0

وحدت ضرورتي اجتناب ناپذير

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

وحدت ضرورتي اجتناب ناپذير

اين يادداشت نگاهي اجمالي به بحث وحدت و ضرورت نيل به آن توسط گروهها، احزاب و جريان هاي اصول گرا، به ويژه در موضوعات مهم مانند انتخابات دارد.
1-وحدت كاري ارزشمند
وحدت كلمه اي با بار ارزشي و عقلاني است كه در ادبيات سياسي اجتماعي معاصر با واژه همگرايي شناخته مي شود. در آموزه هاي ديني ما بر ايجاد و حفظ وحدت بين مؤمنين تأكيد شده است. مي توان گفت بدون وحدت و حداقل به شكل نسبي آن اجتماع انساني شكل نخواهدگرفت. تأكيد آيات قرآن و احاديث معصومين بر مفاهيمي مانند گذشت، ايثار، همدلي، انصاف، اغماض و... و عمل به آنها به تقويت وحدت در بين مؤمنين خواهد انجاميد.
2- وحدت ضرورتي ملي و راهبردي
جامعه انساني براساس نيازهاي بشري و توافق بر روي اهداف و نگرش هاي مشترك شكل گرفته و دوام مي يابد. توافق كلي براي تداوم جامعه به گونه اي است كه بر هم زنندگان آن مورد سؤال، اعتراض و خشم اكثريت مردم قرارمي گيرند. زيرا هرگونه مخدوش شدن وحدت، اوضاع و شرايطي نامطلوب را رقم خواهد زد كه همه متضرر خواهندشد. همچنين وحدت و يكپارچگي براي كسب جايگاه مناسب در جامعه بين المللي، پيگيري منافع، تحقق امنيت و تحكيم قدرت ملي در برابر زورگويان و زياده خواهان امري لازم و حياتي است.
3-وحدت امري نسبي
وحدت نيز مانند ساير مفاهيم انساني و اجتماعي، امري نسبي است و هيچ گاه به شكل مطلق بوجود نخواهدآمد. وحدت به معناي يكي شدن و از بين بردن تفاوتها و اختلافها نيست. بلكه به مفهوم كم رنگ كردن آنها و نزديك كردن ديدگاهها و رفتارهاست. يكي از ويژگي هاي مهم اجتماع انساني، تفاوتها و تضادها درنگاهها، برداشت ها، رفتارها و گفتارهاست. اين ويژگي طبيعي بوده و عواملي مانند خانواده ، تربيت، محيط، دوستان، آموزشها و... در آن دخالت دارد. هيچ جامعه يا گروهي و حتي اجتماع مؤمنين را نمي توان يكي كرد. در واقع اين كار نه امكان پذير است و نه مطلوب و اساساً جامعه يكدست وجود ندارد. پس وحدت يعني حركت در مسير كم كردن فاصله ها و تأكيد بر اصول، مباني و خواسته هاي مشترك.
4- ضرورت وحدت اصول گرايان
- دراين خصوص دو قاعده كلي قابل طرح است:
اول) بطور اساسي هرگروه، حزب يا جرياني، براي رسيدن به اهداف خود نياز مبرم به وحدت و هم گرايي در مباني فكري و شيوه هاي رفتاري خود دارد. بدون احراز اين مهم، موفقيت گروهها و جريانات امكان پذير نيست.
دوم) اختلاف و واگرايي، همواره از علل اصلي شكست و ناكامي گروهها و جريانات بوده است. عدم همراهي و همكاري، هميشه بهترين بستر و فضا را براي پيروزي رقيب به وجود خواهدآورد. دو قاعده فوق، استثناناپذير و در همه جاي دنيا غيرقابل اجتناب است.
- در يك تقسيم بندي كلي، آنچه در صحنه و آرايش نيروهاي سياسي در وضعيت كنوني كشور ما وجود دارد، مي توان به سه جريان اصلي اشاره نمود كه هريك از آنها حامل گروههاي متعدد و متفاوتند:
الف) اصولگرايان ب) اصلاح طلبان ج)مخالفان
در بين سه گروه فوق تكليف جريان مخالف روشن است. آنها درصدد براندازي حاكميت بوده و مترصد فرصتند و ما را با آنها كاري نيست. اما اصلاح طلب متعهد كسي است كه با اعتقاد به مباني و آموزه هاي ديني و انقلاب اسلامي، بر آن است در چارچوب قانون اساسي و حاكميت ديني، آنچه به نظرش كج و ناراست مي نمايد، اصلاح كند. بديهي است اين نگرش، با اصلاحات سكولار و غربگرا متفاوت مي باشد. لازم به ذكر است نگارنده، فتنه گران و كساني كه بدنبال براندازي هستند را اصلاح طلب نمي داند.
بنابراين اصولگرايان با دو جريان درعرصه رقابت سياسي و انتخابات روبرو هستند. اما مانند آنها، متشكل از گروهها و احزاب متعدد و متنوع بوده و اختلاف نظرهايي دارند. اصول گرايان براي فائق آمدن بر اختلاف دروني خود و پيروزي در ميدان رقابت قانوني، راهي جز ائتلاف و وحدت در پيش رو ندارند. روشن است هرجناحي كه در هم گرايي و وحدت دروني خود موفق تر باشد، و البته در صورت اقبال مردم به او، احتمال موفقيتش بيشتر خواهدشد.
5- محورهاي وحدت اصول گرايان
هر وحدتي، محور يا عواملي نياز دارد كه متناسب با نگرش، فعاليت ها، اهداف گروهها و افراد تعيين مي گردد. اصول گرايان با توجه به مباني فكري و اعتقادي خود، مي بايد حول محور هاي زير وحدت يابند.
الف) آموزه هاي ديني و اعتقادي
- محكم ترين و قابل استنادترين دليل وحدت را بايد در آموزه هاي ديني جست وجو كرد. براي يك مؤمن واقعي، چه دليلي بالاتر از آيات قرآن و احاديث معصومين. در متون ديني ما بر وحدت، برادري و فشرده شدن صفوف مؤمنين تأكيد فراوان شده است. از جمله آيه سوره انفال كه مي فرمايد «واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا» (به ريسمان خدا چنگ زنيد و متفرق نشويد) همچنين مباحث اخلاقي بسياري مانند گذشت، همدلي، تعاون، برادري، ايثار و... نيز همين توصيه را دارند.
- انجام وظيفه و تكليف: مؤمنين در عرصه عمل فردي و اجتماعي بايد به انجام تكليف و وظيفه فكر كنند. امام خميني بر تكليف گرايي و انجام درست آن اصرار داشت. تكليف را بايد شناخت و به درستي به آن پرداخت. اما تكليف همه افراد يكسان نيست. گاهي وظيفه انسان اين است كه در ميدان حضور داشته باشد و گاهي نيز بايد عرصه را به بهتر از خود واگذاشته و تكليف خود را به شكل ديگري عمل نمايد. ميزان برعهده گيري تكليف، به ويژه در امور حساس و مناصب خطير، متناسب با ويژگي ها، توان و تخصص هاي افراد، متفاوت است. همه نمي توانند رئيس جمهور، نماينده مجلس، دكتر، وكيل و مهندس شوند.
ب) اصول و آرمان هاي انقلاب اسلامي
هر انقلابي مبتني بر اصول و اهدافي شكل مي گيرد. انقلاب ما چنان كه از نامش پيداست، بر آرمان ها و اصول اسلامي تأكيد دارد. مهمترين آرمان هاي انقلاب اسلامي عبارتنداز: حاكميت و اجراي احكام شريعت اسلامي، برپايي جامعه اي مبتني بر ارزش ها و فرهنگ ديني، آزاديهاي مشروع، استبداد ستيزي،نفي استكبار و نظام سلطه جهاني، استقلال و سياست ملت ايراني، پيشرفت و آباداني كشور و... اعتقاد و پايبندي به اين آرمان ها مي تواند مبناي محكمي جهت وحدت و ائتلاف دوستداران انقلاب باشد.
پ) راه امام خميني
امام از وجاهت و مقبوليت بالايي دربين مردم ما برخوردار است. راه او راه يك شخص يا فرقه نيست، بلكه راه اسلام حقيقي مي باشد. افراد و گروه هايي كه خود را پيرو خط امام معرفي مي كنند، ضمن پايبندي به اصول و مباني اسلامي، مي بايست گفته ها و كردار آن بزرگوار را ملاك عمل و قضاوت خود قرار دهند. درمكتب امام، انجام وظيفه و تكليف براي خدا، بهترين معيار عمل براي هر مسلمان است. امام قدرت و حكومت را براي اجراي احكام ديني مي خواست نه جيفه چند روزه دنيا اصولگرايان كه بيش از ديگران به خط امام نزديك هستند، به انجام وظيفه بينديشند، نه كسب صندلي هاي قدرت و ثروت.به گونه اي عمل كنند كه حاصل آن تحكيم وحدت باشد نه تشديد اختلافات و شكاف ها.
ت) نظام برآمده از انقلاب
حاكميت و نظام سامان يافته پس از انقلاب، محصول آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامي است. براي تحقق جامعه ديني و اجراي شريعت اسلامي، تشكيل حكومت اسلامي ضروريست.
