0

پیش نیازهای ازدواج

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج مهارت می خواهد!

 

 زندگی مشترك  افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی  زوجین به حساب می آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.

 

مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك  بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد كه چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.

«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

خودآگاهی تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

 

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان

در یك بعد كلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.


بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:

 

1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی كاملاً متفاوت است

این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد و بیشتر ارضای یك غریزه به حساب می آِید. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.

 

2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

 

3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند

چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.

 

4 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

 

5 - صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.

 

6 - نگاه مردان به مسائل، كلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می سازد.

 

7 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

 

8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.

 

مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسان ها كمك بسیاری می كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم.

 

اصول مهارت همدلی

 

1 – به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.

هنگامی كه كسی صحبت می كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.

 

2 - با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.

 

3 - به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.

 

4 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است كه می توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.

 

5 - در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.

 

مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای  ازدواج و تشكیل زندگی مشترك  و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.

 

اصول مهارت حل اختلاف

 

- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

 

- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل كردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

 

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.

 

- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

 

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.

 

- نظر و عقیده خود را بیان كنید.

ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی صادر نمایید.

 

- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می نماید.

 

- عذرخواهی مشكل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

 

- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.

برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

 

مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.

 

انواع تصمیم گیری


1 - تصمیم گیری احساسی؛

كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( 

عشق

 ، خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته می شود.


2 - تصمیم گیری اجتنابی؛

تصمیمی كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می كند تا آنجا كه می تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.


3 - تصمیم گیری اخلاقی؛

تصمیمی است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.


4 - تصمیم گیری تكانشی؛

این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می گیرد.


5 - تصمیم گیری مطیعانه؛

سبك تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد.


6 - تصمیم گیری عقلانی؛

سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.

 

اصول تصمیم گیری عقلانی

 

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:


- مواجه شدن با یك تصمیم:

زمانی است كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.


- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات:

با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.


- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب:

فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.


- تعهد به تصمیم:

نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.


- برنامه ریزی برای انجام تصمیم:

حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.


- اجرا یا انجام تصمیم:

در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون 

خواستگاری

 ، 

نامزدی

 ، خرید و غیره دارد.


- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم:

فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را كه فكر می كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:07 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

سی باور غلط در ازدواج

* ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.

* اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).

* عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.

* ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.

* ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).

* ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.

* ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.

* ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.

* دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق  است.

* حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.

* باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.

* زن باید وارد یک زندگی کامل شود.

* مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.

* یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.

* کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.

* ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).

* اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

*  ازدواج یعنی خوشبختی  و رفاه.

* ازدواج یعنی اسارت.

* مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

* شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.

* زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.

* زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.

* زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.

* زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.

* شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.

* به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)

* چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.

* زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.

* مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.

* افرادی که طلاق  می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.

* والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.

* هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.

* طلاق یعنی بدبختی.

* رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.

دکتر صبحی - فوق دکترای روان شناسی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:08 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان

از موضوعات مهمی كه می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است . این موضوع صرف نظر از این كه یك معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.

واقعیت این است كه خانواده  در مفهوم كلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا كه به نیازهای افراد پاسخ می دهد و كمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت كه دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شكل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود كه خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است كه به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید. این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یك سری كاركردها است كه از جمله آنها موضوع ازدواج  و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است.

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است.

در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران  كه امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت كه خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و كاركردی در این زمینه درگیر شده اند.تحول ساختاری بر این مبنا كه حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می كند وحوزه كاركردی به وظایفی كه خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می كند. در راستای این تحولات است كه جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی كرده اند. به گونه ای كه خانواده ی گسترده متشكل از اشخاصی است كه به علت بستگی های نسبی و خونی با یكدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و كار پدر در كنار هم به طور دسته جمعی زندگی می كنند؛ در حالی كه خانواده هسته ای ( كه فقط از شوهر، زن و فرزندان تشكیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج كرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سكونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق  و ... را می توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا كه نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است كه زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تكیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تكرار و افزایش طلاق و تكیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حركت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را كه اقدام به ازدواج را در جامعه ممكن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود.

این محورها عبارت اند از:

1 - الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نكته ای است كه تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای كه از الزام و اجبار هنجاری كه از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید كه فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد كاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.

 مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند.

به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد كه براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند. در حالی كه در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین كار می كردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی كمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است.

این كاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج  می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا كشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.

2 - تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج

نكته دیگر این كه مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یك پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند كه این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می كنند. هم از این حیث كه دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یكدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی كند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این كه بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «كلود لوی اشتروس» معتقد است كه «ازدواج برخورد دراماتیك طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می كوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار كند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید. در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم كند.

نكته مهم آن است كه جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند كه خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می كند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد كه در قالب ایرادات و اشكالات خانواده ها خود را نشان می دهد كه رعایت هر یك از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.

3 - حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج

در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فكری و اقتصادی  صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب كمك هایی چون : فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و ... از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی كه به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول كند. در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های  ازدواج دانشجویی  كه به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین كاركردی از خانواده است كه پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشكل روبه رو شود.

در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و كاركرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید كه در طول مرحله گذار یك سری از كاركردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست كه نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت كه عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» كارآمد نیست، مراسم خواستگاری  مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلكه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فكری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است كه اكثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج كنند و ... اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی  در جامعه است كه نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند. ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شكل نوینی به خود گیرد و از شدت  آسیب های اجتماعی  ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بكاهد.

منابع:

1- ساروخانی، باقر، جامعه شناسی خانواده، انتشارات سروش، 1375

2- غیاثوند، احمد، معیارهای همسرگزینی و ازدواج در بین دانشجویان ، پایان نامه دوره كارشناسی، دانشگاه مازندران 1377.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:08 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

لزوم مشاوره در ازدواج ( قسمت پانزدهم )
نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

در قسمت قبل به لزوم

مشاوره قبل از ازدواج

در مورد

شغل

همسر پرداختیم . اینك در ادامه می خوانیم...

یكی از عواملی كه در ازدواج نقش مهمی دارد ، قیافه ظاهری و وضع جسمانی همسر می باشد. بعضی از قد بلند و اندام باریك خوششان می آید، عده ای چاق می پسندند و بالاخره بعضی از ابروی پیوسته و بینی كشیده و برخی از موی مجعد و چشم آبی و صورت گرد و تعدادی چانه باریك و اندام موزون می پسندند. با این كه زیبایی ظاهری ممكن است دوام نداشته باشد و به زودی جای خود را به قیافه و وضع جدیدی بدهد ؛ معذالك فردی كه می خواهد با كسی یك عمر زندگی كند ، باید از قیافه او خوشش بیاید. علاوه بر این، مسئله ژنتیك از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهمیت زیادی برخوردار است. بعضی از مردان كوتاه قد زن بلند قد می گیرند كه بچه های آنان قد كوتاه نشوند و عكس این حالت نیز ممكن است پیش بیاید. از طرفی ازدواج های فامیلی كه احتمال تولد بچه های معلول و ناسالم و یا كودن و عقب مانده ذهنی در آنها زیادتر است ، مسئله ای است كه باید مورد توجه قرار گیرد.

ازدواج و رابطه آن با قیافه ظاهری

یكی از عواملی كه پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قیافه ظاهری است. بعضی از پسران كه خود قیافه نازیبایی دارند توجه خاص به دختران زیبا دارند؛ عكس این حالت نیز ممكن است اتفاق بیفتد. البته زیبایی و زشتی قراردادی است و از دیدگاه های مختلف فرق می كند؛ ولی آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح می شود؛ مثلاً ممكن است زمانی اندام  بلند و باریك برای دختران و قد بلند و چهارشانه برای مردان مُد روز شود و زمانی دیگر قد متوسط و اندام چاق برای دختران و قد بلند و اندام باریك برای پسران. بنابراین زیبایی پیرو مـُد می گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بیشتری پیدا می كند. مسئله زیبایی ، خود بحث مفصلی دارد كه در این مقوله نمی گنجد. به هر حال در ازدواج دیدگاه طرفین در پذیرش و اقناع یكدیگر از لحاظ وضعیت جسمانی مهم است.

بحث مهم دیگر سلامت جسم ( از نظر بیماری و معلولیت)  است. ممكن است مرد یا زنی معلول (مثلاً لـَنگ ، كر، كور ،  بی دست) باشد یا به بیماری های قلبی ، كمردرد و غیره مبتلا باشد. در این موارد ممكن است ازدواج با معلول دیگر با وضع مشابه مشكلی ایجاد نكند؛ ولی چنانچه فرد سالمی بخواهد با فرد معلول یا بیمار ازدواج كند باید وضعیت بیمار با تمام خصوصیات برای طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول

ازدواج

با آگاهی و بصیرت كامل انجام گیرد. در غیر این صورت پس از مدتی احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسیختن خانواده می رود.

نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

نمونه هایی از ازدواج های ناموفق در این زمینه ذكر می شود:

- بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی كه عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا كه زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید. خطر دیگری كه در مورد تكیه بر زیبایی وجود دارد آن است كه زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یك حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یك بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند.

مشكل دیگری كه در زیبا رویان وجود دارد آن است كه آنان ممكن است به اتكاء جمال خود ، از خود راضی و خودپسند بار آیند و چه بسا فرصت های مناسبی را كه در ازدواج برای آنان پیش آید، از دست بدهند و یا در زندگی زناشویی زیبایی خود را به رخ همسر خویش بكشند و احیاناً او را تحقیر كنند و خود را در مرتبه بالاتری قرار دهند. این حالت ممكن است برای شوهر زجرآور باشد و زندگی را به سردی و ناشادی سوق دهد.

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسمانی و ژنتیكی

مراجعانی كه در زمینه عوامل جسمانی و ژنتیكی به مشاور مراجعه می كنند، نمونه هایی از مسائل زیر را مطرح می كنند:

- مردی با قیافه معمولی دختری بسیار زیبا را برای ازدواج در نظر می گیرد ، و دختر نیز با این وصلت موافق است. آیا این ازدواج پایا و عاقبت بخیر خواهد بود؟

- مردی قد بلند، زنی كوتاه قد انتخاب می كند؛ به این امید كه بچه هایش متوسط القامه شوند. آیا این انتخاب با این هدف مناسب است؟

- دختری قد بلند، پسری كوتاه قد را برای ازدواج انتخاب می كند؛ تا او در برابرش احساس حقارت كند و دختر در خانه، تعیین كننده باشد.

- پسری چاق در جستجوی ازدواج با دختری باریك اندام است؛ تا به آرزوی خود ( لاغری) در همسرش نایل گردد.

- پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به این اعتقاد كه عقد فامیل های نزدیك در عرش بسته می شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتیك چه مشكلی وجود دارد؟

- دختر یا پسری كه از نظر ارثی مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آیا چنین انتخابی مناسب است؟

نقش عوامل جسمانی و ژنتیكی در ازدواج

مشاور در مقابل موارد فوق چه باید بكند؟

هر یك از این موارد نیاز به بررسی دارد؛ بررسی از نظر شرایط و متقضیات و از نظر خصوصیات فردی. از این رو نمی توان برای همه آنها حكم واحدی صادر كرد. حكم عمومی درباره مشكلات انسانی نظیر پزشكی است كه بیماران زیادی داشت ؛ آنها را دسته بندی كرد؛ به همه تب دارها، یك نسخه و به شكم دردها نسخه دیگری داد و خلاصه آن كه همه بیماران را با پنج نسخه ویزیت كرد!

در برابر هر یك از موارد مطروحه بالا باید به طور ویژه عمل نمود:

- مردی كه در قبال زیبایی بی حد  زن آینده اش حساسیت دارد و چنین فكر می كند كه این ازدواج به علت امتیاز زیبایی همسرش پایا و عاقبت به خیر خواهد بود : باید موضوع از جهات مختلف بررسی و با موارد موفق مشابه مقایسه شود تا در مراجع این حساسیت از بین برود و بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد.

- راجع به مردی قد بلند كه زن كوتاه قد انتخاب كرده تا بچه هایشان متوسط القامه باشند : باید از او سؤال كرد  كه علم و اطلاع در زمینه این موضوع را از چه منبعی دریافت نموده است. وانگهی آیا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟

- دختر قد بلندی كه قصد دارد با پسر كوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج كند. آیا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟

مشاور باید این موارد را با مشاركت مراجعان از جهات مختلف بررسی كند تا آنها بتوانند با آگاهی ، تصمیم بگیرند.

- در برابر پسر چاقی كه می خواهد با دختری باریك اندام به خاطر ارضای آرزوهای خود ازدواج كند: مشاور باید با مراجع موضوع را ارزیابی كند و بگوید ارضای این آرزو چه نفعی برای او دارد. وانگهی این عمل چنانچه با رعایت جوانب دیگر انجام نشود، ممكن است زندگی وی را به تباهی بكشاند.

- ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتیكی بهتر است انجام نگیرد ولی چنانچه عشق و عاشقی انجام امر را ضروری سازد ، باید قبل از ازدواج با مراجعه به یك متخصص، مشاوره ژنتیكی صورت گیرد و سپس مراجع تصمیم خود را بگیرد.

- در مورد دختر یا پسری كه مریض است، یا بیماری ارثی دارد: اولاً مشاور باید ببیند آیا بیماری او خطرناك است؟ ثانیاً این بیماری به بچه ها نیز منتقل می شود یا خیر؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنین دختر و پسری بررسی پزشكی و تحقیقات لازم انجام گیرد. چنانچه بیماری برای خود فرد خطری نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشكلی وجود نخواهد داشت.

- نظر به این كه قیافه ظاهری عاملی عینی است و زیبایی جاذبه بسیاری برای  ازدواج دارد، بنابراین احتمال دارد كه پسر یا دختر با عشق و علاقه افراطی، دیگر عوامل مؤثر در ازدواج را كنار بگذارند و تنها با توجه به زیبایی به سوی زناشویی كشیده شوند. در این موارد وظیفه مشاور آن است كه با تشكیل جلسات مشاوره و بررسی های همه جانبه و مواجه كردن مراجع با ازدواج های مشابه ناموفق، عشق غیر واقعی وی را تعدیل نماید. چشم واقع بین را برای دیدن عوامل مختلف مؤثر در زناشویی، فعال نماید تا تصمیم گیری در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گیرد.

ماحصل كلام آن كه مشاور باید هر مورد را با مشاركت مراجع از جمیع جهات بررسی كند، با موارد دیگر مقایسه كند و نتایج كار را در هر اقدام پیش بینی نماید. تا بالاخره مراجع با كسب اطلاع و تفكر و بصیرت به تصمیم گیری مناسب نائل گردد.

منبع : مشاوره در آستانه ازدواج - تالیف سید مهدی حسینی بیرجندی

گردآوری: زهره پری نوش

ادامه دارد ...

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:08 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج را آسان بگیرید

 

3 تا 5 سال تأخیر در سن ازدواج

براساس آمار به دست آمده، امروزه سن ازدواج میان جوانان 3 تا 5 سال به تأخیر افتاده است. سن ازدواج در شهرستان ها 18 تا 25 سال و در مراكز شهرها 25 تا 30 سال است. یكی از دلایل مهمی كه سن ازدواج را در جوانان به تأخیر انداخته است، سطح خواسته های بالای طرفین، خریدهای كلان، مهریه های سنگین، قرار دادن تعهدات صعب الوصول و... است.

دكتر اصغر كیهان نیا، مشاور و روان شناس خانواده دلایل ازدواج جوانان را فرار از تنهایی ، میل به داشتن فرزند، مونس و یار،  و گاهی به علت حرف مردم می داند. وی معتقد است كه ازدواج باید از روی شناخت و بر پایه عاطفه و تشكیل نسل باشد، ازدواجی كه به دلیل حرف مردم (دلایل اجتماعی) صورت بگیرد تحمیلی است و یك ازدواج موفق به شمار نخواهد آمد.

 

جوان ها توقع زیادی دارند

دكتر كیهان نیا درباره علل و افزایش دیر ازدواج كردن جوان ها می گوید: بیشتر روان شناسان سن ازدواج را در هر منطقه ای بنا بر اوضاع جغرافیایی و آب و هوای متفاوت می دانند. به اعتقاد وی عدم تمایل دختران و پسران به ازدواج و نداشتن آمادگی جسمانی و فیزیكی، روحی و روانی و مسئولیت پذیری از دلایل دیر ازدواج كردن جوانان است.

دكتر یعقوب برجعلی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در این باره می گوید: توقعات جامعه نسبت به 10 الی 20 سال پیش بسیار بالا رفته است. وی یكی از عوامل مهم و مزاحم را كه در دیر ازدواج كردن دختران نقش به سزایی دارد ،  قبولی دختران در دانشگاه ها و مؤسسات عالی می داند.

دكتر برجعلی می گوید: در جامعه ما 65 الی 75 درصد قبولی دانشگاه ها از آن دختران است و این درصد قبولی باعث می شود كه آنها به سختی راضی به ازدواج با مردی بشوند كه تحصیلات دانشگاهی ندارد. دختران پس از اتمام دروس دانشگاهی به دنبال شغل هستند و كمتر به ازدواج می اندیشند.

دكتر كیهان نیا می گوید: اعتقاد بر این است كه دختر و پسر زمانی می توانند ازدواج كنند كه از نظر فرهنگی و فیزیكی و اجتماعی و اقتصادی به بلوغ رسیده باشند.

 

مسئولیت پذیر باشید

دكتر كیهان نیا توصیه می كند: جوانان با ازدواج به موقع و مناسب خود، در مقابل خانواده خویش احساس مسئولیت می كنند و به كار دل می بندند و پا از جاده عفاف بیرون نمی گذارند و چون جوانند، فرزندان برومند و سالمی خواهند داشت. وی می افزاید: فردی كه به تجرد عادت كرد، به درآمد كم و محدودیت ها قانع است ولی دلشوره اش برای ازدواج بیشتر می شود. در این زمان تجربیات فرد بیشتر از گذشته می شود و ناخودآگاه انتخاب برایش مشكل خواهد شد و در نهایت ممكن است تجرد به ناتوانی جنسی منجر شود.

دكتر برجعلی نیز درباره مشكلاتی كه ممكن است فرد در تأخیر ازدواج به آن دچار شود، می گوید: در این هنگام وقتی فرد خود را در عرصه زندگی یكه و تنها می بیند دچار افسردگی، اضطراب، بیماری های روان تنی، یاس، ناامیدی و دلمردگی و در نهایت افت نقطه امید به زندگی می شود.

 

مراقب انتخابتان باشید

دكتر كیهان نیا ازدواج در دو دوره سنی را توأم با مشكلات بر می شمرد و می گوید: دسته اول ازدواج هایی است كه در سنین 20 تا 22 سالگی صورت می گیرد كه به این دسته از ازدواج ها، ازدواج های احساسی گفته می شود كه اگر به درستی مراقبت نشود، برخی از آنها با ناكامی همراه خواهد بود. دسته دوم ازدواج هایی است كه با تفاوت سنی زیاد صورت می گیرد كه این وصلت ها به دلیل هیجانات خاص هر سنی معمولاً به صورت دلمردگی در خواهند آمد و یا به متاركه ختم می شوند.

 

ازدواج های آسان را بپذیرید

دكتر برجعلی برای رفع معضل تاخیر در ازدواج می گوید، جوانان برای این كه دچار پیردختری و یا پیرپسری نشوند، باید سطح توقعاتشان را پایین آورند و به سوی ازدواج های آسان روی بیاورند و این باور باید در آنها ایجاد شود كه زوجین نباید به دنبال زندگی كاملاً مستقل باشند، بلكه باید با یك استقلال نسبی و توقعات متوسط وارد زندگی شوند و از خانواده هایشان استعانت مالی بخواهند تا خانواده ها آنها را یاری كنند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:09 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟

روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما

رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شكل وسیع نبود، از این رو كنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است كه بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فكر نمی كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن كه مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار كرده است.

یك صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می كند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است كه  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور كه بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تكلیف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بكشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟

آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یك صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی كه كنار یكدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی كه می توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با یك غیر همجنس در صورتی كه بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...

چرا ارتباط ناسالم

برخی كارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند كه وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می كند چیزهایی را كه طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممكن حتی با هنجارشكنی به دست آورد.

عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشكیل خانواده شانه خالی كنند. یك روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشكلات مالی و تصویب قوانینی كه به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می كند از عواملی است كه موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امكان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:

«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی كنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند كه به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شكل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست كه نقش كارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی كه مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشكارتر می شود.

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...

دیدگاه اسلام

به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیكره جامعه انسانی به زندگی مشترك با یكدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می كند و هر نوع رابطه (جنسی) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.

در جوامع غربی كه پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می كند . به طوری كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست كه ریشه های فساد اخلاقی شكل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می كند.

اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود. ( نور / 26)

از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری ، معنوی و عقلی هم بشود.

اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید كرد؟

خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )

و در ادامه می فرماید : كسانی كه وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یك كلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:09 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

چرا هر سال جمعیتبیشتر می شود، ازدواج كمتر؟

با وجود افزایش جمعیت چرا تعداد و درصد ازدواج كاهش یافته است؟ آمارها در این باره پاسخ های مختلفی را ارائه می دهند. افزایش تعداد دختران در سن ازدواج نسبت به پسران، مسائل اقتصادی ، ترس از طلاق و بالا رفتن توقع دختران به خاطر تحصیلات دانشگاهی از جمله عوامل كاهش ازدواج به شمار می روند. یك تحقیق آماری در این زمینه را می خوانیم.

طی سالهای 65-1355 افزایش سریع جمعیت ما در كشور، مشكلات بسیاری از جمله در تحصیل، اقتصاد، مسكن و اشتغال پدید آورد. نقش افزایش جمعیت در بروز اختلال در ازدواج بی تأثیر نیست. براساس آمار موجود، نرخ سالانه رشد جمعیت ایران در دهه 65-1355 در سطح بالایی در حدود 3/6 درصد و متوسط نرخ رشد سالانه جمعیت كشور با درآمد پایین حدود 3/2 درصد بوده است.

یعنی جمعیت ایران حتی نسبت به كشورهای با درآمد پایین نیز سریع تر رشد كرده است و این نرخ بالای جمعیت سبب تغییر ساختار جمعیتی كشور شده است. از دهه فوق تا سال 1380، پسران و دختران در رده های سنی 15 تا 25 ساله قرار دارند و این رده های سنی از سال 1378 تا 1388 در سن ازدواج قرار می گیرند. بنابراین طبیعی است كه در این سال ها شاهد اختلال در وضعیت ازدواج باشیم.

براساس سرشماری انجام شده، پسران 25 ساله كه حدود 540 هزار نفر هستند، مایلند با دختران سه سال كوچكتر از خود یعنی با دختران 22 ساله ازدواج كنند. تعداد دختران 22 ساله در سال 1380 حدود 799 هزار نفر بود. با وجود این حدود 160 هزار دختر شانس ازدواج نداشتند. در مجموع رده سنی 15-25 ساله همین پدیده اتفاق می افتد.

سن ازدواج در مردان و زنان

قابل توجه این كه در بدو تولد ، تعداد نوزادان پسر بیشتر از نوزادان دختر است. اما مسئله اصلی ، سن بلوغ و اختلاف سن در ازدواج زنان و مردان است. بلوغ دختران زودتر از پسران است ، بنابراین دختران در سن ازدواج قرار می گیرند، اما پسران در همان سن ، به مرحله ازدواج نرسیده اند. برای مثال ، دختران از سن 12 سالگی برای ازدواج آمادگی دارند، اما پسران در سن 15 سالگی وارد سن ازدواج می شوند.

ترس از طلاق

البته ترس از طلاق می تواند عامل مهمی در برابر ازدواج نكردن باشد. با توجه به آمارهای ارائه شده از مركز آمار ایران در سال 1365، 340342 مورد ازدواج و 35211 مورد طلاق ثبت شده است. در سال 1357، 479263 مورد ازدواج، 37817 مورد طلاق و در سال 1379، 646498 مورد ازدواج و 53797 مورد طلاق ثبت شده است.

طبق آمار ارائه شده، تعداد مردان هرگز ازدواج نكرده بیشتر از زنان هرگز ازدواج نكرده در سال 1375 است.  این آمار در هر سال طبق شواهد علمی باید روند صعودی در پیش داشته باشد. با توجه به موضوعات مورد بحث، سؤالی به ذهن می رسد و آن این كه علت افزایش دختران در سن ازدواج چیست؟ در پاسخ این سؤال شاید مسئله اصلی، در مفهوم لغتی و تعریف دو اصطلاح «هرگز ازدواج نكرده» و «در سن ازدواج» باشد. یعنی وقتی ما می گوییم زنانِ هرگز ازدواج نكرده ، ممكن است یك زن 50 یا 60 ساله باشد و وقتی می گوییم دخترانِ در سن ازدواج ، دختران جوان در سن 29 یا 25-15 ساله را در نظر می گیریم. البته این بحث نیاز به كارشناسی دقیق تری دارد كه در حال حاضر مجال آن در این تحقیق وجود ندارد.

علت دیگر افزایش دختران در سن ازدواج می تواند بلوغ زودرس دختران باشد. بنابراین هر سال بر دختران در سن ازدواج افزوده می شود، ولی ممكن است پسرانی كه در سن ازدواج هستند به آن اندازه نباشند. دلیل دیگر مرگ و میر زودرس مردان (به دلیل هیجانات روحی بیشتر پسران و علاقه آنان به كارهای خطرناك) و یا سفر پسران جوان به خارج از كشور است. عوامل فرهنگی و اجتماعی هم به نوبه خود می تواند مانع مؤثری بر سر راه  ازدواج باشد.

تأثیر تحصیلات دانشگاهی

در نهایت می توان «تحصیلات» را در دوره معاصر بزرگترین مانع ، و سدی در مقابل ازدواج دانست. میزان علاقه به تحصیلات عالی در بین دختران افزایش یافته و این مسئله باعث شده كه توقع دختران از همسران آینده بالا رود و به همان نسبت شانس آنان را برای ازدواج پائین آورد. علاوه بر این ، استقلال مالی كه دختران تحصیل كرده به دست می آورند، موجب می گردد كه نیاز كمتری برای ضرورت ازدواج احساس كنند.

سطح تحصیل مخصوصاً در میان زنان می تواند مستقیماً بر سن ازدواج تأثیرگذار باشد . می توان گفت كه این عامل تا حدی از مرز رده بندی اجتماعی عبور كرده است و قابل كنترل نیست و یك حالت عادی یا بهتر بگوییم دنباله روی از همدیگر (عرف) وجود دارد و باعث می شود تا دختران وقت خود را به جای زندگی مشترك و تربیت فرزندان، صرف تحصیل و یافتن شغلی مناسب كنند.

لازم به ذكر است كه نباید فقط به ترغیب ازدواج و گفتن «زود ازدواج كنید» بسنده كرد. به دلیل این كه یكی از مؤثرترین عوامل در طلاق ، گسترش ازدواج در سنین پایین بوده است. بنابراین باید تدابیری اندیشید تا شرایط ازدواج به موقع و مناسب را برای دختران و پسرانی كه هم از نظر جسمی و هم از نظر عقلی به بلوغ رسیده باشند، فراهم كنند. به عبارتی رشد عقلی آنان كامل شده باشد و مفهوم زندگی مشترك را درك كنند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:11 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

آیا می دانید سه ركن اصلی زندگی سالم چیست ؟

 

 

 

بسیاری از جوان ها رسیدن به سن خاص و یا دارا بودن شرایط متعارف مادی را ، برای ازدواج كافی می دانند ، در حالی كه در كنار رشد جسمی ، رسیدن به رشد  اجتماعی ، اخلاقی و عاطفی از شروط لازم برای ازدواج است كه به آن اشاره می كنیم :

 

1) رشد اجتماعی

رشد اجتماعی ، سازگاری خوب اجتماعی با همه ی آدم ها  و از جمله با همسری است كه قرار است عمری با او زندگی كنیم . افرادی كه در زندگی مشتركشان رعایت حقوق همسر را می كنند، احترام می گذارند و حق تصمیم گیری برای همسر قائل می شوند از رشد اجتماعی برخوردارند. یكی دیگر از مشخصه های رشد اجتماعی ، داشتن استقلال فكری است . افراد مستقل توانایی ها و محدودیت هایشان را به خوبی می شناسند و این شناخت به تصمیم گیری صحیح كمك می كند، آنها در مورد مسائل مختلف خوب می اندیشند و ارزیابی می كنند و پیامدها و نتایج كارهای خود را بر عهده می گیرند. در بسیاری از ازدواج ها عدم استقلال یكی از زوجین باعث بروز اختلافات بسیاری می شود. افرادی كه استقلال ندارند ، وابسته اند و توجهشان بیشتر معطوف به دیگران است تا خودشان ، اهل فكر كردن و اندیشیدن نیستند وچون خود را قبول ندارند دائماً دنبال كسی هستند تا به جای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از گردن آنها سلب كند . گاهی حتی برای امور ساده ای مثل انتخاب رنگ پارچه دچار تزلزل می شوند. افرادی كه روحیه استقلال طلبانه ندارند زندگی مشترك ناموفقی خواهند داشت.

استقلال فكری از دو راه به دست می آید : یكی از طریق مطالعه ( درسی ، متفرقه و آزاد ) در مورد چگونگی رفتارهای اجتماعی و دیگری از طریق تجربه ؛ به این معنا كه تجربه ای كه از كارهای گذشته داریم درمورد كارهای آتی در نظر بگیریم . در اینجا ذكر این  نكته لازم است كه مستقل بودن به معنای مشورت نكردن نیست ، استقلال فكری وقتی تحقق پیدا می كند كه هدفی را كه شخص دنبال می كند تنها به واسطه صحبت دیگران زیر پا نگذارد بلكه برای رسیدن به آن اهداف از مشورت كردن با دیگران استفاده كند.

یكی دیگر از فاكتورهای رشد اجتماعی اعتماد به نفس است . یعنی باور داشتن توانایی ها و شناخت محدودیت ها واین كه فرد بداند می تواند از عهده ی مسئولیت های خود برآید. می توان اعتماد به نفس را  نوعی واقع بینی نیز دانست؛ زیرا افرادی كه دارای اعتماد به نفس هستند . تصویر درستی ازخود دارند و افرادی كه اعتماد به نفس ندارند مردد و دودل هستند . كاری را شروع كرد ه ولی به آخر نمی رسانند و بیشتر منفی بافند . " من نمی توانم " " غیر ممكن است" " نمی توانم تصمیم بگیرم " جملاتی هستند كه این افراد زیاد به كار می برند و تحت تأثیر دیگران قرار گرفته تصمیم گیری شان سست می شود. نقطه مقابل این افراد ، افراد مغرورند كه توانایی های خود را بیش از اندازه می پندارند و در ارزیابی خود دچار اشتباهند . برای تقویت اعتماد به نفس باید شناخت واقع بینانه ای از توانایی ها و نقاط مثبت خود داشته باشیم و آنها را تقویت كنیم.  به كار بردن عبارات مثبت نیز در تقویت اعتماد به نفس نقش مؤثری دارد. باید هدف هایی را كه انتخاب می كنیم در حد توانایی هایمان باشد تا هر بار كه كاری را با موفقیت به اتمام می رسانیم یك لایه به اعتماد به نفس ما اضافه شود.

2) رشد اخلاقی

رشد اخلاقی یعنی كنترل داشتن روی رفتار، عادات و خلق و خوی خود ؛ به طوری كه هم حقوق خود وهم رفاه و حقوق دیگران رعایت شود. كسی كه رشد اخلاقی دارد خصوصیات زیر را داراست : همیشه پیامدهای اجتماعی و رفتار و اخلاقش را در نظر می گیرد ، حتی در حین عصبانیت آنقدر كنترل دارد كه حرفی نزند تا بعد احساس گناه كند و یا باعث قطع روابط شود و به طور كلی پیامد بدی داشته باشد. یكی از فوائد داشتن رشد اخلاقی این است كه انسان احساس آرامش می كند چرا كه وقتی كسی كنترل رفتار و گفتارش را داشته باشد بیشتر از همه خودش احساس آرامش می كند. رشد اخلاقی باعث نزدیكی دلهاست و در یك تعریف جامع می توان گفت كه:

واقعیت آن چیزی است كه هست و اخلاق آن چیزی است كه باید باشد.

 

 

3) رشد عاطفی

رشد عاطفی به معنای داشتن كنترل روی عواطف مثبت و منفی است. یكی از نشانه های رشد عاطفی داشتن اعتدال است؛ همانطور كه پرخاشگری محض غلط است ، مطیع بودن محض نیزغلط می باشد. مطلب دیگری كه در رشد عاطفی هر فرد باید مورد توجه قرار بگیرد حس وظیفه شناسی است . به شخصی وظیفه شناس گفته می شود كه وظایف نقشی را كه ایفا می كند به خوبی بشناسد و انجام دهد. به طور كلی وظیفه شناسی در نقشها بیان می شود؛ افراد وظیفه شناس احساس مطبوعی از زندگی دارند و از آن راضی هستند . افرادی كه از رشد عاطفی برخوردارند در زندگی احساس آرامش می كنند و به دیگران هم آرامش می دهند. ذكر یك نكته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن نقشی است كه والدین  در تربیت فرزندان خود دارند، چرا كه دختر یا پسر باید از جنسیت خویش راضی ، باشد در غیر این صورت رشد عاطفی با اختلال روبرو می شود. والدین باید بدانند كه دختر و پسر فرقی ندارند . تفاوت در نقشی است كه آنها در آینده ایفا می كنند . باید آنها را با صداقت ، قاطع و دلسوز و مهربان تربیت كرد.

تا اینجا به ذكر مسائلی پرداختیم كه قبل از ازدواج باید مورد توجه قرار بگیرداما بسیاری ازنكات هست كه بعد از ازدواج باید مد نظر داشت وبرای رسیدن به حد مطلوب آن تلاش كرد.

قطعاً از هر دختر یا پسر جوانی كه سؤال شود معیار خوشبختی بعد از ازدواج را چه می داند ؛ یكی از معیارهایش را به داشتن تفاهم اختصاص می دهد. بسیاری تفاهم را شبیه هم بودن و اختلاف نظر نداشتن می پندارند در حالی كه زن و شوهر باید مكمل هم باشند نه این كه مثل هم شوند. برای دستیابی به تفاهم باید بتوانیم شرایط یكدیگر را درك كنیم و خود را درجای دیگری ببینیم وهم احساس شویم. چیزی كه هر زوج جوانی باید بداند این است كه هیچ رفتاری به خودی خود ، سر نمی زند . زن ومرد باید بتوانند از دریچه چشم هم به مسائل بنگرند نه این كه مقابل هم قرار بگیرند.

یكی دیگر از راه های رسیدن به تفاهم، داشتن صبر و شكیبایی و گذشت است . اما گذشت و شكیبایی باید دوطرفه باشد . گذشت یك طرفه باعث بدتر شدن و تقویت رفتار نامطلوب طرف مقابل می شود . گذشت منطقی و آگاهانه گذشتی است كه طرف مقابل از آن اطلاع پیدا كند و خود نیز پشیمان و متنبه (تنیبه ، آگاه ) شود و در نتیجه ، تغییر رفتار ایجاد شود . در غیر این صورت گذشت یك طرفه امری بیهوده است. برای ایجاد تفاهم نباید به منزلت و ارزش انسانی خود ضربه زد.

هنر گوش دادن

عامل دیگری كه درزندگی زناشویی بسیار حائز اهمیت است ولی كمتر به آن پرداخته می شود؛ هنرگوش دادن و چگونگی سخن گفتن است.

دقت و توجه به صحبت دیگران و مفاهیم آن ، به موقع صحبت كردن و سخن مفید و نه بیهوده گفتن یكی از عواملی است كه به درك متقابل زوجین كمك بسزایی می كند. باید به صحبت های طرف مقابل به خوبی گوش داد . به خصوص در زمان بحث و گفتگو كه آن نیز زمان مخصوصی دارد . این امر باعث می شود كه بحث به مشاجره كشیده نشود . مطلب دیگر با ملاطفت صحبت كردن است چرا كه گاهی نحوه و چگونگی سخن گفتن مقدم بر محتوا و به عبارتی "چه گفتن" است.

 

صداقت

در انتهای این مبحث به " صداقت " در زندگی زناشویی می پردازیم . بسیاری از مردم با نظر یكی از بزرگان موافقند كه گفته است " ترجیج می دهم از شنیدن حقیقت غمگین شوم تا از شنیدن دروغ خوشحال گردم" . چرا كه عدم صداقت باعث می شود تمامی صحبت های  شخص زیر سؤال رود و در تمام آنها شك و تردید به وجود آید . هیچ چیز به اندازه عدم صداقت باعث بی اعتمادی در زوجین نمی شود در عین حال سبب كینه نیز می شود و فضای مسمومی را ایجاد می كند.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:11 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

می خواهم ازدواج كنم اما ...


" وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِكَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَكَّرونَ"

" یكی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید كه در كنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود كه این نیز برای مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ی علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم / 21)

ازدواج  و تشكیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است كه در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یكی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است كه ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین كننده و تعدیل كننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد كه در اسلام بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی كه همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأكید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یك پدیده ی فرهنگی هست كه نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن كه بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فكری دارد كه تار و پود آن به صورت دامی از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است كه غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای كوركورانه ، مسخ هویت و كرامت انسانی است.

برخی از مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی:

1-  ازدواج تحمیلی

با این كه خوشبختانه با افزایش دانش و بینش جوانان و خانواده ها ، از شدت این مسئله كه برخلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و احكام اسلامی است ، كاسته شده ،  اما هنوز هم در برخی مناطق ، پدر و مادر و نزدیكان داماد ، هر دختری را كه پسندیدند و پیشنهاد نمودند بدون نظر خواهی معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص می كنند  و بعضی پسرها هم بدون توجه به مشكلات بعدی به راحتی می گویند هر كه را شما بخواهید و هرچه شما بگویید! در این خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور كردن آنها به ازدواج های تحمیلی ، بسیار وخیم تر است.

2-  

شیربها

در بعضی  شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است كه قبل از عروسی برای تهیه مقداری از جهیزیه ، از داماد مبلغی پول نقد به عنوان شیربها می گیرند كه خود مانع و مشكل بزرگی برای خانواده هاست و یكی از آسیب های كوچك آن این است كه خانواده ی داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند كه جهیزیه مفصلی باز گردانده شود. كاش این افراد  لحظه ای می اندیشیدند كه شیر مادر چیزی نیست كه قابل خرید و فروش باشد.

مهریه

مهریه یك سنت حسنه ی اسلامی است كه از زمان پیامبر اكرم ( صلی الله علیه واله وسلم ) وجود داشته و تعیین آن مورد تأكید است . با این كه عده ای می گویند مهریه را چه كسی داد و چه كسی گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ی داماد است ؛ یعنی هرگاه زن طلب مهریه كرد شوهر باید آن را پرداخت كند . در قدیم مهریه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامی ، به روال مِهرالسُنه ی حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ، این سنت پسندیده را مطابق با تمایلات خود جهت داده اند و مهریه را به عنوان ارزش یك دختر تلقی می كنند و به اشتباه مهریه سنگین را پشتوانه ای محكم و تداوم بخش در زندگی زناشویی می پندارند. چرا باید بعضی دختران به بالا بودن نامعقول مهریه خود افتخارنمایند؟ مگر الگوی زنان ما فاطمه زهرا (س) نیست ؟ و مگر الگوی ازدواجی كه خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمی پسندند وعقل بر آن صحه می گذارد و رضایت خلق خدا را فراهم می سازد، ازدواج بزرگ مرد تاریخ اسلام حضرت علی ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نیست كه با نهایت تأسف برخی ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهریه و مبلغ آن ، صورت نمی گیرد.

این دسته از والدین را باید آگاه كرد كه دختر ، و زندگی او كالای مورد معامله نیست تا بر سر مبلغ مهریه اش بحث كنند و باید بدانند كه طلب كردن مهریه ی سنگین،  نشانه عدم اعتماد و اطمینان كمتر است و بهانه ای برای ایجاد انتظار نامعقول و جهیزیه ی خارج از توان ، كه همه ی اینها از آفت های ازدواج و آسیب های فرهنگی و اجتماعی آن محسوب می شوند.

3-  

جهیزیه

جهیزیه باید سبك ، ساده و در حد ضروریات اولیه ی شروع زندگی جدید باشد همان گونه كه جهیزیه حضرت فاطمه زهرا( س) به روایتی هفده قلم بوده است كه در آن زمان به 63 درهم خریداری شده است و این هم از سنت های حسنه ی اسلامی است كه به تدریج از هدف اصلی دورشده و متأسفانه در زمان ما یكی از مشكلات ازدواج شده است ، بدانگونه كه برخی خانواده ها به جهیزیه عروسشان با وسواس توجه می كنند و اگر آن را نپسندیدند مایه ی سرشكستگی خود و خانواده خود تصور می كنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قی فراوان به جهیزیه اش می شناسند! و توقع دارند كه به اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد همراه خود بیاورد ! تا جایی كه دیده شده است پدری یكی از كلیه های خود را برای تهیه جهیزیه دختر خود فروخته است و یا دختری به علت فقر و عدم توانایی تهیه ی جهیزیه ، از ازدواج صرف نظر كرده است . به علاوه بسیار مشاهده می شود كه بعضی از وسایلی كه به عنوان جهیزیه با هزینه های كمرشكن تهیه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمایش درآمده است .

4-  

تجمل و تشریفات دست و پاگیر

باید نهضتی برضد  ازدواج های پر خرج و تشریفاتی به وجود آورد كه هزینه های زیادی را می بلعد و نابود می كند و انگیزه ای جز چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ندارد. باید با الهام از دستورات عالی اسلام با هرگونه تجمل پرستی و خرج تراشی های بی دلیل در امر ازدواج به شدت مبارزه كرد. باید  در فرهنگ عمومی این باور ایجاد شود كه خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحكیم پیوند زناشویی است . ریشه ی بسیاری از كدورت ها ، اختلافات خانوادگی و جدایی ها را باید در همین آداب و رسوم غلط ، در همان شب های جشن و سرور پرخرج ، تقید به مشتی آداب و رسوم غلط  و توقعات بیجا و توجه افراطی به ظواهر مادی به هنگام خواستگاری جستجو كرد. افسوس كه تقلیدهای كوركورانه ،  چشم و هم چشمی ها، آبروهای خیالی بدتر از هر بی آبرویی و خواب های خرگوشی مرگبار، بعضی مغزها را منجمد كرده و از درك حقایق و واقعیت های ازدواج  باز داشته است كه حاصلی جز اضطراب ، افسردگی ، تظاهر و زندگی بی روح و نشاط  و اختلالات عصبی و روانی ندارد.

اما در پیوندی كه دختر و پسر از روی شناخت ، با یكدیگر صمیمیت و تفاهم داشته و والدین آنها بدون سختگیری های بیجا و پس از مشاوره و بررسی آن را تصویب می  كنند و در یك محفل شاد و دوستانه و صمیمانه برگزار می شود، نیازی به تشریفات كمرشكن ، پیرایه های ابلهانه ، تجملات و مخارج رویایی و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است كه در چنین ازدواجی ، كه بهتر است آن را ازدواج  اسلامی و طبیعی بنامیم ، نه از مهریه های كمرشكن و جهیزیه های  ریز و درشت خبری هست ، نه از شیربها و طلا و جواهرات زیاد و گران قیمت و هدایای سرسام آور و آینه شمعدان های غیر ضروری ، خریدهای آن چنانی قبل از عقد برای عروس و خانواده ی او ، تقدیم و ارسال هدایا  در اعیاد و روزهای خاص و بالاخره تشریفات و اسراف های مراسم عقد و عروسی با هزینه های سنگین و...

