وابسته كردن ايران از بزرگترين جرائم رژيم پهلوي
به گمان من، يكي از بزرگ ترين جرائم و گناهان رژيم محمّدرضا پهلوي، عبارت بود از اين كه كشور را از لحاظ فنّي، صنعتي و اقتصادي، وابسته نگه داشت و وابسته تر كرد. سرنوشت يك كشور را در نانش، در گندمش، در سيلوي گندمش، در وسيله آرد كردن گندمش، در مواد غذاييش و در همه چيزش، به خارج وابسته كرد! شما از اين مواد غذايي و نان بگيريد، تا ساير چيزها، ايران به خارج از مرزها وابسته شد؛ به طوري كه اگر يك وقت دشمنان اراده كنند، بتوانند اين ملّت را از همه چيز محروم كنند. كسي كه اين طور كشوري درست كند و اداره نمايد و به اين جا برساند، خيانتي مرتكب شده است كه هيچ خيانت ديگري جز آن كه در همين سطح باشد، با آن قابل مقايسه نيست.
بيانات در ديدار كارگران و معلّمان در آستانه روز كارگر و روز معلّم
9/2/77
اسلام و مستضعفان، سرمايه هاي انقلاب
دو نكته اساسي در حركت امام بزرگوار بود كه همين دو نكته، سرمايه ارزشمند اين انقلاب بود و هست: يكي اين است كه هدف اين انقلاب، اسلام است. دوم اين كه سربازان اين انقلاب و لشكر اين انقلاب، مستضعفان و پابرهنگان و همچنين قشر جوانند. اين انقلاب را، پابرهنگان به پيروزي رساندند. اين جنگ طولاني تحميلي هشت ساله را جوانان اين مملكت به نتيجه رساندند. امروز هم جوانان، در راه خدا و در راه اسلامند. امروز هم اگر خطري اين انقلاب را تهديد كند، اوّلين كساني كه به ميدان خواهند آمد، همين جوانانند؛ جوانان حوزه ها، دانشگاهها و جوانان سراسر كشور و قشرهاي مختلف.
بيانات در اجتماع باشكوه عزاداران مراسم نهمين سالگرد ارتحال
حضرت امام خميني ( ره ) ـ 14/3/77
عقب افتادگي ايران نتيجه ي بي اعتقادي و وابستگي
امروز آن دوراني است كه بايد با ابزار دانش و معرفت و تلاش علمي، كاري كنيم كه عقب افتادگيهاي تحميلي دوران طولاني سلطه استبداد در اين كشور، جبران شود؛ آن دوراني كه نگذاشتند استعدادها شكوفا گردد؛ نگذاشتند هويّت اصلي و حقيقي اين ملت، خود را نشان دهد؛ به تبع ورود كالاهاي صنعتي
ـ كه نتيجه پيشرفت علم و صنعت غرب بود ـ در همه چيز، آن را به غرب وابسته كردند؛ كالاهاي فكري و فرهنگي را وارد اين كشور كردند و به اوّلين كاري كه دست زدند، بي اعتقاد كردن قشر تحصيلكرده اين كشور به موجودي خودش بود؛ به فرهنگ خودي، به رسوم و آداب خودي، به دانش خودي، به استعداد شكوفا و درخشاني كه در نسل ايراني وجود داشت. اين بي اعتقادي، در طول سالهاي متمادي، اثر خودش را بخشيد. از روزي كه اين فكر ـ فكر تحقير ايراني ـ وارد اين كشور گرديد و موجب شد كه اين احساس حقارت تا اعماق جان قشرهاي برگزيده اين كشور نفوذ كند، تا وقتي كه غرب محصول اين حالت را چيد، البته سالها طول كشيد؛ ولي بالأخره آنها موفّق شدند و نتيجه آن، همين عقب افتادگي هايي است كه شما در كشورمان مشاهده مي كنيد. با اين همه منابع انساني، با اين همه منابع مادّي، با اين موقعيت جغرافيايي ممتازي كه ما داريم، با آن سابقه درخشان علمي و فرهنگي و ميراث عظيم گنجينه علمي كه ما داريم، وضع ما امروز از آنچه كه بايد در ميدان علم و صنعت و پيشرفت هاي گوناگون علمي باشد، بسي عقب تر است.
بيانات در مراسم فارغ التحصيلي گروهي از دانشجويان
دانشگاه تربيت مدرّس ـ 12/6/77
كشوري ويرانه، ميراث پهلوي
كشوري كه انقلاب و امام و اين ملت، از دست رژيم وابسته و فاسد پهلوي تحويل گرفته بودند، يك ويرانه به تمام معنا بود. آباداني و ثروت و ظواهر و رنگ و روغن ها مربوط به شهرهاي بزرگ بود؛ آن هم تا حدّي كه به منافع عناصر اصلي آن رژيم ارتباط پيدا مي كرد. روستاها خراب، بدون جاده و راه، بدون آب، بدون برق، بدون امكانات و بدون كار توليدي به درد بخور؛ شهرها دچار انواع و اقسام اشكالات و اوضاع كشور، كلاً نابسامان!
بيانات در ديدار جمعي از جهادگران جهاد سازندگي ـ 15/7/77
معجزه ي انقلاب، عبور از ذلّت به عزّت
خيلي از شما جوانان، دوران گذشته را به ياد نمي آوريد. سخت ترين دوران در طول سال هاي حكومت ظالمانه استبدادي سلطنتي براي ملّت ايران، همين دوران پنجاه سال قبل از پيروزي انقلاب بود. چرا؟ چون در دوران هاي گذشته، هميشه سلطنت هاي استبدادي بودند، به مردم هم خيلي ظلم كردند؛ ليكن اگر حكومت هاي ايران، ظالم، مستبد و بد بودند، اگر با مردم سروكاري نداشتند
ـ كه نداشتند ـ لااقل زير امر دشمنان خارجي ـ جز در برهه هاي خيلي محدودي ـ نبودند. حكومت هايي براي خودشان بودند؛ ايراني بودند. ولي در اين دوره اخير سلطنت ـ يعني از اواخر قاجار و در طول دوران حكومت پهلوي - استبداد، ديكتاتوري، بي اعتنايي به آراء مردم، فساد اداري، ظلم و ستم و تبعيض و سوء استفاده دولتمردان و درباريان بيداد مي كرد! ـ همه اين ها بود و علاوه بر اين ها واقعيت بسيار تلخ تري وجود داشت كه آن تسلّط بيگانگان بود. در اين كشور، ايراني در داخل خانه خود، بايستي تملّق خارجي را مي گفت! رئيس ايراني، نظامي ايراني، مدير و وزير ايراني در داخل خانه خود، بايستي تملّق سفير امريكا و سفير انگليس و مأموران طمّاع بيگانه را ـ كه صدها هزار مأمور بيگانه در اين كشور بودند ـ مي گفت! بايد زير دست آنها كار مي كرد! بايد از آنها دستور مي گرفت! بايد ملاحظه ي ميل آنها را مي كرد! اين براي يك ملت، بدترين حادثه است؛ ذلّت است. يك ملت، ممكن است در دوره اي فقر و مشكلات اقتصادي را قبول كند؛ اما ذلّت را قبول نمي كند. ملّت ايران را ذليل كردند! انقلاب آمد و اين ملّت را از ذلّت نجات داد، از وابستگي، از دست فساد دستگاه سلطنتي فاسد و از اختناق، نجات داد؛ ملّت را آزاد كرد. ايراني، مملكت خودش را گرفت. جوان ايراني، مرد و زن ايراني، مبتكر، عالم و دانشجوي ايراني فهميد كه براي خودش و با اراده خودش كار مي كند. افق را روشن ديد.
حقيقت درخشان نظام و انقلاب اسلامي، اين حركت عظيم را انجام داد، كه هيچ كس هم خيال نمي كرد چنين چيزي اتّفاق بيفتد. بعضي از آن به اصطلاح روشنفكراني كه آن روز گاهي يك كلمه سياسي مي گفتند و دل خودشان را خوش مي كردند كه در ميدان مبارزه كار مي كنند، غايت مطلوبشان اين بود كه مثل اقمار شوروي سابق، مثل اين كشورهاي كمونيستي بيچاره آفريقا و آسيا و غيره، يا مثل كشورهايي از قبيل تركيه و پاكستان و امثال اين ها شوند! بيشتر از اين به ذهنشان نمي رسيد. اين كه اين ملت، مستقل شود، روي پاي خود بايستد، استعدادهاي خود را شكوفا كند، حرف خود را خودش بزند، راه خود را خودش برگزيند، مسئولين خود را خودش انتخاب كند، كشور را متعلّق به خود بداند و سرمايه هاي كشور را صرف شده در خود كشور بداند، به ذهن آنها خطور نمي كرد! اين كار را انقلاب كرد. اين كار به رهبري امام و به همّت اين مردمي شد كه ايمان داشتند. ستون اين خيمه عظيم، ايمان است؛ ايمان به آن حقيقت درخشنده اي كه چنين معجزه اي را مي كند. ايمان به اسلام انقلابي و اسلام ناب محمّدي. دشمن هم اين را فهميد. از روز اوّل، دشمن اين را فهميد و تلاش كرد بلكه بتواند اين ايمان را متزلزل كند. بيست سال است كه دشمن از راه هاي مختلف، دائم براي ضعيف كردن ايمان مردم وارد مي شود. به وسيله انقلاب، تودهني مي خورد، ولي باز از راه ديگر مي آيد!
بيانات در ديدار جمعي از جهادگران جهاد سازندگي ـ 15/7/77