0

آیا حجاب همان عفاف است؟

 
ardardard
ardardard
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1388 
تعداد پست ها : 284
محل سکونت : آذربایجان شرقی

آیا حجاب همان عفاف است؟

همانا قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، هدایت کننده ای است که گمراه نمی کند و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید، کسی با قرآن همنشین نشد مگر آنکه بر او افزود یا از او کاست ! در هدایت افزود واز کوردلی و گمراهی اش کاست....(نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۶)

 

"کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.
کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار حائز اهمیت می باشد.

 ترتیب نزول آوردن آیات و تامل در آیات فواصل زمانی نزول نمایانگر این است که حکم حجاب،یک باره نازل نشده،بلکه کم کم و با گذشت زمان و مهیا شدن شرایط بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد."(بر گرفته از سایت شهید آوینی)

*مراحل تدریجی نزول آیات حجاب بر پیامبر اکرم (ص) نشان از اهمیت مقتضیات و شرایط زمان دارد.*

و در این مسئله مهم نیز بحث حجاب و نوع پوشش باید متناسب با زمان، فرهنگ و شرایط اجتماعی عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد .


 همه ما حتی کسانیکه به نوعی با حجاب و پوشش مخالفت می ورزند و از معترضین به این امر هستند به اعتقاد من، آنها هم در اعماق باورهای خود معتقدند که حجاب اگر هاله ای از عفاف در رفتار ، گفتار و سکنات انسانی را در خود شکل دهد سلامت روح و روان جامعه را تضمین می کند. چادری که از روی عادت بر سر عده ای قرار می گیرد اگر صرفا به تبعیت از عادت انجام گیرد مصونیتی در پیش نخواهد داشت. به نظر من هر نوع پوششی که بتواند جذابیت و زیبائیهای زن را از دید چشمهای بیمار و قلبهای مریض دور گرداند قابل تمجید و پسندیده است من به عنوان یک زن نمی توانم منکر این شوم که بی بند و باری و بی قید بودن زنان و دختران جوان جامعه را آلوده نمی کند اما بارها و بارها دیده و شنیده ام که از پوششی به نام چادر چه سواستفاده هایی که نشده است. طغیان امیال جنسی با عفیف و پاک نبودن نگاهها ارتباط مستقیم دارد، بنابر این در بینش دینی ما نوع پوشش، رفتار، گفتار و لحن بیان و کلام همگی از عواملی هستند که برای بوجود آمدن عفاف لازم و ملزوم یکدیگرند و عفاف هست که پوشش مناسب و وقار و سنگینی در اعمال و رفتار و گفتار زن را بوجود می آورد ما تابع اعتقاداتمان هستیم بنابر این خواسته ها و نیازهایمان را باید منطبق با احکام شرعیمان باشد.

 

 

قرآن کریم توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند، می‌فرماید:«ذلک ادنی ان یعرفن فلا یُؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبک‌سر می‌شود.»

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله(پوشش) استفاده کند. از منظر دین اسلام زن هر اندازه با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود...

نص صریح آیه قرآن:

(یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلک ادنى ان یعرفن فلایؤذین وکان اللّه غفوراً رحیماً.)سوره (احزاب)، آیه 59.
اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گیرند. این نزدیک تر است، براى این که شناخته و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.

حجاب و نوع پوشش متناسب با فرهنگ ، اعتقادات و شرایط هر کشور تعریف شده و شکل خاصی را در هر جامعه ای به خود می گیرد بنابر این اگر ادعای دین و مذهب و شرع داریم باید همگام با آموزه های دینی خاص جامعه ی خودمان قدم برداریم . من بر خلاف اعتقاد کسانی که معتقدند صرف چادر است که عفاف می آفریند و سلامتی جامعه را در گرو رعایت این نوع پوشش می دانند، معتقدم هر نوع پوششی که با معرفت و شناخت به فلسفه حجاب برای حفظ حریم زن از دید نامحرمان شکل بگیرد و جاذبه های جسمی زن(زیباترین خلقت خداوند) را پنهان کند حتما رفتارها و سکنات خاص آن پوشش را به همراه خواهد آورد که در اینصورت سلامت روانی، خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه را تضمین خواهد کرد.

التماس دعا

با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید .


بخشش میزان فر و شکوه آدمی را نشان می دهد .

راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش .


برای رسیدن به جایگاهی بالاتر ، گذشت را نیز بیاموزیم .

