0

آيينه عبرت

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

آيينه عبرت

ايستادگي امام در برابر فشار دشمنان
خطر بزرگي كه انقلاب ها و اصالت ملّت ها را تهديد مي كند، اين خطر است. خطر بزرگي كه صاحبان فكر و انديشه را در كشورها تهديد مي كند، اين خطر است. امام، در مقابل اين خطر، مثل كوه استوار ايستاد؛ «كالجبل لا تحركه العواصف»69. از ساعت اوّل، از نام نظام جمهوري اسلامي بگيريد، تا بقيه قضايا. آن روزها معمول بود كه كلمه «دموكراتيك» را در كنار نام جمهوري بياورند؛ يعني يك كلمه غربي، داراي محتواي دوگانه. هم غربي ها ادّعا مي كردند كه ما دموكراتيك هستيم، هم كشورهاي سوسياليستي و شرقي آن روز مي گفتند ما دموكراتيكيم! در دنيا مد بود كه اسم كشورها و نظام هاي سياسي را دولت دموكراتيك فلان جا بگذارند. اصرار داشتند كه اين كلمه را بر كلمه جمهوري اسلامي اضافه كنند. البته صرف اضافه كردن يك كلمه نبود؛ دنباله اين اضافه كردن، خيلي از حرف ها و مسائل وجود داشت كه امام با آن ديد تيزبين خود ديد.
امام از اوّل اعلام كرد: «جمهوري اسلامي؛ نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد». جمهوري اسلامي، همان است كه انسان از قرآن مي گيرد. در هر مرحله اي، بخصوص در سال هاي اوّل كه هنوز قاطعيت امام بزرگوار براي تصميم گيرندگان جهاني در داخل دولت هاي استكباري، درست معلوم نشده بود، از اين فشارها زياد مي آوردند؛ ولي البته بعدها مأيوس شدند. اين، آن نكته اي است كه همه بايد توجّه داشته باشند.
بيانات در اجتماع با شكوه زائران مرقد مطهر
حضرت امام خميني ( ره ) ـ 14/3/76
رژيم پهلوي و حفظ منافع بيگانگان در توسعه ي كشور
شايد در طول دوران رژيم گذشته، حتّي بخشي از آنچه در اين چند سال در بازسازي اين كشور انجام گرفت، انجام نگرفته بود؛ چون كار را با كيفيّت و كميّت ـ هر دو ـ بايد ديد. آنها اگر كاري هم براي كشور مي كردند ـ كه از لحاظ كميّت هم نسبت به آنچه در اين دوره كوتاه انجام گرفته است، حقيقتاً كم است ـ از لحاظ كيفيت، مخدوش بود؛ زيرا در آن، استقلال اين ملت ملاحظه نشده بود. اساس سياست آن رژيم، بر وابستگي بود. چند نفر دولتمرد نسبتاً شجاع يك روز در زمان رضاخان پيدا شدند و يك قرار داد نفتي را نوشتند كه منافع ملّت ايران، تا حدودي در آن ملاحظه شده بود. به خاطر انگليسي ها، رضاخان با چكمه هايش وارد اتاق هيأت دولت شد و نوشته هاي آنها ـ پرونده نفت ـ را گرفت، در آتش بخاري انداخت و جلو چشم آنها سوزاند! اين، چيزي است كه خود آنها نوشته اند. امثال تقي زاده و ديگران اين ماجرا را نوشته اند.
سياست، سياست وابسته بود. راه آهن هم كه مي كشيدند، بيش از آن كه براي ايران و تجارت ايران باشد، به نفع اتّصال دو جبهه متّفقين بود كه آن روز بايستي عليه آلمان مي جنگيدند. راه آهن سراسري اين است! (راه آهن شمال و جنوب براي اين بود كه شوروي آن روز را به جنوب، در خليج فارس كه محلّ استقرار انگليسي ها بود وصل كنند تا بتوانند سلاح منتقل نمايند، و جبهه هاي جنگ متّفقين عليه متّحدين ـ آلمان و همكارانش ـ همواره قادر به دفاع باشد. راه آهن هم براي اين كشيده مي شد. طرفداران رژيم منحوس و تفاله هاي رژيم گذشته، بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز كه هنوز است، صحبت راه آهن شمال و جنوب را مي كنند؛ راه آهني كه براساس طرحي خائنانه و بي توجّهي به استقلال اين ملّت به وجود آمد و در آن، آبرو و شأن اين ملّت رعايت نشد.
بيانات در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري ـ 12/5/76
خاطره اي از 17 شهريور 1357
نكته قابل توجّهي هم به مناسبت هفدهم شهريور عرض كنم، كه اين روزها، روزهاي ماندگاري در تاريخ ماست. من از روز هفدهم شهريور سال 1357 خاطره اي در ذهن دارم. قبل از آن كه اين حادثه خونبار در تهران اتّفاق بيفتد، سياست رژيم ستمشاهي به دنبال اين بود كه مبارزان و به تبع آن ملّت ايران را، به تندرو و كندرو، افراطي و معتدل تقسيم كند. اين، نكته خيلي قابل توجّهي است كه امروز مثل آيينه اي، همه عبرت ها را به ما درس مي دهد. كسي كه روزنامه هاي آن وقت و اظهارات مسئولان رژيم ستمشاهي را مطالعه مي كرد، مي فهميد كه اينها مي خواهند كساني را كه در مقابل آنها هستند و مبارزه مي كنند، از هم جدا كنند. عدّه اي را كه طرفداران و علاقه مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار مي كردند، به عنوان تندرو و افراطي و متعصّب معرفي مي كردند. در مقابل اينها هم، بعضي از كساني را كه علاقه مند به مبارزه بودند، ولي خيلي جدّي در آن راه نبودند، يا جدّي بودند، ولي دستگاه آن طور خيال مي كرد اينها جديّتي ندارند، به عنوان افرادي كه معتدلند و با اينها مي شود مذاكره و صحبت كرد، معرفي مي كردند. من در آن روز اين احساس خطر را كردم. آن زمان من در جيرفت تبعيد بودم. شايد روز چهاردهم يا پانزدهم شهريور بود. به يكي از آقايان معروف كه در قم بود، نامه اي نوشتم و اين سياست رژيم را براي آن آقا تشريح كردم و گفتم اينها با اين تدبير خباثت آميز مي خواهند بهانه اي براي سختگيري بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اين كه خودتان بخواهيد، در مقابل آنها قرار دهند. اين نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهريور بود كه راديو و روزنامه ها، خبر كشتار هفده شهريور را پخش كردند. فرداي آن روز، ما در جيرفت از اين قضيه مطّلع شديم. من برداشتم در حاشيه آن نامه براي آن آقا نوشتم كه: «باش تا صبح دولتش بدمد، كاين هنوز از نتايج سحر است». آن نامه را به وسيله مسافر، براي آن آقاي محترم فرستادم. آنها شروع كردند سختگيري ها را عليه مبارزان و انقلابيون حقيقي راه انداختند كه نمونه اش كشتار هفدهم شهريور بود.
بيانات در ديدار پرستاران و جانبازان به مناسبت روز پرستار ـ 19/6/76
اهميت نقش امام در افشاي كاپيتولاسيون
امام بزرگوار ما، سخنراني تاريخي و تعيين كننده ي خودشان را درباره ي مصونيت قضايي مستشاران و عناصر امريكايي در ايران، ابتدا در ميان يك جمع جوان ايراد كردند و جوانان بودند كه ابتدائاً در حوزه ي علميه ي قم و سپس در همه ي كشور، اين پيام را منتشر كردند و به گوش همه رساندند و در طول سال هاي متمادي، بتدريج آن را به صورت يك مسأله ي اصلي در مبارزه ي بزرگ ملّت ايران درآوردند، والاّ مردم از قضيه ي مصونيت قضايي مستشاران امريكايي در ايران اطّلاعي نداشتند؛ اهميت اين مسأله را هم كه در فرهنگ سياسي رايج روز به آن «كاپيتولاسيون» گفته مي شود، نمي دانستند چقدر است و براي حيثيت ملي چقدر بزرگ و مضرّ است. امام اين را مطرح كردند و جوانان حوزه ي علميه آن را منتشر نمودند؛ بعد در سراسر كشور و در محافل عناصر مؤمن و مبارز، به صورت يك مسأله ي اصلي و به شكل يك فرهنگ درآمد.
اگر چه به خاطر اين قضيه امام را تبعيد كردند، ولي فكر در ميان مردم باقي ماند و رشد كرد و ريشه دار شد، تا اين كه در سيزدهم آبان سال 1357 يك عدّه جوان دانش آموز، به مناسبت سالروز دستگيري و تبعيد امام، آن تظاهرات پرشور را به راه انداختند و ده ها نفر از آنها به شهادت رسيدند. باز قضيه روي دوش جوانان پيش رفت و شدّت و كيفيّت پيدا كرد. باز در سال بعد از آن ـ يعني در آبان 1358، سال اوّل پيروزي انقلاب ـ مجدداً جوانان بودند كه نقطه ي اساسي حضور امريكاييها را در محلّي كه به نام سفارت معرفي شده بود؛ اما در حقيقت كانون توطئه و سازماندهي ضدّ انقلاب در تهران محسوب مي شد، به درستي شناختند، به آن حمله كردند و آن محل را تسخير نمودند.
بيانات در ديدار دانش آموزان و دانشجويان به مناسبت يوم الله سيزده آبان ـ 14/8/76

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 14 مهر 1390  10:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها