دشمن متجاوز پس از 22 روز انتظار و جنگ و گريز و پس از تحمل تلفات بسيار سرانجام در شامگاه 21/7/59، با ورود به مدخل شهر و تصرف جا پايي محكم و با كمك نقشه اي از شهر كه در گمرك خرمشهر به دست آورد و با راهنمايي عناصر كنسولگري سابق عراق در خرمشهر و افراد ستون پنجم آشنا به شهر، پيشروي خود را در محورهاي مختلف شروع كرد.
از سوي ديگر، با احداث پل بر رودخانه كارون در منطقه سلمانيه و عبور نيروهاي عراقي از غرب به شرق كارون و اشغال قسمتي از جاده آبادان ـ اهواز و پيشروي تدريجي آن ها به سوي آبادان و تهديد جاده آبادان ـ ماهشهر، يعني بسته شدن همه ي راه هاي خشكي، رزمندگان را در محاصره و مشكلات شديدتري قرار داد.
بي نتيجه ماندن وعده هاي متعدد مسوولين نظامي براي ارسال توپخانه، سلاح هاي سنگين و يگان هاي منظم و عدم كارايي اتاق جنگ در پشتيباني رزمندگان، پيشروي تدريجي دشمن را در پي داشت. جهان آرا وقتي از تماس هاي مكرر تلفني با مسوولين نظامي و غير نظامي حاصلي نمي برد، عازم اهواز مي شود تا مگر بتواند عمق فاجعه و تهديد را حضوري بيان كند.
همين طور روحانيون و برادران ديگر براي بيان وضعيت و جذب كمك عازم دزفول، قم و ... و تهران مي شوند. مسوول اتاق جنگ (سرهنگ رضوي) نيز كه اقدامات خود را بي حاصل مي بيند، با گذشت 10 روز از آغاز انتصاب براي خود درخواست جايگزين مي كند.
با ورود دشمن به شهر و حركت به سوي كوي طالقاني جاده كمربندي، پادگان دژ و خيابان چهل متري و ... نبرد به صورت جنگ شهري، خياباني و خانه به خانه تغيير شكل مي دهد.
اگر تا اين زمان نيروهاي اعزامي و سلاح هاي سنگين و دور برد مي توانستند كمك موثري در جلوگيري از پيشروي دشمن باشند، از اين پس، مدافعان آشنا به شهر، سلاح هاي سبك و دقيق، خمپاره انداز هاي سبك و ... كارساز هستند تا مانع نفوذ عراقي ها به عمق شهر شوند. خرمشهر با از دست دادن بسياري از آشنايان خود در مضيقه بيشتري قرار مي گيرد. رزمندگان جان بركف خرمشهري كه هر روز از سپيده دم تا هنگامي كه از پا بيفتند، با دشمن مقابله مي كردند و شب را به ناچار استراحت مي كردند، اين فرصت را نيز از دست مي دهند و همان طور كه شيخ شريف فرياد مي زند « درجهاد، خواب حرام است» استراحت مختصر گذشته را نيز برخود حرام مي كنند. نيروهاي داوطلب اعزامي نيز به دليل عدم آشنايي با شهر، با اوج گرفتن نبرد، عده اي مجبور به ترك شهر شده، عده اي ديگر در كوچه پس كوچه ها و خيابان ها، به همراه آشنايان شهر، به جنگ و گريز با دشمن مي پردازند و با خون خود از خرمشهر، خونين شهر مي سازند.
گروه هايي از نيروهاي ارتشي نيز وارد ميدان مي شوند و عده اي در مقابله با دشمن به عهد خود وفا مي كنند. عده اي نيز از معركه خارج مي گردند.
با ورود به اين مرحله، خانواده هايي كه تاكنون در شهر باقي مانده و هر گونه آتش و فشار و سختي را تحمل كرده اند، ناچار به ترك شهر مي شوند. عده اي از خواهران هم چنان به پشتيباني خود از رزمندگان ادامه مي دهند و تعدادي ديگر كه حفظ مهمات را به عهده دارند، به منطقه كوت شيخ در شرق كارون منتقل مي شودند و در شرايطي دشوارتر به وظيفه خود ادامه مي دهند.
با هجوم سراسيمه دشمن به مركز شهر، اندك مدافعين اصلي خرمشهر، از توان خود در بندر كاسته، به دفات از محور مركزي شهر كه همان خيابان چهل متري است و به پل خرمشهر منتهي مي شود، مي پردازند در محور شمالي نيروهاي زرهي دشمن با عبور از پليس راه و دشت شرقي آن، به تصور اشغال يكي از مراكز اصلي پشتيباني رزمندگان، به سوي پادگان دژ به حركت در مي آيند، اما وقتي بدون درگيري به پادگان رسيده، در مجموع با 20 درجه دار و سرباز غافلگير شده رو به رو مي شوند و آن ها را به اسارت در مي آورند، به بطلان تصور خود پي مي برند. با اشغال پادگان دژ، تعدادي تفنگ 106 و تجهيزات ديگر به غنيمت دشمن در آمد.
از اين پس تلاش دشمن صرف دستيابي به پل خرمشهر مي شود. در ورز 24/7/59، نيروهاي مهاجم در ستون هاي متعدد و از محورهاي مختلف با پشتيباني آتش بي سابقه و انبوه نيرو و تجهيزات و راهنمايي ستون پنجم، با هدف اشغال شهر و تسلط بر پل خرمشهر به حركت در مي آيند و تا نزديكي فلكه فرمانداري پيش مي روند، اما مقاومت بي نظير مدافعان، خرمشهر را از سقوط حتمي نجات مي دهد و خون شهيدان و مجاهدان مجروح، سدي در برابر دشمن ايجاد مي كند و بسياري از افراد دشمن را به هلاكت رسانده، خرمشهر را تبديل به خونين شهر مي كند.
در آستانه ورود دشمن به شهر
با مسدود شدن جاده آبادان ـ اهواز و نيز تشديد فشار دشمن براي اشغال خرمشهر و عدم پشتيباني نيروهاي رزمنده و ... مسوول ستاد اروند (سرهنگ رضوي) كه مسووليت و فرماندهي عمليات خرمشهر و آبادان را به عهده دارد، در تاريخ 20/7/59، طي پيامي به فرمانده لشكر 92 از ادامه مسووليت اظهار ناتواني كرده، در خواست جايگزين مي كند:
«به استحضار مي رساند تا كنون هجوم نيروهاي عراقي به شهرهاي خرمشهر و آبادان دفع شده و من به علت از هم گسستگي گردان هاي موجود كه اصلاً سر و سامان ندارند و عدم اعزام يك يگان منظم تانك به اين منطقه و فرسودگي پرسنل و اين كه من افسر ژاندارمري بوده و به فنون نظامي آشنايي كامل ندارم، استدعا مي كنم ظرف امشب تعدادي افسر جهت اداره ي اين منطقه اعزام نماييد، زيرا مساله حيثيت كشور مطرح است و اين يك تقاضاي ساده است كه قابل اجرا بوده و اگر به آن توجه نشود، با اين وضع من خرمشهر و آبادان را در خطر اشغال مي بينم. اميدوارم موضوع جدي تلقي شده، در اسرع وقت اقدام فرماييد.»
ايشان در پيام ديگري به لشكر92، ستاد مشترك ارتش و رونوشت به دفتر امام خميني نسبت به سقوط قريب الوقوع خرمشهر و آبادان هشدار مي دهد:
«آقاي رشيديان، آقاي صفايي و آقاي كياوش، وكلاي مجلس شوراي اسلامي فرمودند
بي تعارف بگوييم شهر و مردم خرمشهر و آبادان و كليه نيروهاي مسلح در اثر نرسيدن نيروي پشتيباني در حال از هم پاشيدن است و مردم عقيده دارند امروز يا فردا اين دو شهر سقوط خواهد كرد. مسوولين بايد مستقيماً جوابگو باشند.»
در روز 21/7/59، فشار دشمن براي نفوذ به داخل خرمشهر افزايش مي يابد. شهرباني خرمشهر طي دو گزارش اعلام مي كند:
« نيروهاي مزدور عراقي به داخل شهر نفوذ كرده اند. به نيروي پشتيباني سنگين زميني و تامين تداركات مهماتي نياز فوري احساس مي شود.» «نيروهاي عراقي در سطح شهر پراكنده شده اند. سربازان خودي گروه گروه در حال فرارند و نيروي دشمن در 500 متري شهرباني است.»
واحد اطلاعات سپاه پاسداران نيز طي تلفنگرامي به مركز فرماندهي سپاه اعلام مي كند:
«خرمشهر زير آتش توپخانه قرار دارد و در حال حاضر به پشتيباني زميني و سلاح هايي از قبيل توپ (تفنگ 106 ـ كه كارآيي آن براي ما بيشتر از تانك است ـ نياز شديد است. لشكر اهواز (لشكر 92)، سلاح در اختيار سپاه نمي گذارد. با توجه به فرمان اخير امام، هر چه سريعتر براي جلوگيري از پيشروي نيروهاي عراقي در خرمشهر، بايد مسائل فوق رعايت گرديده، تجهيزات بفرستند.»
مسائل فوق رعايت گرديده، تجهيزات بفرستند.»
هم چنين سپاه خوزستان گزارش مي دهد:
«نيروهاي عراقي تا صد دستگاه پيشروي كرده، داخل گمرك خرمشهر شده اند و از سمت پليس راه مشغول پيشروي هستند.»
فرمانده ستاد عمليات اروند طي گزارشي به لشكر 92، اعلام كرد:
«امروز 21/7/59، دشمن ما را در تمام جبهه هاي خرمشهر مورد هجوم قرار داد:
1ـ درمحور اصلي خرمشهر ـ اهواز چهار تانك و حدود صد سرباز از گردان 165 مسقتر بودند كه براثر فشار دشمن عقب نشيني كرده، اكنون در شهر سرگردانند. فرمانده آنان، سرگرد دانشور مفقودالاثر شده است.
2ـ در محور خرمشهرـ شلمچه نيروي ما با دادن بيش از سه شهيد و ده زخمي عقب كشيده، در شهر هستند.
3ـ باقي مانده پرسنل دژ كه زير آتش شديد بودند، عقب كشيده اند. فرمانده آنان سرهنگ شاهان زخمي و بستري است.
4ـ گمرك خرمشهر زير آتش شديد دشمن قرار دارد. تعداد بسياري از نيروهاي ما شهيد شده اند و گمرك در حال سقوط است.
5ـ امروز شهر آبادان بيش از ده بار مورد هجوم هواپيماها قرار گرفت كه خسارات بسياري به بار آمد.
6ـ تاكنون جز اعزام عده اي پياده ـ آن هم بعضي بدون اسلحه يا با اسلحه سبك ـ هيچ كمكي به اين منطقه نشده است. مقرر فرماييد ظرف امشب فرماندهي ارتشي براي اين منطقه تعيين شود و با اعزام يگان هاي منظم زرهي از جاده ماهشهر، از سقوط قطعي خرمشهر و آبادان جلوگيري كنيد. يگان هاي موجود به علت تلفات و خسارات و مداومت شركت در جنگ و تعويض پي درپي فرماندهان و عدم جايگزيني و تقويت آن ها، حتي ديگر قادر به مقاومت در برابر يك گروهان تانك نيستند و اغلب سوال مي كنند چرا دولت به فكر اين دو شهر نيست؟ منتظراقدام فوري آن فرماندهي هستم، و گرنه منطقه به علت فشار زياد از پاي درخواهد آمد و اين يك حقيقت است.»
در پي درخواستها و هشدارهاي ستاد عمليات اروند، مديريت عمليات نيروي زميني ارتش پيام زير را به فرمانده ستاد اروند ارسال مي كند:
1ـ نيروي (زميني) تاكنون آن چه مقدور بوده است، از يگان هاي در دسترس براي شما اعزام نموده است.
