0

مارکسیسم (Marxism

 
ayesh1344
ayesh1344
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
تعداد پست ها : 5083
محل سکونت : خوزستان

مارکسیسم (Marxism

)

مارکسیسم که از نام کارل مارکس گرفته شده زیربنای علمی هر دو مکتب سیاسی سوسیالیسم و کمونیسم است.

مارکس در آثار  مختلف خود، از مانیفست کمونیسم گرفته تا کتاب «کاپیتال»، تاریخ تحولات جهان را بر مبنای ماتریالیسم یا فلسفه ی مادی بیان می کند. مارکس تکامل وسایل تولید و نحوه ی تملک و بهره برداری از این وسایل را زیربنای تحولات اجتماعی می داند و تاریخ بشر را به صورت جنگ های طبقاتی و منازعه بین ظالم و مظلوم و استثمار کننده و استثمار شونده بررسی و تجزیه و تحلیل می نماید تا اینکه در گذر از مرحله ی فئودالیسم به مرحله ی بورژوازی و جامعه ی سرمایه داری از ظهور طبقه ی جدیدی به نام «پرولتاریا» یا کارگرانی که مالک هیچ یک از وسایل تولید نیستند و نیروی بازوی خود را برای گذران زندگی می فروشند سخن می گوید. مارکس معتقد است که این طبقه تحت فشار روز افزون جامعه ی سرمایه داری سرانجام دست به طغیان می زنند و جامعه ی بی طبقه ی جدیدی را که همان جامعه ی ایده آلی کمونیست ها است به وجود می آورد.

تشریع اصول مارکسیسم که مارکس و انگلس به تنهایی هزاران صفحه کتاب درباره ی آن نوشته اند و صدها کتاب نیز در تفسیر و توضیح آن انتشار یافته در چند سطر و چند صفحه امکان پذیر نیست، ولی اساس تفکر مارکسیستی مبتنی بر موارد زیر است:

1.    اقتصاد تعیین کننده ی مسیر تاریخ است و تاریخ جز جنگ های طبقاتی و مبارزه بین گروه هایی که منافع اقتصادی آن ها با هم متعارض است چیز دیگری نیست. بر اساس این تعبیر جنگ های طبقاتی در مراحل مختلف تاریخی ابتدا بین بردگان و صاحبان برده ها، سپس میان فئودال ها و «سرف»ها با دهقانان فقیر و بی زمین و بالاخره بین کارگران و سرمایه داران در می گیرد و سرانجام به پیروزی طبقه ی کارگر یا پرولتاریا منتهی می گردد.

2.    دولت ها نقشی جز تعیین طبقه ی حاکم ندارند و در جوامع سرمایه داری دولت محافظ منافع صاحبان سرمایه ها و استثمار طبقه ی کارگر است. این فشار و استثمار فقط هنگامی خاتمه خواه یافت که مالکیت خصوصی، به ویژه مالکیت ابزار تولید از میان برداشته شود و طبقه ی کارگر حکومت را به دست خود بگیرد. نخستین مرحله ی این تغییر و تحول دیکتاتوری پرولتاریاست ولی پس از استقرار نظم تازه، در جامعه ی ایده آلی کمونیست ها، دولت باید از میان برود.

3.    تغییر نظام سرمایه داری فقط از طریق انقلاب و توسل به زور امکان پذیر است. مارکس امکان تغییر نظام سرمایه داری و تحولات بنیادی جامعه را از طریق مسالمت آمیز رد می کند و مانیفست کمونیست یک دعوت صریح از طبقه ی کارگر برای قیام علیه سرمایه داری است.

علاوه بر اصول سه گانه ی فوق ، مارکس و انگلس در آثار متعدد خود زیربنای فلسفی مارکسیسم را که بر مبنای «ماتریالیسم دیالکتیک» ( Dialectical Materialism ) استوار شده پی ریزی می کنند و با تجزیه و تحلیل تاریخ از نظر فلسفه ی مادی یا «ماتریالیسم تاریخی» ( Historical Materialism ) آن را تکمیل می نمایند.

ماتریالیسم دیالکتیک در واقع تلاشی برای اثبات اصالت ماده از طریق منطق دیالکتیک است، به این معنی که با قرار دادن دو تعارض «تز و آنتی تز» ( Thesis-Anti thesis ) در برابر یکدیگر، مثلا دلایل وجود روح یا عدم آن در برابر هم ، به بحث و جدل پرداخته و نتیجه ی مطلوب خود را که در اصطلاح دیالکتیک «سنتز» ( Synthesis ) نامیده می شود، از آن به دست می آورند. ماتریالیسم دیالکتیک به طور خلاصه یک مکتب الحادی است که وجود هرگونه نیروی ماوراءالطبیعه را نفی و انکار می کند و «ماتریالیسم تاریخی» با تفسیر تاریخ از نظر فلسفه ی مادی بررسی می نماید و برای تمامی تحولات جهان در طول تاریخ، حتی پیدایش ادیان ریشه های اقتصادی و مادی جستجو می کند.

چهارشنبه 13 مرداد 1389  6:31 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها