گفتگو با سامی خدیرا
خديرا: موريينو خودش را قرباني بازيكن ميكند
|
بازيکن آلماني و جديد تيم فوتبال رئالمادريد اسپانيا گفت: خوزه
مورينيو مربي پرجاذبهاي است که خود را براي بازيکنش قرباني ميکند.
|
|
|
|
سامي
خديرا اظهار داشت: خوزه مورينيو، مربيام در رئالمادريد از جمله
انسانهايي است که وارد جايي شود، آنقدر جاذبه دارد که ديگران را تحتتاثير
قرار ميدهد.
وي که با روزنامه ديولت آلمان گفتوگو ميکرد،
افزود: او مربياي است که خودش را فدا و قرباني بازيکنان ميکند. پشت تکتک
نفرات تيمش ميايستد و اگر اوضاع خوب نباشد، اجازه هيچگونه دخالتي به کسي
نميدهد. اين مسئله از نظر من يعني کلاس بالاي کار که کلا برايم حائزاهميت
است. من هرچند قبلا از اين دست نمونه، تجربهاي با اشتوتگارت داشتم؛ ولي
چون نسبتا جوان هستم، دنبال شناخت از سرزميني ناآشنا با فرهنگ و زباني
ديگر ميگردم.
خديراي جوان که همراه با تيم آلمان درخشش
خيرهکنندهاي داشت، در اين مصاحبه به نکات ديگري نيز اشاره کرده که مشروح
آن را در زير ميخوانيد:
*آقاي خديرا، در کنار حکايت تابستانه تيم
ملي آلمان، ماجراي شما پاياني بسيار دلانگيز داشت چون براي رئالمادريد پا
به توپ ميشويد. اينطور نيست؟
صادقانه بايد بگويم که الان از اين
ماجرا نه فقط خوشحال هستم، بلکه تا حدي هم احساس غرور ميکنم. اوضاع به
گونهاي شد که ميخواستم. البته موضوع تيم ملي آلمان نيز در آفريقايجنوبي
بسيار عالي بود حتي در شرايطي که ما به مقام قهرماني نرسيديم.
*با 23 سال سن فکر ميکرديد قراردادي 5 ساله با رئال منعقد کنيد؟
در
اصل نه. حتي هنگام جامجهاني نيز اطمينان داشتم که فصل بعد براي اشتوتگارت
بازي ميکنم ولي گاه و بيگاه در زندگي يکسري چيزهاي غيرقابلپيشبيني رخ
ميدهد. وقتي از علاقه رئال شنيدم، تعجب کردم.
*براي پاسخ، مجبور شديد مدت زيادي تامل کنيد؟
پس
از مدت کمي از گفتوگو با خوزه مورينيو، برايم مشخص شد که بايد از اين
فرصت نهايت استفاده را بکنم تا زير نظر يکي از بهترين مربيان جهان کار و
براي بهترين تيم جهان بازي کنم. به لحاظ شخصي و ورزشي احساس کردم آماده
برداشتن اين گام هستم. از اين جهت با اعتماد به نفسي بالا به اين تيم
ميروم.
*ارتباطات اوليهتان چگونه برقرار شد؟ شما آن موقع در تعطيلات کنار دريا بوديد و به يکباره تلفنتان به صدا درآمد؟
خير.
نويباوئر، مدير برنامههايم، پس از بازي نيمهنهايي جامجهاني که مقابل
اسپانيا بازنده شديم، تلفني از علاقه رئاليها خبر داد. بعد از بازي با
اروگوئه که بر سر مقام سوم بود و ما نيز برنده شديم، موضوع را موشکافي کردم
و اولين مطالعات را همان موقع انجام دادم. قبل از آنکه براي تعطيلات
تابستاني راهي تونس شوم، من و مدير برنامههايم راهي مادريد شديم و با خوزه
مورينيو صحبت کرديم.
*اين گفتوگو چگونه بود؟
نسبتا کوتاه
ولي کاملا اطمينانبخش بود. او خيلي صحبت نکرد؛ اما همان کلماتي که بکار
برد، بسيار واضح و روشن بود. همان جا بود که فهميدم به کارم کاملا باور
دارد و ميخواهد مرا در تيمش داشته باشد. به همين دليل مجبور نبودم خيلي در
اين باره فکر کنم چرا که اين تيم بهترين گزينه برايم بود.
* خيليها ميگويند او از قدرت جاذبه خاصي برخوردار است.
دقيقا.
آدمهاي خاصي هستند که وارد جايي ميشوند و ميتوانند ديگران را تحتتاثير
قرا ردهند. او از همين نفرات است. به اضافه اين که مربي بسيار زيرکي است.
آدم از بازيکناني که با او کار کرده يا دارند همکاري ميکنند، ميشنود که
او مربياي است که خودش را فدا و قرباني بازيکنان ميکند. مورينيو پشت
تکتک نفرات تيمش ميايستد و اگر چيزي خوب نباشد، اجازه هيچ گونه دخالتي
به کسي نميدهد. اين مسئله از نظر من يعني کلاس بالاي کار که کلا برايم
حائزاهميت است. هر چند قبلا از اين دست نمونه تجربهاي با اشتوتگارت
داشتم، ولي چون نسبتا جوان هستم، دنبال شناخت از سرزميني ناآشنا با فرهنگ
و زباني ديگر هستم. خب، براي من اين مسائل اهميت دارد، بخصوص که بدانم
مربياي دارم که تحت هر شرايطي از من حمايت ميکند و به کارم باور دارد.
*مورينيو براي شما از اهدافش با رئال چه چيزهاي تعريف کرد؟
خيلي صاف و روشن و قابل درک گفت که خواهان کسب مقام قهرماني است، آن هم در همه جامها.
*با ژابي آلونسو، گاگو و ديارا، شما رقباي معروفي دراين تيم در پست بازي خود خواهيد داشت که کار راحتي هم برايتان نيست.
بله،
متوجه هستم. اين نفرات همگي بازيکناني با کلاس جهاني هستند. به آنها
احترام ميگذارم، اما هراسي به دل راه نميدهم. بقدر کافي جام جهاني به من
در پستي که دارم، اعتماد به نفس بخشيده است. در رقابتهاي آفريقايجنوبي
ما نه فقط مقابل حريفاني متوسط بازي کرديم، بلکه مقابل انگليس، آرژانتين و
اسپانيا که اين يکي ما را متوقف کرد، بازي کرديم. منظور حرفم، اين است
که متوجه شدم در سطحي بالا در پست بازيام، نمره قبولي گرفتم و با اطمينان
ميتوانم قدم بردارم تا در رئال موفق شوم. اگر بتوانم بالاترين کيفيت بازي
را ارائه دهم، مثل روز برايم روشن است که در آنجا در بازيها حضور خواهم
داشت و حتي از ابتدا در ترکيب جاي خواهم گرفت. ضمن اين که خوزه مورينيو مرا
براي بازي در کنار ژابي آلونسو ميخواهد.
*چنين گامي براي شما از چه اهميتي برخوردار است؟
از
لحاظ ورزشي گامي براي رفتن به کلاس جهاني است. هميشه ميگفتم ميخواهم در
کنار بازيکناني با کلاس جهاني بازي کنم. با تمام احترام و تشکري که نسبت به
اشتوتگارت بابت رشد و ترقي خود دارم، بايد اعتراف کنم رئال چيز ديگري
است. در اين تيم هر جلسه تمريني به منزله يک صحنه رقابت در بالاترين سطح
ممکن است. آشنايي با مردم براي من جاذبه دارد زيرا تا به حال با دنيايي
کوچک و البته زيبا به نام اشتوتگارت آشنا بودم. مادريد به من کمک ميکند تا
به شخصيت کامل تري برسم. تند و سريع تلاش ميکنم زبان اسپانيولي ياد بگيرم
چون دانستن آن خيلي از مسائل را برايم راحتتر خواهد کرد.
*راستي
ميدانيد در آنجا شما قدم در جاي پاي بازيکنان آلماني مثل گونتر نتسر،
پاوئل برايتنر يا برند شوستر ميگذاريد که همگي در رئالمادريد بازي کردند؟
ميدانم
هر يک از بازيکناني که در آنجا بودند، از خود اثري به ياد ماندني به جاي
گذاشتند. من هم تلاش خواهم کرد اين چنين باشم. از رئاليها شنيدم که هميشه
با بازيکنان آلماني به لحاظ ورزشي و انساني رفتار خوبي انجام دادهاند.
اميدوارم بتوانم در آنجا خودم را تحميل کنم. من نسبت به رئال مديون هستم که
تمام آنچه را در چنته دارم، رو کنم. چون واقعا به من بسيار اطمينان
کردهاند.
*از آنجايي که کريستوف متسلدر در سه سال گذشته بازيکن
رئال بوده و مدير برنامههاي او با شما يکي است، آيا او که الان راهي شالکه
شده، به شما توصيهاي کرده است؟
تا به اين لحظه فرصتي پيش نيامده؛ اما من دنبال صحبت با او هستم. واقعا ناداني است که از يک چنين گنجينه گرانبهايي استفاده نکنم.
* واکنش يواخيم لو، سرمربي تيم ملي در مورد انتقال شما چه بود؟
از
آنجايي که اين مسئله خيلي علني شد، با او تلفني صحبت کردم. از اين اتفاق
اظهار خرسندي کرد و تبريک گفت. او از اسطورههاي رئال و بخت زيادي که دارم،
حرف زد. بعد هم گفت همه روزه امکان انتقال براي بازيکنان آلماني براي
انتقال به رئال مهيا نميشود. آخرين ستاره بزرگ آلماني که با يک تيم بزرگ
غير آلماني قرارداد داشت، ميشاييل بالاک بود. فکر ميکنم از اين انتقال نه
فقط من بلکه فوتبال آلمان سود ميبرد. چون ميتوانم تجربياتم را در آينده
به تيم ملي منتقل کنم.
*با امضاي قرارداد با رئال در حقيقت به کشوري
نقل مکان ميکنيد که قهرمان اروپا و جهان است. فکر ميکنيد تيم ملي هنوز
چه چيزي کم دارد تا در رقابتهاي جامملتهاي 2012 بهتر از اسپانيا شود؟
اين
نکته که اسپانياييها بازيکناني خارقالعادهاي دارند، قابل کتمان نيست.
آنها در بازيهاي آفريقايجنوبي نشان دادند يک تيم هستند هرچند که در
بازيهاي اوليه خيلي درخشان ظاهر نشدند. فکر ميکنم ما تيمي بسيار جوان
داريم که خيلي خوب هماهنگ هستيم؛ ولي بايد هوشيارتر و قاطعانهتر بازي
کنيم.
*با توجه به بازگشت ميشائيل بالاک، جايگاه خودتان را در تيم ملي کجا ميبينيد؟
فکر
ميکنم عملکرد خيلي خوبي در جامجهاني داشتم و چون به مادريد پيوستم، لازم
نيست که خودم را پشت بازيکني مخفي کنم. من در آفريقايجنوبي نشان دادم در
شرايطي هستم که ميتوانم در بالاترين سطح ممکن بازي کنم. با وجود بالاک
شانس خوبي براي حضور در تيم ملي ميبينم.
|

چهارشنبه 13 مرداد 1389 1:41 PM
تشکرات از این پست