دانلود كتاب فرزندم اينچنين بايد بود
فرزندم اينچنين بايد بود (جلد دوم)
اصغر طاهرزاده طاهرزاده، اصغر،1330- فرزندم اينچنين بايد بود / طاهرزاده، اصغر.- اصفهان: لُبالميزان،1383- 1387. 580 ص. ISBN: 978-964-2609-13-0 فهرستنويسي بر اساس اطلاعات فيپا كتابنامه به صورت زيرنويس. 1- تعليم و تربيت در منظر علي شرح نامه 31 نهج البلاغه- ج.2 - شرح نامه 31 نهج البلاغه. 2- عليبنابيطالب، امام اول، 23 قبل از هجرت-40ق.- -كلمات قصار. 3- اخلاق اسلامي. 1387 2 ط8ك/5/39BP 9155/297 كتابخانة ملي ايران 2202- 83 م
فرزندم اينچنين بايد بود اصغر طاهرزاده نوبت چاپ: اول چاپ: پرديس تاريخ انتشار: 1387 ليتوگرافي: شكيبا قيمت شومیز: 6000 تومان حروفچين: گروه فرهنگي الميزان قيمت گالینگور: 7000 تومان شمارگان: 3000 نسخه ويراستار: گروه فرهنگي الميزان طرح جلد: محمد فاطميپور صحافي: سپاهان كليه حقوق براي گروه الميزان محفوظ است مراكز پخش: 1- گروه فرهنگي الميزان تلفن: 7854814- 0311 2- دفتر انتشارات لبالميزان همراه: 09131048582 فهرست مطالب
مقدمه 17 مقدمه مولف 19 خلاصه آنچه در جلد اول گذشت 19 جلسه بيست و يکم، حجاب بزرگ خودبيني 23 سيري به سوي بيکرانگي جان 25 هنر شناخت نادانيها 27 خودپسندي، مانع راه 30 چگونه «مَن» در ذهن ساخته ميشود 32 براي خود باش! 36 چگونگي سير به سوي قيامت 40 چگونگي سير به سوي منازل معنوي 42 برکات قيامتيشدن در دنيا 43 جلسه بيست و دوم، آداب و ادب سلوک إلي الله 49 معني سلوک إلي الله 51 خصوصيت طي مسافت در دين 57 سير به سوي ناکجاآباد! 59 نماز؛ سير به سوي حق 60 دقّت در وسيلهی رسيدن 62 فرار از سختيها، نه؛ مدارا، آري! 64 جلسه بيست و سوم، نقش انفاق در حيات ابدي 69 مديريت عقل و قلب 71 آفات غفلت از جهت حقيقي زندگي 77 زندگي براي ديگران يا براي خود؟ 80 ريشة احساس فقر 82 برکات انفاق 83 جلسه بيست و چهارم، آمادگي جهت حيات ابدي 87 برکات تذکر قيامت 90 مشکل کجاست؟ 91 چگونگي دلکندن از دنيا 92 اتحاد ناخود با خود 94 شتاب به سوي قيامت 96 شرط عبور از دنيا 98 عوامل سير به سوي نور قيامت 102 انقلاب اسلامي؛ صراطي به سوي بهشت 103 علي(ع)؛ صراط مستقيم 104 خصوصيات اهل جهنم 106 قيامت؛ جدّيترين زندگي 107 دنيا؛ شرايط ارتباط با خدا 109 جلسه بيست و پنجم، جايگاه دعا در فرهنگ اولياء الهي 111 نظر به افقهاي دور 114 راز دعا 116 دعا؛ عامل اميدواري 117 وسعت تأثير دعاي همراه با يقين 123 دعا و رابطه بيواسطه با خدا 126 خداوند؛ مطلوب حقيقي دعاکننده 130 جلسه بيست و ششم، دعا؛ دريچه خداداشتن 133 نقش دعا در وسعت روح 136 ريشهي غمها 139 برکات ارتباط با خدا در برزخ 142 حجاب از طرف ما است 144 آنچه را بايد از خدا خواست 146 دعا؛ عامل نجات از تنگناي ماديات 147 مباني فلسفي دعا 148 جلسه بيست و هفتم، برکات توجه به حيات ابدي 151 راز استفاده درست از دين 153 احساس حضور در ابديت 154 ريشه اضطرابهاي جهان مدرن 155 نخواستن دنيا بهجاي خواستن آن 158 وقتي مُردن را سخت ميکنيم 159 انتظاري ماوراء دنيا از دنيا! 161 تغيير نگاه 163 خستگيهاي فرار از مرگ 164 زيباييهاي زندگي با مرگ 167 جايگاه همسر و فرزندان در زندگي 169 عوامل جدّي ديدن دنيا 171 مبناي فلسفي غير تدريجيبودن مرگ 172 ما ميمانيم و خدا 174 زندگي در اوج شهامت و مُردن در اوج آرامش 176 به سوي لقاء حق 177 جلسه بيست و هشتم، ياد مرگ 181 غفلت از مرگ عامل اصلي پوچي 185 ياد مرگ و نجات از تعلقات زودگذر 186 زيباترين زندگي 187 ترس از مرگ چرا؟ 190 دنيا خود را مينماياند 191 ريشهي رذالتهاي اهل دنيا 192 دنيا؛ عامل حاکميت وَهم 193 مقاصد مجهول! 194 آينهي عبرت 197 جلسه بيست و نهم، دنيا؛ حجاب رؤيت قيامت 199 رهايي از پوچي 201 فرار از دنيا به دنيا 203 بصيرت همهجانبه 204 چگونگي نزديکي به قيامت 205 سير به سوي مأنوسات حقيقي 206 سير به سوي قيامت، کيفي يا کمّي؟ 208 آرزوهاي دستنايافتني 209 راز نجات از برنامههاي وَهمي 211 آرزو سازي يا وظيفهپردازي! 213 اجل؛ تنفسي زيبا 214 جلسه سيام، تغيير درون يا بيرون؟ 217 دنيا و ناکامي 219 تغيير خود يا تغيير دنيا؟ 220 وقتي دنيا مسير باشد و نه مقصد 223 جدايي از حرص 224 حرصهاي محروميتآفرين 225 برتر از دنيا 226 ما براي دنيا، يا دنيا براي ما؟ 230 رمز و راز آزادگي 231 داشتنهاي پر زحمت 234 جلسه سي و يكم، شغل پاک 237 طمع و ناکامي 239 راه درمان طمع 241 شغل پاک 241 کم ولي با برکت 246 زندگي بدون زحمت 248 برکات سکوت 249 آفات کثرت کلام 249 برکات آنچه در دست تو است 253 جلسه سي و دوم، روحيه بينيازي مؤمن 257 راه نجات از فقر 259 تمدني آرامشبخش 261 غنيترين ملت 262 آفات حرص عنانگسيخته 264 عالَم عفاف اقتصادي 265 سرّ نگهدار خود باش 267 تلاشهاي بيثمر 268 حجابهاي پُرحرفي 270 سکوت و سخنگفتن روحها 272 بهترين بهرهوري از دين 274 جلسه سي و سوم، سختيهاي تكامل ساز 277 غذاي حرام حجاب ارتباط با خدا 279 بدترين اعمال 280 دردهاي مسرّتبخش 282 دشمنان با برکت 284 نابيناييهاي نفس امّاره 288 کوتهانديشي و آرزوهاي بلند 290 وقتي زندگي شروع ميشود 291 بهترين زندگي 294 جلسه سي و چهارم، آفات آرزوهاي دنيايي 297 زندگي در عدم! 300 چگونگي احساس حضورِ قيامت در حال 301 آرزوها و تخريب جهتگيريها 303 عقل؛ حافظ تجربهها 304 دين؛ عامل شکوفايي عقل 306 خطر غفلت از فرصتها 309 تلاشهاي يک بُعدي 310 غفلت از فساد حقيقي 311 زندگي ماوراء تمدن غربي 312 خطر فاسدکردن معاد 314 خطر غفلت از شرايط زودگذر امتحان 317 بصيرتِ محدود ديدن دنيا 318 جلسه سي و پنجم، محدود بودن زندگي 321 دورانديشيهاي قلابي 323 بهترين موضعگيريها 325 مخاطرات انسانساز 327 زندگيهاي تاريخساز 329 ياوران پست و دوستان غير مطمئن 332 کمترين تلاش، کافيترين بهره 335 نيازهاي وَهمي 336 جلسه سي و ششم، عوامل رفع لجاج با برادران 339 اوقات فراغت فرصت ارتباط با خدا 341 روحيههاي ويرانشده 344 آزادي از مقايسهها 346 تنفس آزاد 348 آفات غفلت از وسعت انسانها 351 قلبهاي آزاد 353 برکات فرو بردن غضب 355 جلسه سي و هفتم، آزادي از غضب 357 عوامل ايجاد خشم 359 چه جاي خشم 361 خشم مقدس 365 غضبِ دينسوز 368 خواست تشريعي و نظام تکويني 369 رقابت يا رفاقت؟ 370 شيرينترين پيروزي 373 راهي براي برگشت 375 جلسه سي و هشتم، تلاش براي حفظ ارتباط 377 کشتن دشمنيها 380 خوشبيني بهجاي بدبيني 381 دوستيهاي پايدار 382 مسئوليتهاي گسترده 384 دشمنان شاديآفرين 387 برکات دفاع مقدس 391 جلسه سي و نهم، رزق حقيقي و غير حقيقي 393 دستورات دين، عامل جهتگيري به سوي عالم غيب 395 تحليلهاي غلط نسبت به فقر و ثروت 397 جايگاه داراييها 398 جايگاه رزق در زندگي 399 وظيفة انسان بندگي است 400 غمهاي پوچ 400 جلسه چهل، ادب حق، ادب دين، ادب خلق 407 موعظهپذيري 409 موانع تأثير وعظ 411 شرط تحقق ادب حق 415 ادب حق، شرط رعايت ادب خلق 416 خودفريبي پنهان 419 راه نجات از افسردگي 423 برکات يقين 426 نمونههايي از حُسن يقين 428 جلسه چهل و يکم، چگونگي زدودن غمها 431 شکوفايي گنجي پنهان 433 عالم؛ بستر تعالي انسان 434 رمز سازگاري عالم با انسان 436 دوستيهاي قدسي و پايدار 437 ريشهي سختيهاي جانکاه 438 به دنبال ناکجاآباد 441 غم مقدس 443 رمز آزادي از خود 444 دوستيها و تولد جديد 446 آفات عبور از حق 448 راز پايداري 450 جلسه چهل و دوم، حقيقت انسان و عبوديت 453 حجاب اعتبارات 455 حقيقت انسان 457 فرار از خود 458 آفات بيهويتي 460 وقتي انسان جاي خدا مينشيند 462 ورود به عالَم پايداري 463 پايدارترين اتصال 464 فقط نگاه 465 جلسه چهل و سوم، دوستيهاي غير حقيقي 469 عوامل اختلال پيوند با خدا 472 امنيت قلبي نسبت به همديگر 474 يأسِ کارساز 477 دارايي و ناکامي 478 جلسه چهل و چهارم، آفت اعتماد به اسبابها 483 ماوراء ابزارها 485 شروع تنفس معنوي 488 گشايشي به سوي عقل 490 بالاتر از زمانه 493 جلسه چهل و پنجم، روح زمانه 499 نقش روح زمانه 501 تفاوت زمانه گرگ و گوسفند و ترازو 502 برکات شناخت روح زمانه 505 اهداف مقدس و همراهان ناباب! 506 خانههاي بيهمسايه 508 تنهايي آزاردهنده 510 جلسه چهل و ششم، بي تأثيري دين در فرهنگ خنده 513 آفات خنده و بيخيالي 515 محروميت از جديتها 517 تعادل در شاديها 518 جهل و خندة زياد 520 وقتي افراد همديگر را سرگرم کنند 521 تسليم ميلها يا تسليم حق؟ 522 فرهنگ خنده و هيجانهاي بيهدف 524 سرگرمي يا گفتگو؟ 526 فرهنگ خنده و نفي جديتها 528 دين و زبان مخصوص ديني 529 فرهنگ خنده و گسستگي فکري 531 فرهنگ خنده و گسستگي تاريخي 531 غفلت از مهمترين نياز 532 الگوهاي خطرناک 533 جلسه چهل و هفتم، مشورت با زنان 537 مرد و زن داراي حقيقتي واحد 540 ارزش مساوي شخصيت زن و مرد 542 محروميت از بهشت 543 مادر و ارزشهاي متعالي 544 عدم مشورت با کدام زن؟ 546 آشفتگي روح زنان در بيرون خانه 550 محروميت بزرگ 551 آفات غيرتورزي بيجا 553 زن و هويت جديد 555 مربي و آسودگي روان 557 زنان و ظرائف تربيت 559 زنان و روحيهي عرفاني 560 کارآيي دلِ مادران 561 جلسه چهل و هشتم، برکات ارتباط با ارحام 563 پايههاي تمدن اسلامي 565 مبارکترين اجتماع 566 آفات فردگرايي 567 برکات ارتباط با ارحام 568 جايگاه وظيفهي پدر و مادر در تربيت فرزندان 571 راه آزادي روح براي بندگي 575
مقدمه
مدتی این مثنوی تأخیر شد مهلتی بایست تا خونْ شیر شد
1- پس از چاپ جلد اولِ شرح «نامهی سی و یک» نهجالبلاغه به نام «فرزندم؛ اینچنین باید بود»، و استقبال عزیزان از آن که منجر به چاپ دومِ جلد یک شد، انتظارِ به حق عزیزان آن بود که زودتر از اینها جلد دوم در اختیارشان قرار گیرد، ولی عوامل مختلف از جمله کثرت امور، کار را عقب انداخت. ولی بحمدالله این تأخیر موجب شد که خوانندهی محترم در حالی با بحث روبهرو شود که موضوعات با توسعهی کاملتری تدوین شده و إنشاءالله میتوان بهرهی بیشتری از آن برد. 2- همچنان که مستحضرید توصیههای زندگیساز حضرت مولیالموحدین(ع) به فرزندشان برنامهی کاملاً جامعی برای شکلدادن به یک زندگی است و لذا نباید به این کتاب با این دید نگاه کرد که بخوانیم و از محتوای آن مطلع شویم و دیگر تمام. بحث ها طوری است که پس از آگاهشدن از محتوای آن باید در شرایطهای مختلف به آن رجوع نمود و از رهنمودهای حضرت(ع) متذکر شد و به خود آمد. کتابی است که باید همواره در دست باشد و بدان دل داد و از آن نور گرفت. 3- با اینکه بهترین نتیجه وقتی گرفته میشود که عزیزان موضوع را با مطالعهی جلد اول شروع کنند و سپس به مطالعهی موضوعات جلد دوم بپردازند، ولی نوع مباحث طوری است که از هرکجا شروع بفرمایید إنشاءالله بهرهی کافی را خواهید برد. 4- تعادل در زندگی و تصمیمگیریِ صحیح نیاز اساسیِ هر انسان و هر خانواده است و توصیهی حضرت(ع) به فرزندشان چنین مهمی را ممکن میسازد. لذا لازم است ابتدا با یکمرتبه خواندنِ کتاب، در فضای آن قرار گیریم و سپس در هر فراز از آن به طور جداگانه و به نحوه ای خاص توجه کرد، تا تعادل مورد بحث آرامارام جای خود را در روح و روان ما باز کند. موضوعات بهقدری دقیق و عمیق و اساسی است که با یک نظر به عنوانهای آن انسان را متوجه این امر میکند که حضرت(ع) از قبل ظریفترین زاویههای روان ما را میشناختهاند و دقیقاً غذای جان ما را در اختیارمان قرار دادهاند. به امید بهترین استفاده از توصیههای حضرت مولیالموحدین(ع)
گروه فرهنگي الميزان
مقدمه مولف
خلاصه آنچه در جلد اول گذشت همچنان که عزيزان مستحضرند حضرت امام الموحدين علي(ع) در نامهاي که به فرزندشان حضرت امام حسن(ع) مرقوم فرمودند ،چندين هدف را دنبال کردند. يکي اينکه مورد خطاب خود را جواني در نظر گرفتند که آرزوهايي دارد و ميخواهد در اين دنيا به آن آرزوها دست يابد. درست است که در ظاهر امر، شخص مورد خطاب؛ انسان معصومي است که پس از حضرت اميرالمؤمنين(ع) بايد امام مسلمين باشد، ولي در اين نامه از اين نظر حضرت به امام حسن(ع) نگاه نکردند، بلکه امام حسن(ع) در این نامه به عنوان جواني از جوانان عالم بشري مورد خطاب اند، تا هر جواني احساس کند او هم مورد خطاب اين نامه است، و به عبارتي دیگر حضرت امام حسن(ع) در اين نامه به عنوان نماد همة جوانان مدّ نظر هستند. دومين هدفي که حضرت در نوشتن نامه دنبال ميکنند؛ طرح عاليترين دستورالعمل حکيمانه در قالبي ملموس و قابل عمل است، تا هرکس عزم رسيدن به مراتب عالي انساني را دارد بتواند به راحتي از آن بهره گيرد. آنچنان مطالب حکيمانه و با حساب و دقت طرح شده که بزرگان اهل علم و حکمت اقرار دارند اصول هرچيزي که بنا است يک انسان در زندگي بشناسد و بدان عمل کند در آن نامه درج شده است. براي يادآوري آنچه در جلد اول اين کتاب گذشت، سرفصلهاي جلسات گذشته را به طور مختصر طرح ميکنيم: در جلسات اول و دوم، حضرت فرزندشان را متوجه انواع خطراتِ جسمي و روحي کردند که در پيش رو دارد، تا گرفتار روزمرّگيها نگردد و با واقعياتِ زندگي درست برخورد کند. سپس موضوع عدم غفلت از مرگ و حيات ابدي را پيش کشيدند تا اولاً: ناپايداريهاي دنيا و چموشيهاي آن را طبيعي بدانيم. ثانياً: از بيوفايي دنيا عبرت گرفته در آباداني آخرت بکوشيم، و غمِ خودخوردن به معني واقعي آن، همين است . در جلسه سوم و چهارم، بحث آبادکردن قلب با ياد خدا، و اعتماد به خدا و زندهکردن قلب با موعظه، و ميراندن اميال نفس امّاره با زهد، و يادآوري مرگ جهت کنترل ميلها و آرزوها، بحثهايي بود که توجه به آنها در سير و سلوک بسيار کارساز خواهد بود. در جلسات پنجم و ششم، حضرت با توجهدادن به زندگي گذشتگان و عبرتگرفتن از آنچه بر آنها رفت، انسان را به خود ميآورند که مواظب باشد در درّهاي که گذشتگان عمر خود را هلاک کردند، فرو نيفتد. نيز توصية مؤکد فرمودند که هماکنون در اصلاح جايگاه اصليات برنامهريزي کن و آخرت خود را به دنيايت مفروش، سپس راههايي که انسان بتواند اين دستورالعمل را عملي کند، پيشنهاد ميفرمايند. مثل اينکه ميفرمايند: حرفي که نميداني نزن، و آنچه به عهدهات نيست انجام مده. همچنين با توجهدادن به قيامت، انسان را از انتخابهاي مبهم و پوچ رهايي ميدهند و با توصيه به امر به معروف و نهي از منکر متذکر ميشوند علاوه بر بهرهمندی از برکات اجتماعي آن، امر به معروف جبهة انسان را از جبهههاي کفر و ظلمت جدا مينمايد و انسان اهل معروف ميگردد. در جلسات هفتم و هشتم و نهم، توصيه ميفرمايند در راه حق نگران سرزنش هيچ سرزنشکنندهاي مباش، و وقتي در مسير حق قرار گرفتي بدون هيچگونه نگراني خود را در گرداب حوادث بينداز، از طرفي در دين انديشه کن تا مؤمن سطحي و عملزده نباشي، و از طرف ديگر با پايداري در دينداري، زمينة ظهور برکات آن را در قلب و جان خود فراهم آور. سپس فرمودند: فرزندم وقتي راه و مقصد را پيدا کردي ديگر جا دارد که خود را به خدا بسپاري که در اين حالت به پناهگاهي مطمئن و مدافعي شکستناپذير دل سپردهاي. فقط خالصانه از خدا کمک بخواه، زيرا که عطا و حرمان، هر دو بهدست اوست و از چنين خدايي تقاضاي خير و برکت براي زندگي و اموراتت داشته باش. سپس در جلسه دهم، حضرت موضوع بيحاصلي «علم لا ينفع» را به ميان کشيدند تا انسان به بهانة علمآموزي از جهتگيري به سوي حقايق محروم نگردد و داناييها را دارايي بپندارد. در جلسات يازدهم و دوازدهم، حضرت انگيزة خود را از نوشتن اين نامه، آمادگي قلب فرزند جوانِشان مطرح ميفرمايند و اينکه قلب جوانان همانند زمين خالي از زراعتي است که هر دانهاي در آن بکاري همان سبز ميشود، و اگر به وقت خود آن کار صورت نگيرد، قلب سخت ميگردد و در پذيرش حقايق از خود مقاومت نشان ميدهد. سپس تعليم کتاب الهي و دستورات اسلام و حلال و حرام آن و متمرکزشدن بر آنچه را خدا بر انسان واجب نموده است مدّ نظر قرار ميدهند. در سيزدهمين جلسه، نقش تقوا و بياضطرابي و آرامشِ حاصل از آن مورد گفتگو است و اينکه چگونه ميشود انسان ماوراء زمان و مکان زندگي کند. در چهاردهمين جلسه، سخن حضرت در مورد تقوا و توجه به گذشتة توحيديمان پيش آمد و اينکه معلوم کنيم بايد به دنبال چه چيز باشيم و چه آفاتي ما را از هدايت واقعي محروم ميکند تا بتوانيم از داشتههايمان مسير درست زندگي را انتخاب کنيم و از انگيزههاي سالم در تحقيق، محروم نشويم. حضرت؛ داشتنِ قلب سالم جهت تشخيص حق از باطل را ضروري ميدانند تا انسان بتواند در مقابل حق بهراحتي خاضع باشد. در پانزدهمين جلسه، حضرت ما را متوجه حضور همهجانبة حق ميکنند و اينکه همو که مالک مرگ است، مالک حيات نيز هست، و آنکه ميآفريند، همان کسي است که ميميراند و همان کسي که فاني ميکند، هماني است که باز ميگرداند، و آنکه به بلا ميآزمايد، هماني است که از بلا ميرهاند. با تذکر به چنين مسائلي انسان را در آغوش توکل به حق وارد ميکنند و در ادامه ميفرمايند: اين جهان پا نگرفت جز به نعمتها و امتحانها و پاداشها و کيفرها به روز رستاخيز، تا از اين طريق افق تجزيه و تحليل انسان را به عميقترين لاية زندگي يعني زندگي در معاد سير دهند. در شانزدهمين جلسه، حضرت پس از تأکيد بر نکات گذشته ما را متوجه اين امر نمودند که همة حوادث عالم براي آن است که ما متوجه حضور همه جانبة خداوند بشويم و بفهميم چارة کار در بندگي خدا است، خدايي که هر آنچه بهترين است انجام داده، از اندام موزون بگير تا روزي مورد نياز. سپس ميفرمايند: براي بندگي خدا عاليترين آگاهي را رسول خدا(ص) آورده است پس در رستگاري خويش به رهبري او دلخوش باشيد. در هفدهمين جلسه، نظر را به توحيد پروردگار معطوف داشتند و اينکه در همة مناسبات، متوجه آن يگانة مطلق باشيم، يگانهاي که اول است قبل از اشياء بدون اوّليت عددي، و آخر است بعد از همة اشياء، بدون آخريت مکاني. اين فراز نگاه توحيدي نابي را به ميان آورد. در هجدهمين جلسه، بر همان نگاه توحيدي تأکيد شد و اينکه خداوند برتر از آن است که قلب و يا بصر بتواند بر او احاطه يابد، نهايتاً «آنقدر هست که بانگ جرسي ميآيد» و پرتوي از نور او به جان طالب او ميرسد. سپس حضرت ما را در عين ذُلّ عبوديت متوجه عزّ ربوبيت خداوند ميکنند و اينکه آن اعمالي را که شايستة پروردگاري اوست انجام دهيم و نگران کوتاهيهاي خود و عقوبت آن باشيم. در نوزدهمين جلسه، حضرت ما را متوجه مسافرخانهبودن دنيا نمودند و اينکه منزل اصلي ما جاي ديگر است و سختيهاي راه را براي رسيدن به منزل اصلي نبايد به چيزي گرفت، انسان عاقل چيزي را دوست دارد که او را به خوبي به آن منزل اصلي برساند و لذا دوستيها و دشمنيهايش را در اين راستا تنظيم ميکند. در بيستمين جلسه، آثار بد غفلت از قيامت و مشغولشدن به دنيا را مطرح ميکنند، سپس انصاف را گوشزد مينمايند که اي فرزندم! خود و ديگران را با يک ميزان بسنج و لذا چیزهایی را براي ديگران بپسند که براي خود ميپسندي. و نيز آنچه نداني مگوي، تا از اين طريق و با پيداشدن تعادل شخصيت، مسير توحيدي به سوي محبوب بهراحتي طي شود. إنشاءالله با امید به اینکه شما خوانندگان محترم بتوانید طرحی کامل برای زندگی خود بدست آورید جلد دوم کتاب «فرزندم اين چنين بايد بود» را خدمتتان تقدیم می کنم.
طاهرزاده