0

آرامش با حیات طیبه

 
jazereyearam
jazereyearam
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 1313
محل سکونت : زنجان

آرامش با حیات طیبه


 
آرامش با حیات طیبه همه انسان ها به دنبال آرامش‏اند، اما بیشتر آنان نمی‏دانند كه چگونه باید آن را به دست آورد. گفتیم كه یكی از راههای كسب آرامش، رضایت به تقدیر الهی است. اما باید دانست كه مفهوم رضایت به تقدیر الهی، بی‏تفاوتی و تنبلی و دم غنیمتی نیست. خداوند متعال، چنین مقدّر كرده كه انسانهای فعال، پرتلاش، متقی و میانه‏رو، سعادتمند باشند و در دنیا و آخرت از حیات طیبه برخوردار گردند. این مفهومِ تقدیر الهی است و رضایت به این تقدیر؛ یعنی امیدوار بودن به این وعده‏های الهی. حیات طیبه با ایمان و عمل صالح حیات طیبه بر دو پایه استوار است: ایمان و عمل صالح. فرد مؤمن و صالح از آرامش و صفای دل برخوردار است. حال باید پرسید: مؤمن كیست و عمل صالح چیست؟ قرآن در معرفی مؤمن می‏فرماید: كسی كه در كردارهایش میانه‏روست و از زندگیِ زجرآورِ تجمّلی و چشم و همچشمی و اسراف و تبذیر پرهیز می‏كند، او مؤمن است. این صفتِ مؤمن را قرآن كریم این گونه بیان می‏فرماید: «والّذین إذا أنفقوا لَم یُسِرفوا و لم‏یقتُرُوا وَ كانَ بَینَ ذلك قواما؛1 (مؤمنان كسانی هستند ) كه چون هزینه می‏كنند اسراف نمی‏كنند و خسّت نمی‏ورزند بلكه میان این دو، راه اعتدال را می‏گیرند.» مؤمن نه خسیس است و نه اسراف‏گر، بلكه حالت میانه دارد: «وَ كانَ بین ذلك قواما». علم اقتصاد؛ یعنی برنامه‏ریزی برای زندگی و خرج میانه. و این گونه اقتصاد در اجتماع و خانواده توسط فرد و دولت، باید پیاده شود تا حیات طیبه و آرامشِ روحی و روانی به دست آید. صفت دیگر مؤمن این است كه اهل گناه نیست. اگر كسی دست به گناه یازید، همان گناه دست و پاگیرش شده رفته رفته روح‏اش را می‏خورد و امن و آسایش را از او سلب می‏كند. حیات طیبه، زندگیی است كه از گناه و آلودگی به دور است. تاریخ و تجربه نشان داده كه هیچ فرد و یا جامعه گنه‏كاری، روی آسایش ندیده است، انواع و اقسام عذابهای الهی بر سر فرد و اجتماع گنه‏كار باریده و آنها را با اضطراب و تشویش و سرانجام نابودی و نیستی رو به رو كرده است. حیات طیبه غیر از ایمان، به عمل صالح نیز احتیاج دارد، قرآن می‏فرماید: «من عَمِلَ صالحا مِنْ ذكرٍ أو أُثنی و هو مؤمن فَلنُحیینَّهُ حیاةً طیّبةً وَلَنَجْزِیَنَهُمْ أَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما كانوا یَعملون2؛ هر زن و مردی كه كاری نیكو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگیِ خوش و پاكیزه‏ای بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از كردارشان عطا خواهیم كرد.» تاریخ و تجربه نشان داده كه هیچ فرد و یا جامعه گنه‏كاری، روی آسایش ندیده است، انواع و اقسام عذابهای الهی بر سر فرد و اجتماع گنه‏كار باریده و آنها را با اضطراب و تشویش و سرانجام نابودی و نیستی رو به رو كرده است. نشانه ایمان، عمل صالح و كردار شایسته است. انسان مؤمن، می‏كوشد تا با عمل و كردارِ خلاّق، برنامه‏ریزی شده و منظم در كارهای فردی و اجتماعی، حضور فعّال داشته باشد. نكته مهم در خصوصِ ارتباط ایمان و عمل صالح این است كه: ایمان راستین، عمل صالح را به وجود می‏آورد و عمل صالح هم ایمان را زیاد می‏كند. هر گامی كه مؤمن در راه انجام اعمال صالح برمی‏دارد به ایمان خود می‏افزاید و ازدیاد ایمان و رشد و پرورش روحی، كردار شایسته را به دنبال دارد. مردمانی كه ایمان و عمل صالح را با هم داشته باشند، مقدّرشان این است كه خداوند متعال با حیات طیّبه آنها را احیا كند: «فلنحیینّه حیاةً طیّبة» یعنی زندگیِ بدون غم و غصّه، و دلهره و اضطراب. مقدّر آخرتشان هم این است كه پاداش بهتر از كردارشان به آنها عطا خواهد شد: «ولنجزینهم أجْرَهُمْ باَحْسَنِ ما كانوا یعملون». این تقدیر یك انسان مؤمن است اما مقدّر یك فرد فاسق این است كه دائما با كوبندگی روحی و فشار روانی رو به روست، كه این هم وعده خداست. خداوند متعال در سوره انعام می‏فرماید: «فایّ الفریقین أَحَقّ بالأمن ان كنتم تعلمون؛3 اگر می‏دانید بگویید كه كدام یك از این دو گروه [مؤمنان و كافران[ به ایمنی سزاوارترند؟» چه كسانی امنیت دل و زندگانیِ منهایِ غم و غصه دارند؟ قرآن خود پاسخ می‏دهد كه: «الذین آمنوا و لم‏یلبسوا ایمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون؛4 كسانی كه ایمان آورده‏اند و ایمان خود را به شرك نمی‏آلایند، ایمنی از آنِ ایشان است و ایشان هدایت یافته‏گانند.» از این آیه چنین برمی‏آید كه ایمان به تنهایی كافی نیست بلكه دوری از ظلم و گناه هم لازم است: «و لم‏یلبسوا ایمانهم بظلمٍ». پس ایمان هنگامی كارایی دارد كه با عمل صالح و دوری از گناه و ظلم، همراه باشد. تقدیر مؤمنان تردید نباید كرد كه نتیجه قطعی ایمان و عمل صالح و دوری از ظلم و گناه، رسیدن به ساحل آسایش و زیستن با حیات طیّبه است، خداوند خود این گونه مقدّر كرده است كه انسانهای مؤمن با امنیت و آسایشِ روحی و روانی زندگی كنند: «اولئك لهم الأمن». این گونه افراد مورد عنایت حق‏اند و او آنان را به حیات طیّبه هدایت می‏كند: «و هم مهتدون» همچنین در اثر تقوا و خداترسی، میزانی به دست می‏آورند كه می‏توانند با آن از تنگناها و بن‏بستها به راحتی عبور كنند: «ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا».5 این امن و آسایش و این نیروی «فرقان» و این دست عنایت خدا، هم بر سر فرد مؤمن و صالح است و هم ملت و جامعه مؤمن. از نظر فردی نمونه‏های آن بسیار است، اما مثال و نمونه عینیِ ملتی كه دست عنایت حق بر سر آن است همین جامعه امروز ایران است؛ این ملت به خاطر فرمانبرداری از دستورهای اسلام و قرآن، مورد توجه خداوند متعال واقع شده به طوری كه از سخت‏ترین مشكلات و بن‏بستها رهیده و ناممكن‏ها را ممكن ساخته و توطئه‏های گوناگونی را خنثی كرده است، مروری بر حوادث انقلاب اسلامی از آغاز تاكنون، مؤیّد همین نكته است: شكست شاه، رسوایی آمریكا، حادثه طبس، جنگها و درگیریهای مختلف، درهم ریختن معادلات جهانی و نمونه‏های بسیار دیگر، نشانِ دست عنایت خداست. آری، مقدّر یك فرد و جامعه مؤمن و متّقی، حیات طیّبه و زندگی آسوده روحی است. تقدیر گناهكاران مقدّر یك فرد و جامعه گناهكار این است كه دائما برایش كوبندگی بیاید؛ یعنی غم و غصّه‏هایی كه از فرط بزرگی نتواند آنها را تحمّل كند: «لایزال الذین كفروا تصیبهم بما صنعوا قارعةٌ او تحلّ قریبا من دارهم؛6 و كافران را پیوسته به سبب اعمالشان حادثه‏ای رسد یا آن حادثه در نزدیكی خانه‏هایشان فرود آید.» این كفر در این جا، كفر عملی است؛ گره‏ای را می‏گشاید فورا گره دیگری بر كار او زده می‏شود، هنوز از غمی نرسته كه غم دیگری وجود او را می‏گیرد، از تشویشی رهایی می‏یابد به اضطراب بدتری دچار می‏شود، و نباید پنداشت كه این خواست و تقدیر خداست بلكه دست پخت خود انسانهاست «بما صنعوا». گناه و طغیان عاقبتی جز این ندارد كه آدمی به آشفتگی و اضطراب، گرفتار آید. در آیه دیگر نظیر همین را می‏فرماید و یك تشبیه معقول به محسوس می‏كند و می‏فرماید: اگر كسی مثلاً از هواپیما به پایین بپرد چه می‏شود؟ معلوم است كه لِهْ می‏شود و اگر هم زنده بماند و لاشخورها اطرافش را بگیرند و هیچ كس هم نباشد چقدر وحشت دارد؟ قرآن می‏فرماید آدم بی‏خدا و گناهكار، در دنیا این چنین حالتی دارد، در وطن خود و در كنار زن و بچّه و در میان رفقایش زندگی می‏كند، امّا دلهره، اضطراب خاطر، ضعف عصب، افسردگی، پوچی روحی این شخص را به آن جا رسانده مثل این كه تنها در بیابان گرفتار شده و دشمن اطراف او را گرفته است یا مثل این كه از هواپیما پرت شده و هیچ راه نجاتی برای خود نمی‏بیند: «و من یشرك باللّه فكانّما خَرَّ من السماء فَتَخْطَفُهُ الطیر أو تهوی به الرّیح فی مكانٍ سحیق؛7 هر كس كه به خدا شرك آورد، چونان كسی است كه از آسمان فرو افتد و مرغ او را برباید یا باد، وی را به مكانی دور اندازد.» گناه با انسان این چنین می‏كند، مقدّر گناهكار این است كه یك زندگی ناخوش داشته باشد، مقدّر گناهكار زندگی بدون آرامش است. آخرتش هم این چنین است، یعنی از غمی رهایی می‏یابد و در غم دیگری فرو می‏رود. آتش جهنّم هم هیچ گاه یك جُور نیست، مرتّب تازگی دارد همان طور كه آتش دنیا برای گناهكار یك نواخت نیست. حیات طیّبه و زندگی میانه قبلاً به اشاره گفتیم كه یكی از شرایط دسترسی به حیات طیّبه، اقتصاد و میانه روی است، اسراف و تبذیر، آسایش و راحتی را از آدمی می‏گیرد و زندگیِ زجرآور و پراضطرابی را جای گزین آن می‏كند. انسان نیازهای مختلفی دارد و برای تأمین این نیازها، مسلّم تلاشهایی می‏كند، اگر این تلاشها براساس حرص و آز و اسراف باشد، روی سعادت نخواهد دید، از سوی دیگر اگر تفریط كند و به این نیازها به درستی پاسخ نگوید باز هم خوشبخت نیست؛ فی المثل نیازهای خوراك، پوشاك، مسكن، مسائل جنسی، بخشی از احتیاجاتِ بعدِ مادی انسان است و اگر در خط اعتدال و میانه‏روی قرار نگیرند، آسایش و امنیت آدمی به هم می‏خورد. خوراك خوب است و اگر انسان مواظب جسمش نباشد حرام است، انسان باید بخورد اما به اندازه‏ای كه زنده بماند به قول پزشكان بدن انسان حدود 1800 كالری نیاز دارد، اگر از این مقدار بیشتر بخورد فضولات می‏شود و جذب بدن نمی‏شود. خواب برای انسان لازم است و اگر به اندازه نخوابد بیمار می‏شود، اما اگر این خواب از حالت اعتدال خارج شد و آدمی به پرخوابی مبتلا گردید، همین پرخوابی كسالت‏آور و بیماری‏زاست. نیازهای جنسی اگر به طور كلی سركوب شود، مشكلات روانی و عقده‏های روحی به وجود می‏آورد و اگر در راه تأمین آن افراط هم شود، همه چیز را از دریچه مسائل جنسی خواهد نگریست و به بیماریهای دیگر روانی مبتلا خواهد شد. پوشاك نیز چنین است؛ یعنی اگر انسانی در پوشاك، جانب اقتصاد را از دست داد و به افراط روی آورد، آسایش خود را آسان و ارزان فروخته است. همچنان كه آدمی در خوراك و نیازهای جنسی و دیگر غرایز باید معتدل باشد در پوشاك نیز لازم است میانه روی و اقتصاد را پیشه كند. پس به طور كلی باید گفت: مقدّر خداوند متعال این است كه انسان مؤمن، میانه‏رو و ساده زیست، حیات طیّبه و زندگی سالم و بدون دلهره و اضطرابی داشته باشد و كسانی كه افراط‏گرند و در تأمین نیازها جانب اقتصاد را فرو گذاشته و به تجملات و زیورآلات روی آورده‏اند، حیات مشكل و طاقت‏فرسایی را بگذرانند. در سوره واقعه، سرنوشت آنان این گونه ترسیم شده است: «و اصحاب الشّمال ما اصحاب الشمال فی سمومٍ و حمیم و ظلٍّ من یحموم لاباردٍ و لاكریم انّهم كانوا قبل ذلك مترفین و كانوا یصرّون علی الحنث العظیم؛8 اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند؟ در باد سَموم و آب جوشانند، در سایه‏ای از دود سیاه، نه سرد و نه خوش، اینان پیش از این در ناز و نعمت بودند و بر گناهان بزرگ اصرار می‏ورزیدند.» این هم مقدّر انسانهای تجمل‏گرا و اسراف‏گر است كه آتش جهنم و دود آن آنها را می‏آزرد، چون «و كانوا یصرّون علی الحنث العظیم» بر گناهان بزرگ، اصرار می‏ورزیدند و عاقبت این چنین انسانهایی نابودی است: «و اذا اردنا ان نهلك قریةً امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحقّ علیها القول فدمّرناها تدمیرا؛9 چون بخواهیم قریه‏ای را هلاك كنیم، خداوندان نعمتش را فرماییم تا در آن جا تبهكاری كنند، آن گاه عذاب بر آنها واجب گردد و آن را درهم فرو كوبیم.» آری، فرد یا جامعه تجمل‏گرا و مترف نابود می‏شود و این نابودی هم دو نوع است: جسمی و روحی؛ توضیح آن كه: گاهی انسان و یا جامعه با بمب، زلزله و بلایای دیگر از بین می‏رود و زمانی هم استقلال و یا روح و روان او نابود می‏شود، نوع اول، نابودی جسمی است و نوع دوم نابودی روحی، انسانهای افراط‏گر و تجمل پرست، روح و روان‏شان به تدریج فرسوده و نابود می‏شود، و این نابودی، حتمی است: «فَدمرناها تدمیرا». پی نوشت : 1 ) فرقان (25) آیه67. 2 ) نحل(16) آیه97. 3 ) انعام(6) آیه81. 4 ) همان، آیه82. 5 ) انفال (8) آیه29. 6 ) رعد (13) آیه31. 7 ) حج (22) آیه31. 8 ) الواقعه(56) آیه‏های41 ـ 46. 9 ) اسراء (17) آیه16.
 
پنج شنبه 31 تیر 1389  12:59 AM
تشکرات از این پست
azadeh_69
azadeh_69
azadeh_69
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 649
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:آرامش با حیات طیبه

باتشکر از فعالیت شما در تالار دین پژوهی
 
امیدوارم شما یکی از برترین های این تالار باشید

پل ارتباطی:     azadeh_mail@yahoo.com 

 

             
       هرگز بر روی زمین با ناز راه مرو که تو نمی توانی زمین را بشکافی و قامتت به بلندی کوه ها نخواهید رسید.

    قران کریم         

 

 

پنج شنبه 31 تیر 1389  2:25 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها