|
شمارههاي پيشين:
1- آموزش راهكارهاي خريد و فروش موفق
2- حاجي بازاري با استاندارد ISO 2008!
توجه مهم
خريد و فروش از جهت نوع پرداخت بهاي معامله و نيز چگونگي واگذاري کالاي مورد معامله به چند دسته تقسيم ميشود که همه از آن مطلع هستند و قصد ما بيان آن نيست بلکه اتفاقا بخاطر ابتلاي همه مردم به آنها و جريان انبوه اين معاملات در جامعه موجب شد تا احکام آن که شايد خيليها از آن بي اطلاع باشند را براي خوانندگان محترم بيان کنيم . چرا که برخي از اين موارد و شرايط بسيار مهم بوده و عدم رعايت آن موجب افتادن در گناه و حرام ميشود.
انواع داد و ستد
الف- نقد
خريد و فروش نقدى، معاملهاى است كه كالا و بهاى آن، هنگام معامله رد و بدل مىشود.
1- در معامله نقدى، خريدار و فروشنده، بعد از معامله مىتوانند جنس و پول را از يكديگر مطالبه نموده و تحويل بگيرند.
2- تحويل دادن کالاهاي غير منقول (مانند: خانه ، زمين و... ) به اين است كه در اختيار خريدار گذاشته شود كه بتواند در آن تصرف كند و تحويل کالاهاي منقول (مانند: فرش، لباس و اتومبيل و مانند اينها) به اين است كه آن را طورى در اختيار خريدار بگذارند كه اگر بخواهد به جاى ديگر ببرد فروشنده جلوگيرى نكند.
از آنچه مطرح شد روشن ميشود که در معامله، بايد طرفين بتوانند در آنچه به دست ميآورند تصرف کرده و آن را در اختيار بگيرند و به کار ببرند. بنابر اين تصور در هر معاملهاي معناي خود را پيدا کرده متناسب همان چيز تفسير ميشود. لذا اگر چنين امکاني در معامله ايجاد نشود، آن داد و ستد اشکال پيدا خواهد کرد.
ب- نسيه
خريد و فروش نسيه، معاملهاى است كه كالا هنگام معامله تحويل مشترى مىشود، ولى پرداخت وجه آن، مدّت دار است. احكام اين نوع معامله به قرار زير است :
1- مدت معامله نسيه بايد كاملاً مشخص باشد. بنابر اين اگر جنسى به نسيه فروخته شود و پرداخت وجه آن به زماني نامشخص موکول گردد، چون مدت، به طور مشخص، معيّن نشده معامله باطل است. مثلا خريدار پرداخت وجه را موکول به بفروش جنس ديگري کرده، بگويد پول اين معامله را وقتي فلان زمينم فروش رفت ميپردازم. چرا که زمان تحققاين فروش معلوم نيست. اين مورد، مثال سادهاي بود براي درک موضوع و دقت در داد و ستدهاي نسيه تا دچار مشکل نشويم.
2- فروشنده پيش از تمام شدن مدّتى كه قرار گذاشتهاند، نمىتواند بهاي آن را از خريدار مطالبه كند. اين بدان معناست که فروشند پس از انعقاد معامله چنين حقي ندارد و اگر هم چنين مطالبهاي کند، لازم نيست خريدار به آن توجه نمايد و خللي براي معامله پيش نميآيد.
3- فروشنده بعد از فرا رسيدن مدّت، مى تواند بهاي کالا را مطالبه كند، ولى اگر خريدار نتواند بپردازد، بايد او را مهلت دهد. بنابر اين، در صورت عدم توان پرداخت بها از سوي خريدار در موعد مقرر به اصل معامله خللي وارد نشده و موجب بطلان آن نميشود.
4- اگر فروشنده به كسى كه قيمت جنس را نمىداند، مقدارى نسيه بدهد و قيمت آن را به او نگويد معامله باطل است. اين يک نکته کلي است که در هر معاملهاي کالا و بهاي آن، حال چه پول باشد يا کالايي ديگر، بايد به طور دقيق، مشخص و معين باشد. و در صورت ابهام هر کدام از آنها، معامله باطل خواهد بود.
