0

غريب

 
Nabeghe0912
Nabeghe0912
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 675
محل سکونت : قم

غريب

مادربزرگ
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اوين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم

 

 

"زنده یاد حسین پناهی"

ای که در رنج و عذابی!تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی!

شنبه 26 آذر 1390  3:05 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها