در سال هاي دور در بخشي از برنامه ايران گردي راه پيمايي از ارتفاعات بزگوش از ميانه تا سراب را گنجانديم اين پياده روي هرچند سخت ولي با موفقيت انجام گرفت، يكي از زيبايي هاي حوزه سراب تماشاي گله هاي گاوي خاص منطقه مشهور به «گاو سراب» بود، گاوهاي خوش رنگ اكثراً زرد، قهوه اي با اندامي كشيده و ناف دار، كه در پهن دشت چمن زار سراب پخش شده بود و رفت و آمد آنها، هر صبح و شام باعث فرح و شادي و افتخار اهالي روستاهاي اطراف چمن بود.
در تيرماه امسال وقتي به نشق از روستاهاي ميانه رسيدم، ياد خاطرات گذر از ارتفاعات بزگوش و زيبايي هاي آن به خصوص گل هاي نوعي شقايق تجديد شد و با ديدن تابلو «جاده عشايري فاصله 30 كيلومتر» (از نشق تا اردهال) ميل ديدار مجدداً به وجود آمد (اين فاصله از ميانه تا سراب از مسير جاده آسفالت در حدود 170 كيلومتر است)؛ اين جاده كه اخيراً احداث شده تا جلو هر «اوبا» (محل اتراق ييلاقي عشاير) كشيده شده و كار رفت و آمد عشاير و گردشگران را آسان كرده است و گفته شد؛ تا اردبيل نيز در روي ارتفاعات ادامه دارد.
يكي از مناظر غم انگيز در حوزه سراب از بين رفت گاو اصيل سرابي است، كه جسته و گريخته و نادر در داخل گله ها ديده مي شود. وقتي از عدم وجود گاو اصيل سؤال شد گفتند: «گاو اصيل سرابي از بين رفته است.»
در ركوردگيري يكي از نمونه هاي اين نژاد گاو در دهه هفتاد، مقدار 5400 ليتر شير در سال يعني متوسط حدود 26 ليتر روزانه براي يك دوره 7 ماهه شير گزارش شده بود ؛ كه رقم بسيار مطلوب و جالبي است.
سؤال اينجا است چرا گاو بومي و اصيل جاي خود را به گاوهاي هلشتاين (گاوهاي نژاد غربي) با ظرفيت شيردهي كمتر داده است و اين آفت از كجا رسيده است، آيا اين نيز يك نوع تهاجم حتي به گاو اصيل نيست؟ و چرا؟ اي كاش جوابگويي پيدا شود.