ارتداد یا تغییر عقیده
در رابطه با حکم مرتد
، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :
آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟
( در دامه به اجمال ، خاستگاه عقیده در درون انسان و تفاوت اساسی بین آن و ارتداد ارادی بیان می گردد . )
1-
تغییر عقیده غیر ارادی :
اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ، عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .
فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : " لایکلف الله نفسا الا وسعها
1
" . یعنی خدا هیچکس را تکلیف نمی کند مگر به قدر وسع و توانایی او ، و این تغییر عقیده به شرحی که گفته شد غیر اختیاری است و در وسع و توان انسان نیست که جلوی آن را بگیرد .
در این صورت اگر ما بگوئیم :
چنین کسی در مقابل تغییر عقیده اش مسئول شناخته می شود و مستحق مجازات است ، این بر خلاف عدالت ، و تکلیف ما لا یطاق و مخالف آیه مزبور است .
البته آنچه در این آیه آمده مقتضای حکم عقل است و هیچ کس را نمی باید مکلف کرد مگر به اندازه وسع و توانایی اش .
از فقهای صاحب نظر می خواهیم که در این مسئله دقیقا بیندیشند و پاسخی معقول و منطقی به آن بدهند و اگر نتوانستند پاسخ عقل پسند به آن بدهند باید در صحت روایاتی
2
که به استناد آنها فتوا به قتل مرتد می دهند جدا تردید کنند .
3
2-
تغییر عقیده ارتدادی :
اگر مقصود فقها از ارتداد ، اقدام عملی و مبارزه با حکومت است نظیر آنچه در زمان ابوبکر پیش آمد که گروهی گفتند : ما مسلمانیم ولی زکات به ابوبکر نمی دهیم و در مقابل حکومت ایستادند و ابوبکر با آنان جنگید و سرکوبشان کرد و این گروه در تاریخ به نام " مرتدین " خوانده شدند . اگر مقصودشان از مرتد این معنای دوم است ، این یک بحث فقهی مفصل لازم دارد که جایش اینجا نیست .
منبع :
كتاب " حديث هاي خيالي در مجمع البيان " – آیه الله صالحی نجف آبادی ، ص
113
و
114
........................................................................
زیر نویسها :
1-
سوره بقره - آیه
286
2-
آیه الله ارباب از فقهای بزرگ می گفت
:
هیچ حکمی از احکام اسلام را نمی توان با استناد به اخبار آحاد و روایات که قطعی و یقین آور نیست ثابت کرد
چه رسد به حکم " قتل برای مرتد " یا " سنگسار کردن در مورد زنای محصنه " که هیچ کدام در قرآن نیست . هم چنین ایشان می گفت : طهارت اهل کتاب بلکه مطلق بشر ذاتی است و نمی توان هیچ انسانی را نجس دانست .
3-
آیه الله منتظری
:
در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ; زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج مي
باشد. آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن مي
باشد ; نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .
از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود
; و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .
آيه شريفه :
( لا اكراه في الدين ...) - بقره :
256
.
چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز مي
باشد.
بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد
،
يا تغيير آن
، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ،
حق هر انساني است
;
و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير: ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست .
( کتاب "
کتاب رساله حقوق
– ص
51
)
محمد صالحی –
10
/
5
/
89
http://mahsan.parsiblog.com
/