0

وسواس و وسواسي

 
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

وسواس و وسواسي

https://rasekhoon.net/userfiles/Advertise/vasvassa.jpg

پرسش و پاسخ 1
پرسش و پاسخ 2
پرسش و پاسخ 3
پرسش و پاسخ
4

دفع وسوسه
برای درمان وسواس راه هایی در روایات بیان شده است. حضرت علی علیه السلام فرمود: «صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مِنْ کُلِّ شَهْرٍ أَرْبِعَاءَ بَیْنَ خَمِیسَیْنِ وَ صَوْمُ شَعْبَانَ یَذْهَبُ بِوَسْوَاسِ الصَّدْرِ وَ بَلَابِلِ الْقَلْبِ » «سه روز روزه گرفتن در هر ماه (یک چهارشنبه در بین دو پنجشنبه) و روزه گرفتن ماه شعبان، وسوسه سینه را از بین می برد.»[1]
 
 
(وسواس و درمان آن (1
این مقاله به مطالعه درباره رویکرد « شناخت رفتار درمانگری اسلامی» و مقایسه آن با رویکرد « شناخت رفتار درمانگری سنّتی» در زمینه علایم پیش گیری و درمان اختلال وسواس فکری عملی می پردازد. اختلال وسواس فکری عملی (OCD)(3) یکی از اختلالات اضطرابی است
 
 
(وسواس و درمان آن (2
از احادیث مربوط به علایم وسواس ، می توان نتیجه گرفت: اولاً، وسواسی کسی است که برای دوری از افکار ناخواسته (مذموم ، رنجش آور یا ناشدنی) به افعالی مانند خوردن خاک، خرد کردن کلوخ ، کندن ناخن ها با دندان و به دندان گرفتن ریش پناه می برد.
 
 
(وسواس و درمان آن (3
وسواس های عبارتند از: افکار ، تصاویر ذهنی و تکانه های ناخواسته و مزاحم. این وسواس ها معمولاً از جانب فرد به عنوان افکار، تصاویر و تکانه های ناسازگار ، بی معنا ، ناپذیرفتنی و مقاومت ناپذیر ، تلقّی می شوند. محرّک های برانگیزاننده زیادی وجود دارند
 
 
(وسواس و درمان آن (4
این مرحله طی مصاحبه آغازین و با استفاده از سؤال های باز ، مانند «ممکن است درباره مسأله ای که این اواخر داشته اید، توضیح دهید» آغاز می شود. آن گاه مصاحبه کننده با طرح سؤالی درباره تأثیر آن مسأله در طی هفته گذشته ، دامنه را کمی محدودتر می سازد
 
 
بیماری وسواس و راه های درمان آن
یکی از بیماری‌های روانی که اندیشه جامعه امروزی ما را سخت درگیر خود کرده است، بیماری روانی وسواس می باشد. امروزه، افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند و نه تنها با خود، بلکه با اطرافیان خود نیز درگیری‌هایی پیدا کرده‌اند.
 
 
وسواس فکری- عملی
آیا شما هر بار که کسی به دستگیره‌های درب منزل‌تان دست می‌زند، آن‌ها را پاک می‌کنید؟ آیا شما برای این‌که پای‌تان را بر روی ترک‌های پیاده‌رو نگذارید، گام تان را بلندتر برمی‌دارید، یا این‌که احساس می‌کنید مجبور هستید
 
 
غلبه بر وسواس
اما براي اينکه واقعا به ديگران و بیشتر از همه به خودتان ثابت کنيد که وسواسي نيستيد مطلب زيرا بخوانید و ببينيد آيا واقعا شما وسواسي هستيد يا نه. و اگر وسواسي هستيد راهي براي اين معضل بيابيد. ما آدم ها وسواس را بي مورد مي دانيمغلبه بر وسواس اما وسواس حالتي اجبارگونه است
 
 
(بیماری وسواس ( از ابتلا تا درمان
وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنها نیست . وسواس تا اندازه ای در همه افراد بشر وجود دارد و مظاهر آن در شک و تردید ، عدم قدرت در تمرکز فکری ، فراموشی و گاهی کم خوابی دیده می شود .
 
 
وسواس و درمان آن
این مقاله به مطالعه درباره رویكرد «شناخت ـ رفتار درمانگری اسلامی» و مقایسه آن با رویكرد «شناخت ـ رفتار درمانگری سنّتی» در زمینه علایم پیش‏گیری و درمان اختلال وسواس فكری ـ عملی می‏پردازد. اختلال وسواس فكری ـ عملی (OCD)(3) یكی از اختلالات اضطرابی است
 
 
چگونه وسواس خود را درمان کنیم؟
ابتدا باید بدانیم که وسواس تعاریف گوناگونی دارد. وسواس ، شیطان و نیز هر گفته وسوسه آمیزی را می‌گویند. قرآن کریم می‌فرماید: از شر وسوسه‌گر نهان. وسواس در علم امروز و حتی نزد پیشینیان ، نوعی بیماری شناخته شده است. این بیماری ، بهداشت روانی فرد و جامعه را به خطر می‌افکند
 
 
چگونه وسواس را درمان كنم؟
وسواس يك بيمارى عصبى و روانى است و روانشناسان و روان پزشكان امروزى، آن را فكر و انديشه مدام و مكررى مى‏دانند كه فرد مبتلا به آن، على رغم كوشش فراوان خود، قادر نيست آن را از ذهن خويش خارج سازد. اين افكار مزاحم كه بدون اختيار فرد به سراغ وى مى‏آيند، گاهى او را به تكرار برخى كارها و اعمال بى فائده وا مى‏دارند.
 
 
وسواس
وسواس به معناى هر كار غير عادى است كه فرد يا افرادى كار غير معقول و معمولى انجام مى دهند. وسواس به معنى شك و ترديد هم، شعبه اى از همين كارهاى غير عادى است; مثلا دستش را زياد آب مى كشد يا در وقت يا در باز و بسته بودن در و... شك مى كند و گاهى اين شك تبديل به وسوسه در عقايد مى شود.
 
 
تأثيرنمازبروسواس
امام صادق (ع:) شيطان به وسيله وسواس نمى تواند به ضرر بنده خدا کارى کند، مگر آنکه بنده از ياد خدا اعراض کرده باشد. “ وسواس )Obsession(“ از قديمى ترين اختلالات شناخته شده روانى است که بين مردم از شيوع نسبتا بالايى برخوردار است
 
 
(بهداشت جسم و جان در نگاه پيامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم
اين مقاله به اهميت بهداشت جسم و جان در سيره و سخن پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرداخته و در ادامه مطالبي چون تاريخچه و جايگاه و ابعاد بهداشت و ذكر مصاديقي در اين خصوص و راههاي وصول به آن و در نهايت آثار و ثمرات دنيوي و اخروي آن را بيان نموده است.
 
 
وسواس، بيماري ناخودآگاه
وسواس يكى از شايع‌ترين اختلالات و بيمارى‌ها در جـامـعـه است و مـتخـصـصان روان شناسى و روان پزشكان تعاريف گوناگونى را از اين بيمارى ارائه داده‌اند. اين بيمارى شامل فكر، احساس يا تصورات عود‌كننده و مزاحم براى شخص است كه در او اضطراب ايجاد مى‌كند. در نتيجه تعادل فرد به دنبال اين بيمارى به هم مى‌خورد و او در سازگارى با محيط دچار مشكل مى‌شود
 
 
وقتي خانواده آدم را وسواسي مي کند
اين مقاله بر جنبه هايي از روابط خانوادگي تمرکز دارد که مربوط به درمان هاي رفتاري بزرگسالان مبتلا به «اختلال وسواسي اجباري »(OCD) است. در مقاله ي حاضر يافته هايي بررسي شده اند که در ارتباط با روابط خانوادگي و ژنتيکي در خانواده ي اصلي هستند و نشان مي دهند،
پنج شنبه 5 آبان 1390  2:36 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

پاسخ به:وسواس و وسواسي

وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟


وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟

وسواس یك ایده، فكر، تصور، احساس یا حركت مكرر یا مضر است كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بیمار متوجه بیگانه بودن حادثه نسبت ‏به شخصیت‏ خود بوده از غیرعادى و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان وسواس را نوعى بیمارى از سرى نِوروزهاى شدید مى ‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بیمار سلب می کند و او را در سازگارى با محیط دچار اشكال مى ‏سازد و این عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.

روانكاوان نیز وسواس را نوعى غریزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى ‏كنند و آن را حالتى مى ‏دانند كه در آن، فكر، میل، یا عقیده‏ اى خاص، كه اغلب وهم‏ آمیز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى ‏گیرد، آنچنان كه اختیار و اراده را از او سلب می کند و بیمار را وامى ‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف میل و خواسته ‏اش انجام دهد و بیمار هرچند به بیهودگى كار یا افكار خود آگاه است اما نمى ‏تواند از قید آن رهایى یابد.

وسواس به صورت هاى مختلف بروز مى‏ كند و در بیمار مبتلاى به آن این موارد ملاحظه مى‏ شود:

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ تردید؛ شك در عبادت؛ ترس؛ دقت و نظم افراطى؛ اجبار و الزام؛ احساس بن بست؛ عناد و لجاجت.

وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.

علائم دیگر: در مواردى وسواس به صورتِ خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جایى، درآوردن جامه خود، بیقرارى، بهانه‏ گیرى، بى‏ خوابى، بدخوابى، بى ‏اشتهایى،... متجلى مى‏ شود آنچنانكه به اطرافیان فرد این احساس دست مى ‏دهد كه نكند وی دیوانه شده باشد.

انواع وسواس: وسواس هایى كه تمام فكر و اندیشه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و احاطه ‏شان مى ‏كند معمولاً به صورت هاى زیر است:


وسواس فكرى:

این وسواس به صورت هاى مختلف خود را نشان مى‏ دهد كه برخى از نمونه‏ هاى آن به شرح زیر است:


اندیشه درباره بدن:

بدین گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بیمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى ‏كند و در صدد به‏ دست آوردن دارویى جدید براى سلامت ‏بدن است.


رفتار حال یا گذشته:

مثلاً در این رابطه مى ‏اندیشد كه چرا در گذشته چنین و چنان كرده؟ آیا حق داشته است فلان كار را انجام دهد یا نه؟ و یا آیا امروز كه مرتكب فلان عمل مى ‏شود آیا درست مى ‏اندیشد یا نه؟ تصمیمات او رواست ‏یا ناروا؟

در رابطه با اعتقادات: گاهى فكر وسواسى زمینه را براى تضادها و مغایرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏ سازد. مسایلى در زمینه حیات و ممات، خیر و شر، وجود خدا و پذیرش یا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مى ‏دارد.


اندیشه افراطى:

گاهى وسواس در مورد امرى به صورت افراط در قبول یا رد آن است ‏با این كه بیمار خلاف آن را در نظر دارد ولى به صورتى است كه گویى اندیشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزیر به دفاع از یك اندیشه غلط مى ‏سازد، از آن دفاع و یا آن را طرد مى‏ كند بدون این كه آن مسئله كوچكترین ارتباطى با زندگى او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارویى عقیده‏اى افراطى پیدا مى‏ كند به گونه‏ اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتیجه‏ اى دست نیابد.


2 - وسواس عملى:

وسواس عملى به شكل هاى گوناگون خود را بروز مى‏ دهد كه ما به نمونه‏ ها و مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم :

شستشوى مكرر: مردم برحسب عادت تنها همین امر را وسواس مى‏ دانند و این بیمارى نزد زنان رایجتر است.


رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى به صورت دزدى است و این امر حتى در افرادى دیده مى‏ شود كه هیچ‏ گونه نیاز مادى ندارند.


دقت وسواسى:

نمونه‏ اش را در منظم كردن دگمه لباس و... مى‏ بینیم و وضعیت فرد به گونه ‏اى است كه گویى از این امر احساس آرامش مى‏ كند.


شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏ تواند از همین قبیل به حساب آید مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر این كه اشتباهى در این امر صورت نگیرد.


راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها به صورت راه رفتن اجبارى است. شخص از این سو به آن سو راه مى ‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدم ها معین و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بین دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟

3- وسواس ترس:

صورت هاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محیط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.


4- وسواس الزام:

در این نوع وسواس، فرد نمى ‏تواند خود را از انجام عمل و یا فكرى بیرون آورد و در صورت رهایى از آن فكر و خوددارى از آن عمل، موجبات تنش در او پدید خواهد آمد.

