، امروزه تلويزيون و مجلههاي مد نقش بسزايي در تشويق افراد براي لاغري دارند. دختران جوان و نوجوان به طور فزايندهاي با تصاوير مدلهايي كه بهطور نامعقولي لاغر هستند بمباران مي شوند. علاوه براين فشارهاي اجتماعي براي لاغري در طبقههاي بالاتر اقتصادي كه اكثر دخترها و زنان مبتلا به بياشتهايي عصبي از اين طبقه هستند، بسيار زياد است.
نقش خانواده: بيش از يك سوم بيماران مبتلا به بي اشتهايي عصبي اظهار داشتهاند كه كژكاري خانواده عاملي بوده كه در ايجاد اختلال خوردن آنها مشاركت داشته است. در خانوادههايي كه رفتارهايي مانند انعطاف ناپذيري، محافظت بيش از حد والدين، كنترل افراطي و اختلاف زناشويي بين والدين صورت ميگيرد زمينه را براي ابتلا به بياشتهايي عصبي فراهم ميكند. به علاوه بسياري از والدين بيماران مبتلا به اختلال هاي خوردن در رابطه با مطلوب بودن لاغري، رژيم گرفتن و ظاهر جسماني خوب، دلمشغولي ديرينه داشته و مانند فرزندان خود گرايشهاي كمالگرايانه دارند.
عوامل شخصيتي: افرادي كه خلق افسرده دارند شيوه تفكر تحريف شده نيز دارند و اطلاعاتي را كه از محيط دريافت ميكنند به صورت تحريف شده پردازش ميكنند و همين باعث ميشود احساس بدتري يا عاطفه منفي نسبت به خود داشته باشند. تحقيقات طولي كه روي افراد جوان انجام شده، تأييد كردهاند كه افسردگي و عاطفه منفي
پيش بيني كننده خطر زيادي براي اختلالهاي خوردن بعدي هستند.
بيماري بياشتهايي عصبي در مقايسه با ساير بيماريهاي رواني، بيشترين ميزان مرگ و مير را داراست . پنج درصد افراد مبتلا به آن معمولا در معرض مرگ و مير قرار ميگيرند. چرا مرگ و مير رخ ميدهد؟ عوامل متعددي ممكن است در اين مسئله نقش داشته باشند، از جمله ناهنجاري در املاح خون كه در اثر تخليه دستگاه گوارش، آب خوردن بيش از حد، يا دريافت ناكافي غذا به وجود ميآيد يا نارسايي قلب كه به خاطر تلاشهاي بيش از حد وشتاب زده براي بازيابي وزن ايجاد ميشود يا ناهنجاريهايي در هدايت الكتريكي در داخل قلب كه به آن آريتيمي نيز گفته ميشود وبعضي از اين افراد در ادامه زندگي در نتيجه خودكشي فوت ميكنند.
علاوه بر عوارضي كه زندگي اين افراد را تهديد ميكنند، ممكن است اين بيماران به مشكلات جسمي ديگري مبتلا شوند كه بالقوه هر اندامي از بدنشان را گرفتار كند، از قبيل پوست، دستگاه گوارش، دستگاه غدد درون ريز، مكانيسمهاي تنظيم كننده دماي بدن، خون و دستگاه دفع ادرار . حتي بعد از افزايش وزن، بعضي از خانمهاي جوان ممكن است مجبور باشند سالها انتظار بكشند تا دوره قاعدگي و تخمك گذاري آنها مجددا طبيعي شود.
با توجه به آنچه گفته شد خودتان ميتوانيد قضاوت كنيد، بياشتهايي عصبي چيزي نيست كه بتوان آن را دستكم گرفت. خيلي اهميت دارد كه اين بيماريها را به موقع تشخيص داد و درمان كرد. نوجوان شما بايد تحت نظر پزشكي قرار بگيرد كه در درمان اين اختلال داراي تجربه است . بهترين شكل اين است كه تيم درماني شامل پزشكان متخصص، يك روان درمانگر و يك متخصص تغذيه باشد و با اضافه كردن مشاوره فردي و گروهي و برنامهاي براي اصلاح رفتاري او، ميتوان درمان را موثرتر كرد. پزشكان با درمانهاي به موقع و كافي ميتوانند در هفتاد درصد از بيماران، بهبود دائمي ايجاد كنند. باقي مانده اين بيماران به پرخوري عصبي مبتلا ميشوند، يا در خلال فشارهاي رواني، بياشتهايي عصبي در آنها عود ميكند و تعدادكمي از اين بيماران، به چاقي واقعي مبتلا ميشوند. در آخر بايد توجه داشته كه امروزه به تعداد زيادي از دختران به غلط برچسب بياشتهايي عصبي زده ميشود در حالي كه در واقع حالتهاي ديگري نيز از قبيل افسردگي ممكن است باعث كاهش وزن و قطع شدن قاعدگي شوند. به همين دليل، وقتي احتمال داده ميشود كه يك نوجوان مبتلا به بياشتهايي عصبي است، بايد توسط پزشكي كه در درمان اين اختلال تخصص دارد، ارزيابي شود.