0

حضرت اسرافیل( ع)

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

حضرت اسرافیل( ع)

اسـرافـيـل در زبـان سـريـانـى بـه مـعـنـى بـنـده خـداونـد مـتـعـال اسـت . مـرحـوم سـيـد عـليـخـان مـدنـى شـيـرازى مـى گـويـد: ايـل به زبان عبرى به معناى الله ، و اسراف كلمه اى است كه بـه ايـل اضـافه شده است و بنابر روايتى كه از حضرت زين العابدين (عليه السـلام ) رسـيـده : هـر چـه بـه ايـل اضافه شود به معنى عبدالله است (210) .

از بعضى از روايات استفاده مى شود كه او مقرب ترين فرشته خدا است (211) . او نخستين فرشته اى بـود كـه بـراى حـضـرت آدم (عـليـه السلام ) سجده كرد(212) . شايد بتوان گفت كه بـودن نـفـخـه مـرگ را اسـرافـيـل انـجـام مـى دهـد، و بـعـد از آن خـود اسرافيل هم مى ميرد و آن گه خدا همه موجودات را زنده مى كند؛ يعنى نفخه حيات در دست او است (213) .

 

صور در لغت به معنى شاخ بوده و معناى دنيايى آن شيپور است . مـعـمـولا بـراى تـوقـف يا حركت لشكر و گاه كاروان ها از آن استفاده مى كردند و نفح صور حقيقتى است كه در قرآن كريم حدود ده بار آن ياد شده :

 

1-يـوم يـنـفح فى الصور عالم الغيب و الشهاده و هنو الحكيم الخبير(214) روزى كه در صور دميده مى شود. داناى نهان و آشكار اوست ، خدايى كه حكيم و بر همه چيز آگاه است .

2-و نـفـخ فى الصور فصعق من فى السموات و من فى الارض الا ما شاء الله ثم نفخ فـيـه اخـرى فـاذا هـم قـيـام يـنـظرون (215) و در صور دميده شود، پس هر كس ؟ در آسـمـان ها و زمين است بميرد، مگر آن كه خدا خواسته ، سپس نفخه ديگر دميده شود ناگهان همه به پا خيزند و در انتظار (حساب و جزا) باشند.

3-يـوم يـنـفـح فـى الصـور فـفـزع مـن فـى السـمـوات و مـن الارض الا مـن شـاء الله و كـل اتـوه داخـريـن (216) و روزى كـه در صـور دمـيـده شـود اهـل آسـمـان و زمـيـن جـز آن كـه خـدا بـخـواهـد بـه هـراس افـتـنـد و هـمـه مـنـقـاد و ذليل به محشر آيند.

4-و تـفـح فـى الصـور فـاذا هـم من الاجداث الى ربهم ينسولن (217) و چون در صور دميده شود، پس به ناگاه همه از قبرها به سوى خداى خود به سرعت مى شتابند.

5-فـاذا نـفـخ فـى الصـور نـفـخـه واحـده و حـمـلت الارض و الجـبال فدكتا دكه داحده (218) به محض اين كه در صور يك بار دميده شود و زمين شود، و زمين و كوه ها از جا برداشته شوند و يك باره درهم كوبيده و متلاشى گردند... .

6-فـاذا نـفـخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتساء لون (219) هنگامى كه در صور دميده شود هيچ گونه نسبى ميان آنها نخواهد بود و از يك ديگر تقاضاى كمك نمى كنند.

7-يـوم يـنفخ فى الصور و نحشر المجرين يومئذ زرقا(220) روزى كه در صور دميده شود، و در آن روز مجرمان را با بدن هاى كبود جمع مى كنيم .

8-و نـفـخ فـى الصـور فـجـمـعا(221) و در صور دميده شود پس همه خلق را (در صحراى قيامت ) گرد آوريم .

9-يـوم يـنفخ فى الصور فتاتون افواجا(222) روزى كه در صور دميده شود و شما فوج فوج وارد محشر مى شويد.

10-و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد(223) و در صور دميده شود؛ آن روز، روز تحقق وعده وحشتناك است .

 

ايـن حـادثـه عـظـيـم در قـرآن كـريـم در مـواضـع مـخـتـلف بـا عـبـارات مـتـفـاوتـى از قبيل : صيحه در چهار آيه از قرآن ، و زجره و نقر فى الناقور و صاخه به معناى صحيه شديد، و قارعه تعبير شده است .

بنايراين ، صور واقعيتى است موجود كه دو گونه صيحه دارد: صيحه ميراننده ، و صيحه زنده شده است .

 

از رسـول خـدا (ص ) پـرسـيـدنـد: صـور چـيـسـت ؟ فـرمـود: شـاخـى اسـت از نـور كـه اسـرافيل آن را به دهان دارد. نيز در حديث ديگر فرمود: صور شاخى است از نور كه در آن سوراخ ‌هايى به تعداد ارواح بندگان مى باشد(224) .

 

گـروهـى از مـحـقـقـان و مـفـسران گويند: ممكن است كه تعبير از صور و شيپور و شاخ تو خالى ، تعبيرى كنايى باشد كه مراد صاعقه صيحه عظيمى است كه تمام آسمان و زمينى را پـر مـى كـنـد و سبب مرگ ناگهانى همه موجودات زنده مى شود و يا همه را به حركت و جنبش در مى آورد و سبب حبات آنهامى شود.

 

امـا ايـن كـه چـگـونـه ممكن است با يم صيحه ، آسمان و زمين به هم ريزد؟ سوالى است كه بـشـر دنـيـاى كـنونى بر اثر اكتشافاتى كه در رشته هاى مختلف علوم كرده پاسخش را روشن نموده است ؛ زيرا مى دانيم صوت نوعى موج است كه در هوا، آب يا جامدات بـه وجـود مـى آيـد. و آن چـه با گوش انسان از اين امواج شنيده مى شود صداهايى اسن كه شـدت تواتر امواج آن از بيست مرتبه در ثانيه كمتر و از بيست هزار بيشتر نباشد، ولى هستند جيواناتى كه امواج شديدتر از آن را هم مى شنوند. در ميان حيوانات خفاش ارتعاشاتى را مى شنود كه شدت تواتر آنها بالغ بر 145 هزار مرتبه در ثانيه است . و ايـن كـه مـعروف است حيوانات قبل از انسانها وقوع زلزله ها را درك مى كنند شايد به خـاطـر هـمـيـن بـاشـد كـه آنـهـا امـواج صـوتـى نـاشـى از آن را - كـه بـراى انـسـان قابل درك نيست - احساسى مى كنند.

 

ايـن را نـيـز مى دانيم كه امواج شديد، گاه همه چيز را در هم مى كويند، اثير بمب ها و مواد مـنـفـجره بر بدن انسان ها و ساختمان ها از يريق همين امواج شديد صورت مى گيرد كه از آن تـعبير به موج انفجار مى كنند و مى تئند در يك لحظه هر گونه مقاومتى را در هـم بـشـگـنـد، و گـاه انـسـان يـا سـاخـتـمـانـى را بـه اجـزاى بسيار كوچكى هم چون پودر تـبـديـل كـنـد. بـنـابراين ، جاى تعجب نيست كه صيجه رستاخيز و بانگ صور در مدتى كوتاه مايه مرگ انسانها و در هم شكستن كوه ها شود(225) .

 

جـالب ايـن كـه در نـهج لبلاغه على (عليه السلام ) آمده : و در صور دميده مى شود و- دنبال آن قلب ها از كار مى افتد، ربان ها بند مى آيد و كوه هاى بلند و سنگ هاى محكم چنان بـه هـم مـى خـورد كـه مـتـلاشى و نرم مى شود، و جاى آن چنان صاف مى گردد كه گويا هرگز كوهى وجود نداشته است (226) .

 

از آيات قرآن ، وجود و نفخه مرگ و حيات به خوبى روشن است ، ولى از بعضى روايات اسـتفاده مى شود كه نفخ صور سه بار انجام مى گيرد و حتى به آيات قرآن در ايـن روايـت اسـتـدلال شـده اسـت . در لئالى الاخـبـار از مـرحـوم ديـلمـى در ارشـاد القـلوب نـقـل كـرده كـه در حـديـث آمده است : اسرافيل سه نفخه دارد: نفخه فزع ؛ نفخه مـوت و نـفـخـه بـعـث .... در پـايـان جـهـان ، اسرافيل به زمين مى آيد و نفخه اولى را در صور مى دمد، كه همان نفخه وحشت و فزع است ، همان گونه كه خداوند فرمود:و نفخ فى الصور فقرع من السموات و من فى الارض الا مـا شـاء الله (227) در ايـن هنگام زلزله عظيمى در سراسر زمين واقع مى شود و مـرد مـحـيـران و سـرگـردان مـانند افراد مست به هر سو مى روند. بعد از آن نفخه سعق (نفخه مرگ ) است همان گونه كه قرآن مى فرمايد:يوم ينفخ فى الصور فصغق من فى السموات و من فى الارض الا ما شاء الله (228) و سپس نفخه يات و بعث اسـت ، هـمـان گـونـه كـه فـرمـوده :ثـم نـفـخ فـيـه اخـرى فـاذا هـم قـيـام ينظرون (229) بـعـضـى نـيـز نـفـخـه چـهـارمـى بـر آن افـزوده انـد و آن نـفـخـه جمع و حـضور است كه ظاهرا از اين آيه استفاده شده است :ان كانت الا صيحه و احده فاذا هم جـمـع لديـنـا مـحـضـرون (230) ولى در حـقـيـقـت هـمـان دو نـفـخـه گـشترش يافته و تـبـديل به چهار نفخه شده است ؛ چرا كه مساله وحشت عمومى و فزع ، مقدمه اى است براى مرگ چهانيان ، كه به دنبال نفخه اولى يا صيحه نخستين رخ مى دهد، همان گونه كه جمع و حشر نيز ادامه همان نفخه حيات است (231) .

 

پـيـشـتـر گـفـتـه شـد كـه بـنـابـر خـديـث امـام سـحـاد (عـليـه السـلام ) نـفـخـه اول را اسـرافـيـل و نـفـخـه دوم را خـداونـد صـورت مـى دهـد و اگـر بـگوييم هر دو نفخ را اسـرافـيـل انـجـام مـى دهـد - چنان كه روايات نيز بر آين مطلب دلالت دارند - ممكن است اين سـوال پـيـش آيـد كـه چگونه مى شود يك حقيقت دو كار مخالف هم انجام دهد؟ محى الدين ابن عـربـى چـنين جواب مى دهد: دو نفخه وجود دارد، نفخه اى كه آتش را خاموش مى كند و نفخه اى كـه آت را شـعـله ور مـى سازد، ولى اين دم به وسيله يك انسان از يك دهان به آتش زده مـى شـود. بـنـابـرايـن ، هـيـچ اسـتـبـعـادى نـدارد كـه اسـرفـيـل بـا دم و نـفـخـه اول در صـور، شعله حيات هر زنده اى را خاموش كند و با نفخه ديگر شعله حيات هر مستعدى را بر افروزد(232) .

پروردگارا درود فرست بر:و اسرافيل صاحب الصور الشاخص الذى ينتظر منك الاذن و حلول الامر فينبه بالنفخه صرعى رهائن القبور(233)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

جمعه 2 دی 1390  10:26 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها