0

معيار حب و بغض

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

معيار حب و بغض

در روايات بسياري به اين نكته كليدي توجه داده شده كه ايمان چيزي جز حب و بغض نيست. به اين معنا كه نقش عواطف و احساسات و ظهور و بروز آن در رفتار آدمي، در تحقق ايمان بسيار محوري است. از اينرو تولي و تبري به عنوان يكي از اصول دين و مذهب تعيين مي شود؛ زيرا كنش و واكنش هاي ايماني مي بايست بر محوريت تولي و تبري و حب و بغض باشد.
البته نبايد از اين نكته اساسي نيز غفلت ورزيد كه حب و بغض بايد تنها براي خدا باشد تا حب و بغض ايماني تحقق يابد. بنابراين، ملاك و معيار دوستي ها و دشمني هاي انسان بايدخدايي باشد.
اين در حالي است كه بسياري از كنش ها و واكنش هاي ما ريشه در بيرون از اين چارچوب و معيار سنجش دارد و بيش از آن كه اين معيار را مورد توجه قرار دهيم، به خواسته هاي خود توجه داريم و دوستي و دشمني هاي خويش را براساس آن مي سنجيم و موضع گيري مي كنيم.
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا مفهوم و برخي از مصاديق حب و بغض ايماني را تبيين و بر اساس آموزه هاي قرآن تشريح نمايد.
سيره و سلوك حقاني علي(ع)
شايد بارها اين مطلب را درباره اميرمومنان علي(ع) ديده و يا شنيده باشيد كه ايشان خود معيار حق است. اين در حالي است كه همه انسانها بايد براساس معيار حق سنجيده و داوري شوند، ولي به فرموده پيامبر گرامي(ص): علي مع الحق و الحق مع علي، يدور حيثما دار؛ علي با حق و حق با علي است و حق بر محور علي مي گردد.
علت و چرايي اين حكم و وصف اختصاصي براي آن حضرت(ع) از اين روست كه ايشان از عصمت مطلق برخوردار است و در مقام فناي في الله درآمده است و ايشان يدالله، عين الله و اسدالله است. اگر حتي قايل به قرب الفرايض نباشيم، درباره ايشان نمي توان بيرون از دايره قرب النوافل سخن به ميان آورد و همان حكم روايت را درباره ايشان جاري نساخت. بر اين اساس، همان گونه كه خداوند در آيه 17 سوره انفال مي فرمايد: «و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي؛ تو تير نينداختي هنگامي كه تو تير انداختي بلكه خداوند است كه تير انداخت.»
همين مقام عظماي فنايي است كه همه وجودش را الهي ساخته و در مقام متاله قرار داده و رفتارش رباني شده و در مقام خلافت مطلق الهي نشسته است. بنابراين همه رفتار و سلوك وي از جمله حب و بغض او خدايي است، به گونه اي كه خداوند مي تواند تاسف و خشم و انتقام او را به خود نسبت دهد و بفرمايد: فلما آسفونا انتقمنا منهم فاغرقنا هم اجمعين؛ هنگامي كه از آن قوم متاسف و نوميد شديم، از ايشان انتقام ستانديم و همه ايشان را غرق كرديم. (زخرف، آيه 55)
هرچند كه در سيره اميرمومنان (ع) موارد بي شماري را مي توان يافت كه بيانگر سلوك الهي ايشان در حب و بغض است؛ ولي شايد گزارش مولوي در مثنوي معنوي در برخورد با عمرو بن عبدود در جنگ و تف انداختن بر آن حضرت(ع) را خوانده يا شنيده باشيد كه بيانگر گوشه اي از وجود حقاني آن حضرت(ع) در حب و بغض ايماني و في الله است. مولوي مي سرايد:
از علي آموز اخلاص عمل
شير حق را دان مطهر از دغل
در غزا بر پهلواني دست يافت
زود شمشيري برآورد و شتافت
او خدو انداخت در روي علي
افتخار هر نبي و هر ولي
آن خدو زد بر رخي كه روي ماه
سجده آرد پيش او در سجده گاه
در زمان انداخت شمشير آن علي
كرد او اندر غزايش كاهلي
گشت حيران آن مبارز زين عمل
وز نمودن عفو و رحمت بي محل
گفت بر من تيغ تيز افراشتي
از چه افكندي مرا بگذاشتي
آن چه ديدي بهتر از پيكار من
تا شدي تو سست در اشكار من
آن چه ديدي كه چنين خشمت نشست
تاچنان برقي نمود و باز جست
آن چه ديدي كه مرا زان عكس ديد
در دل و جان شعله اي آمد پديد
آن چه ديدي برتر از كون و مكان
كه به از جان بود و بخشيديم جان
در شجاعت شير ربانيستي
در مروت خود كي داند كيستي
اي علي كه جمله عقل و ديده اي
شمه اي واگو از آنچه ديده اي
علي(ع) همه وجودش حق است و حب و بغض او تنها براي خدا و در راه خداست. اين گونه است كه هرگز اجازه نمي دهد تا چيزي جز خداوند در اخلاص عمل وي خدشه اي وارد سازد و از يدالله و اسدالله و عين الله بودن بيرون رود. او شير بيشه حق است و هرگز جز حق نمي انديشد، نمي بيند و جز بر حق و مدار آن نمي گردد. از اين رو حق نيز بر مدار علي(ع) مي گردد و هر كس بخواهد حق را از باطل جدا سازد مي بايست به علي(ع) بنگرد و از او بياموزد.
مدعيان دوستي و دشمني ايماني
اين در حالي است كه بسياري از مردم تنها مدعيان ايمان هستند و هرگز معيار دوستي و دشمني هايشان خدا نيست، بلكه خواسته ها و هواهاي نفساني شان حركات و سكنات ايشان را تعيين و مشخص مي كند و خواسته هاي دل است كه ريسمان بر گردن آنان افكنده و به هر سوي كه بخواهد مي كشاند.
به سخن ديگر، بسياري از مومنان همچون يهودياني هستند كه مدعيان محبت الهي و مدعان دوستي با خدايند. (مائده، آيه 18)
خداوند براي اين كه دوستان واقعي از مدعيان شناخته شود در آيه 69 سوره نساء شماري از گروه ها و اقشار مومنان را كه دوستان واقعي خدايند معرفي مي كند و مي فرمايد اين افراد دوستان واقعي خدا هستند و بر همين اساس در دنيا و آخرت از نعمت هاي خاص الهي برخوردار و بهره مند مي باشند. اين گروه دوستان واقعي خدا، كساني چون پيامبران، صديقان، شهيدان يا گواهان اعمال مردم، صالحان و همه همراهان نيك و صادق پيامبر(ص) هستند كه در اطاعت مطلق اويند.
از نظر قرآن، دوستان واقعي كساني هستند كه در اطاعت از پيامبر (ص) چون و چرا نمي كنند و مطيع محض آن حضرت هستند. (آل عمران، آيه 31) آنان سبك زندگي خود را چنان قرار مي دهند كه گام به گام بر سيره و سنت آن حضرت باشند و از آن تخطي نكنند و گفتار و كردار پيامبر(ص) و ديگر اسوه هاي مطلق الهي يعني اهل بيت(ع) را الگوي فكري و رفتاري خويش قرار مي دهند. (بقره، آيه 177 و نيز انسان، آيه8 و نيز احزاب، آيه21)
از اين رو در زندگي از سبك زندگي اهل بيت(ع) سرمشق مي گيرند و در برابر مؤمنان، فروتن (مائده، آيه 54) و در برابر كافران سرفراز و اهل عزت (همان)، اهل اطاعت محض از فرمان هاي پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) بي هيچ چون و چرا كردن (آل عمران، آيه 31 و نيز نساء، آيه 59 و آيات ديگر)، اهل جهاد و مجاهدت (مائده، آيه 54)، بي پروا در برابر مخالفان و سرزنش كنندگان (همان)، اهل انفاق در راه خدا (بقره، آيه 177)، اهل اطعام (انسان، آيه8) و مانند آن مي باشند.
اما مدعيان دروغين نه تنها سبك زندگي خويش را براساس آموزه ها و رفتار و گفتار پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) سامان نمي دهند، بلكه اهل دوستي حتي با دشمنان و كافران از مسيحيان و يهوديان و مشركان هستند و با آنان ارتباط برقرار كرده و ارتباط پنهان و آشكاري با آنان دارند. (آل عمران، آيه 28 و نساء، آيه 144 و نيز توبه، آيه 23 و ممتحنه، آيه1 و آيات بسيار ديگر)
حب و بغض ايماني، اقتضاي اين را دارد كه شخص تولي و تبري و دوستي كردن و دشمني كردن هايش را بر محور حق و ايمان سامان دهد. برائت جويي او مشركان و كافران را به سبب شرك و كفر داشته باشد؛ چنان كه حضرت ابراهيم(ع) اسوه انسان ها اين گونه بوده است. (توبه، آيه 114)
اما مدعيان دروغين، حب و بغض و دشمني و دوستي شان مبتني بر هواهاي نفساني است. از اين رو با مؤمنان سر لجبازي دارند و كينه شان را به دل مي گيرند، چرا كه آنان را از منكر و زشتي برحذر داشته يا به نقد رفتار و گفتار آنها پرداخته اند. نظارت ديگران را كه حكم و وظيفه مسلماني است، فضولي در كار خود مي دانند و بي تفاوتي كافران نسبت به رفتار و گفتار را عين تمدن و مدنيت مي دانند و به اين گونه تفكر و رفتار گرايش مي يابند. اين گونه است كه دوستان خويش را ازكافران و مشركان قرار مي دهند كه كاري به كارشان ندارند و به اصطلاح درحريم خصوصي و شخصي ايشان دخالت نكرده و فضولي نمي كنند.
برخي از اين مدعيان ايمان، كساني هستند كه كارهاي مؤمنان را به تمسخر مي گيرند و نماز و عبادت شان را استهزا مي كنند. اينان هرچند كه خود را در سنگر ايمان و مؤمنان معرفي مي كنند، ولي با ساختن جوك و لطيفه درباره مؤمنان و اهل آن، زمينه سرزنش و نكوهش مؤمنان را فراهم مي آورند و آب به آسياب دشمن مي ريزند و جو اجتماعي را عليه مؤمنان فراهم مي كنند.
از اين رو خداوند به كساني كه براي اهل ايمان و كارهاي مؤمنان، لطيفه و جوك مي سازند و خواسته و ناخواسته هنجارها و ارزش هاي بلند و والاي اجتماعي را به تمسخر مي گيرند و از ارزش مي اندازند و يا با بيان برخي از نكات و لطايف، زشتي ها را خوب و ارزشي جلوه مي دهند، هشدار مي دهد و آنان را از اين رفتار زشت برحذر مي دارد؛ زيرا اين گونه رفتار و كردار هماهنگي و همكاري با دشمنان و كافران و مشركان است. (مائده، آيه57)
خداوند در آيات 57 و 58 سوره مائده به يكي از مصاديق اين رفتار تمسخرآميز اشاره مي كند و به كساني كه هماهنگ با دشمنان و كافران به استهزاي نماز و اذان و آيين هاي اسلامي مي پردازند و بر رسوم و آداب اسلامي خرده مي گيرند و با لطيفه و جوك سازي عليه آيين هاي اسلامي عمل مي كنند، هشدار شديد مي دهد و از اين گونه دوستي و همكاري با دشمنان مي ترساند.
معيارهاي دوستي ايماني
دوستي و حب و بغض نسبت به ديگري مي بايست بر اساس معيارهاي اسلامي و ايماني و طبق خواست خداوند باشد. از اين رو لازم است در حب و بغض داشتن، به مسئله ايمان توجه ويژه اي مبذول داشت. نخستين معيار براي حب و بغض و گزينش دوست و دشمن اين است كه به ايمان آنان توجه شود. بنابراين، ايمان، معيار اصلي و تعيين كننده در اين موضوع است كه خداوند در آياتي از جمله72 سوره انفال و 71 سوره توبه به آن اشاره كرده است.