چهارشنبه 16 آذر 1390  4:34 PM
تشکرات از این پست
ardardard
ardardard
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1388 
تعداد پست ها : 284
محل سکونت : آذربایجان شرقی

چگونگی پیدایش حجاب

علت وفلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی ملل باستانی پدید امد؟ اسلام که دینی است که در همه ی دستورهای خویش فلسفه ومنظوری دارد چرا وروی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد. مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای رابه عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکرکنند ودر این جهت میان حجاب اسلامی وغیر اسلامی فرق نمی گذارند وچنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیزازهمین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد. درباب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابرازشده است وغالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است.                                           

 

۱ـمیل به ریاضت ورهبانیت ( ریشه فلسفی) 

۲ـ عدم امنیت وعدالت اجتماعی(ریشه اجتماعی)

۳ـ  حسادت وخودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)

ارتباط مساله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن بزرگترین موضوع خوشی وکامرانی بشر است اگرزن ومرد با یکدیگر معا شرت داشته باشند خواه ناخواه به دنبال لذتجویی وکامیابی می روند. پیروان فلسفه رهبانیت وترک لذت برای اینکه محیط راکاملا با زهد وریا ضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده وپوشش را وضع کرده اند.کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت بوده است مبارزه کرده اند.پدید امدن پوشش طبق این نظریه دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است.ایده ریاضت وترک دنیا همانطوریکه در موضوع مال فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه ی وسائل مادی را بوجود اورده است در مورد زن فلسفه تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است.بلند نگاه داشتن مو که در میان هندوها و بعضی دراویش معمول بوده است نیز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرد لذت و میل به ریاضت است .برتر اندراسل می گوید"بخصوص درقرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول (بولس مقدس) از طرف کلیسا اشاعه ی تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند شیطانی که هر ان ذهن انان را از تخیلات شهوانی مملوء می ساخت. کلیسا ضمنا با لستحمام به مبارزه پرداخت زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و ارایش ان با نظافت روح منافات داشت.اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو ولذت طلب باشد پرهیز از لذت و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد. چنانکه می دانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده است که در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته است. از جمله مراکز ان در مشرق زمین هندوستان و در مغرب زمین یونان بوده است . یکی از علل پدید امدن اینگونه افکار وعقاید تمایل بشر برای وصول به حقیقت است این تمایل در بعضی از افراد فوق العاده شدید است . و اگر با این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح انگاه حاحل می شود که بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد قهرا منجر به ریاضت و رهبانیت می گردد. به عبارت دیگر این اندیشه که وصول به حق جز از راه فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست علت اصلی پدید امدن ریاضت و رهبانیت است. علل دیگری نیز برای پدید امدن ریاضت و گریز از لذت وجود از ان جمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی مخصوصا شکست در عشق سبب توجه به ریاضت می گردد.روح بشر پس از این شکستها انتقام خود را ازلذ تهای مادی بدین صورت می گیرد که انها را پلید می شناسد و فلسفه ای برای پلیدی انها می سازد.افراط در خوشگذرانی و کامجویی عامل دیگر توجه به ریاضت است. تاثیر این دو علت بدین نحو است که پس از شکستها و عدم موفقیتها و یا خستگی ها و فرسودگیها اندیشه وصول به حقیقت در روح بیدار می گردد. توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشه های مادی خود مانعی است برای اینکه انسان درباره ی ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیا ندیشد و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا امده ام و در کجا هستم و به کجا می روم. اما همین که بواسطه ی شکست ویا خستگی حالت گریز و بی رغبتی نسبت به مادیات در روح پدید امد.این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت می شود. اکنون ببینیم از نظر اسلام وطرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است ایا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است؟ اسلام یک طرز تفکر و جهانبینی روشن دارد و نظرش درباره ی انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی می توان فهمید که ایا چنین اندیشه ای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه؟ دین اسلام که پوشش را تعیین کرده است نه در هیچ جا به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفه ای با روح اسلام و با سایر دستورهای ان قابل تطبیق است. اصولا اسلام بافکر ریاضت ورهبانیت سخت مبارزه کرده است واین مطلب را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند. قران کریم افرینش وسائل تجمل را از لطف های خدا نسبت به بندگانش قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود سخت مورد انتقاد قران قرار گرفته است.

با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید .


بخشش میزان فر و شکوه آدمی را نشان می دهد .

راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش .


برای رسیدن به جایگاهی بالاتر ، گذشت را نیز بیاموزیم .

چهارشنبه 16 آذر 1390  4:37 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها