0

من عروسك نيستم

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

من عروسك نيستم

نخستين مطالعات درباره عكس العمل نوزادان در رفتارهاي اجتماعي، به حدود 40سال پيش برمي گردد.
مادران بايد اين موضوع را مدنظر داشته باشند كه فرزند آنها يك عروسك نيست كه از درك رفتار ديگران و واكنش در برابر آنها عاجز باشد؛ بلكه او به خوبي تمام مسائل پيرامون خود را مي فهمد. نوزاد حتي از دوران جنيني تمام احساسات و هيجانات را درك كرده و آنها را درحافظه خود نگه مي دارد. به علاوه حتي قبل از تولد، يك واكنش متقابل بين مادر و جنين وجود دارد و بايد گفت كه حداقل نيمي از رفتار و سلوك كودك مانند پدر و مادراست. ازنخستين روزهاي تولد، نوزاد قادراست به رفتارهاي والدين پاسخ دهد. به كمك حواس پنجگانه مي تواند همه احساسات را شناخته و به روش مختلف با اطرافيانش ارتباط برقرار كند. روابط اجتماعي و عاطفي، جايگاهي ويژه درمراحل ابتدايي رشد كودك دارد. ازبدو تولد، نوزاد حالت روحي و واكنش هاي خاصي ابراز مي كند. اين مجموعه گرايشات ذاتي، خلق و خوي او را شكل مي دهند.
واكنش هاي مادر و نوزاد
نخستين روزهاي تولد نوزاد، جوي مبهم و خلائي عاطفي را براي مادر به وجودمي آورد كه همين حالات به مرور سرچشمه مهر و محبت مادر مي شود. تلاقي نگاه هاي مادر و كودك، در تقويت اين علاقه بسيار تاثيرگذار است. غريزه مادري بلافاصله پس از تولد طفل برانگيخته نمي شود. چند روز اول پس از تولد نوزاد، مادر احساس خستگي مي كند و از اينكه نتواند سلامت كودكش را حفظ كند، نگران و مضطرب است. او با اين توجيه كه اطرافيان مراقب فرزندش هستند،خود را تسلي مي دهد. درچهارمين روز شكفتن غنچه زندگي، مادر با آغوش گرفتن، نوازش و صحبت با نوزادش، رابطه خود با او را مستحكم تر مي كند. تحقيقات ديگري دراين زمينه همچنين گوياي اين مطلب است كه رفتارهاي صميمانه مادر با فرزندش، تا چه حد در رشد شخصيت او موثر است. اين رفتارها نسبت به توانايي مادر در تامين نيازهاي كودكش تعريف مي شود. بعضي از مادران با محبت و آرامش و برخي ديگر با سختگيري و جديت، به اين خواسته ها پاسخ مي گويند. رفتارهاي متقابل مادر و نوزاد، به اعمال پزشكان و پرستاران در هنگام وضع حمل مادر نيز بستگي دارد. تا چند سال پيش، پس از زايمان نوزاد را كنار مادر نمي گذاشتند و اين ارتباط ناديده گرفته مي شد كه همين امر مي توانست مانعي در ايجاد رابطه مطلوب باشد. نوزاد نه تمثالي از يك شخص بزرگسال است و نه يك موجود بي اهميت؛ بلكه او نيز انسان است. روابط عاطفي پيش از برقراري ارتباط كلامي، تا مدت ها مورد توجه نبود. درحالي كه اين روابط زمينه لازم و اصلي براي آموزش همه جانبه كودك است. در خلال همين رفتارهاي ساده روزمره مانند در آغوش گرفتن، تعويض لباس ها، شير دادن و... است كه نوزاد تصويري از واقعيت و حقيقت را براي خود ترسيم كرده و تجربياتش شكل مي گيرد.
گريه و بي قراري هاي نوزاد
هر مادري ده ها راه و روش براي آرام كردن فرزند خود مي شناسد، اما نكته مهم اين است كه همه اين رفتارها از يك دلبستگي واحد نشأت مي گيرد كه نوزاد آن را به خوبي درك مي كند. بدين ترتيب او خيلي زود بين احساسات متفاوت خود ارتباط برقرار مي كند كه همين رابطه باعث خلق تصويري از يك مادر آرام و مطمئن در ذهنش مي شود. در طول دو ماهه اول، مادر در پاسخ به رفتارهاي كودك واكنش هاي مختلفي نشان مي دهد كه اين رفتارها از طرفي عكس العمل هاي جديدي از او را در پي دارد. اين روند خود به خود به كودك مي آموزد كه واكنش اطرافيان در برابر هر نوع از رفتارهايش چگونه است. همچنين رابطه عاطفي مادر و نوزاد در خلال اين رفتارها، قدرت يادگيري نوزاد را تسريع مي كند. در اين صورت او مي تواند اطلاعات و مسائل مختلفي را فراگرفته، به خاطر بسپارد، ويژگي هاي يك موضوع را در يك زمان خاص درك كند و احساسات گوناگون پدر و مادر مانند خشم، شادي، غم و... را بشناسد.
گرچه نمي توان انكار كرد كه يك رابطه ويژه بين مادر و جنين در طول دوران بارداري و پس از زايمان وجود دارد، اما اين معنا نيست كه محبت و علاقه به كودك، صرفا به ويژگي هاي بيولوژيك مادر مربوط مي شود. محققان به اين نتيجه رسيده اند كه در خانواده هايي كه پدر به اندازه مادر و يا حتي بيش از او، به امور كودك رسيدگي مي كند، علاقه و وابستگي نوزاد به پدر درست مانند حالت طبيعي كه نوزاد اين احساس را به مادر دارد، است. حتي ممكن است همين حالت براي هر شخصي كه نيازهاي اساسي و احساسي او را تأمين كند نيز شكل گيرد.
نوزاد در بدو تولد اين آمادگي را دارد كه با هر كسي ارتباط برقرار كند؛ مشروط بر اين كه چنين شخصي كاملا رفتارهاي او را شناخته و نيازهاي او را برآورده كند. به طور كلي، خوب است كه بزرگترها به بهترين روشي كه براي كودك خوشايند است مانند آرام و با لحن كودكانه صحبت كردن، حركت دادن دست ها و... با او ارتباط برقرار كنند.
رشد احساسات و شخصيت
در طول شش ماهه اول زندگي، نوزاد اساسا به لطف و كمك والدين نيازمند است. پس از اين دوران، در مورد آزادي عمل، استقلال و ارتباط با جهان پيرامون خود، تا حدي آگاهي كسب مي كند. تا 3 سالگي، كودك همچنين رفتارهاي متضادي از خود نشان مي دهد. در اين مرحله كه بحران سه سالگي است، والدين بايد با صبر و جديت با مسائل و مشكلات مرتبط با آن برخورد كنند. درواقع نخستين مرحله دوران كودكي از بدو تولد تا سه سالگي است كه زمينه ساز رشد شخصيت كودك در آينده است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

دوشنبه 4 مهر 1390  10:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها