جنگ احتمالات
جنبشهاي اجتماعي در آمريكا و انتخابات 2012
جنگ احتمالات
بخش دوم و پاياني
* اشاره: نخستين دوره رياست جمهوري باراك اوباما با تمامي
فراز و نشيبهايش رو به پايان است و دو حزب جمهوريخواه و دموكرات بار ديگر آمريكا را صحنه تبليغات جنجالي و پرهزينه خود براي تصاحب كاخ سفيد كردهاند. در بخش قبلي مقاله به طور اجمالي با ديدگاههاي برخي از جديترين رقباي اوباما آشنا شديم و در قسمت پاياني نيز خوانندگان گرامي افقهاي سياسي دو تن ديگر از نامزدها را مرور خواهند كرد.
1 - 3: «ران پال»
ران پال، پزشك و عضو مجلس نمايندگان آمريكاست. وي در دهه 60 ميلادي به مدت 6 سال در نيروي هوايي آمريكا كار پزشكي كرده بود و به جز 23 سال نمايندگي تگزاس در مجلس نمايندگان آمريكا، سابقه دولتي و اجرايي ندارد. ران پال از نظر فكري بسيار به حزب اختيارگرا نزديك است و حتي در سال 1988 به عنوان نامزد اين حزب وارد انتخابات رياست جمهوري شد. هر چند پس از آن، همواره به عنوان عضو حزب جمهوريخواه شناخته شده است. حزب اختيارگرا به افزايش آزاديهاي مدني، بازار آزاد و خودداري از دخالت در مسائل بين المللي اعتقاد دارد و پال به نوعي سياست بين جمهوريخواهان و اختيارگرايان را نمايندگي ميكند. ران پال حتي با حزب محافظه كار «قانون اساسي» هم روابطي دارد و به نظر ميرسد به قدرت گرفتن خرده حزبهاي حاشيهاي در نظام دو حزبي ايالات متحده علاقهمند باشد. رند پال (پسر ران پال) سال 2010 ميلادي با حمايت جنبش «تي» وارد مجلس سناي آمريكا شد و اين بر نفوذ ران پال در صحنه سياسي آمريكا افزود. شايد يكي از دلايلي كه جمهوريخواهان سياستهاي متزلزل حزبي او را چشم پوشي ميكنند، همين نفوذ وي در بدنهاي از جامعه آمريكا باشد.
مثال زير نمونهاي از سياستهاي متفاوت اين عضو مجلس نمايندگان آمريكاست: زماني كه در ميزگرد شبكه سي ان ان از ران پال پرسيده شد كه آيا با نظر سناتور جان مك كين مبني بر ضرورت ادامه حضور نظاميان آمريكايي در عراق پس از پايان سال 2011 موافق است، گفت: من از اول با شروع جنگ مخالف بودم، چطور ممكن است با ادامه حضور موافق باشم؟
ران پال تاكيد كرد كه به جاي بحث درباره ماندن يا رفتن، بايد روي سياست خارجي بحث كنيم؛ اينكه آيا ما بايد مداخله جو باشيم يا مداخلهجو نباشيم.؟ اينكه آيا بايد از كشور دفاع كنيم يا بايد پليس دنيا باشيم؟ اينكه آيا بايد يك امپراتوري را اداره كنيم يا نه؟ پال ادامه داد در سال 1952 مردم به ما جمهوريخواهان راي دادند كه جنگ در كره را متوقف كنيم. در 1968 مردم به ما (جمهوريخواهان) راي دادند تا جنگ در ويتنام را متوقف كنيم. وي در حالي كه سناتور مك كين، رامني و هاكبي با حيرت و خندهاي معنادار به وي نگاه ميكردند مدعي شد القاعده هيچ ارتباطي با 11 سپتامبر نداشت، هيچ تهديدي از جانب آنان متوجه امنيت ملي ما نبود، هرگز به ما حمله نكردند و اين (جنگهاي عراق و افغانستان) جنگهايي غيرقانوني و اعلام نشده بودند. بديهي است كه ران پال با توجه به تمايلي كه به خروج آمريكا از نظام دو حزبي دارد و همچنين با توجه به ديدگاههاي متفاوتش در حوزه سياست خارجي، هرگز در قالب دو حزب حاكم آمريكا، فرصت نامزدي در رياست جمهوري نخواهد يافت.
1 - 4: «هرمان كين»
هرمان كين، بدون شك كم سابقهترين نامزد جمهوريخواه در عرصه اجرايي است. مديريت يكي از شعب اجرايي بانك مركزي آمريكا، عاليترين مقام وي تاكنون بوده است. كين پيش از اين يك بار در سال 2000 براي نامزدي رياست جمهوري با جرج بوش رقابت كرد و يك بار هم در سال 2004 نامزد نمايندگي ايالت «جرجيا» در مجلس سنا شد كه البته هر دو بار راه به جايي نبرد. گرچه هرمان كين در بعضي نظرسنجيها بعد از ميت رامني و ريك پري در جايگاه سوم و در بعضي نظرسنجيها پس از رامني در جايگاه دوم نامزدهاي جمهوريخواهان است، اما نداشتن سابقه اجرايي در حوزههاي سياسي شانس برنده شدن وي را بسيار كاهش داده است. ممكن است اينگونه استدلال شود كه اوباما هم در سطح كشوري (و نه ايالتي) فقط از سابقه 3 سال عضويت در مجلس سنا برخوردار بود. در پاسخ به اين استدلال بايد دانست كه روحيه مردم آمريكا در پايان دوران جرج بوش به گونهاي بود كه هر نامزدي كه مردم را بيشتر به تغيير اميدوار ميكرد، شانس پيروزي بيشتري داشت و اميد به تغيير با نامزدهاي ناشناخته ايجاد ميشد. نامزدهاي ديگري مانند «نيوت گينگريچ»، «ميشل باكمن» و... هم در عرصه رقابت حضور دارند كه با توجه به نظرسنجيهاي انجام شده، تقريباً از هيچ شانسي برخوردار نيستند.
2 - نبرد سلطه بر جنبشها؛ تصرف وال استريت در برابر «تي پارتي»
در سالهاي پس از حملات 11 سپتامبر، گرايش عمومي مردم آمريكا به مسائل سياسي و موضوع امنيت كشور زياد شد. شمارگان روزنامهها و مجلههاي سياسي افزايش يافت و جرج بوش با بزرگنمايي خطر تروريسم و اهميت جنگهاي عراق و افغانستان، در انتخابات سال 2004 توانست سناتور جان كري، رقيب دموكرات و قدرتمند خود را با شكستن ركوردهايي خيرهكننده و به گونهاي تحقيرآميز مغلوب كند. اين گرايش به سياست، با پسرفت اقتصادي در آمريكا و افزايش نرخ بيكاري، دگرگون شد. موضوعاتي مانند كار، امنيت اقتصادي و معاش براي مردم داراي اولويت شدند و اوباما نيز به واسطه قدرت سخنوري كم نظير خود و با بهره گيري از توجه مردم به مسائل اقتصادي توانست در سال 2008 بر رقيب جمهوريخواه غلبه كند.
سیــر و ســلــوک عــارفــانــه

"خــــدا"
یار همیشه همراه
سه شنبه 3 آبان 1390 8:19 PM
تشکرات از این پست