سروان فنی« ابراهیم رحمانی» در سال 1323 در «مورچه خورت» ،واقع در 45 کیلومتری« اصفهان» به دنیا آمد .
پدرش حاج قاسم رحمانی یکی از معتمدین محل و از معتبرین آن روستا بود که همیشه در منزل خود ،در ایام سوگواری امام حسین (ع) مراسم عزاداری بر قرار می کرد و فردی بسیار مومن و تعهد بود .ابراهیم در چنین خانواده ای رشد یافت و از همان ابتدا ،دیانت و اسلام و حقانیت نماز و روزه را یاد گرفت .دوران ابتدایی را در همان روستا و دوره ی دبیرستان را در شهرستان «میمه» سپری نمود .
ابراهیم هرروز با دوچرخه مسافت 45 کیلومتری «مورچه خورت» تا «میمه»را طی می کرد .مدتی بعد با کرایه ای اتاقی در آن شهرستان ،به ادامه ی تحصیل پرداخت .
در سال 1346 با مشورت برادر بزرگتر به استخدام ارتش در آمد و در پادگان زرهی «جی »مشغول خدمت شد .
پس از تاسیس هوانیروز ،او نیز به آن یگان منتقل شده ،از آن جا عازم« ایتالیا» گردید و پس از طی دوره ی قطعه شناسی هلی کوپتر و هواپیما ،با سر افرازی به کشور باز گشت و مشغول انجام وظیفه شد .
حاصل ازدواج او که در سال 1352 انجام گرفت ،سه فرزند پسر و یک دختر است .«ابراهیم رحمانی »دارای خصوصیات اخلاقی بسیار پسندیده و نیکویی بود و همیشه تبسم بر لب داشت و اوقات فراغت خود را با خانواده سپری می نمود .او یاور محرومان بود .و به اصل رحم اعتقاد زیادی داشت و رفت و آمدهایی که به خانه ی فامیل انجام می داد ،به مشکالات آنها رسیدگی می نمود .
با توجه به این که مدتی در خارج از ایران گذرانده بود و پایه های سست حکومت شاه اعتقاد داشت و می دانست که این رژیم دیر یا زود از هم پاشیده می شود و با علم به این مسئله ،وقتی فریاد انقلاب امام به گوش دلش رسید ،او با زبان جان لبیک گفت و در اختیار امام و انقلاب قرار گرفت .
فعالیتهای او در خط انقلاب و شرکت در راهپیمایی ها و پخش اعلامیه های امام در پادگان و شهر اصفهان ،گواه این مطلب بودند .او در ادامه ی این تلاش ،بارها گرفتار مسئولین ساواک شد ،ولی به علت نظامی بودن و بر خورد منطقی با مسئله ،آزاد گردید ؛هر چند که در بیشتر اوقات ،مورد ضرب و شتم مامورین قرار می گرفت .
با لاخره نور انقلاب در 22 بهمن در آسمان کشور تابید و او با شوق و ذوق زیاد به پادگان بر گشت و در خدمت انقلاب قرار گرفت و تمام تخصص خود را وقف ایران اسلامی نمود .
او عشق و علاقه خاصی به اهل بیت داشت و هر سال خانواده ی خود را برای پابوسی امام رضا (ع) به مشهد مقدس می برد .در ایام جشن ولادت آقا امام زمان (عج) نیز نهایت سعی و کوشش را انجام می داد و در چراغانی محل و خانه و کوی و بر زن ،کوشا بود و شیرینی و نقل پخش می کرد .
«ابراهیم رحمانی» در طول 8 سال دفاع مقدس برای آماده کردن بالگردها می کوشید و شب و روز نمی شناخت .او عقیده ای کامل به جنگ با استکبار جهانی داشت و اعتقاد داشت که دشمن ناجوانمردانه به ما حمله کرده و باید او را سر جای خود بنشانیم .در زمان آزاد سازی خرمشهر ،خودش در جبهه حضور داشت .در اولین فرصت با خانواده تماس گرفت واین پیروزی بزرگ را به همه ی ملت و خانواده ی خود تبریک گفت .
در تاریخ 9/9/1368 برای تست یکی از هلی کوپتر های تعمیری به پرواز در آمد و دچار سانحه شد .در این سانحه یکی از همراهانش به نام «ملیح پور» به شهادت رسید و او نیز به شدت مجروح گشت و قفسه ی سینه و دنده های او به شدت آسیب دید و کلیه راستش نیز از کار افتاد .
ایشان مدتی در بیمارستان کاشانی تحت مداوا قرار گرفت و موثر واقع نشد ،بلافاصله او را به بیمارستان خانواده در« تهران» منتقل کردند ،اما پس از 28 روز به درجه ی رفیع شهادت نایل گردید و با خون پاک خویش نهال انقلاب اسلامی را آبیاری می کند و با شهادت خویش خانواده ی خویش خانواده ی ارتش و خانواده ی خودش را مفتخر می کند .پیکر پاک او در امام زاده قاسم مورچه خورت زیارتگاه اهل دل است .شهید رحمانی همیشه به فرزندان خود توصیه می نمود که به انقلاب اسلامی وفادار باشند و برای حفظ آن بکوشند .او اعتقاد داشت که انقلاب اسلامی آسان بدست نیامده و خون های گران بهایی به پای نهال آن ریخته شده است .او می گفت ما وظیفه داریم که نگذاریم آسیبی به این انقلاب برسد .
همیشه به فرزندانش توصیه می کرد که نماز را در اول وقت بخوانند .با مردم به مهربانی رفتار کنند و در حد توان به آنان کمک کنند و می گفت که خداوند در همه حال ناظر بر اعمال ماست و ما باید برای رضای پروردگار کار کنیم و قدم برداریم .
اهالی آسمان ،نوشته ی علیرضا پور بزرگ وافی ،نشر مرکزاسناد انقلاب اسلامی-1383
http://www.sajed.ir