واكاوي جريان هاي نفوذي از سالهاي آغازين انقلاب تاكنون برسلامت اين انديشه صحه مي گذارد كه ماهيت جمهوري اسلامي ايران چالشي جدي در برابر نظامهاي ليبرال دموكراسي غرب به حساب مي آيد.
نفوذ درلايه هاي امنيتي و تشكيلات عالي نظام به انضمام شبيخون فرهنگي، گرانيگاه نقشه اي ست كه دشمن براي اسقاط انقلاب و منهدم ساختن اسلام عزيز زير سرگذاشته است. تاريخ در سي و دو سال گذشته به ياد ندارد كه آمريكا و متحدانش لحظه اي پرچم بد انديشي را فرو گذارده و از دست اندازي به آرمانهاي امام (ره) منصرف شده باشند. آنان سالهاست به اين جمع بندي رسيده اند كه انقلاب اسلامي ايران كانون بيداري اسلامي و ايستادگي در برابر هژموني دنياي غرب است. بواقع اگر با هجمه هاي اقتصادي، پروپا گانداي سياسي و سرانجام نظامي نتوانند درآينده اي نزديك خيزش ها و رويش هاي اسلامي را بويژه در منطقه خاورميانه مهار و سركوب كنند همه محاسبات آنان براي حاكميت مطلق برجهان و سيطره بر مهم ترين منابع انرژي به هم خواهد ريخت و از اوج اقتدار تحميلي خويش ساقط خواهند شد.
مروري گذرا در تاريخ سالهاي انقلاب و گردنه هاي نفس گيري كه به سلامت از آنها عبور كرده ايم كروكي روشني از دسيسه هاي غرب را نمايان مي سازد.
غائله گروهك هاي جبهه ملي و دعوت به راهپيمايي مردم عليه لايحه قصاص اگر چه با سخنراني حضرت امام (ره) در 25 خرداد 1360 مبني بر اينكه «از امروز جبهه ملي محكوم به ارتداد است» (1) مختومه شد، ليكن با سكوت - بخوانيد تأييد -اعضاي نهضت آزادي در قبال موضوع و زاويه اي كه رفته رفته افكارشان نسبت به اسلام از خود بروز مي داد، آشكارا پرده از طرح و برنامه هايي كنار مي زد كه به تعبير امام امت (رضوان الله تعالي عليه) «اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي درحكومت موقت باقي مانده بودند ملتهاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرنها سربلند نمي كرد.» (2)
افزون برآن، كشف خيانتهاي پيدا و پنهان بني صدر و سازمان مجاهدين خلق -منافقين، ترور و سوء قصد به جان شخصيت هاي متعهد كشور و راه اندازي جنگ تحميلي همه و همه تهاجم عرياني بود كه ميزان موفقيت هريك از آنها بخشي از شاخص هاي عملكردي اردوگاه كفر را تحقق مي بخشيد.
يكي از كاركردهاي متداول سازمان جاسوسي در طول تاريخ انقلاب، اعزام عوامل نفوذي درتشكيلات هدف به منظور كشف موقعيت ترور بود. حادثه بسيار تلخ انفجار دفتر نخست وزيري و شهادت شهيدان رجايي و باهنر درشهريور 1360به دست عناصر مرموزي كه حتي با دسترسي به اسناد طبقه بندي شده نيز زواياي آن قابل رفع رجوع نخواهد بود، تجربه دردناكي از نفوذ در رده هاي بالاي اطلاعاتي- امنيتي است.
از ديگر شيوه هاي مرسوم در سرويس هاي اطلاعاتي بيگانگان تأثيرگذاري غير مستقيم و نامحسوس برشخصيت ها است. ايجاد كوچك ترين دامنه تغيير درمدار انديشه و رفتار اين شخصيت ها مي تواند امتيازات مهمي را براي دشمن به دنبال داشته باشد. اين هدف، غالباً از طريق انتخاب نزديكان مؤثر برآن شخصيت قابل پيگيري است. به عبارت ديگر هيچ عامل بيگانه اي مستقيماً به سياستمداران و شخصيت هاي نظام مراجعه نكرده و از ايشان نمي خواهد كه به مخالفت با روند انقلاب بپردازند. بلكه با واسطه يا بي واسطه براطرافيان و حلقه اول دولتمردان سرمايه-گذاري نموده تا آنان، فرآيند القا و تاثيرگذاري بر شخص مورد نظررا رقم زنند.
رخنه جريان انحرافي در بيت آقاي منتظري كه نزديك به سه سال پرونده امنيتي آن به طول انجاميد (3) يادآور خطرات عظيم اعتماد بي حساب، به همراهان و اطرافيان است. رويداد نامباركي كه در صورت توفيق مي توانست طالع انقلاب را با استحاله اي اساسي دگرگون سازد.
فضاي بكر و دست نخورده اي كه مي تواند محملي براي ورود سربازان گمنام امام عصر (ارواحنا له الفدا) قرارگرفته و با غربال نيروهاي موجود سره از ناسره تميز داده شود، موضوع شخصيت شناسي است.
به نظر مي رسد حفظ و مهندسي شخصيت ها محوري باشد كه علي رغم گذشت سه دهه از عمر انقلاب تاكنون هيچ كار جامع و متمركزي پيرامون آن صورت نگرفته است. اقدامي كه رهيافت شايسته اي در راستاي تحقق جذب حداكثري و دفع حداقلي خواهد بود. آنجا كه سخنان جناب آقاي مصلحي نيز مؤيد ماجراست:
«ما درباب شخصيت شناسي و شخصيت هايي كه ادعاي همراهي با نظام و انقلاب را داشتند بايد يك تحقيق جدي انجام دهيم و دريابيم كساني كه در قبل از انقلاب، انقلاب و حركت نظام نقش ايفا نموده اند چه رويكردي داشته اند؟!» (4)
سالهاي سؤال برانگيزي كه ميرحسين موسوي پس از دوران نخست وزيري و ماجراي مشكوك استعفا پشت سرگذاشت، چگونه به فتنه تمام عياري كه عليه انقلاب به راه انداخت مرتبط مي شود؟!
چگونه رقم مي خورد كه شيخي به منصب هاي عالي نظام دست مي يابد ليكن در برهه اي از زمان درتدارك جنگ احزابي عليه انقلاب از هيچ كمكي فروگذار نيست؟!
و امروز كه پديده اي موسوم به جريان انحرافي سكانداري فتنه اي را برعهده دارد كه آيت الله مصباح (حفظه الله) درباب آن مي فرمايد:«خطري كه من احساس مي كنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذهايي است كه دربين خودي ها درحال رشد هستند.» (5)
دراين جا ذكر فرازهايي از نامه امام امت (ره) به آقاي منتظري خالي از لطف نيست آنجا كه مرقوم فرمودند:
«... اين خطر بسيار مهم از ناحيه انتساب آقاي سيد مهدي هاشمي است به شما. من نمي خواهم بگويم كه ايشان حقيقتاً مرتكب چيزهايي شدند، بلكه مي خواهم عرض كنم ايشان متهم به ... مباشرتاً يا تسبيباً- و امثال آن مي باشند و چنين شخصي ولو مبري باشد ارتباطش موجب شكستن قداست مقام جنابعالي است كه حفظش بر همه واجب مؤكد است. آنچه مسلم است و درآن پافشاري دارم، رسيدگي به وضعيت و موارد اتهام اوست. آنچه از شما مي خواهم در رتبه اول، پيشنهاد مستقيم شما به دخالت وزارت اطلاعات و رسيدگي به اين امر است و اگر براي شما محذور دارد به طوري كه تكليف شرعي از شما ساقط است، سكوت است.» (6)
ازياد نبريم حجم انبوهي از صدماتي كه تاكنون انقلاب متحمل شده از جانب كساني بوده است كه سالوسانه لباس خير، به تن كرده و با انديشه هاي غير، مأموريت هاي غيرممكن را ممكن ساخته اند.
ــــــــــــــــــــ
پي نوشت ها:
1- صحيفه امام، جلد 14صفحه 454
2- صحيفه امام، جلد 20، صفحه 482، نامه حضرت امام (ره) به وزير كشور وقت درمورد عدم رسميت نهضت آزادي و انحراف آنها
3-كتاب خاطرات سياسي نوشته محمدي ري شهري- مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
4- سخنراني جناب آقاي مصلحي درمراسم پاسداشت حماسه نهم دي ماه درجمع مردم شهرري - 9/10/1389
5- ديدار آيت الله مصباح يزدي باجمعي از مسئولان شوراي عالي زنان درمورخ 21/1/1390
6- صحيفه امام، ج 20، صفحه 137- 138، مرقومه مورخ 12/7/1365