5- اگر به كسى كه قيمت نقدى جنس را مىداند نسيه بدهد و گرانتر حساب كند، مثلاً بگويد جنسى را كه به تو نسيه مىدهم تومانى يك ريال از قيمتى كه نقد مى فروشم گرانتر حساب مىكنم و او قبول كند اشكال ندارد. بنابر اين فزايش قيمت بخاطر مهلت پرداخت به شرط مشخص بودن آن اشکال ندارد.
6- كسى كه جنس را نسيه فروخته و براى گرفتن پول آن مدّتى قرار داده، اگر مثلاً بعد از گذشتن نصف مدّت، مقدارى از طلب خود را كم كند و بقيه را نقد بگيرد، اشكال ندارد.
اين نکته مربوط به موردي که افزايش قيمت داشته (چنانکه در مورد قبلي بيان شد) نميباشد. بلکه حتي اگر بخاطر نسيه دادن افزايش قيمت هم نداشته، ميتواند در قبال کسر مبلغي از طلب خود آن را نقدا مطالبه کند. البته مشخص است که اين يک توافق طرفيني است و لذا بايد خريدار نيز اين مورد را بپذيرد و فروشنده نميتواند فرد را به آن اجبار کند.
اگر فروشنده به كسى كه قيمت جنس را نمىداند، مقدارى نسيه بدهد و قيمت آن را به او نگويد معامله باطل است. اين يک نکته کلي است که در هر معاملهاي کالا و بهاي آن، حال چه پول باشد يا کالايي ديگر، بايد به طور دقيق، مشخص و معين باشد. و در صورت ابهام هر کدام از آنها، معامله باطل خواهد بود
سوال: اگر كسى جنسى را بخرد و بگويد هر وقت تمكّن پيدا كردم بهاى جنس را مى پردازم و فروشنده هم به اين امر راضى گردد آيا معامله صحيح است يا خير؟
جواب : اگر مدّت به نحو مضبوط تعيين نشود و نسيه معامله شود، معامله باطل است.
ج- سَلَف يا پيش فروش
"سلف" يا "سَلَم" بر عكس نسيه عبارت است از خريد كالاى كلّى مدّت دار در مقابل بهاى نقد. يعنى مشترى پول را مىدهد كه بعد از مدّتى كالا را تحويل بگيرد. به عنوان مثال اگر مشترى بگويد اين پول را مى دهم كه بعد از شش ماه فلان جنس را بگيرم و فروشنده بگويد: "قبول كردم"، يا فروشنده پول را بگيرد و بگويد: "فلان جنس را فروختم كه بعد از شش ماه تحويل بدهم" معامله صحيح است .
معامله سلف يا پيشفروش در صورتى صحيح است كه:
1- خصوصياتى را كه به وسيله آن قيمت جنس تغيير ميکند مشخص شود.
2- قبل از آنكه خريدار و فروشنده از هم جدا شوند خريدار تمام قيمت را به فروشنده بدهد (يا به مقدار آن از فروشنده طلبكار باشد و اين معامله را در قبال آن طلب انجام دهد).
3- مدّت را كاملاً مشخص شود.
4- وقتى كه براى تحويل جنس تعيين ميشود، زماني نباشد كه جنس در آن وقت ناياب است. اين شرط براي آن است معامله کاملا قابل تحقق باشد نه اينکه زماني صرفا براي رعايت شرايط معامله و صحت آن به طور صوري تعيين شود. که چنين کاري صحت معامله را در پي نخواهد داشت.
5- مکان تحويل جنس بايد معين شود. (حضرت امام خميني رعايت اين شرط از نظر فقهي احتياط واجب دانستهاند). براي نمونه اتومبيلي که بصورت پيش فروش مبادله ميشود، بايد در قرارداد، مکان تحويل آن مشخص گردد که به فرض تحويل در شرکت صورت خواهد گرفت يا در نمايندگي و يا دم در خانهي خريدار و يا... .
6- در صورتى كه ملاک مبادله کالاي مورد نظر، وزن يا پيمانه است، وزن يا پيمانه آن را مشخص كنند.
احكام پيش فروش
1- انسان نمى تواند جنسى را كه به سلف خريده، پيش از تمام شدن مدّت مقرّر بفروشد، ولى پس از تمام شدن مدّت،
اگر چه آن را تحويل نگرفته باشد، فروختن آن اشكال ندارد. اين نکته بسيار حائز اهميت بوده و امروزه بسيار مورد ابتلا است.
2- اگر در هنگام تحويل، جنسى كه فروشنده مىدهد، مغاير با مفاد قرارداد باشد، مثلا نامرغوبتر از جنسى باشد كه قرارداد شده است، مشترى مىتواند قبول نكند. اما اگر بپذيرد، معامله صحيح و تمام است.
3- اگر فروشنده به جاى جنسى كه قرارداد كرده ، جنس ديگرى بدهد، در صورتى كه مشترى راضى شود اشكال ندارد.
4- اگر جنس پيش فروش شده در زمان تحويل، ناياب شود و فروشنده توان تهيه آن را نداشته باشد، مشترى دو را دارد:
الف: مى تواند صبر كند تا امکان تهيه آن فراهم شود.
ب- ميتواند معامله را به هم بزند و چيزى را كه داده، پس بگيرد.
توجه داشته باشيد که مشتري نميتواند مطالبهاي زيادي نمايد. مثلا بگويد چون پول من مدتي پيش تو بوده بايد سود آن را بدهي. علاوه بر اينکه چنين حقي ندارد، اين کار، مطالبه ربا بوده و حرام نيز هست.
توجه: تمام قراردادهايي که به ظاهر پيش فروش داشته و در آن سود نيز پرداخت ميشود، محکوم به اشکال و بطلان نيستند، چرا که برخي از آنها اصلا قرارداد پيش فروش نيستند بلکه در قالب چند قرارداد بوده که يکي از آنها مشارکت است که پرداخت سود در آن البته مطالق مفاد شرعي همان قرارداد اشکالي ندارد. لذا بايد در عقد قراردادها دقت نمود تا دچار مشکل و حرام نشد.
انسان نمى تواند جنسى را كه به سلف خريده، پيش از تمام شدن مدّت مقرّر بفروشد، ولى پس از تمام شدن مدّت، اگر چه آن را تحويل نگرفته باشد، فروختن آن اشكال ندارد. اين نکته بسيار حائز اهميت بوده و امروزه بسيار مورد ابتلا است
د- صَرْف يا خريد فروش پول
"خريد و فروش صرف" عبارت از معامله طلا و نقره است و به چهار قسم "معامله طلا با طلا"، "نقره با نقره"، "طلا با نقره" و "نقره با طلا" تقسيم مى شود و احكام آن به شرح زير است :
1- اگر طلا را به طلا يا نقره را به نقره بفروشد، سكّه دار باشند يا بى سكّه ، در صورتى كه وزن يكى از آنها زيادتر از ديگرى باشد معامله حرام و باطل است . چرا که حکم ربا را دارد.
2- اگر طلا را به نقره ، يا نقره را به طلا بفروشد، معامله صحيح است و لازم نيست وزن آنها مساوى باشد.
3- اگر طلا يا نقره را به طلا يا نقره بفروشند، بايد فروشنده و خريدار پيش از آنكه از يكديگر جدا شوند، جنس و عوض آن را به يكديگر تحويل دهند و اگر هيچ مقدار از چيزى را كه قرار گذاشتهاند، تحويل ندهند، معامله باطل است .
چند استفتا
سؤال: آيا طلاى آماده و ساخته را با طلاى شكسته و مستعمل پاياپاى يعنى يك كيلو در مقابل يك كيلو به اضافه پول ساخت آن مى شود معامله كرد يا نه ؟
جواب اگر معامله بين يك كيلو در مقابل يك كيلو باشد و اجرتى در مقابل ساخت قرار داده شود مانع ندارد.
سؤال: نظر مبارك را در حكم شغل صرّافى و خريد و فروش پولهاى اجنبى بيان فرماييد؟
جواب: داير مدار مقررات دولت اسلامى است و چنانچه ربا باشد در هر صورت حرام است .
سؤال: خريدن پول خارجى از افرادى كه وارد ايران مى شوند با توجه به وضعيت فعلى جمهورى اسلامى چطور است ؟
جواب: هرگونه معاملات ارز و صرف بايد با مقررات دولت اسلامى باشد.
سؤال: ... آيا صرف بازار آزاد در حال حاضر از نظر شرعى مجاز مى باشد يا نه؟
جواب: معاملات صرف بايد تابع مقررات دولت اسلامى باشد.
گروه دين و انديشه تبيان - حسين عسگري
منابع:
تحرير وسيله حضرت امام خميني رحمه الله
استفتاأت حضرت امام خميني رحمه الله
|