2ـ در حال حاضر شما از مشاورت جناب آيت الله خامنه اي، دكتر چمران، سرهنگ نامجو و استاندار خوزستان بهره مند هستيد و گروه هاي مختلف در آن جا عده دارند كه با استفاده از سرهنگ خسروپرست و سرگرد شريف نسب و با سرپرستي دانشجويان دانشكده مي توانيد بهترين عمليات چريكي را ترتيب بدهيد و اگر اين گروه ها از طرح ها و مقررات تبعيت نمي كنند، از منطقه خارج شوند.
3ـ تعداد 126 افسر و 245 درجه دار از تمام يگان ها برداشت و براي شما اعزام شده است و اگر منطقه اروند نياز به فرمانده دارد، مي توانند از افسران اعزامي، يك افسر تعيين نمايند.
4ـ اگر فرماندهان كار (مساله اي) دارند، با ترك يك ساعت محل كار مي توانند به دزفول (محل قرارگاه مقدم نيروي زميني) رفته، از راهنمايي و هدايت آن ها بهره مند شوند.
5ـ تلاش پرسنل تاكنون از هر حيث براي نيرو (زميني) غرور آفرين است.حال مي بايستي اين فشارها را تحمل نمايند، خداي بزرگ سپاهيان راستين را در اين نبرد موفق و پيروز خواهد ساخت.
6ـ به زودي از لشكر مشهد يك گردان پياده با يك دسته تانك و يك آتشبار، پس از تصويب تيمسار فرماندهي نزاجا، اعزام خواهد شد.
7ـ ضامن پيروزي در اين جنگ صبر و توجه به خداست.»
از سوي ديگر، ستاد لشكر 92، براي تقويت جبهه خرمشهر و آبادان، حكم زير را به فرماندهي دانشكده افسري، سرهنگ نامجو، ابلاغ مي كند:
«به شما ماموريت داده مي شود با نيرويي به استعداد تقريبي 80 افسر و دانشجو و 320 سرباز با دريافت جنگ افزار از لشكر، درروز 21/7/59، از طريق بندرماهشهر به آبادان عزيمت كرده، زير امر ستاد عمليات جنوب در آبادان و خرمشهر عمليات كنيد.»
با وجود گزارشي كه از ميزان افسران و درجه داران اعزامي توسط نيروي زميني
وعده هايي كه براي ارسال نيروي پياده و تانك و... داده مي شود، همان طور كه در گزارش ستاد عمليات جنوب ذكر شده، در ميدان نبرد خرمشهر خبري از يگان هاي پياده نظام و زرهي نيست. برادران سپاه، بسيجيان و عده اي از مردم خرمشهر همراه عده اي از نيروهاي داوطلب اعزامي، تعدادي از تكاوران نيروي دريايي و دانشجويان دانشكده افسري ، برخي نيروهاي متعهد ژاندارمري و عده اي افسر و درجه دار متعهد ارتش و تعدادي سرباز مجموعه نيروهاي حاضر در خرمشهر را تشكيل مي دهد كه كارايي اين نيروها عموماً به نقش و تعهد فردي خود آنان بستگي دارد.
با شهيد و مجروح شدن تدريجي نيروهاي اصلي مقاومت، خرمشهر در فشار بيشتر و مضيقه روز افزون قرار مي گيرد و از توان سد كنندگان هجوم دشمن كاسته مي گردد تا سرانجام راه نفوذ مهاجمين گشوده مي شود. يكي از فرماندهان دشمن چگونگي شكستن اين سد را در پايان روز 21/7/59 و تصميمات اتخاذ شده براي شروع پيشروي قواي عراقي را در عمق شهر چنين بيان مي كند:
«يك گروهان كماندو به محور بندر فرستاديم كه پيشروي خود را آغاز كرد، اما با مقاومت شديدي رو به رو شد. ما نيز به تمامي محورها و نيروهاي مستقر دستور داديم با استفاده از آتش سنگين توپخانه، پيشروي كنند. در گيريهاي شديد تا عصر ادامه داشت كه طي آن گردان دوم نيروي مخصوص تيپ 31 و گردان يكم تيپ 23 توانستند خود را به تقاطع جاده اهواز ـ خرمشهر و جاده بصره ـ خرمشهر (جاده شلمچه) برسانند. البته اگر هوا تاريك نبود، نيروها نمي توانستند پيشروي كنند. گردان هشتم نيروي مخصوص توانست تقريباً به ايستگاه راه آهن و كمي هم سمت چپ آن برسد. گردان دوم تيپ دوم نيز از سمت چپ گردان هشتم تيپ 33، پيشروي كرده، به جاده رسيد و بدين ترتيب نيروهاي ما جاي پايي در مدخل ورودي شهر پيدا كردند. موقعيت به دست آمده تحولي براي ادامه عمليات بود. نيروهاي ما در بندر موفق شدند نقشه هايي را بيابند كه كاملاً جزئيات شهر در آن ذكر شده بود و ما استفاده زيادي از آن ها برديم (اين نقشه ها براي توريست ها تهيه شده بود). نيروهاي ما در داخل بندربا مقاومت شديدي روبه رو شدند و موقعيت به همان ترتيب باقي ماند. ما تلفات بسياري از نظر افراد و ضايعات سنگيني از نظر تجهيزات متحمل شديم.
موقعيت را به طور كامل در شب بررسي كرديم و بر اجراي موارد زير تصميم گرفتيم:
الف : ضرورت و لزوم تصرف كامل شهر مورد تاكيد قرار گرفت.
ب ـ حركت بعدي پيشروي به عمق شهر مشخص شد.
ج ـ درخواست نيروي كمكي براي استقرار در مناطق تصرف شده.
به يگان هاي بندر دستور داديم تا در صبح روز 14/10/80 (22/7/59)، پيشروي خود را آغاز كنند. از ساير يگان ها نيز خواستيم پيشروي كنند حتي به مقدار ناچيز.»
شروع پيشروي به داخل شهر
با آغاز روز 22/7/59، تلاش براي ادامه پيشروي در بندر و هم چنين آمادگي براي پيشروي در شهر از ساير محورها شروع شد. مهاجمين با پشتيباني آتش سنگين كار خود را شروع كردند. عمليات اصلي، پيشروي در بندر است كه با مقاومت رزمندگان سد مي شود. دشمن در ساير محورها براي انهدام و عقب زدن مدافعان و تحكيم جاي پاي به دست آمده و استقرار در مواضع مناسب تلاش مي كند. گزارش سپاه آبادان حاكي است:
«خرمشهر از سوي راه آهن، پليس راه و گمرك در محاصره است. دشمن در هر 3 جبهه در حال پيشروي است و نيروهاي خودي تاكنون تلفات زيادي داشته اند و جنگ خياباني در ابتداي كوي طالقاني ادامه دارد. هم چنين درگيري سختي بين نيروهاي خودي و متجاوزين در پليس راه و نزديكي پادگان دژ صورت گرفت. در پادگان دژ حدود 50 نفر مجروح شده اند. اين پادگان توسط نيروهاي خودي در حال تخليه است.
از طرف ديگر، به علت شليك شديد خمپاره و توپخانه دشمن، شهر تخليه شده است و تنها عده معدودي مقاومت مي كنند.»
واحد اطلاعات سپاه نيز گزارش داد:
با آن كه نيروي هوايي در مرز شلمچه به عراقي ها ضربه وارد كرده است، باز هم در حال پيشروي هستند. شهر موقعيت وخيمي دارد.
هم چنين شهرباني خرمشهر اعلام كرد:
در حال حاضر فشار روي شهر شديد است. نيرويها در اطراف راه آهن درگيرند. نيروي خودي در حال عقب نشيني است. دشمن در تلاش است با اجراي آتش توپخانه روي جاده ارتباطي ماهشهر ـ آبادان و مسدود كردن آن، محاصره ي خرمشهر و آبادان را تشديد نمايد.»
گزارش فرمانده عراقي از عمليات امروز چنين است:
يگان ها فعاليت خود را صبح 23/7/59 آغاز كردند. ستون بندر به پيشروي ادامه داد و فرمانده گردان سوم نيروي مخصوص تيپ گارد رياست جمهوري كه با مقاومت شديدي روبه رو شده بود، گزارش داد نمي تواند پيشروي كند، زيرا نيمي از نيروهايش تلف شده اند و ناچار به عقب نشيني است. گردان يكم تيپ 49 نيز بي آن كه ما را در جريان بگذارد، مقداري عقب نشيني كرده بود. بعداز ظهر، فرمانده گردان سوم تيپ گارد رياست جمهوري اعلام كرد كه ديگر نمي تواند پيشروي كند و اگر فرمان عقب نشيني داده نشود، درجه داران خواهند گريخت. به گردان نهم نيروي مخصوص دستور داديم موقعيت گردان سوم تيپ گارد را تحويل بگيرد. هنگام عصر گردان سوم تيپ گارد عقب كشيده شد. روحيه افراد بسيار پايين و آثار ترس و خستگي جسمي و روحي درچهره ي درجه داران و افسران پديدار بود. اين گردان متحمل ضايعات بسيار سنگيني شده است. گردان را در نزديكي ستاد سيار تيپ، كارخانه سنگ آهك مستقر كرديم و ستاد را به مسجد بندر انتقال داديم.
بعد از ظهر موقعيت را بررسي و تحليل كرده، تصميم گرفتيم با استفاده از نقشه هاي توريستي يك نقشه كلي را طرح ريزي كنيم. براي اين كار سه نفر مامور شدند كه ما يك نفر را به ستون سمت راست شهر و يك نفر را به ستون اصلي و نفر سوم را به ستاد اصلي تيپ در نزديكي پل نو فرستاديم. با طرح زير، دستور پيشروي به يگان ها داده شده و خيابان چهل متري به عنوان خيابان مركزي و شاخص تقسيم محورها و نيروها قرار گرفت. طرح تقسيم يگان ها به صورت زير است:
الف ـ گردان دوم از تيپ دوم در سمت چپ خيابان چهل متري
ب ـ گردان دوم از تيپ 31 نيروي مخصوص در سمت چپ گردان دوم تيپ دوم
ج ـ گردان يكم از تيپ 23 در سمت چپ گردان دوم تيپ 31
د ـ گردان هشتم نيروي مخصوص در سمت راست خيابان چهل متري
هـ ـ گردان نهم نيروي مخصوص جايگزين گردان سوم تيپ گارد رياست جمهوري شده، به همراهي نيروهاي كماندو، پيشروي خود را براي تصرف بندر ادامه خواهد داد.
و ـ گردان يكم از تيپ 49 در سمت چپ بندر و سمت راست گردان هشتم نيروي مخصوص پيشروي خواهد كرد.»
يگان هاي فوق را توپخانه پشتيباني مي كند و تانك هاي تيپ 26 زرهي، نيز نيروهاي محور شمال جاده كمر بندي را همراهي خواهند كرد.
به اين ترتيب هجوم همه جانبه و طرح ريزي شده ي دشمن در محورهاي مختلف شروع مي شود، در حالي كه نيروهاي خودي از نظر توان، پشتيباني و ... در وضعيت نابساماني به سر مي برند.
گروهي از بچه ها كه در درگيري هاي مختلف با دشمن شركت داشته اند، در پي ورود دشمن به مدخل شهر، با مشاهده ي وضعيت خطرناكي كه پيش آمده در پي چاره جويي بر مي آيند و سرانجام به سراغ شيخ شريف قنوتي مي روند. شيخ شريف از اوايل هجوم دشمن با حضور در صحنه نبرد خرمشهر به انحاء مختلف، با تشكيل گروه الله اكبر، جمع آوري نيروهاي پراكنده و فرستادن آن ها به خطوط درگيري، تشويق و تشجيع رزمندگان، پشتيباني نيروهاي درگير، شركت مستقيم در مقابله با دشمن و هم چنين تلاش خستگي ناپذير، يكي از نام آوران اين ميدان شده است. وي كه به حاج آقا شريف معروف شده، براي رزمندگاني كه تاكنون او را از نزديك نديده اند، در حكم فرماندهي است كه معركه هاي بسياري از پشت سر گذاشته است.
بچه ها به مسجد جامع مي روند و سراغ او را مي گيرند. يك روحاني را در گوشه مسجد به آن ها نشان مي دهند كه عده اي دورش را احاطه كرده اند. آقايي با سر و وضعي در هم، لباس هاي آغشته به دود و خاك و كفش هايي گلي، با يك ژـ 3 بر دوش ايستاده است. يكي از بچه ها مي پرسد: حاج آقا شريف شما هستيد؟
ـ بله، امري داريد، بفرماييد.
ـ حاج آقا، شهر دارد سقوط مي كند.
ـ چطور سقوط مي كند؟
ـ تا الان فقط پنج نفر جلوي دشمن ايستاده بوديم. گزارش بدهيد كه دشمن نيروهايش را آورده توي شهر. يك فكري بكنيد.
ـ برويد دعا كنيد. از خدا كمك بخواهيد.
ظاهراً حاج آقا شريف به هر جا توانسته، رجوع كرده و فشار آورده اما نتيجه نگرفته است و حالا نمي خواهد با بيان آن ها روح بچه ها را بيازارد. مكثي مي كند و غمگين
مي گويد:
ـ اگر من مسوول هستم، به هر كجا كه بگوييد، مي آيم. كاري كه از عهده من برمي آيد، اين است كه با شما بيايم و بجنگم.
بچه ها به سراغ دژبان خرمشهر مي روند تا از ستوان خليليان كمك بگيرند، اما او در دژباني حضور ندارد. بچه ها از معاون وي، استوار نصيري مي خواهند كه با بي سيم پرقدرتي كه دژبان خرمشهر در اختيار دارد، گزارش بدهد كه بچه ها توي شهر دارند كشته مي شوند، يك فكري بكنيد.»
استوار نصيري مي گويد:
ناراحت نباشيد. قرار است هواپيما بيايد دشمن را بزند. مطمئن باشيد نيرو در راه است و مي رسد. به بچه ها بگوييد: بازهم استقامت كنند. انشاء الله نيرو مي آيد. نمي گذاريم شهر سقوط كند سربازهاي دژبان هم دارند در گمرك مي جنگند.
ـ كار از كار گذشته است. دشمن نيروهايش را تا كوي طالقاني آورده است. ما از صبح داريم مي جنگيم. به هيچ جا نرسيديم. فقط كشته داديم. بگو تفنگ هاي دوربين دار براي ما بياورند.
با ورود دشمن به شهر، وضع نامناسب نيروهاي نظامي بدتر مي شود. آنهايي كه احساس مسووليت مي كنند، در حد توان به انجام وظيفه مي پردازند. از جمله نيروهاي متعهد، دانشجويان دانشكده افسري هستند كه با وجود نداشتن تجربه جنگي در خط اول جبهه مي جنگند و شهداي زيادي را در اين نبرد تقديم كرده اند. هم چنين يكي از افسران شجاعي كه هنوز صدايش در گوش بچه ها طنين انداز است كه مي گفت: من كار به پادگان دژ ندارم، من خودم اين قدر كار مي كنم تا شهيد شوم و عاقبت خود و چند تن از دوستانش به شهادت رسيدند. برخلاف اين ها، نيروهاي نظامي ديگري هستند كه با وجود فشار دشمن و كمبود نيرو، در شهر، در مساجد، كنار مراكز پشتيباني يا در خانه ها پراكنده اند يا در حال خروج از شهرند. دژبان خرمشهر از دست اين ها عاجز شده است. ستوان خليليان (مسوول دژبان) اقدام به جمع آوري اين نيروهاي پراكنده كرده، آن ها را به خطوط درگيري مي فرستد، ولي آن ها باز جبهه را رها كرده، به عقب برمي گردند.