0

ارتداد یا تغییر عقیده

 
m_salehy
m_salehy
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 443
محل سکونت : اصفهان

ارتداد یا تغییر عقیده

ارتداد یا تغییر عقیده

 

در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :

آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟

( در دامه به اجمال ، خاستگاه عقیده در درون انسان و تفاوت اساسی بین آن و ارتداد ارادی بیان می گردد . )

1-  تغییر عقیده غیر ارادی :

 

اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ، عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .

فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : " لایکلف الله نفسا الا وسعها 1 " . یعنی خدا هیچکس را تکلیف نمی کند مگر به قدر وسع و توانایی او ، و این تغییر عقیده به شرحی که گفته شد غیر اختیاری است و در وسع و توان انسان نیست که جلوی آن را بگیرد .

  در این صورت اگر ما بگوئیم : چنین کسی در مقابل تغییر عقیده اش مسئول شناخته می شود و مستحق مجازات است ، این بر خلاف عدالت ، و  تکلیف ما لا یطاق و مخالف آیه مزبور است .

البته آنچه در این آیه آمده مقتضای حکم عقل است و هیچ کس را نمی باید مکلف کرد مگر به اندازه وسع و توانایی اش .

از فقهای صاحب نظر می خواهیم که در این مسئله دقیقا بیندیشند و پاسخی معقول و منطقی به آن بدهند و اگر نتوانستند پاسخ عقل پسند به آن بدهند باید در صحت روایاتی 2 که به استناد آنها فتوا به قتل مرتد می دهند جدا تردید کنند . 3

 

2-  تغییر عقیده ارتدادی :

اگر مقصود فقها از ارتداد ، اقدام عملی و مبارزه با حکومت است نظیر آنچه در زمان ابوبکر پیش آمد که گروهی گفتند : ما مسلمانیم ولی زکات به ابوبکر نمی دهیم و در مقابل حکومت ایستادند و ابوبکر با آنان جنگید و سرکوبشان کرد و این گروه در تاریخ به نام " مرتدین " خوانده شدند . اگر مقصودشان از مرتد این معنای دوم است ، این یک بحث فقهی مفصل لازم دارد که جایش اینجا نیست .

 

منبع : كتاب " حديث هاي خيالي در مجمع البيان " – آیه الله صالحی نجف آبادی ، ص 113 و 114

........................................................................

زیر نویسها :

1-    سوره بقره  - آیه  286

2-    آیه الله ارباب از فقهای بزرگ می گفت : هیچ حکمی از احکام اسلام را نمی توان با استناد به اخبار آحاد و روایات که قطعی و یقین آور نیست ثابت کرد چه رسد به حکم " قتل برای مرتد " یا " سنگسار کردن در مورد زنای محصنه " که هیچ کدام در قرآن نیست . هم چنین ایشان می گفت : طهارت اهل کتاب بلکه مطلق بشر ذاتی است و نمی توان هیچ انسانی را نجس دانست .

3-    آیه الله منتظری : در حقيقت تعبير به آزادي انديشه يا تغيير آن نوعي مسامحه در تعبير است ; زيرا پيدايش هر عقيده و استمرار آن معلول شرايط خاص ذهني است كه از اختيار انسان خارج مي باشد. آنچه اختياري انسان است - و انسان نسبت به آن آزاد است - مقدمات آن مي باشد ; نظير تحقيق ، مطالعه و تلاش فكري در راه رسيدن به آنچه حق است .

از اين رو تحميل هر عقيده اي به ديگري، نه امكان دارد و نه صحيح خواهد بود ; و هر انساني بالفطرة در پيدانمودن هر انديشه و استمرار آن قابل تحميل و اكراه نخواهد بود .

آيه شريفه :

( لا اكراه في الدين ...) - بقره  : 256 .

چه در مقام خبر از واقع خارجي باشد، يا انشاء نهي از اكراه - با توجه به شأن نزول آن - قطعا شامل امور اعتقادي دين نيز مي باشد.

بنابراين مجرد انديشه و اعتقاد ، يا تغيير آن ، و يا ابراز آن ، و يا اطلاع از انديشه و تفكري ديگر ، حق هر انساني است ; و با هيچ يك از عناوين كيفري نظير: ارتداد ، افساد ، توهين ، افترا و مانند آن مربوط نيست . ( کتاب " کتاب رساله حقوق – ص 51 )

 

محمد صالحی – 10 / 5 / 89

http://mahsan.parsiblog.com /

 

شنبه 9 مرداد 1389  7:23 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها