راز ماندن
كوه پرسید ز رود، زیر این سقف كبود، راز ماندن در چیست ؟
گفت: در رفتن من
كوه پرسید: و من ؟
گفت در ماندن تو
بلبلی گفت: و من ؟
خنده ای كرد و گفت در غزلخوانی تو
آه از آن آبادی كه در آن كوه رود، رود مرداب شود و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر
من و تو، بلبل و كوه و رودیم، راز ماندن جز در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر كرده مان نیست، بدان
دوشنبه 29 تیر 1388 4:52 PM
تشکرات از این پست