انسان باغرورمیتازد،بادروغمیبازد و باعشقمیمیرد
دکتر شریعتی
آنانی که وقتی هستند ـ هستند وقتی که نیستند هم نیستند ! عمدهآدمها ...
حضورشان مبتنی به فیزیک است ! تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست کهقابل فهم میشوند .بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .
آنانی که وقتیهستند ـ نیستند ! وقتی که نیستند هم نیستند !!
مردگانی متحرک در جهان . خودفروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیتند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده شان یکی است .
آنانی که وقتی هستند ـهستند وقتی که نیستند هم هستند !!
ادمهای معتبر و باشخصیت .کسانی که در بودنشانسرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطرما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم .
آنانی کهوقتی هستند ـ نیستند و وقتی که نیستند ـ هستند !!
شگفت انگیزترین آدمها از اینگروهند ! در زمان بودشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمی توانیم حضورشان رادریابیم . اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم وآهسته آهسته درک می کنیم .باز میشناسیم . می فهمیم !که آنان چه بودند . چه می گفتند ... و چه می خواستند ...
ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان اما وقتی دربرابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند ! اختیار از ما سلب می شود .سکوت میکنیم و غرق در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید کهچه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعدادانگشتان دست هم نرسد !!
خدایا ..
در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی میکشاند ، مرا با نداشتن و نخواستن ، رویین تن کن.
خدایا ..
بر اراده ،دانش ، بی نیازی ، حیرت ، لطافت روح ، شهامت و تنهایی ام بیافزای .
اضطرابهای بزرگ ، غم های ارجمند ، حیرت های عظیم را بر روحم عطا کن. لذت ها را بر بندگانحقیرت بخش و درد های عزیز را بر جانم ریز .. ..