وسواس در چه كسانی بروز می كند؟


الف) در رابطه با سن

تجارب حیات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجاً رشد مى‏كند. اگر در آن ایام شرایط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پدید مى‏آید وگرنه بیمارى سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایى كه خود بیمار به ستوه مى‏آید.


ب) در رابطه باهوش:

بررسی هاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى افراد وسواسی در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هایى كه داراى هوش اندك و یا با درجه ضعیف باشند بسیار كم هستند؛ بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر كم ‏هوشى شان شود.


ج) در رابطه با اعتقاد:


د) در رابطه با شخصیت و محیط:

تجارب نشان داده‏اند آنهایى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلایشان به بیمارى وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانى كه والدینشان معمولاً محكومشان مى ‏كنند این بیمارى بیشتر دیده مى ‏شود.

گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند كه شخصیت والدین و حتى صفات ژنتیكى، روابط همگن خویى و محیطى در این امور مؤثرند؛ به همین نظر وسواس در بین دوقلوهاى یكسان بیشتر دیده مى‏ شود تا در دیگران، اگرچه ریشه ‏هاى اساسى و كلى این امر كاملاً مشهود نیست.

مسئله شخصیت را اگر با دامنه ‏اى وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید كه این امر حتى در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس برخلاف بیمارى هیسترى است (كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده مى‏شود)، و در جوامع به ظاهر متمدن و پیشرفته و حتى در بین افراد هوشمند هم به میزانى قابل توجه دیده مى‏شود.


ریشه‏هاى خانوادگى وسواس

در مورد ریشه و سبب این بیمارى مطالب بسیارى ذكر شده كه اهم آنها عبارت اند از وراثت، شخصیت زیر ساز یا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و... كه در اینجا به مواردى از آن اشاره مى‏ كنیم.


الف) وراثت:

تحقیقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسی ها، این بیمارى را از والدین خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى دیگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قایل شده‏اند، انتقال زمینه‏هاى عصبى مى ‏تواند ریشه و عاملى در این راه باشد.


ب) تربیت :

در این مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارت اند از:

1- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان این است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنین جوانى و پس از آن از دوران كودكى پایه ‏گذارى شده و تاریخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ویژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته ‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

2- شیوه تربیت:در پیدایش و گسترش وسواس، براى شیوه تربیت والدین نقش فوق العاده‏اى را باید قایل شد. بررسی ها نشان مى ‏دهد مادران حساس و كمال جو به صورتى ناخودآگاه زمینه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏ كنند و مخصوصاً والدینى كه رفتار طفل را براساس ضابطه خود به صورت دقیق مى‏ خواهند و انعطاف پذیرى كمترى دارند در این زمینه مقصرند. تربیت‏ خشك و مقرراتى در پیدایش و گسترش این بیمارى زیاد مؤثر است. نحوه از شیر گرفتن كودك به صورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربیت و دقت او هم در این امر مؤثر است.

3- تحقیر كودك:عده‏اى از بیماران وسواسى كسانى هستند كه دائما این عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لیاقت ندارى، در خور آدم نیستى، به درد زندگى نمى‏ خورى... و از بابت عدم لیاقت‏ خود توسط والدین، مربیان، خواهران، و برادران ارشد سركوفت ‏شنیده و تنبیه شده‏اند. این گونه برخوردها بعداً زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم كرده است.

4- ناامنى‏ها: پاره‏اى از تحقیقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حیات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و ناامنى همساز بوده‏اند بعدها به چنین بیمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏ اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأیید والدین و مربیان قرار نگیرد. اینان در دوران كودكى براى راضى كردن مربیان خود مى‏ كوشیدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باریك ‏بینى و موشكافى وارد شوند.

5- منع‏ها: گاهى وسواس فردى بزرگسال نشأت گرفته از منع‏هاى شدید دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدین و مربیان، ایرادگیری هاى بسیار، توقعات فوق العاده از زیر دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پدید آورد، معلوم نیست عاقبت ‏خوش و میمونى داشته باشد.

6- خانواده افراد وسواسى: بررسی ها نشان داده‏اند:

- اغلب وسواسى‏ ها والدین لجوج داشته‏ اند كه در وظیفه خواهى از فرزندان، سماجت ‏بسیار نشان مى ‏داده‏اند.

- ایرادگیر و عیب جو بوده‏اند؛ اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى ‏دیدند، آن را به رخ فرزندان مى‏ كشیدند.

- خسیس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستیابى به هدفى ناگزیر به اصرار بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، و ملامتگر بوده‏اند و كودك سعى مى ‏كرده خود را در حضور آنها دائماً جمع و جور كند تا سرزنش نشود.


درمان :

براى درمان مى ‏توان از راه و رسم ‏ها و وسایل و ابزارى استفاده كرد كه یكى از آنها تغییر محیطى است كه بیمار در آن زندگى مى‏كند.

1- تغییر آب و هوا: دور ساختن بیمار از محیط خانواده، و اقامت او در یك آسایشگاه و واداشتن او به زندگى در یك منطقه خوش آب و هوا براى تخفیف اضطراب و درمان بیمار اثرى آرامش بخش دارد و این امرى است كه اولیاى بیمار مى ‏توانند به آن اقدام كنند.

2- تغییر شرایط زندگى:از شیوه‏هاى درمان این است كه زندگى بیمار را به محیطى دیگر بكشانیم و وضع او را تغییر دهیم. او را باید به محیطى كشاند كه در آن مسئله حیات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصیت او از دستبردها دور و در امان باشد. بررسی هاى تجربى نشان مى ‏دهند كه در مواردى با تغییر شرایط زندگى و حتى تغییر خانه و محل كار و زندگى، بهبود كامل حاصل مى‏شود.

وسواس چیست و چگونه آن را درمان كنیم؟

3- ایجاد اشتغال و سرگرمى: تطهیرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصت كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏ كند و وقت و زمانى فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زیادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات یكى پس از دیگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

4- زندگى در جمع:فرد وسواسى را باید از گوشه ‏گیرى و تنهایى بیرون كشید. زندگى در میان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع این حالت‏ باشد. ترتیب دادن مسافرت هاى دسته جمعى كه در آن همه افراد ناگزیر شوند شیوه واحدى را در زندگى پذیرا شوند، در تخفیف و حتى درمان این بیمارى مخصوصاً در افرا كمرو مؤثر است.