قانون گذاري نيز مي بايد درچارچوب آموزه هاي ديني صورت گيرد. در غير اين صورت، انقلاب از مباني خود فاصله گرفته و به انحراف كشيده خواهد شد. گرد آمدن در زير پرچم نظام اسلامي، پايبندي و وفاداري به آن، اقتضاء دارد كه نيروهاي فعال در عرصه هاي سياسي،اجتماعي و... براي حفظ مصالح و آينده حاكميت و كشور، دست از اختلافات لجاج گونه بردارند.
ث) قانون اساسي
قانون اساسي به مثابه ميثاق ملي، درهمه كشورها از جايگاه والايي برخوردار است.قانون اساسي ج. ا.ا متاثر از آموزه هاي ديني و نظرات فقهي امام خميني مي باشد. اين قانون تكاليف همه قوا، گروهها و جامعه را درعرصه هاي مختلف وبه شكل كلي بيان كرده است. پذيرش اين ميثاق، به منزله حركت درمسير اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي است. قانون اساسي به لحاظ غير شخصي بودن و بعنوان مهم ترين سند،راه گشاي خوبي براي تعيين حركت و معيار مناسبي براي قضاوت درمورد رفتار افراد و گروههاست.
ج) ولايت فقيه
ولايت فقيه آموزه اي ديني و ركن اصلي قانون اساسي ما است. ولايت فقيه شاكله و محور برجسته نظريه سياسي امام خميني مي باشد. انقلاب اسلامي و نظام شكل گرفته آن، بدون حاكميت ولي فقيه، محكوم به تناقض و شكست است. اصول گرايي بدون اعتقاد و توجه به ولايت فقيه ناقص است. بنابر اين مواضع و سخنان ولي فقيه زمان مي بايست فصل الخطاب تصميمات و مواضع اصول گرايان باشد.
د) اهداف مشترك
بي ترديد همه كساني كه دل در گرودين، انقلاب، نظام و كشور دارند، براي نيل به اهداف خود، از آرمانها و خواسته هاي مشتركي ( درعين اختلاف ديدگاهها و برنامه ها) برخوردارند.
شناسايي اهداف مشترك، ضمن كم كردن اختلافات و فاصله ها، زمينه هاي نزديكي و وحدت بيشتر را به وجود خواهد آورد.
سخن پاياني:
- اصول گرايي يك حزب، جبهه يا صرفا فعاليت سياسي نيست، بلكه يك بينش و رفتار براساس آموزه هاي ديني است. اصول گرايي به معني شناخت مباني ديني و انساني، پايبندي به آنها و حركت در مسير تحقق ارزش ها و احكام اسلامي مي باشد. هركه اينگونه فكر و عمل نمايد در طيف اصول گرايي قرار دارد. با توجه به ويژگي هاي جامعه ما مي توان گفت اين رويكرد بخش وسيعي از مردم را در برمي گيرد و مخاطب خود مي داند.
- درشرايط كنوني وجود اختلافات زياد، اصرار بر مواضع، تاكيد بر شروط و سهم خواهي، بازي كردن در زمين نفس بوده و درحقيقت همان چيزي است كه رقبا و دشمنان اصول گرايي آرزو دارند. پس به حكم عقل ودرايت، حركت در مسير وحدت كاملا ضروري و پسنديده است.
- يادمان نرود كه چند سال قبل از اين،اصلاح طلبان مانند اصول گرايان با شعارهاي مناسب در انتخابات مختلف پيروز و سكان قواي مجريه و مقننه را به دست گرفتند. اما چه شد كه چند سال بعد مردم راي و اعتماد خود را از آنان سلب و به اصول گرايان رو آوردند. بي شك اشتباهات بزرگ اصلاح طلبان در مسير استحاله مفاهيم و آرمان هاي انقلاب و خارج شدن آنان از ريل اصلي مطالبات مردم، عمل سلب اعتماد اكثريت مردم از آنان بود.گذشته چراغ راه آينده است، از آن عبرت بگيريم و بياموزيم. نكند براي ماندن در مسئوليت ها ومقامات و دراختيار داشتن تربيونها از صراط مستقيم خارج شويم و با لجاجت و خودپسندي، جاده صاف كن نااهلان و دنيا پرستان گرديم. مردم باكسي عقد اخوت نبسته اند و هرگاه تشخيص دهند با راي خود افراد را جا به جا خواهند كرد. آنان كارگزاران و نمايندگان امين، پرتلاش، كاردان و شجاع مي خواهند و از زياده گويي و كم عملي بيزارند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

جمعه 27 آبان 1390  12:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها