مـردى نـزد حـضـرت سـليـمان (ع ) شكايت كرد كه همسايه ها مرغابى مرا مى دزدند و نمى دانم كيست ؟ سليمان (ع ) وقتى مردم در مسجد جمع شده بودند، خطبه خواند و گفت : يكى از شـمـا مـرغ هـمـسـايه را مى دزدد و داخل مسجد مى شود، در حالى كه پر او بر سرش است ، مردى دست بر سركشيد. گفت : بگيريد كه دزد اوست .