5- شیوه‏هاى اخلاقى: رودربایستى‏ها و ملاحظات فیمابین كه هر انسانى به نحوى با آن مواجه است تا حدود زیادى سبب تخفیف این بیمارى مى‏ شود. طرح سؤالات انتقادى توأم با لطف و شیرینى، به ویژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بیمارند در امر سازندگى بیمار بسیار مؤثر است و مى‏ تواند موجب پیدایش تخفیف هایى در این رابطه شوند و البته باید سعى بر این باشد كه «انتقاد» به «ملامت» منجر نشود و روح بیمار را نیازارد. احیاى غرور بیمار در مواردى بسیار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذیرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بیمار قدرت مى ‏دهد. باید گاهى غرور فرد را با انتقادى ملایم زیر سؤال برد و با كنایه به او تفهیم كرد كه عُرضه اداره و نجات خویش را ندارد تا او بر سر غرور آید و خود را بسازد. باید به او القا كرد كه مى ‏تواند خود را از این وضع نجات دهد. همچنین باید به بیمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.

6- تنگ كردن وقت: بیش از این هم گفته ‏ایم كه گاهى تن دادن به تردیدها ناشى از این است كه بیمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ ببیند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنین مواردى لازم است ‏با استفاده از فنون و شیوه‏هایى او را به كارى مشغول دارید و به امر و وظیفه‏ اى وادار نمایید تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ اى در مواردى مى‏تواند به صورت جدى در درمان مؤثر باشد.

7- زیر پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردى براى درمان بیمار چاره‏اى نداریم جز این كه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتى با پیراهنى كه او آن را نجس مى‏ داند و یا با دست و بدنى كه او تطهیر نكرده مى‏ شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏ اش را انجام دهد. به عبارت دیگر بیمار را واداریم تا همان كارى را كه از آن مى‏ ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورتی است كه در مى ‏یابد هیچ واقعه ‏اى اتفاق نمى‏ افتد.


شیوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:

الف) روان پزشكى: اگر رفتار و یا عمل وسواسى شدید شود نیاز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در این زمینه اقدام كند. كسى كه تعلیمات تخصصى و تحصیلى ‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏ دهد كه براى شناخت ریشه بیمارى و درمان بیمار اقدام نماید. علاوه بر اینكه در زمینه ریشه‏یابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود 300-200 ساعتى هم در رابطه با شناخت‏ خویش گام برداشته است. اینان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنویسند و یا داروهایى تجویز كنند و یا شیوه‏هاى دیگرى را که براى درمان لازم مى ‏بینند به كار گیرند.

گاهى لازم است كه بیماران را در مؤسسات روان ‏پزشكى یا در بیمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمایند و در موارد ضرور باید آنها را بسترى نمود. درمان بیمارى براى برخى از افراد بسیار ساده و آسان و براى برخى دیگر بسیار سخت است؛ به ویژه كه شرایط اقتصادى و اجتماعى بیمار هم در این امر مؤثر است.

ب) روان درمانى: این هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو یا روان شناس صورت مى‏ گیرد و آن یك همكارى آزاد بین بیمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه براساس روابطى نسبتاً طولانى و طبق هدف و برنامه ریزى مشخصى به پیش مى‏ رود. درمان اختلال به‏ صورت مكالمه و صحبت و یا هر شیوه مفیدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى ‏گیرد. در این درمان گاهى هم ممكن است از دارو استفاده شود. البته اصل بر این است كه براساس شیوه مصاحبه و گفتگو زمینه براى یك تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به این جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف - اصلاح محیط: و غرض محیط زندگى بیمار، توجه به امنیت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه ‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرت ها، فعالیت هاى تفریحى، گردش ها، تلاش هاى جمعى، مشاركت ها در امور،... است.

ب - ارتباط خوب و مناسب:در روان درمانى آنچه مهم است، داشتن و یا ایجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعایت احترام، وانمود كردن حق به جانبى براى بیمار، تقویت قدرت استدلال، بیان خوب، خوددارى از سرزنش و... است.

ج - روانكاوى و روان درمانى: كه در آن تلاشى براى ریشه ‏یابى، ایجاد زمینه براى دفاع خود بیمار از وضع و حالات خود، گشودن عقده‏ها، توجه دادن بیمار به ریشه و منشاء اختلال خود، القائات لازم و... است.

دکتر علی زاده

تهیه و تنظیم: زهره پری نوش


مطالب مرتبط

 

وسواس و علاج آن

 

 

وسواس فكری

 

 

تست های روان شناسی

 

کتاب های « 

روان شناسی

 » ، « 

خانواده

 » و « 

متفرقه

 » در فروشگاه اینترنتی تبیان

پنج شنبه 5 آبان 1390  2:40 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

پاسخ به:وسواس و وسواسي

چند نکته برای وسواسی ها 

وسواس فکری

پرسش: من وسواس فكری و عملی دارم و می خواهم خوب شوم لطفا کمکم کنید.

 

پاسخ: برای درمان وسواس بهترین اقدام این است که افراد به طور همزمان تحت دارو درمانی و روان درمانی قرار گیرند البته من یک سری توصیه کلی به شما ارایه می دهم اما اگر علی رغم این تمرینات باز هم دیدید که مشکل دارید توصیه می کنم حتما نزد متخصص مراجعه کنید گاهی اوقات استفاده کوتاه مدت از دارو می تواند مشکلات را به کلی حل کند:

 

- ایجاد اشتغال و سرگرمی:

تطهیرهای مكرر و دوباره‏كاری‏ها بدان خاطر است كه بیمار وقت و فرصتی كافی برای انجام آن در خود احساس می‏كند و وقت و زمانی فراخ در اختیار دارد. بدین سبب ضروری است در حدود امكان سرگرمی او زیادتر گردد تا وقت اضافی نداشته باشد. اشتغالات یكی پس از دیگری او را وادار خواهد كرد كه نسبت ‏به برخی از امور بی‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

 

- تنگ كردن وقت:

گاهی تن دادن به تردیدها ناشی از این است كه بیمار خود را در فراخی وقت و فرصت ‏ببیند و برای درمان ضروری است كه در مواردی وقت را بر فرد وسواسی تنگ كرد. در چنین مواردی لازم است خود را وادار نمایید تا حدی كه وقت تنگ گردد و ناگزیر شود با سر هم كردن عمل و وظیفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏ سریعا انجام دهید. تكرار و مداومت در چنین برنامه‏ای در مواردی می‏تواند بصورت جدی در درمان مؤثر باشد.

برای درمان وسواس بهترین اقدام این است که افراد به طور همزمان تحت دارو درمانی و روان درمانی قرار گیرند.

- زیر پا گذاردن موضوع وسواس:

در مواردی برای درمان بیمار چاره‏ای نداریم جز اینكه به او القا كنیم به قول معروف به سیم آخر بزند، حتی با پیراهنی كه آن را او نجس می‏داند و یا با دست و بدنی كه او تطهیر نكرده می ‏شمارد و به نماز بایستد و وظیفه‏اش را انجام دهد. به عبارت دیگر خود را وادار سازد تا همان كاری را كه از آن می‏ترسد انجام دهد. تنها در چنین صورت است كه در می‏یابد هیچ واقعه‏ای اتفاق نمی‏افتد.

 

مطالب مرتبط:

وسواس فكری

چند توصیه برای مبارزه با وسواس‌

معرفی کتاب غلبه بر وسواس


جهت خرید کتاب غلبه بر وسواس می توانید از طریق فروشگاه اینترنتی تبیان اقدام نمایید.

 

مشاور پاسخگو: مریم عطاریان

تنظیم: مرکز مشاوره
پنج شنبه 5 آبان 1390  2:41 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

وسوسه و وسواس

 

وسوسه

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
یکی از بزرگترین موهبتهای خداوند در جهت رشد انسانها در مسیر کمال، وسوسه هایی هستند که چون واکسن عمل کرده و موجبات تعالی روح ما را فراهم می آورند. میدانیم که واکسن ها میکروبهای ضعیف شده ای از بیماریهای مهلکند، که به محض ورود به بدن، آن را به مقابله با خویش وامی دارند. نتیجه این مبارزه، تولید پادتن ها و قدرت یافتن بدن برای مبارزه با اصل چنین بیماریهایی است که همواره او را تهدید میکرده است. بدون وجود وسوسه ها هیچ انسانی به مقام قرب الهی نمی رسد، چرا که وسوسه ها جریانهای مخالفی هستند که درمسیر کسب کمالات انسانی بر ما وارد میشوند. درصورتیکه در مقابل این پیشنهادات منفی، موفق به انتخاب درست و در نتیجه رفتار صحیحی شویم، قدرت جدیدی را به نفس خویش هدیه کرده ایم که می تواند با سرعت بیشتری در این مسیرحرکت نموده و از خطرات و حملات بیشتر و قویتری در امان بماند. تمام ارزش آفرینش انسان نیز در قدرت اختیار و انتخاب او در چنین لحظات سازنده ای است.
وسوسه و الهام در مسیر حرکت ابدی

هرگز فراموش نکنیم که در مسیرحرکت به سمت ابدیّت باید دائماً خود را مورد ارزیابی قرار داده و نقاط ضعف و قوت نفسمان را کشف کنیم. وسوسه ها چونان آئینه هایی هیستند که خود حقیقی ما را به ما نشان داده و ما را از توهمات و افکار خیالی در رابطه با شخصیت انسانی مان بازمیدارند، و به اینصورت به شناخت صحیح ما از خود کمک فراوانی مینمایند. وسوسه ها میدانهای آزمایشند. در رویارویی با آنها درمیابیم که آیا قدرت مقابله با این سطح وسوسه ها را داریم یا نه؟ اگر پیروز میدان بودیم که الحمدلله، اما اگر نتوانستیم درست تصمیم گرفته و شکست خوردیم، به میزان ضعفمان پی برده و سعی میکنیم که در حملات بعدی هوشیارانه عمل کرده و آرام آرام این قدرت را در نفسمان تثبیت کنیم تا به یقین برسیم.


الهام، درست نقطه مقابل وسوسه است که از جانب فرشتگان جهت آرامش بخشیدن و کسب بینش برای مبارزه با وسوسه ها به کمک انسان می آید. با کمک الهامات الهی میتوان آرامتر و صحیحتر تصمیم گرفته و انسانی تر رفتار کرد.


وسوسه ها، میادین مبارزات حقیقی

خداوند در سوره ق، آیه 16 می فرمایند؛


و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید.


وما انسان را خلق کردیم و آنچه را که نفسش به او وسوسه میکند میدانیم وما از رگ گردن به او نزدیکتریم.


طبق این آیه میتوان گفت؛ وسوسه امری طبیعی است که با نظارت خداوند و در محضر او انجام می گیرد. بنابراین خداوند شاهد تمام آزمونهایی است که انسان از رهگذر وسوسه ها پس میدهد و مراحل رشد او را میبیند.


یادمان باشد که؛ هرچه وسوسه ای بزرگتر و مبارزه با آن سخت تر باشد، قدرت و رشدی که در پیروزی علیه آن نهفته است نیز بسیار عظیم خواهد بود.


در واقع وسوسه ها، عرضه شدن معشوقهای دروغین بر ما هستند تا میزان صداقتمان در اقرار به لا اله الا الله مشخص گردد. هر چقدر عشق ما به اله حقیقیمان بیشتر باشد، قدرت مبارزه ما نیز در برابر وسوسه ها و الهه های دروغین بیشتر خواهد شد. بینش و بصیرت به اینکه تمام وسوسه ها در محضر معشوق ما صورت میگیرد، عامل اصلی پیروزی در این میدان نبرد است.


در سوره ناس می خوانیم: قل اعوذ برب الناس، ملک الناس، اله الناس، من شر الوسواس الخناس... میبینیم که در این آیه از شیطان به وسواس خناس ( نزدیک شونده و دور شونده) تعبیر شده است. شیطان دائما دور قلب انسان طواف میکند تا نقطه ضعفی در آن پیدا کرده و از همان طریق به او حمله نماید. اما به محض اینکه انسان به یاد پروردگارش می افتد و به آغوش آن مالک مدبری که خود خالق شیطان، و دافع وسوسه هایش است پناه می برد، به سرعت فاصله گرفته و میگریزد. بنابراین پس از رسیدن به استحکام و یقین، از شر بسیاری از وسوسه ها در امان خواهیم بود.


افکار منفی

گاهی افکاری از ذهن ما میگذرد که بسیار زننده، آزاردهنده و به شدت منفی می باشند. در این مواقع واکنش همه انسانها از دو حالت زیر خارج نیست:


الف- با آغوش باز از این دسته از افکار استقبال کرده و آنها را با لذت می پذیرید.


ب- از اینکه ذهن شما گذرگاه این گونه افکار شده به شدت آزرده شده و احساس شرم می کنید. و دائما سعی میکنید که آنها را از خود دور نمایید.


اگر شما جزو دسته دوم هستید، تبریک ما را بپذیرید. باید بدانید که تمام درگیریهایی که این گونه افکار در ذهن شما ایجاد کرده اند در نظر خداوند بسیار ارزشمند بوده و علامتی از ایمان خالصتان و رشددهنده شما میباشند.


اولین قدم در دفع چنین افکاری این است که؛ از ورود آنها به ذهنتان غمگین نشده و فراموش نکنید که آنها مربوط به ذهن شما نیستند، بلکه افکاری کاملا تلقینی از جانب شیطانند. یادتان باشد هرگز اینگونه افکار را برای کسی مطرح نکنید چرا که از قبح آنها میکاهد. شما مجازید که از مشاوری دانا و آگاه برای مواقعی که نتوانستید از عهده دفع بعضی از این افکار برآیید کمک گرفته و مسئله را برای او مطرح کنید.


اذکاری از قبیل ( امنا بالله و رسوله،لا حول و لا قوة الا بالله، لا اله الا الله، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ) نیز در چنین زمانهایی بسیار مفید است، چرا که اذکار، موجبات جدایی انسان از افکار باطل را فراهم می آورند.


وسوسه ها تا زمانی که در مرحله فکر هستند، خطر زیادی ندارند، امّا اگر در عمل ظهور کنند، موجب تکرار آسانتر و درنهایت تبدیل به عادت خواهند شد.


نبی اکرم (ص) می فرماید: ) خداوند از وسوسه ها و شک هایی که در ذهن ما می آید تا زمانی که آنها را به زبان نیاورده ایم و یا منشأ اثر قرار نداده ایم، می گذرد).


واقعیت این است که فکر گناه، به مرور زمان گناه تولید کرده و انسان را آلوده مینماید. از طرفی توجه بیش از حد به این نوع افکار نیز، انجام گناه مربوط به آن را در واقعیت امکان پذیر و آسان میکند.


همچنین شیطان تلاش می کند که این دسته از افکار را از طریق خواب به ذهن انسان وارد نماید. باید هوشیار بوده و هرگز این قبیل خوابها را باور نکنیم.


هجوم افکار منفی محدود نبوده و مخصوص گروه خاصی نیست. هر انسانی در هر سطحی از معنویت که باشد قطعا مورد حمله انواع وسوسه ها قرار خواهد گرفت. اینجاست که میزان هوشیاری هر فردی به او کمک میکند تا از این افکار به نفع خویش عمل کرده و جریان مخالف آن را در نفس خویش تثبیت نماید. هر قدر مخالفت ما با این دسته از افکار بیشتر و موضع گیریهایمان در مقابلشان صحیح تر باشد، ایمان و در نتیجه تقوای الهی بیشتر در نفسمان تثبیت خواهد شد.


حملات چهار جانبه ابلیس

- حمله از سمت چپ؛ در این حمله انسان به انجام گناه تشویق و ترغیب می شود تا سرانجام مرتکب گناه گردد.


- حمله از عقب؛ شیطان با یادآوری گذشته گناه آلود انسان، سعی میکند او را در نزد خودش گناهکار جلوه داده و روابط میان او و خدا را چنان تیره و تار به تصویر کشد که گوئی هرگز اصلاح شدنی نیست.


- حمله از جلو؛ ایجاد ترس و دلشوره از آینده و حوادث احتمالی در قلب انسان برای سلب آرامش انسان مومن از این دسته از حمله هاست.


- حمله از سمت راست؛ شیطان با وارد شدن از در مقدسات و تغییر در حدود و احکام الهی ، مسیر بهشت مومن را به سمت جهنم کج خواهد کرد.


شکهای اعتقادی

گاهی شیطان از طریق ایجاد شک و تردید در مسائل دینی و اعتقادی، وارد میدان مبارزه میشود. ناراحتی و تنفر شما از این دسته از افکار به این خاطر است که میترسید مبادا ایمانتان دستخوش چنین افکاری شده و به انسان سست عقیده ای تبدیل گردید. باید به شما مژده دهیم که همین ترس و تنفری که در درون خود حس مینمایید، به فرموده پیامبر اکرم (ص)، نشاندهنده ایمان ناب و خالص شماست.


هرگز این شکیات را به خود نسبت نداده و سریعا به آغوش خدا پناه برید، چرا که هیچ نیروی بالاتری برای بازگرداندن آرامش شما سراغ نداریم. ( آمنا بالله و رسوله و لا حول و لا قوه الا بالله ) از جمله اذکار بسیار ارزشمند و بزرگیست که در این مورد و تمام مواردی که انسان دچار ضعف شده است، نجات بخش خواهد بود. ذکر ( لا اله الا الله ) نیز از جمله اذکار مفید در اینگونه حمله ها میباشد.

پنج شنبه 5 آبان 1390  7:49 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

پاسخ به:وسواس و وسواسي

وسواس

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
نظام خلقت نظام قضا و قدراست، و همه مخلوقات از اندازه و حد مشخصی برخوردارند. همچنین حرکت انسان به سمت ابدیّت نیز، فرمول هایی کاملا ریاضی دارد که انسان باید آنها را کشف نموده و در همان محدوده حرکت کند. موفقیّت انسان برای حرکت مستقیم به سمت بهشت در رعایت حدود الهی است، لذا تمام تلاش شیطان نیز، تغییر همین اندازه ها و حدود میباشد.
زمانی که شیطان نمی تواند فرد را به گناه وادار کرده و او را مرتکب فعل حرام گرداند، از طریق جابه جا کردن حدود و اندازه ها در مقدّسات وارد شده و آرام آرام به انسان می آموزد که حدود الهی مقدّس نبوده و او را با اندازه ها و حدود خود به کارهای خوب و مقدس دعوت می نماید. بعد از مدّتی میبینیم که فرد مومن و بانشاط دیروز به انسان ظاهراً مومن، اما منحرف و پژمرده امروز تبدیل شده است.
بیماری وسواس یک بیماری بسیار خطرناک بوده و ناشی از عدم رعایت ریاضیات و اندازه های خداوند، و رعایت حدود شیطان است. وسواس در اثر بی عقلی، انحراف عقیدتی و اخلاقی و برخورد ناصحیح در برابر اینگونه حملات ایجاد میشود. باید یادآوری کنیم که شخص وسواس از آنجا که به ریاضیات شیطان عادت کرده است، معمولا پندپذیر نیز نخواهد بود.
از طرفی تغییر در اندازه ها و حدود الهی، مکتب های مختلفی را پدید آورده که پیروی از آنها، انسان را به سرعت به آغوش جهنم می رساند، چرا که ساختارها و حدود رعایت شده کاملاً شیطانی بوده اند. مکاتبی با عناوین عرفانهای هندی، عرفانهای سرخپوستی و ... از این دسته مکاتبند.

وسواس در شستشو

نجاست در دو حالت تأیید می شود:


۱- خود شخص با چشم، عین نجاست را ببیند.


۲- یک مسلمان یا دو عادل نجاست را تأیید کند.


بنابراین به واسطه احتمال و احساس نباید حکم به نجاست و پاکی داد.


چنین وسواسی مادر دو گناه بزرگ است: یکی کفر به علّت توهین به حدود الهی و دیگری اسراف که در واقع خیانت به دیگران در استفاده از موهبتهای الهی است. آگاه باشیم که بیهوده چیزی را نشوییم و یا هیچ شستشویی را تکرار نکنیم مگر آنکه عین نجاست را ببینیم.


شک در نماز و نحوه برخورد با آن

به شک هایی که شیطان به هنگام نماز، در ذهنتان ایجاد می کند بی اهمیّت باشید. اولین باری که با شکی غیرصحیح نمازتان را بشکنید، همان آغاز سقوط شما به دامن شیطان و مانوس شدن با او خواهد بود. در این هنگام شیطان درمی یابد که مرید خوبی برای خویش یافته و دیگر به آسانی رهایتان نخواهد کرد. شیطان تربیت پذیر است و ادامه روابطش با انسان به نوع واکنش فرد در برابر حمله هایش بستگی دارد. هدف اصلی او از اینگونه حمله ها ایجاد خستگی از تکرار عبادت و درنتیجه دلزدگی از آن است.


هرگز فراموش نکنید که؛ شک در نماز به مرور زمان باعث تنفّر از آن می شود. بصورتیکه دیگر نه تنها از اینکه وقت نماز رسیده خوشحال نمیشوید، بلکه غم بزرگی در دلتان پدیدار میگردد. از طرفی میدانیم که غم و ایمان دو چیزی هستند که هرگز در یک انسان جمع نخواهند شد. ورود هر کدام از ایندو به قلب آدمی، دیگری را از خانه دلش خواهد راند.


برای تمییز دادن شکهای صحیح و باطل حتما به رساله مراجع تقلید مراجعه کنید.


نکته مهم اینجاست که اعاده کردن واجبات بدون هیچ دلیل فقهی بسیار خطرناک است. مراقب باشید حتی عدم حضور قلب در نمازتان شما را به اعاده آن واندارد. میتوانید جهت جبران، تعقیبات نماز را با حضور قلب خوانده و یا نمازهای نافله و یا مستحبی را با نهایت دقت و آرامش به جا آورید.


یاد خدا و شکست شیطان

خداوند می فرماید: دین اسلام دین آسانی است؛ (ان الله یرید بکم الیسر) امّا شیطان با وارد کردن خرافه ها و بدعت ها در دین آن را سخت و سنگین جلوه میدهد. بنابراین باید تیزهوشانه از اینگونه بدعت ها فاصله گرفت. هرگز از خاطر نبریم که رشد انسانی ما در بی توجهی به نجواهای شیطان میسر است.


شیطان تسلطی بر انسان نداشته و به فرموده قرآن کیدش بسیار ضعیف است ( ان کید الشیطان کان ضعیفا. سوره نساء، آیه 76.)


تنها راه حملات او وسوسه هایی است که از طریق افکار گوناگون به ذهن انسان وارد می سازد.


در سوره مؤمنون آیه 97 میخوانیم: ( و قل رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون؛ بگو پروردگارا پناه می برم به تو از شرّ وسوسه های شیاطین، و پناه می برم به تو از اینکه در نزدم حاضر شوند ).


طبق آیه بالا درمی یابیم که تنها راه نجات از وسوسه های شیطان، پناه بردن به آغوش خداوند و همنشینی با اوست. یاد خدا و وسوسه های شیطانی در یک قلب جمع نمیشوند، به محض اینکه قلبی به یاد خدا سرگرم شود شیطان به سرعت از آن خواهد گریخت. وبالعکس اگر آن را غافل از ذکر حق بیابد او را پناهگاه خویش میسازد. واین همان معنای دقیق عبارت وسواس الخناس است


پناهگاههای فرار از وسوسه

ـ ذکر لا اله الا الله، و اذکاری که پیشتر به آن اشاره کردیم، مأمن های بسیار عظیم و موثری هستند.


ـ ارتباط با اهل بیت باعث شادی، آرامش و امنیت در زندگی می گردد. افرادی که اهل توسل و دوستی با معصوم و اهل بیت نیستند خطر شکستشان بیشتر است.


خواندن دعای روز و زیارت روز جهت ارتباط با خدا و معصومین در ابتدای روز بسیار آرامش بخش است.


- روزه در ابتدا، وسط و آخر ماه، در پاکی دل از وسوسه ها و افکاربسیارموثر است.


کنترل فکر

در بسیاری از موارد دلشوره ها و نگرانی های ما معلول ارتباطات ما هستند، زیرا ارتباطات، تولیدکنندگان افکارند. اگر دریافتیم که تبعات یکی از ارتباطات ما ، افکار بد و اضطراب آور است، باید به سرعت آن ارتباط را قطع کنیم.


انسانی که فکری آرام و روحی شاد می طلبد، موظف است منشأ فکرهای ناآرام و اضطراب آور را در وجودش قطع کند. اولین قدم برای رسیدن به این هدف آن است که به حلال بودن لقمه خود یقین داشته باشید. لقمه حرام تمام زحمات شما را نابود خواهد کرد. غیر از خوردنیها، شنیدنیها، بوییدنها و دیدنیها نیز درایجاد فکر بسیار موثرند. لذا باید هوشیارانه مراقب ورودی های حواس خود باشیم.


از همین امروز سعی کنیم به غیر از امور متعالی و خیر به چیزی فکر نکنیم. اموری که سوء ظن، بدبینی، اضطراب، غم و ترس را به دنبال دارند، باید به سرعت از لوح ذهن ما پاک شوند، چرا که هیچ فکری ارزش توقف و یا عقب گرد ما را در مسیر حرکت ابدیمان ندارد.


باید بدانیم که لذات خیالی از لذات حسی قویترند و کم کم منشأ عمل میگردند. خیالات آلوده اگر کنترل نشوند، درنهایت فرد را به سمت انجام آن در واقعیت سوق خواهند داد.


نظر اسلام درباره درمان روح

اسلام جهت کنترل آسانتر اذهان مومنین از افکار آلوده، کنترل روابط و ایجاد محیط عاری از عوامل تحریک کننده را توصیه می نماید. اما جوامع غربی این رفتار را مخالف آزادی دانسته و آنرا عامل ایجاد مصیبت های بسیاری دانسته اند.


گفتیم که ذهن و دل، ابزار اصلی فعالیتهای انسانی است. ذهن آلوده و خسته هرگزنمی تواند از ارتباط با خدا لذت برد. بنابراین طبق دستورات آئین اسلام، همیشه پیشگیری آسانتر و کم هزینه تر از درمان است. پس فراموش نکنیم که بزرگترین قدم برای سالم نگه داشتن روحمان، دوری از تمام شرایط، مکانها، ارتباطات و تمام چیزهایی است که بگونه ای برای ما عامل تحریک کننده محسوب شده و تولید افکار منفی مینماید.


راهکارهایی برای سلامت فکر

...ـ ورودی های فکر و ذهن را کنترل کرده و مراقب باشیم تا تغذیه روحی خوبی داشته باشیم.


ـ وابستگی هایمان را به هرآنچه که مشغولمان کرده، کم کنیم؛ چرا وابستگیها اضطراب زا هستند.


امام علی(ع) می فرماید: (ما رأیت ضلا مثل اشتغال قلبی بفارغ القلب منی ـ من هیچ گمراهی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد، که دل او مشغول من نیست.)


ـ سخت گیری ها و تجملات را کنار گذاشته و ساده ترزندگی کنیم. سادگی در آرامش فکر بسیار موثر است.


ـ از رقابت هایی که باعث ایجاد اضطراب می شود بپرهیزیم.


ـ برای حل تمام مسائل زندگی برنامه ریزی کرده و آنها را در زمانهایی که به آرامش و حرکت معنوی ما آسیب نمی رسانند، انجام دهیم. تصور اینکه کار مشخصی باید در زمان خاصی به پایان رسد، استرس زا بوده و ما را عصبی خواهند کرد.



نکته آخر؛ الا بذکر الله تطمئن القلوب
آگاه باشید که دلها با یاد خدا آرام می گیرد.
پنج شنبه 5 آبان 1390  7:49 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

دشمن شناسی

 

فرستادن به ایمیل


دشمن شناسی
استاد: محمد شجاعی

41 جلسه، صوتی، MP3 ،com
4سی دی، 26000 ریال

 

 

آیا تا بحال پیش آمده است که ساعت ها بنشینی و نسبت به گذشته فکر کنی و بر فرصت های از دست رفته افسوس بخوری ؟
آیا تاکنون نگرانی و بدبینی و اضطراب نسبت به آینده و حوادث آن به سراغتان آمده است ؟
آیا تا بحال یک حس غریب شما را به انجام خواسته های نفسانی و مورد غضب خداوند دعوت کرده است ؟
آیا در موقع انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات به خود مغرور شده اید ؟یا در انجام امور دینی به ورطه ی وسواس یا افراط افتاده اید ؟
آیا...؟
تمام آنچه را که ذکر کردیم صحنه های یک جنگ خونین را بین انسان و یک دشمن قسم خورده به نام ابلیس ترسیم می کند. اگر هر یک از وقایع یاد شده یا موارد مشابه را تجربه کرده اید بی شک در حال جنگ و ستیز با شیطان بو ده اید.
شیطان دشمن قسم خورده ی انسان است که پس از رانده شدن از درگاه الهی سوگند یاد کرد که بر سر راه مستقیم کمین کند و بندگان خداوند را از این راه منحرف کند اگر به رضای الهی و بهشت برین فکر می کنید این دشمن را که به فرموده ی خداوند «دشمن آشکار برای انسان » است . دست کم نگیرید . او در کمین است و دائما در حال نقشه و توطئه برای افزودن به یاران خود و اصحاب آتش است .
فلسفه ی وجودی شیطان، مکانیسم عمل او، نشانه های عناد او با انسان، نحوه ی مقابله و پاسخ به دهها سؤال دیگر درباره شیطان را در مجموعه مباحث « دشمن شناسی» از سلسله گفتارهای استاد محمد شجاعی جستجو کنید. مطمئنا پس از استماع این مباحث به دیدگاه روشن تری نسبت به هدف خلقت و موانع رسیدن به ان هدف دست خواهید یافت.
پنج شنبه 5 آبان 1390  7:49 PM
تشکرات از این پست
vbolandi
vbolandi
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 421
محل سکونت : تبریز

وسواس پرنده ای است که منقارش را در دل...



وسواس پرنده ای است که منقارش را در دل آدمیزاد فرو می کند،فقط اگر خدا را یاد کنید،رهایتان می کند و کنار می رود.

پیامبر اکرم(ص)،کنزالعمال1267

http://www.up.montazeranmonji.ir/images/j35eheuxnjd0e2o8u5z.jpg

جمعه 9 دی 1390  10:12 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها