0

بوي بارون

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

بوي بارون

پياده شد، ريه هايش هنوز خس خس داشت
نشست روي زميني كه اندكي حس داشت
نفس كشيد، و نو شد تمام خاطره ها
در آن فضاي معطر كه ماه مجلس داشت
مرور كرد خودش را، نفس نفس تا صبح
چقدر خواب پريشان، خيال نارس داشت
رسيده بود زماني به مرز مطلق عشق
به سرزمين شهادت، كه مرگ هم حس داشت
نگاه كرد به شهري كه پشت سر گم بود
نگاه كرد به قلبش كه سخت نقرس داشت
فقط براي تبرك نفس كشيد و گذشت
از آن زمان ريه هايش هميشه خس خس داشت
سيد ضيا ءالدين شفيعي

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

سه شنبه 5 مهر 1390  12:38 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها