مي نويسم محرم. واژه ها كوچه مي شوند. پرچم سياه مي شوند، خيمه ي عزا مي شوند، نوحه مي شوند، دسته مي شوند سينه و زنجير مي شوند، طبل و سنج مي شوند، فرياد وا حسينا مي شوند.
مي نويسم حسين، واژه ها امام مي شوند، شهيد مي شوند، سربريده و خونين مي شوند، تنها و بي كفن مي شوند.
مي نويسم كوفه، واژه ها نامه مي شوند، ميزبان مي شوند، بي وفا مي شوند، نامرد مي شوند.
مي نويسم مسلم، واژه ها سفير مي شوند، ترديد مي شوند، نامطمئن مي شوند، در كوچه ها غريب و تنها مي شوند.
مي نويسم كربلا، واژه ها باران مي شوند، وانگهي صحراي محشر مي شوند، غم مي شوند، ماتم و عزا مي شوند
مي نويسم خيمه، واژه ها آتش مي گيرند، دود شوند، نابود مي شوند
مي نويسم فرات، واژه ها رود مي شوند، شرمسار و خجل مي شوند
مي نويسم ذوالجناح، واژه ها خونين مي شوند، با ركاب اما بي يار مي شوند.
مي نويسم يزيد، واژه ها اهريمن مي شوند، حقير مي شوند، ظالم مي شوند.
مي نويسم شمر، واژه ها بي رحم مي شوند، قاتل مي شوند، لعن و نفرين مي شوند.
مي نويسم سقا، واژه ها مشك مي شوند، پاره مي شوند، بي آب مي شوند.
مي نويسم عباس، واژه ها معنا مي شوند، سقا و خوشبو مي شوند.
مي نويسم ابوالفضل، واژه ها رعنا مي شوند، نيزه و آه مي شوند، دست بريده و بي مشك مي شوند.
مي نويسم حبيب، واژه ها پير مي شوند، شهيد مي شوند، حبيب يار مي شوند.
مي نويسم قاسم واژه ها نوجوان مي شوند، ماه پاره مي شوند، با عمو همراه و همدم مي شوند، از اسب مي افتند.
مي نويسم علي اكبر، واژه ها جوان مي شوند، زيبا مي شوند، عطر پيامبر مي شوند، يكه تاز ميدان مي شوند، نواي يا حسين(ع) مي شوند.
مي نويسم حرمله، واژه ها تير مي شوند، بر گلوي لاله اي كوچك شمشير مي شوند.
مي نويسم علي اصغر، واژه ها كوچك مي شوند، گهواره مي شوند، آسماني مي شوند، فرشته مي شوند، خدايي مي شوند.
مي نويسم رباب، واژه ها لالايي مي شوند، گهواره هاي خالي مي شوند، اشك مي شوند، زاري مي شوند.
مي نويسم زهرا، واژه ها ام ابيها مي شوند، ياس شكسته مي شوند، تا كنار علقمه مي آيند.
مي نويسم زينب، واژه ها صبر مي شوند، اسير مي شوند، تازيانه مي خورند، قصه گوي رنجها مي شوند، نوحه گوي عاشورا مي شوند.
مي نويسم حر، واژه ها رها مي شوند، آزاد مي شوند، دعا مي شوند، به انتظار لحظه ها مي شوند.
مي نويسم عاشورا، واژه ها خون مي شوند، آيه هاي قداست مي شوند.
مي نويسم سكينه، واژه ها گريان مي شوند، ديده اي خونين و غمگين مي شوند.
مي نويسم رقيه، واژه ها سه ساله مي شوند، زهرا مي شوند، انتظار مي شوند، دلتنگ مي شوند، يتيم مي شوند، جانباز مي شوند سيلي مي خورند، عاقبت در خرابه آرام مي شوند.
مي نويسم سجاد، واژه ها بيمار مي شوند، تب دار مي شوند، غل و زنجير مي شوند، فرياد مي شوند.
مي نويسم حسين، واژه ها غوغا مي شوند، سراسر هياهو مي شوند، بر زمين نينوا خون مي شوند.
مي نويسم حسين واژه ها غريب مي شوند.
مي نويسم غريب، واژه ها حسين مي شوند...