هر سال در سالگرد درگذشت سلین چندین مراسم رسمی در فرانسه و گوشه و کنار جهان به یاد او برپا میشد تا آنکه وزارت فرهنگ فرانسه امسال به علت گرایشهای ضدیهودی سلین در دوران پیش و پس از اشغال فرانسه توسط نازیها، این بزرگداشت را از برنامههای ملی فرهنگی فرانسه خط زد. آیا نبوغ ادبی سلین از باورهای شخصی او جداست؟
معمولا سالروز ولادت یا درگذشت هنرمندان بزرگ مناسبتهای خوبی برای برگزاری مراسم یادبود آنهاست. جمعه اول جولای (10 تیرماه) پنجاهمین سالگرد درگذشت نویسنده بزرگ فرانسوی با نام مستعار لویی-فردینان دو سلین (1) بود؛ اما هیچ گونه مراسمی ملی در فرانسه به یاد پنجاهمین سالروز درگذشت او برپا نشد!
به رغم این، فرانسه همواره یاد نویسنده بزرگش را حداقل به دلیل سبک ادبی و نوشتاری منحصر بهفردش در آثاری چون «سفر به انتهای شب»(2) گرامی میدارد. این اثر که در سال 1932 منتشر شد اثری شبه زندگینامه بود که 5 سال پیش از افشای عقاید رسمی سلین مبنی بر ضدیت با یهودیها در فرانسه عرضه شد و جایگاهش را به طور قاطعانه در صدر ادبیات مدرن فرانسوی تثبیت کرد. در حقیقت امروز «سفر به انتهای شب» مرتبهای از ادبیات فرانسه را به خود اختصاص داده که رمان «اولیس» اثر جیمز جویس در دنیای ادبیات انگلیسی کسب کرده است.
اما چنین اتفاقی این نکته را بیش از گذشته برجسته میسازد که آیا سلین نویسنده میتواند از فردیتی به نام سلین جدا باشد؟
از آنجا که سلین به قلم خود سه اثر غیر داستانی علیه یهودیها منتشر کرده، واقعیت آن است که نمیتوان تفاوت چندانی بین این دو قایل شد. «بهایی ناچیز برای یک جنگ» (1937)، «مدرسه اجساد» (1938) و «آشفتگی ظریف» (1941) از آثار سلین، چون توسط نویسنده سرشناسی نوشته شدهاند توانستند به خوبی در دنیا دست به دست شوند. از سویی نیز وزن ادبی آثار سلین از عوامل اصلی ترغیبکننده خوانندگان به مطالعه این آثار بود.
به بوته آزمایش نهادن زندگی و باورهای شخصی هنرمندان و نویسندگان بزرگ بدون تردید محصول دوران مدرن است. در حقیقت، نیاز ما به کشف رازهای موجود در پس پرده آثار ادبی و هنری، ما را به تعمق در زندگی شخصی آفرینندگانشان سوق میدهد و طبق عادت کاستیها و کمبودهای زندگی این هنرمندان بیشتر برجسته شده و در اثر عدم تعادل روحی-روانی یا مصرف الکل و مواد مخدر منشأ یابی میشود.
از میان هنرمندان متعدد و بیشتر نویسندگان، چهرههای متعددی را میتوان نام برد که مواضع سیاسی مخالفی با رژیم حاکم در کشورشان اتخاذ کرده بودند. الکساندر سولژنیتسین نمونه بارزی بود که از سوی بسیاری از خوانندگانش به عنوان نویسندهای شناخته میشد که حکومت شوروی کمونیستی را به نقد میکشید.
ابتدای سال جاری میلادی وزارت فرهنگ فرانسه مانند سالهای گذشته تصمیمش به برپایی مراسم باشکوه پنجاهمین سالروز درگذشت سلین را به عنوان یکی از برنامههای رسمی تقویم ملی فرهنگی در فرانسه اعلام کرد تا آنکه سرژ کارلسفلد و فردریک میتران از راه رسیدند.
در عین حال همسویی سیاسی با رژیم حاکم نیز میتواند منجر به بدنامی و تعلق به بخشی تیره از تاریخ سیاسی یک کشور شود. در این مجال ویژگیهای مشابه و یکسانی در عقاید و زندگی ریچارد واگنر و سلین نیز قابل مشاهده است.
در مقالهای به نام «یهود در موسیقی» به سال 1850، ریچارد واگنر "تنفر معمول ما از ذات یهود" را به طور علنی در آلمان قرن نوزدهم مطرح میکند. به رغم آنکه دشمنی واگنر با یهود مانند نفرت سلین از آنها بازتاب عمومی نیافت، ضدیت واگنر با قوم یهود به عنوان بخشی از هویت عمومیاش به ویژه از دهه 1930 به بعد که تبدیل به موسیقیدان مورد علاقه هیتلر میشود، بیشتر نمایان میشود.
با این حال چه باید کرد؟ آیا موسیقی واگنر مانند مراسم درگذشت سلین در خطر تهدید بایکوت است؟ دانیل بارنبویم، موسیقیدان آرژانتینی تبار اسراییلی به رغم ممنوعیت آثار واگنر در اسراییل سال 2001 قطعهای از آن را در پیش درآمد «تریستان و ایزولد» در آنجا اجرا کرد و سال گذشته در اظهار نظری گفت: «ما باید واگنر را از هیتلر و رژیم نازی جدا کنیم».
آیا چنین کاری با سلین نیز میتواند صورت گیرد؟ او تنها نویسنده فرانسوی سرشناسی بود که ضدیتش با یهودیت را به طور آشکار بیان میکرد. اما در حالی که نویسندگان هم عقیدهای چون پییر دریو لا روشل و برازیلاش در حکومت ویشی به رهبری مارشال پتن (حکومت فرانسه در زمان اشغال فرانسه توسط نازیها)، یکی دست به خودکشی زد و دیگری پس از آزادی فرانسه توسط متفقین، به جرم خیانت تیرباران شد، سلین به دانمارک گریخت و پس از هفت سال تحمل زندان، سال 1951 آزادانه به فرانسه بازگشت.
ابتدای سال جاری میلادی وزارت فرهنگ فرانسه مانند سالهای گذشته تصمیمش به برپایی مراسم باشکوه پنجاهمین سالروز درگذشت سلین را به عنوان یکی از برنامههای رسمی تقویم ملی فرهنگی در فرانسه اعلام کرد تا آنکه سرژ کارلسفلد و فردریک میتران از راه رسیدند.
سرژ کارلسفلد از یهودیان دو آتشهای است که پدرش از قربانیان هولوکاست بود و با توجه به نفوذ سیاسیاش در اتحادیه اروپا وزارت فرهنگ فرانسه را مورد انتقاد قرار داد و در ادعایش اعلام کرد فرانسه توجیهی برای برگزاری مراسم بزرگداشت برای کسی که از نسلکشی یهودیها دفاع میکند، ندارد.
به دنبال آن فردریک میتران وزیر فرهنگ، از لویی-فردینان دو سلین برایت کرد و برگزاری مراسم 2011 را از برنامههای رسمی فرانسه قلم گرفت و تا آنجا پیش تاخت که زمزمههایی مبنی بر سانسور برخی از آثار سلین در بازار کتاب فرانسه را مطرح کرد.
چنین هیاهویی درباره سلین سال 2011 را به سالی منحصر به فرد برای سلین تبدیل کرد و زندگینامه تازهای از او برای کسانی که کمتر با باورها و عقاید ضد یهودش آشنا بودند، برجسته ساخت. همچنین این رویداد انتشار آثار تازهای در زمینه تحلیل جنبههای گوناگون آثار سلین به راه انداخت و از سوی دیگر نیز چندین مجله ادبی در فرانسه با انتشار مقالههای متعدد به دفاع از سلین پرداختند.
محبوبیت فراوان سلین در ادبیات فرانسه باعث میشود آثارش با اقبال گستردهای به زبانهای متعدد خوانده شود و همچنان همراه پروست و کامو به عنوان بنیانگذار سنگ بنای ادبیات قرن بیستم فرانسه شناخه شود.
کتاب «نمایش ادامه داشت: زندگی فرهنگی در پاریس تحت اشغال نازیها» نوشته آلن رایدینگ از جمله آثاری بود که سال گذشته میلادی به طور مفصل به مقوله هنر و ادبیات فرانسه در خلال جنگ جهانی دوم پرداخت و نویسندگان فرانسوی را از هنرمند همسو با نازیها تا متعهد به مقاومت ملی فرانسه طبقهبندی کرد. این کتاب در دانشگاه هاروارد مورد بحث قرار گرفت و از سوی استادانی چون پاتریس ایگون استاد تاریخ هاروارد و استانلی هافمن استاد فرانسوی دانشگاه نقد شد.
اما به هر طریق محبوبیت فراوان سلین در ادبیات فرانسه باعث میشود آثارش با اقبال گستردهای به زبانهای متعدد خوانده شود و همچنان همراه پروست و کامو به عنوان بنیانگذار سنگ بنای ادبیات قرن بیستم فرانسه شناخه شود.
پینوشت:
(1) لویی فردینان دتوش (به فرانسوی: Louis-Ferdinand Céline) (زاده 1894 در کوربووا، حومه پاریس - 1961) با نام مستعار «سلین»، نویسنده فرانسوی است. شاید هنگام مطالعه آثار او بد نباشد به سه نقطههایی که مشخصه نوشتار او هستند، به انبوه آوانماها و نیز کلمات شکسته و عامیانه و شبه جملهها توجه کنیم. بیشک سلین پس از پروست، بزرگترین نویسنده ادبیات فرانسه و نیز آخرین کلاسیکنویس این کشور محسوب میشود.
(2) سفر به انتهای شب (به زبان فرانسوی: Voyage au bout de la nuit) اولین کتاب رمان سلین است که در 1932 چاپ شد و داستان فردینان باردومو را تعریف میکند که در بین سالهای جنگ جهانی اول تا دوم زندگی میکرد. او از روزهای جوانی خودش میگوید که بیشتر به ولگردی و خوشگذرانی گذشته است. این رمان داستان خود سلین است. این کتاب توسط فرهاد غبرایی به فارسی برگردانده شده و انتشارات جامی آن را به چاپ رسانده است.