الگوهاي مداخله
|
* اشاره:
اروپا به ويژه انگليس و فرانسه با نوعي شتابزدگي با تحولات ليبي برخورد كردند. محافظهكاري افراطي كه پيش از اين در بسياري از تحولات جهاني، وجه مشخصه اروپاي پير بود، در ليبي مشاهده نشد و همين امر ترديد ناظران جهاني را نسبت به نيات آنها در ليبي برانگيخته است. نخستين نشانههاي ترديد پس از سفر كامرون و ساركوزي به طرابلس و ديدار با مقامات شوراي ملي انتقالي ليبي بروز كرد و بخش پاياني مقاله به كندوكاوي كوتاه در اين تحولات اختصاص دارد.
***
حدود 12 ميليارد پوند از داراييهاي ليبي در انگليس بلوكه شده است. نخست وزير انگليس اظهارداشت: ما آمادهايم تا در زمينههاي ديپلماتيك، نظامي، اقتصادي، فني و امور توسعهاي به شوراي ملي انتقالي ليبي كمك كنيم... خوشبختانه اين شورا تاكنون با عملكرد مثبت خود، نگرانيهايي را كه از سوي برخي افراد مطرح ميشد، برطرف كرده است. نيكلا ساركوزي نيز در اين كنفرانس خبري تاكيد كرد كه فرانسه و انگليس همانگونه كه در دوران مبارزه در كنار مردم ليبي بودند، در دوران صلح و سازندگي نيز در كنار آنها خواهند بود. ساركوزي تاكيد كرد: هنوز كارهاي زيادي در ليبي بايد انجام شود و براي به نتيجه رسيدن اين كارها، نياز به صبر و حوصله و همچنين اراده قاطع داريم.
مصطفي عبدالجليل، رييس شوراي ملي انتقالي ليبي، نيز در اين كنفرانس خبري، حمايتهاي انگليس و فرانسه از مردم ليبي را «شجاعانه» خواند و از سفر كامرون و ساركوزي به طرابلس قدرداني كرد. عبدالجليل تاكيد كرد كه هيچگونه معامله پنهاني با كشورهاي حامي ليبي صورت نگرفته و تاكنون هيچ قراردادي با كشورهاي خارجي منعقد نشده است. وي افزود: ما در آينده نيز در اين زمينه كاملاً شفاف عمل خواهيم كرد.
بسياري از صاحب نظران آگاه، سفر همزمان رييسجمهوري فرانسه و نخست وزير بريتانيا به ليبي را حاوي نوعي پيغام سياسي دانستند.
ليبي و مطالبات غرب
از زمان آغاز بحران ليبي يعني از دي ماه 1389، كشورهاي غربي به ويژه انگليس و فرانسه، براي افزايش نقش و حضور پايدار خود تلاش بسياري
كرده اند. اگر به پس زمينه تاريخ سياسي اين منطقه نگاهي بياندازيم، متوجه خواهيم شد كه كشورهاي اروپايي همواره تلاش داشتهاند تا حضور پررنگي در منطقه شمال آفريقا داشته باشند. حضور انگليس و ايتاليا در دوران جنگ جهاني اول و دوم مثال بارزي از تلاش اروپاييها براي مداخله در منطقه شمال آفريقا است. در اين ميان اگرچه رهبران شوراي انتقالي ليبي بارها اعلام كردهاند كه مذاكره با حاميان جنگ اين كشور براي امضاي قراردادهاي نظامي نيست، اما به نظر ميرسد كه در چارچوب رفتاري اين كشورها، علاوه بر الگوهاي مداخله گرا، نوعي سهم خواهي پنهاني به چشم ميخورد كه در قالبهاي ديپلماتيك ادا ميشود از مدتها پيش اين مسأله در ميان كشورهاي غربي مطرح شده است كه پيش از اين، حدود30 درصد از قراردادهاي آينده نفتي در عوض حمايت نظامي و سياسي، به فرانسويها وعده داده شده بود و از ديگر سو، «ايو بونه» رييس سابق دستگاه ضدجاسوسي فرانسه، در گفت وگو با روزنامه «الخبر» الجزاير تاكيد كرد كه مطبوعات و روزنامههاي فرانسوي از قراردادهاي نفتي سخن ميگويند؛ از قراردادهايي به ارزش 150 ميليون يورو، اما من اين سوال را ميپرسم كه بهاي اين قراردادها براي بازسازي ليبي چيست؟ همچنين، «ايو بونه» تاكيد كرد شايد فرانسه از بعد مادي موفقيتهايي را در ليبي بدست آورده، اگرچه حتي اين موضوع هم تاكنون كاملاً محقق نشده است، اما من از اين بيم دارم كه فرانسه شرافت و اعتبار خود در ليبي و تعهدات خود در آفريقا را از دست داده باشد.
جمع بندي
با استقرار اعضاي شوراي انتقالي در طرابلس و شكلگيري آرام ساختارهاي حكومتي در ليبي، رهبران كشورهاي دخيل در جنگ اين كشور تلاش ميكنند تا با ورود به اين ساختارها، الگوهاي مداخله را دنبال كنند. در اين ميان حضور زودهنگام رهبران انگليس و فرانسه بهعنوان حاميان اصلي جنگ ليبي، شايد تعجب برانگيز نبوده است، چراكه شرايط اين كشور، حال در وضع متفاوت ناشي از اتمام احتمالي جنگ قرار گرفته است. در چنين شرايطي، عامل نفت و قراردادهاي نفتي است كه نقش پررنگ تري مييابد، زيرا بيشتر كشورهاي اروپايي و كشورهايي كه پيش از اين نقش عمدهاي در اقتصاد ليبي بازي ميكردند، تلاش دوبارهاي براي تقويت و بازنويسي قراردادهاي نفتي خود ميكنند. در اين چارچوب، بسياري از ناظران سياسي با يكديگر هم عقيده هستند كه حضور سران اين كشورها به ويژه كشورهاي غربي در ليبي در اين سطح و به طور مشخص سطح سران، نوعي معامله گري براي نفت است تا حمايت از دستاورهاي سياسي ناشي از انقلاب مردم ليبي.
|
سیــر و ســلــوک عــارفــانــه

"خــــدا"
یار همیشه همراه
سه شنبه 3 آبان 1390 8:36 PM
تشکرات از این پست