0

چرا به هم دروغ مي گويند؟

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

چرا به هم دروغ مي گويند؟

اگر به افرادي كه دراطرافتان هستند خوب توجه كنيد، درخواهيد يافت كه بسياري از آنها در طول روز دروغهاي فراواني مي گويند. در واقع اين مسئله گوياي اين است كه تقريبا همه افراد دراين سياره به شيوه هاي متفاوتي درزندگي دروغ مي گويند.
آنها بر اين باورند كه غالب شدن شرايطي درآن لحظه افراد را وادار به دروغگويي مي نمايد. دربسياري از موارد، افراد براي حفظ علايق شخصي خود دروغ مي گويند. اما افرادي هم هستند كه براي گول زدن ديگران دروغ مي گويند. گروه ديگري از افراد نيز به دروغگويي معتاد شده اند. خيلي ها هم به اين دليل دروغ مي گويند كه از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن دراجتماع دور باشند.
چه كساني درمورد روابط خود دروغ مي گويند؟
شايد درك اين موضوع كه چرا افراد درهنگام برقراري ارتباط با ديگران، درمورد خود دروغ مي گويند، كمي دشوار باشد.
ممكن است دليلي اصلي اين مسئله اين باشد كه آنها مي ترسند اگر رازهاي خود را فاش كنند، آن شخص آنها را ترك كند. افراد در روابط خود دروغ مي گويند تا مسائل منفي شخصيتي شان را پنهان كنند. بسياري از افراد اشتباهات خود در روابط گذشته يا لجبازي خود را نپذيرفته اند، دوست ندارند طرف مقابلشان در فعاليتهاي روزمره آنها دخالت كند. علت دروغگويي و خيانت اشخاص اين است كه آنها اغلب داراي عقده حقارت بوده و تمايلي ندارند تا شخصي كه با او رابطه اي را برقرار مي كنند درمورد آن چيزي بداند. ترسي كه در ذهن آنها نقش بسته است مسئول دروغگويي اين افراد مي باشد. براي نمونه، يك مرد براي اينكه رابطه خود را با نامزدش پايدار نگاه دارد، ممكن است در بيان مسائلي همچون موقعيت مالي، درآمد ساليانه و سرمايه هاي خود به دروغ متوسل شود.
بدين جهت ممكن است در صورتي كه نامزدش بخواهد بيشتر درباره حقايق اطلاع كسب كند، براي مرد ترس امتناع ناگهاني زن از ازدواج به وجود آيد. نكته متحيركننده اين است كه با اين كه همه مي دانند بعدها بسياري از مسائل درزندگيشان آشكار خواهد شد، باز هم دروغ مي گويند. با وجود اين، فرد دروغگو به نوعي به آرامشي موقتي و يك حس پيروزي دروغين و نابغه بودن دست مي يابد كه آنها را غرق در لذت مي كند. اما غافل از آن كه يك دروغ، دروغ هاي ديگري را نيز به دنبال خود خواهد داشت.
چرا افراد درمحل كار خود دروغ مي گويند؟
براي اين پرسش دلايل زيادي وجود دارد. اغلب ميانبر زدن به گلوگاه رقابت براي تكميل وظايف و دستيابي به ارتقاي مقام، افراد را مجبور به دروغگويي مي كند. همچنين بسياري از افراد براي خوار كردن كارمندان رقيب و برداشتن آنها از سر راه خود از دروغ كمك مي گيرند تا سمت مورد نظر خود را بدست آورده و از ديگران پيشي بگيرند. در بسياري از مكانها، آوردن دلايل ساختگي براي به اثبات رساندن اهداف شخصي نيز مشاهده گرديده است. افراد براي بالا بردن تصوير بد شغلي خود درمحل كار نيز دروغ مي گويند. بسياري هم به دليل به دست آوردن سودهاي مالي سريع دروغ مي گويند.براي نمونه، ممكن است فروشنده اي در مورد كيفيت كالايي كه به فروش مي رساند به مشتري خود دروغ بگويد.
برخي دلايل ديگر دروغگويي
شايد دلايل دروغ گفتن افراد و اقدام به بيان آن هميشه جنبه منفي نداشته باشد. در برخي موارد به خاطر مصلحت يك شخص دروغي گفته مي شود. در بسياري از شرايط، وقتي كسي وقت كافي براي تشريح موقعيت به فردي و متقاعدكردن او براي مسائلي كه رخ داده است، ندارد، به دروغ پناه مي آورد. در خيلي از مواقع نيز يك دروغ مي تواند به كنترل شرايطي خاص كمك كند تا درآن لحظه موقعيت دشوار نگردد.
¤ دروغ اجباري به خاطر بيماريها
¤ دروغ اجباري به خاطر مجموعه علائم ذهني و جسمي
¤ دروغ اجباري به خاطر ناهنجاريها
¤ دروغ اجباري به خاطر رفتارها
پس نتيجه مي گيريم كه درك اين كه چرا از نظر روانشناسي افراد دروغ مي گويند، بسيار دشوار است. با اين حال، نبايد در مورد شخصي كه هدف خوبي براي دروغ گفتن دارد به عنوان شخصي كه رفتاري غيرصادقانه دارد، قضاوت كرد. باز هم تا آنجا كه امكان دارد بايد از دروغ گفتن بپرهيزيم زيرا سبب ايجاد تأثيرات بدي در زندگي گشته و اعتماد ديگران نسبت به ما را كاهش مي دهد.
وابستگي
پايه و اساس وابستگي، روابط بسيار نزديك است. وابستگي به تأثيرگذاري دوطرفه اشاره دارد. حركات و رفتارهاي شما اثر شديدي بر روي رفتار طرف مقابلتان دارد و برعكس.
وابستگي سبب ايجاد حقوق زيادي مي گردد. افراد با برقراري ارتباط با ساير اشخاص در زندگي پيش مي روند. هر قدر وابستگي بيشتر شود، بازگويي حقايق ضروري تر مي گردند. براي دستيابي به نتايج مثبت در طول روابطمان، زوجها بايد بيشتر درباره يكديگر بدانند و همديگر را درك كنند.
ازسوي ديگر، وابستگي قيد و بندهاي فراواني نيز بوجود مي آورد. هرچه وابستگي زيادتر باشد، افراد، ديگر آزادي زيادي براي انجام كارهايي كه خواهان آن هستند، در زماني كه دوست دارند يا با كسي كه مي خواهند، ندارند.
پس هرچه به كسي نزديك تر مي شويم، بيان حقايق مهم تر مي شوند اما ريسك بيشتري نيز دارند. همسران صميمي بيشتر در مورد اين كه درباره چه فكر مي كنند، چه احساسي دارند يا چطور رفتار مي كنند، نگران هستند. البته انديشه ها، احساسات و رفتارهاي ما تأثير مستقيمي در خوشحالي و خوشبختي يك زوج دارند.
همه اينها به چه معناست؟
هنگامي كه وابستگي ها كمتر هستند، بيان حقايق ساده ترين كار است، مانند آشكارساختن اطلاعات خيلي خصوصي، به شخص غريبه اي كه در صندلي كناري شما در هواپيما نشسته است. در چنين شرايطي بيان واقعيت مشكلي ايجاد نكرده و همچنين نه هيچ نتيجه حقيقي اي براي انجام آن وجود دارد و نه حتي منفعتي در كار است.
زماني كه وابستگي ها زياد شد، به همان اندازه بيان واقعيتها نيز با اهميت مي شوند. بيان واقعيت به افراد اين اجازه را مي دهد تا رفتارها و فعاليتهايشان را هماهنگ ساخته تا در نتيجه آن صميميت و نزديكي بوجود آيد وابستگي به احتمال زياد، باعث ايجاد نيرنگ نيز مي شود. زيرا دوطرف از همديگر توقع و تقاضاهاي زيادي دارند كه با بيان حقيقت ريسك بيشتري مي پذيرد. گفتن واقعيت ها در يك ارتباط نزديك مي تواند سبب كاهش كشمكش ها و منفي نگري ها گردد و اهداف كلي را مهار كند. با اين اوضاع، هم بيان واقعيت ها و هم فريبها و نيرنگها براي به نتيجه رساندن رابطه مهم هستند.
صميميت نيازمند صداقت است، اما صداقت كامل، زوجين را از هم مي پاشد. يافتن تعادل مناسب، ممكن است براي بسياري از زوجين امري دشوار باشد.
صداقت در رابطه
صداقت در رابطه چقدر حائزاهميت است؟
آيا صداقت در رابطه شما نقش مهمي دارد؟ آيا واقعا مسئله اي جدي محسوب مي شود؟
بسياري از افراد در مورد اهميت صداقت در روابطشان سخن مي گويند. اما چندنفر از زوجها به آن پرداخته اند؟ به راستي چند نفر از ما با طرف مقابلش صادق بوده است؟
براي برخي از افراد صداقت تنها واژه اي زينتي است كه آنها صرفا از روي چاپلوسي به آن توجه مي كنند و از اين رو يكي از ابتدايي ترين مسائلي است كه به شكل يك بحران درحال سقوط است.
اما صداقت در رابطه ارزشي واقعي دارد كه ما بايد هر اندازه كه در توان داريم براي پايدار نگاه داشتن آن تلاش كنيم. سلامت و طول عمر اين رابطه به اين مسئله بستگي دارد.
عشق بدون اعتماد چيست؟
ارزش واقعي درستكاري در رابطه اين است كه به اعتماد روح مي بخشد. اگر در روابطمان اعتماد و خلوص نيت را درنظر نگيريم، جراحت ها ظهور پيدا مي كنند.
چرا؟
زيرا اگر ما نتوانيم به نزديك ترين افراد در زندگي مان اعتماد كنيم، در زمان هاي سختي و بحران ها هم نمي توانيم به آنها تكيه نماييم. آنها به جاي اين كه ما را از اعتماد و اطمينان اشباع كنند، با ترديد فراوان ما را رها مي كنند و به تدريج رابطه را فرسوده مي كنند تا اين كه از بين برود.
آشكار است كه اين نوع بنيانگذاري آن چيزي نيست كه ما براي يك رابطه ابدي مي توانيم درنظر بگيريم. پس صداقت در رابطه اساسا بسيار بااهميت است زيرا نشانه تضميني است كه مي توانيم به شخصي كه دوستش داريم اعتماد و تكيه كنيم. اين بنيان عشق و دوست داشتن است.
وقتي از زوج هاي موفق كه مدت طولاني است كه با هم هستند بپرسيد كه ريشه اصلي موفقيت آنها چه بوده، درخواهيد يافت كه پاسخ هر نه نفر از ده نفر آنها شامل برخي از جنبه هاي اعتماد و صداقت خواهد بود.
اصلي ترين مسائلي كه افراد در روابط شان در مورد آن دروغ مي گويند.
1- احساسات منفي خود نسبت به خانواده يا دوستان طرف مقابل. افراد درباره دوست داشتن افرادي كه براي طرف مقابل شان مهم هستند، دروغ مي گويند
2- در مورد سن، وزن و وضعيت سلامت خود.
3- وقت گذاشتن براي با هم بودن. افراد در مورد دليل اين كه چرا نمي توانند باهم باشند يا يكديگر را ببينند، دروغ مي گويند. مثلا مي گويند: «سرم خيلي شلوغ است، كارهاي زيادي دارم، درحال حاضر وقت ندارم.»
4- چقدر پول درمي آورند، درآمدشان، ارثيه اي كه به آنها رسيده و يا سرمايه هايشان و گاهي حتي در مورد ميزان بدهي هاي خود نيز به دروغ متوسل مي شوند.
5- احساس خود نسبت به همسر قبلي خود. آنها اغلب بيزاري هاي خود نسبت به آنها را بزرگ جلوه مي دهند. آنها درباره احساسات و علايق خود نسبت به دوستان و همكاران خود نيز دروغ مي گويند.
6- درباره مصرف موادمخدر، سيگار كشيدن.
7- فعاليت هايي كه از آن لذت مي برند. آنها در مورد چيزهاي لذتبخشي كه طرف مقابل شان دوست دارد آنها را انجام دهد، دروغ مي گويند.
8- احساسات منفي درباره ظاهر فيزيكي طرف مقابل. كساني كه عاشق مي شوند در مورد علاقه خود به قيافه، سن و طرز لباس پوشيدن طرف مقابل به او دروغ مي گويند.
9- احساسات منفي خود در مورد شغل او. افراد به دروغ شغل، رشته، حرفه و انتخاب هاي طرف مقابل خود را دوست دارند و به آنها احترام مي گذارند.
5 دليل اصلي كه زوج ها به هم دروغ مي گويند
صداقت يكي از ويژگي هايي است كه ما در روابط سالم به دنبال آن هستيم. اين ويژگي پسنديده اي است كه در هر دو طرف وجود داشته و مي تواند بين آنها اعتماد را پايه گذاري نمايد. رابطه بدون اعتماد مي تواند سبب سوءتفاهم هاي فراوان، رنج عاطفي، عدم اطمينان و شكست در ارتباط گردد. اين مسئله حتي در صورتي كه كشمكش پايدار عدم اطمينان و عدم صداقت در ميان باشد، مي تواند به طور پنهاني موجب از هم پاشيدن رابطه شود.
همان طور كه مي دانيم، روراست بودن در روابط از اهميت خاصي برخوردار است، اما اين هميشه بدان معنا نيست كه همه زوج ها با هم صادق هستند. همه ما به احتمال زياد در برخي موارد در زندگي مان دروغي گفته ايم يا حداقل سعي كرده ايم كه از بيان حقيقت سرباز زنيم. اين يك مكانيسم دفاعي است كه ما از آن براي جلوگيري از ايجاد مشكل يا مقابله با آن استفاده مي كنيم. اگرچه، درك و فهم دلايل ترس از صادق بودن به طور شگفت انگيزي مي تواند به زوج ها كمك تا به واسطه آن عدم اطمينان و كمبود اعتماد در روابط شان را از بين ببرند.
اين هم چند دليل براي دروغگويي افراد:
1- ترس از به دردسر افتادن. اگر شما از آن دسته افرادي هستيد كه به طور خودكار طرف مقابل تان را مورد انتقاد قرار مي دهيد تا با او روراست باشيد، فرصت خوبي است تا آنها را وادار كند تا نخواهند با شما صادق باشند و همه چيز را به شما بگويند. اين يك تقويت كننده منفي است كه سبب ايجاد مانعي براي به اشتراك گذاري احساسات و واكنش ها آنها گشته و در نتيجه موجب پنهان شدن و در لاك خود فرو رفتن آنها مي شود.
2- ترس از آزار دادن طرف مقابل. اغلب مواقع، افراد به دليل محافظت از احساسات فردي كه برايشان مهم است، دروغ مي گويند. در اين شرايط، عدم صداقت مسئله را درست يا قابل قبول نمي كند، اما منطقي است كه آنها نخواهند شما حقيقت را كشف كنيد. زيرا اين موجبات ناراحتي و ايجاد احساسات بد در شما را فراهم مي آورد.
3- آنها مي خواهند ديگران آنها را تأييد كنند. بسياري از افراد دوست دارند طرف مقابل شان احساسات آنها را صادقانه تأييد كرده و دوست شان بدارند و اين همان موضوعي است كه آنها هميشه با آن در كشمكش هستند. اين موضوع مي تواند باعث گردد تا افراد طوري دروغ بگويند كه شايد درباره واقعيت مبالغه شود يا آنها مجبور شوند به خاطر اين كه دوست دارند موافقت شما يا شخص ديگري را جلب كنند، داستاني را از خود بسازند.
4- جدا شدن از يك عادت ناپسند. ممكن است براي شخصي كه هميشه با عدم صداقت يا سرپوش نهادن بر عواطف واقعي خود با مشكل مواجه بوده است، كنترل دروغگويي بسيار دشوار باشد. به محض بيان نكردن حقيقت، اين مسئله تبديل به يك عادت و الگو مي گردد و ممكن است براي شخصي كه تصميم گرفته دست از اين كار بردارد و درستكار و راستگو باشد، مشكلاتي به وجود آورد.
5- ناتواني در بيان احساسات. براي برخي، گفت وگو در مورد احساسات شخصي كاري بسيار دشوار است. وقتي دوست نداشته باشيم درباره اين احساسات صحبت كنيم يا اين كه ندانيم چگونه بايد به طور موثري رابطه برقرار كنيم، صحبت نكردن در مورد آنها يا پنهان كردن احساسات واقعي براي برخي افراد ساده تر مي گردد.
اكنون كه دلايل بي صداقتي افراد با همسران يا طرف مقابل شان را متوجه شديم، به طور قطع اين تصديقي براي خوب بودن دروغ و پنهان كردن حقايق نيست. با وجود اين، مطالب ذكر شده مي تواند نوعي بينش بر اين مسئله باشد كه هر دو طرف چگونه مي توانند بر برقراري حقيقت و رابطه اي آشكار و صادقانه موثر واقع شوند. زوجين مي توانند بر مهارت هاي برقراري ارتباط كه آنها را در بيان حقيقت ياري مي كند، بدون اين كه خطر يا پيامدي برايشان به وجود آورد، كار كنند. مشاوره هاي فردي هم مي تواند به آنها كمك كند تا بر احساس عزت نفس يا شناخت و بيان عواطف خود تأثير بگذارند. فهم علت دروغگويي هم مي تواند در افزايش صداقت و تقويت روابط موثر باشد.
نسيبه رجبي

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

دوشنبه 9 آبان 1390  6:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها