0

دو گوهر هستي

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

دو گوهر هستي

خديجه پنجي
بهشت از رايحه اي دلنواز، سرمست مي شود.
جشني برپاست از انبوه فرشتگان و كائنات.
بر منبري از نور و روشنايي، جبرئيل خطبه مي خواند براي علي عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام و زندگي آغاز مي شود.
طوبي، دل انگيزترين نغمه اش را شادباش مي فرستد.
صدايي مي شكوفاند جان ها را و شايد خداست كه براي اين عروس و داماد پيام تبريك و تهنيت مي فرستد.
زمين:
خانه وحي، مهبط فرشتگان است.
مدينه، شادي اين دقايق مقدس را پشت در خانه، به وجد آمده است.
از ميان تمام مردان عرب، تنها مدال همسري فاطمه، گردن آويز علي مي شود.
راز عشقي بزرگ.
مرج البحرين يلتقيان.
دو دريا به هم مي پيوندند در قداستي بي نظير.
دو درياي علم و حلم، علي و فاطمه، تا جهان به خنكاي وجودشان به ساحل آرامش برسد.
و آب كه چه زيبا مهر فاطمه را به دل دارد و خاك كه راز بزرگي علي را به دوش مي كشد.
و عشق كه از تلاقي اين دو متولد مي شود؛ آب و خاك،
دين از اين پس، آسوده خواهد بود در سايه سار محبت و مهرباني اين عروس و داماد.
«و له الجوار المنشئات ف ي البحر كالاعلام؛ و از آن دو دريا، دو گوهر هستي پديد مي آيد؛ حسن و حسين، سيد جوانان اهل بهشت».
و حقيقت ادامه مي يابد در گرو پيوند علي و فاطمه؛
زير يك سقف، پاي سفره اي ساده، از پيوند دو نور، تا يازده ستاره روشن
و تاريخ عشق، از همين جا آغاز مي شود.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

یک شنبه 8 آبان 1390  9:27 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها