0

خاطرات قرائتی

 
rasool110
rasool110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 269
محل سکونت : تهران

خاطرات حجت الاسلام قرائتی

خانمى به دفتر نهضت تلفن کرد و گفت:
آقاى قرائتى! پسرم مفقودالاثر شده و پسر دیگرى ندارم. هر وقت به خیابان مى روم و بدحجابى را مى بینم، دلم خون مى شود. شما در تلویزیون بگوئید: اگر از قیامت نمى ترسید، دل ما را خون نکنید!
خاطرات حجت الاسلام محسن قرائتى

عشاق

شنبه 2 مهر 1390  2:10 PM
تشکرات از این پست
gh_golpa
qolameali
qolameali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1390 
تعداد پست ها : 1301
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:خاطرات قرائتی

خاطره ي زيبايي بود.

موفق باشيد دوست عزيزپاسخ به:خاطرات قرائتی

گر نگه دار من آن است که من می دانم          شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

شنبه 2 مهر 1390  4:21 PM
تشکرات از این پست
warzw1
warzw1
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 424
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:خاطرات قرائتی

خیلی صحبتهای آقای قرایتی دلنشین است.

یک شنبه 3 مهر 1390  7:12 PM
تشکرات از این پست
rasool110
rasool110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : تیر 1389 
تعداد پست ها : 269
محل سکونت : تهران

پاسخ به:خاطرات قرائتی

شهید حسن جعفر زاده
خواهرم
زینب گونه حجابت را،که کوبنده تر از خون من است حفظ کن...

عشاق

یک شنبه 3 مهر 1390  8:36 PM
تشکرات از این پست
gh_golpa
دسترسی سریع به انجمن ها