دومين معيار دوستي و دشمني، تقواست. براساس آموزه هاي قرآني، تقوا معياري ارزشمند براي انتخاب دوست و نيز حب و بغض داشتن نسبت به افراد است. (زخرف، آيه67) اگر كسي اهل تقواست، مي توان به او نزديك شد و با او دوستي كرد و هر چه شخص از معيارهاي تقواي عقلاني و عقلايي و الهي دورتر باشد، مي بايست از او دورتر شد؛ زيرا رفتارهاي اخلاقي دوستان تأثير زيادي در رفتار آدمي به جا مي گذارد. كساني كه اهل فسق و فجور هستند و برخلاف خوبي ها و نيكوئي هاي عرفي و اخلاقي رفتار مي كنند، انسانهايي نيستند كه آدمي بتواند با آنان ارتباط داشته باشد و يا علاقه و محبتي نسبت به آنان ابراز كند. به طور مثال ممكن است شخصي تقوا و ايمان بالائي داشته باشد اما ما از او به دلايل غيرايماني خوشمان نيايد و لذا براساس خواسته و هواي دلمان رابطه با او را قطع يا كم مي كنيم در صورتي كه اگر معيارمان ايمان و تقوا و خواست خدا باشد بايد با اينگونه افرادرابطه داشته باشيم ولو اينكه به دليلي نفساني و خودخواهانه از او خوشمان نيايد. پس معيار خوش آمدن از كسي يا بد شمردن كسي نبايد خواسته دلمان بلكه خواسته خداوند باشد.
از ديگر معيارهايي كه خداوند در قرآن براي دوستي و حب و بغض داشتن بيان كرده مي توان به صداقت و راستگويي (نساء، آيه69)، صلاح و درستكاري (همان)، علم و دانش (همان و به سبب اين كه مقام پيامبري يا گواهي ارتباط تنگاتنگي با علم و دانش دارد) و ديگر اصول اخلاقي اشاره كرد.
هر چه كمالات و فضايل اخلاقي در شخص بيشتر باشد، انتخاب وي براي دوستي و نيز دوست داشتن اين شخص، بيشتر مورد تاييد اسلام و قرآن است ولو اينكه هواي نفس ما چنين شخصي را خوش ندارد. به همان مقدار هر چه شخص گرايش به رذايل اخلاقي داشته باشد، مي بايست از او پرهيز كرد و دشمني نسبت به اين جنبه هاي منفي او لازم است. بنابراين، شخص مي بايست در انتخاب دوست به معيارهاي ايمان و اخلاق توجه خاص داشته باشد. (همان آيات پيش گفته و نيز مجادله، آيه22 و ممتحنه، آيه1)
به هر حال، آن چه مورد تأكيد در اين مقاله است، اينكه معيارهاي دوستي و دشمني ما نسبت به ديگران نه خواسته هاي نفساني و شيطاني ما بلكه مي بايست ايمان و اخلاق باشد. اقتضاي اخلاص در عمل اين است كه در مسايل سياسي و اجتماعي نيز اين گونه عمل كنيم و براي جناح بندي هاي سياسي و حزبي، موضع گيري هاي خود را نسبت به افراد سامان ندهيم؛ زيرا چنين رفتاري عين حب و بغض شيطاني است و به جاي اين كه شخص معيارهاي الهي را در نظر گيرد، در عمل بر اساس معيارهاي شيطاني به داوري و عمل رو آورده است.
در جامعه ايماني، به جاي اين كه حب و بغض ها براساس حزب و گروه و جناح سامان يابد، براساس ايمان و تقوا و اخلاق انجام مي گيرد. اين در حالي است كه با نگاهي گذرا در مطبوعات و رسانه هاي گوناگون در مي يابيم كه جداي از دسته بندي هاي اصولي سياسي ، برخي از دشمني ها و دوستي ها براساس جناح بندي و حزب بازي ها شكل گرفته است. اين گونه است كه در حق مؤمنان اجحاف روا مي شود و حق ايمان و مؤمن به درستي ادا نمي شود.
بسياري از مواضع سياسي و اجتماعي افراد به دور از معيارهاي قرآني انجام مي گيرد و معيارهاي شيطاني و هواهاي نفساني و خواسته هاي دلبخواهي است كه موضع گيري هاي افراد را تنظيم مي كند و مديريت مي نمايد. اين خطر بزرگي است كه جامعه ايماني و اسلامي را تهديد مي كند و به عنوان يك بحران اخلاقي در حال حاضر در سطوح مديريتي كشور وجود دارد و مي تواند در يك فرآيندي گسترش يافته و در سطوح مياني و پايين جامعه نيز فراگير شود.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

سه شنبه 29 شهریور 1390  1:46 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها