پرسش:
با عنايت به احاديث و روايات نبوي، چگونه مي توان امامت و خلافت بلافصل علي(ع) را ثابت كرد؟
پاسخ:
در ميان روايات نبوي، ادله محكم و صريحي وجود دارد كه جانشيني حضرت رسول(ص) را منحصر در علي(ع) مي داند و علي(ع) را بعد از رسول خدا، امام و ولي بر حقي مي داند كه از سوي خداوند متعال تعيين شده و پيامبر گرامي(ص) به دستور خدا آن حضرت را به امامت و جانشيني خود، نصب نموده است. رسول خدا(ص) در موارد و مكان هاي گوناگون اين مطلب را به صراحت و روشني بيان فرموده اند كه در اينجا به نحو اجمال به اهم اين بيانات مي پردازيم:
1-روايت آيه انذار
در آغاز دعوت اسلامي و پيش از آنكه دعوت پيامبر گرامي(ص) در مكه فراگير و آشكار شود، هنگامي كه خداي متعال آيه «وانذر عشيرتك الاقربين» و خويشاوندان نزديكت را بيم ده. (شعراء-214) را بر پيامبر اسلام نازل فرمود، پيامبر(ص) نزديكان خود را به خانه عمويش ابوطالب دعوت نمود. در ميان دعوت شدگان كه نزديك به چهل نفر بودند، عموهاي پيامبر، ابوطالب، حمزه، عباس، ابولهب نيز بودند. پيامبر گرامي(ص) در آن جلسه در پايان سخن خويش فرمود: اي فرزندان عبدالمطلب، به خدا سوگند من سراغ ندارم كه جواني از جوانان عرب، براي قوم خود، چيزي بهتر و برتر از آنچه من براي قوم و قبيله خويش آورده ام، آورده باشد، من برتري دنيا و آخرت را براي شما آورده ام و خدا مرا مامور نموده است تا شما را به سوي او فراخوانم، پس كدام يك از شما مرا در اين كار ياري مي نمايد تا برادر و وصي و جانشين من در ميان شما باشد؟ خويشان پيامبر(ص) جز علي(ع) از پاسخ دادن به او خودداري كردند. اما علي(ع) كه از همه آنها كوچكتر بود برخاست و گفت: اي پيامبر خدا! من حاضرم كه تو را ياري كنم و وزير تو باشم، رسول خدا نيز فرمود: آگاه باشيد كه علي(ع) برادر و وصي و جانشين من در ميان شماست، به سخنان او گوش فرا دهيد و از وي پيروي كنيد، خويشان پيامبر برخاستند و با خنده و تمسخر به ابوطالب مي گفتند: محمد به تو دستور داده است كه به سخنان پسرت گوش فرادهي و از او پيروي كني. (شرح نهج البلاغه، ج13، ص 210)
2-حديث منزلت
براساس اين روايت، رسول خدا(ص) به علي(ع) فرمود: «اي علي جايگاه تو نسبت به من، مانند جايگاه هارون نسبت به موسي است، با اين تفاوت كه بعد از من كسي به پيامبري نمي رسد. (شرح نهج البلاغه، ج2، ص495)
اين حديث يكي از احاديث متواتري است كه بسياري از صحابه رسول خدا آن را مطرح كرده اند. همچنين در منابع معتبر اهل سنت نيز به آن پرداخته اند.