0

افسانه ی عشقی

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

افسانه ی عشقی

آرند که واعظی سخنور

بر مجلس وعظ، سایه گستر

از دفتر عشق نکته می راند

و افسانه ی عاشقی همی خواند

خر گم شده ای بر او گذر کرد

وز گم شده ی خودش خبر کرد

زد بانگ که کیست حاضر امروز

کز عشق نبوده خاطرافروز

نی محنت عشق دیده هرگز

نی جور بتان کشیده هرگز

برخاست ز جای، ساده مردی

هرگز ز دلش نزاده دردی

کان کس منم ای ستوده ی دهر

کز عشق نبوده هرگزم بهر

خر گم شده را بخواند کای یار

اینک خر تو، بیار افسار

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

پنج شنبه 3 آذر 1390  7:50 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها