عقل انساني به عنوان مدير، احكامي را صادر مي كند كه از آن به مستقلات عقلي ياد مي شود. بنياد بسياري از فضايل و رفتارهاي اخلاقي بر احكام عقلاني است؛ هرچند كه در اين ميان خرد جمعي يا همان سيره عقلايي نيز احكامي را صادر و به عنوان دومين مبناي اخلاقيات عمل مي كند.
شريعت و آموزه هاي وحياني، سومين پايه اين مباني اخلاقي را تشكيل مي دهد. اين گونه است كه روابط انساني در سه چارچوبه عقل و عقلاء و وحي سامان مي يابد.
سه اصل كليدي عدالت، احسان و امانت در روابط اجتماعي
عقل و عقلاء و وحي در روابط اجتماعي انسان بر سه اصل مهم تأكيد دارند؛ چراكه اين سه گانه ها بهترين شرايط و فضاي مناسب كمال يابي انسان را فراهم مي آورند.
بي گمان از مهم ترين احكام عقل كه از آن به مستقلات عقلي نيز ياد مي شود، مسأله قباحت و زشتي ظلم و نيكويي عدالت است. براين اساس، از مواضع اخلاقي مهم انساني، گرايش به عدالت و گريز از ظلم بلكه عدالت خواهي و ستم ستيزي است.
جامعه اگر بر عدالت حركت كند و انسانها بر اجراي عدالت پافشاري كنند و آن را در حق خود و ديگري به تمام و كمال انجام دهند و در مقابل ستم بايستند، در آن صورت حق در همه زندگي بشر جاري مي شود و امنيت و آرامش و آسايش در جامعه مستقر مي گردد.
خداوند براين اساس، به تأييد حكم عقل و فطرت پرداخته و اين مسئله را امضا نموده است. از اين رو يكي از احكام امضايي در شريعت وحياني اسلام، عدالت است، به گونه اي كه هر حكم و قانوني بر خلاف عدالت، باطل و نامشروع دانسته شده است.
همچنين خداوند از مؤمنان خواسته تا بي توجه به رنگ و مذهب و اعتقاد و نژاد و تنها به صرف انسان بودن، عدالت را اجرا كنند و حتي براي اجراي عدالت و تعميم و گسترش آن به كمك مظلومان و ستمديدگان بشتابند و به جنگ ستمگران بروند.
خداوند در اين باره مي فرمايد: «چيست شما را كه در راه خدا و ضعيف شدگان جامعه، از مردان، زنان و كودكان كارزار نمي كنيد؟! آنان كه مي گويند: پروردگارا! ما را از اين قريه (جامعه) بيرون بر و رها ساز كه اهلش ستمكار است و قرار ده براي ما از جانب خودت سرپرست و ياوري و قرار ده از نزد خودت ياري كننده اي»، (نساء، آيه75).
دومين سه گانه در روابط اجتماعي، احسان است؛ چرا كه انسان موجودي عاطفي است و تنها از طريق عقل و حقوق نمي توان روابط اجتماعي انساني را تنظيم كرد. از اين رو تكيه بر اصول عاطفي چون احسان بسيار مهم است؛ زيرا انسان با احسان در قالبهاي گوناگون نيكوكاري از قبيل گذشت و عفو و ايثار و محبت و مودت و مانند آن مي تواند جامعه انساني را به تمام و كمال تحقق بخشد، لذا بر احسان به عنوان كليد موفقيت در روابط اجتماعي انساني تأكيد شده است.
به عنوان نمونه احسان به والدين جدا از دين و مذهب و مانند آن لازم و ضروري دانسته شده است و از انسانها خواسته شده تا به والدين در كنار عبوديت الهي بنگرند و همان جايگاه بلند و والايي را كه براي خداوند و بندگي او درنظر مي گيرند، براي والدين درنظر بگيرند؛ چرا كه تحكيم روابط خانوادگي بويژه با والدين به معناي تحكيم روابط سالم انساني در جامعه است؛ زيرا شكل گيري جامعه و روابط سالم در جامعه از خانه شروع مي شود. (سوره بقره آيه83 و نيز نساء آيه36 و اسراء، آيه23)
سومين سه گانه را امانت تشكيل مي دهد؛ زيرا بنياد روابطي كه به آسايش جامعه و انسان ختم مي شود، امانت داري است. از اين رو به حكم عقل و عقلاء، شريعت اسلام بر امانت داري تأكيد كرده است. بنابراين در اين سومين سه گانه نيز همانند دو اصل ديگر، لازم است كه بي توجه به اعتقاد و نژاد و رنگ و ديگر عوامل و تنها به صرف انسان بودن و انسانيت، اصل امانت را مراعات كرد.
در اين راستا خداوند در آيه58 سوره نساء مي فرمايد: ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها، خداوند فرمان مي دهد تا امانات را به اهلش بازگردانيد.
از امام زين العابدين(ع)، روايت شده كه فرمود: «فوالذي بعث محمداً بالحق نبياً لو أن قاتل الحسين بن علي-عليه السلام- ائتمنني علي السيف الذي قتله به لأديته اليه؛ «به خدا قسم اگر قاتل امام حسين(ع) شمشيرش را كه با آن امام را كشته به من امانت بسپارد تحقيقا به او پس خواهم داد». (امالي صدوق، ص319)
امام صادق(ع) و ديگران نيز بر اين نكته تأكيد دارند كه در بازگرداندن امانت نمي بايست به نيكوكار يا فاجر بودن امانت گذار توجه كرد، بلكه هر كسي كه امانتي نهاده مي بايست به او بازگرداند و در امانت خيانت نكرد. (كافي، ج2، ص104)
امام باقر(ع) نيز مي فرمايد: «لا تنظروا الي كثره صلواتهم و صومهم و كثره الحج و لكن أنظروا الي صدق الحديث و أداء الأمانه؛ به نمازهاي زياد و حج و روزه شخص ننگريد بلكه به راستگويي و امانت داري او توجه كنيد.» (امالي صدوق، ص379).
بنابراين، نمي توان سخن از روابط سالم انساني در جوامع بشري گفت و خود را انسان يا مسلمان دانست، درحالي كه به سه گانه مهم و اساسي در اين باره يعني عدالت و احسان و امانت بي توجه بود.