نكته عجیب و قابل تأمل و تحقیق این است كه گروه عمده ای از خانواده ها كه از این پیرایه ها و تشریفات زاید و كمر شكن شكایت دارند، ناله می كنند و درمقام بحث با این گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گیر مخالفت می ورزند ، در عین حال  غالباً به آنها پای بندند و زمانی كه خود به عنوان والدین پسر یا دختر در موقعیت قرار می گیرند صورت مسئله را پاك كرده در دام آن تارهای عنكبوتی افتاده و به مصیبت و خطا گرفتار می شوند . شاید بتوان گفت كه یكی از دلایل این تضاد عقیده و عمل ، عدم شهامت كافی و ضعف اراده و تفكر و ایمان آنها به مبارزه و شكستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.

فرانسیس بیكن فیلسوف انگلیسی قرن 17 میلادی ، خطا های مبتلا به ذهن آدمیان را كه در تحصیل علم و آگاهی  و كشف حقیقت ، مایه گمراهی انسان می شوند بت نامیده و از آنها به عنوان بت های طایفه ای ، شخصی ، بازاری و نمایشی نام برده است. این گونه آداب و رسوم و سنت های ناپسند و انحراف از فطرت خداوندی و اسلامی  را نیز از جمله بت های فرهنگی  و فكری امروز میهن اسلامی می توان نامید كه نیاز به بت شكن و قهرمان های فرهنگی و فكری دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصیل اسلامی است.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:12 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

نقش ازدواج در سلامت روان جوانان

 

چنانكه پیشتر اشاره شد ،ازدواج  یك امر طبیعی و فطری و یكی از نیازهای ناگزیر بشر است. كسی كه به این نیاز طبیعی پشت كند بدون تردید، احساس كمبود خواهد كرد وچون برخلاف فطرت حركت می كند، به دشواری ها و مشكلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شك ، یكی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز كه گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.

دختران و پسران جوان ، درفراز و نشیب زندگی ، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را كه می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج ، دركنار یكدیگر از آرامش ، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.

خداوند متعال در این باره می فرماید:

" و از نشانه های او این كه ، همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا دركنارآنان آرامش یابید، در میانتان موّدت و رحمت قرار داد . در این نشانه هایی است برای گروهی كه تفكر می كنند".

رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – نیز ، ازدواج را عامل ایجاد اخلا ق نیكو د رفرد می داند و می فرماید:

" مردان وزنان بی همسر خود را به ازدواج یكدیگر درآورید ، چرا كه خداوند اخلاق آنان را نیكو می سازد" .

امروزه ، پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاكی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه ، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریكا درسال 1980 نشان می دهد كه بین سلامت روانی  و ازدواج ، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های نوروتیكی درمقایسه ، كمتر در آنها دیده می شود و درصد كمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشكیل خانواده ، یعنی ایجاد اخلاق نیكو در افراد ،  سلامت  و بهداشت روانی ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است كه خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری كه  از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.

نقش ازدواج و تشكیل خانواده درسلامت جامعه

ازدواج و تشكیل خانواده ، نقش مهمی در تزكیه و بقای  جامعه دارد و تلاش در جهت استحكام آن ، زمینه را برای سلامت اخلاقی  و سعادت عمومی جامعه فراهم می سازد . چرا كه ازدواج مشروع جلوی بی بند و باری ، هرج و مرج و آشفتگی های جنسی را می گیرد و پسران و دختران جوان را وا می دارد كه در چارچوب قواعد و اصول مشخصی ، به زندگی اجتماعی تن دردهند.

ازدواج و تشكیل خانواده برای انسان ها یك نیاز طبیعی است كه از فطرت و آفرینش ویژه ی آنان سرچشمه می گیرد و نباید آن را یك قرار داد متعارف اجتماعی تلقی نمود كه درصورت عدم تحقق آن ، آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود؛ بلكه برعكس، هرگونه آسیب به این بنیان مقدس ، پیامدهایی را در تحول ساختار كلی جامعه و نظام ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد.

خانواده از آن رو كه زیربنا و ریشه ی همه ی نهاد های اجتماعی است ، قدرت مندترین كانون اثر گذاری و مؤثرترین مركز برای سامان دهی یا نابسامانی اجتماع وعامل تشكل و سیستم دهی به جامعه است. هر گونه تغییر مثبت یا منفی در خانواده ، در جامعه ی بزرگ انسان ها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد. ثبات یا بی ثباتی خانواده ، مستقیماً برثبات یا بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی كه در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بی شك ارزش های اخلاقی درجامعه ی كلان سقوط خواهد كرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند كه فرآیندهای اساسی اجتماعی بدون حضور خانواده، شكل واقعی خود را پیدا نخواهد كرد. فرایندهایی چون همكاری، سبقت جویی ، ستیزه جویی، همانند سازی ، سازش ، فرمانروایی ، سلطه پذیری و ... همه وهمه ریشه در خانواده دارند؛ و این مورد تأیید جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی است. پایه و مبنای شرافت انسانی ، خود خواهی و خود مداری ، پذیرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگی نشأت گرفته از خانواده است و این ، مورد تأیید جرم شناسان و آسیب شناسان اجتماعی است.  و بالاخره ریشه های اساسی رشد یا پس افتادگی اجتماعی ، صعودها و سقوط ها، سامان داری یا نابسامانی های اجتماعی و ... را باید در خانواده جست وجو كرد.

بیشتر حركت های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفرینی می كنند . برهمین اساس، همه ی ادیان الهی به ویژه اسلام ، خانواده را مؤثرترین راه برای هر گونه تغییر و تحول در بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه می دانند. زیرا از یك سو خانواده ، خود مركز تعامل و تأثیر متقابل افراد بر روی هم است و تجربیات و آگاهی های فرد در خانواده ، در شكل دهی نقش اجتماعی او بیشترین تأثیر را دارد. و از سوی دیگر، هركدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو می روند و بر یكدیگر تأثیر متقابل گذارده ، آرمان ها و عقایدشان درهم می آمیزد و حاصل این فعل و انفعالات به صورت یك طرز فكر، یك  اندیشه ی اجتماعی و در نها یت به شكل یك سیستم فرهنگی درمی آید.

واضح است اگر خانواده از سلامت كافی برخوردار نباشد ، افراد بیمارگونه ی خانواده نیز پس از ورود به جامعه و كنش متقابل اجتماعی  با سایرین ، بیماری خویش را به دیگران سرایت داده، ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند؛ و گاهی ممكن است یك رفتار نامعقول و غیرمعقول اجتماعی ، در اثرهمین تعاملات به صورت یك رفتار پسندیده ، در جامعه ظهور كند.همین طور اگر خانواده های یك جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نیز از سلامت واقعی بر خوردار خواهد بود.

اسلام نیز كارخود را از خانواده شروع كرده است. چنانكه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله – تبلیغ علنی خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشیره اش آغاز كرد و درتداوم آن ، كار تبلیغ  و توسعه ی جامعه ی اسلامی را از درون خانواده ی خویش و با تربیت انسان هایی وارسته چون فاطمه ی زهرا، امام حسن و امام حسین – علیهم السلام – ادامه داد. و به این ترتیب هر كدام از ائمه اطهار –  علیهم السلام – نیز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ی خود شروع كردند.

با اندك تأملی درسیره ی آن بزرگواران د ر نحوه ی ازدواج ، تربیت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنین وصایا و سفارشات آنها به اهل بیت خود، به خوبی درمی یابیم كه این بزرگ مردان تا چه اندازه به اهمیت خانواده  و تأثیر غیرقابل تردید آن برجامعه عنایت داشته اند.

البته ناگفته نماند، در سلامت یا فساد جامعه ، نقش دیگر كارگزاران اجتماعی مانند نهادهای مذهبی و وسایل ارتباط جمعی را نمی توان نادیده گرفت . اما بنابر پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی ، در این تأثیر گذاری ، نهاد خانواده  درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده است كه آن را از میان دیگر كارگزاران اجتماعی متمایز می سازد.

بنابراین " برای تشكیل یك جامعه ی آرمانی ، تأسیس خانواده های آرمانی ضرورت دارد و خواستاران جامعه ی ایده آل ، باید به تشكیل خانواده های ایده آل بپردازند.

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:12 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ازدواج از دیدگاه آسیب شناسی اجتماعی اسلام

زمان پیدایش خانواده را باید از همان آغاز خلقت انسان دانست؛ زیرا با آفرینش " آدم وحوا "،  درحقیقت اولین خانواده دو نفره پا به عرصه ی ظهور گذاشت و با گذر زمان و تولید و تكثیر فرزندان ، توسعه یافت .

اگر چه براساس پژوهش های جامعه شناسان ، تشكیل خانواده در برخی از جانوران نیز وجود داشته است. ولی پایدارترین شكل خانواده مربوط به خانواده ی انسانی است.

بنابراین ، خانواده اولین نهاد اجتماعی است كه درهمه ی جوامع بشری وجود داشته و از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران علوم مختلف بوده است.

تعاریف گوناگونی كه از دیدگاه های مختلف درمورد خانواده ارائه شد ه است ، بیانگر اهمیت این نهاد مقدس اجتماعی است.

ازسوی دیگر، پاسخ گویی خانواده به قسمت عمده ی نیازهای انسان، و كاركردهای مهمی كه به عهده  دارد ؛ نشانگر نقش كلیدی این نهاد در جامعه است.

اهمیت ازدواج جوانان از دیدگاه آسیب شناسی اجتماعی اسلام

اسلام از ابعاد گوناگونی به این موضوع پرداخته و لزوم آن را در جامعه از دیدگاه های مختلفی مورد تأكید قرار داده است. اهمیت ازدواج از نظر گاه اجتماعی ، مهمترین موضوعی است كه در تعالیم آسمانی اسلام به آن پرداخته شده است .

پیشوایان دین ، ازدواج را ضامن بقای نسل انسان از راه مشروع می دانند و به عنوان مهم ترین عامل امنیت عِرضی و عفت عمومی ، برآن  تاكید دارند.

پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله – در زمینه ی ازدواج دختران جوان می فرماید :

و باز آن حضرت است كه می فرماید:

هرگاه خواستگاری برای دختر شما بیاید كه دین و اخلاق او را می پسند ید، او را به همسری دخترتان برگزینید و گرنه فتنه و تباهی بزرگی درزمین شكل می گیرد".

دیده گاه آسیب شناسی اجتماعی اسلام بر این نكته تأكید دارد كه بیشترین مفاسد اجتماعی و اخلاقی در دوران تجرد افراد پدید می آید و بر همین اساس است كه رسول خدا صلی الله علیه و آله – بیشترین افراد جهنمی را بی همسران می داند . زیرا آنها بیشتر از افراد همسردار مرتكب گناه ، ناپاكی و عصیان می شوند.

اكنون جامعه شناسان پس از گذشت قرن ها از پیدا یش اسلام ، آنچه را كه پیام آورخدا به انسان ها هشیار داده بود، با تجربه و آمار و ارقام ؛  دریافته اند. بنا بر یافته های عینی جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی ، درصد زیادی از بزهكاری ، درسنین حدود 15 تا 25 سال ، ( یعنی سنین طبیعی ازدواج ) اتفاق می افتد. همچنین در این سنین ، انحراف جنسی كه اغلب با اختلا ل شخصیتی نیز همراه است ، در میان جوانان ظهور پیدا می كند. لذا ازدواج از دیدگاه جامعه شناسان و روان شناسان بهترین راه برای ایجاد یك زندگی مشترك ، تخلیه ی مشروع جنسی و جلوگیری از بزهكاری و انحراف است و این همان چیزی است كه اسلام بیش از چهارده قرن پیش برآن تأكید كرده است.

ازدواج عامل استقلا ل اقتصادی جوان

ازدواج از آن جهت كه باعث استقلا ل اقتصادی دختر و پسر جوان می گردد  نیز دارای اهمیت است. زیرا دو جوان با ازدواج با یكدیگر، درحقیقت در پی تشكیل یك خانواده ی مستقل هستند ، و خانواده ی جدید ،  درآمدی مستقل می طلبد كه با آن خود را از دیگران بی نیاز كند. همین استقلا ل اقتصادی است كه به مرد جوان  تحرك بیشتری می بخشد تا زندگی خود را تأمین سازد ؛ این چنین مردی است كه اسلام  او را چون سربازی درجبهه می داند كه در راه خدا می جنگد . از این نظرگاه ، اسلام توسعه ی اقتصادی خانواده را یكی از اثرات مهم ازدواج می داند و تأكید می كند كه درصورت عدم استطاعت مالی زن و مرد برای ازدواج، خداوند آنان را از فضل و رحمت خود بی نیاز می سازد. زیرا انسان بعد از ازدواج ، خود را شدید اً مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین نیازهای زندگی می داند؛ به همین دلیل تمام ابتكار ، استعداد وتوان خود را به كار می گیرد و در حفظ  درآمدهای خود و صرفه جویی در آن تلاش می كند و در مدت كوتاهی می تواند بر فقر چیره گردد.

بی جهت نیست كه امام صادق – علیه السلام – می فرماید :

" رزق و روزی ، همراه همسر و فرزندان است".

در روایتی دیگر چنین آمده است:

" مردی خدمت پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه و آله – رسید و از تهی دستی و نیازمندی شكایت كرد ؛ پیامبر- صلی الله علیه وآله – فرمود : ازدواج كن " ؛ او نیز ازدواج كرد و از نظر اقتصادی ، در كار او گشایش پیدا شد".

جامعه شناسی امروز نیز، بر خلاف پیشینیان كه خانواده را قبل از هر چیز یك سازمان اقتصادی می دانستند، خانواده را نهادی می داند كه كاركردهای متفاوتی را بر عهده دارد؛ یكی از این كاركردها ،  كار كرد اقتصاد ی و برطرف كردن نیازهای مادی است . اگر چه برخی از اقتصاد دانان امروز،  پا را از این نیز فراتر نهاده ، ازدواج را یك شركت و بنگاه اقتصاد ی می دانند.

" دیوید فریدمن" یكی از این افراد است ،  او در تعریف اقتصادی ازدواج می نویسد:

"ازدواج یك بنگاه اقتصادی است، توافقی است میان یك زن و یك شوهر، تا در، درآمد یكدیگر ، مسكن و التذاذ جسمی سهیم باشند و فعالیت های تولیدی مانند طبخ غذا ، نظافت منزل ، شستن ظروف و تربیت  فرزندان در یكجا متمركز گردد.

از این دید، انگیزه ی ازدواج ، وجود صرفه جویی های مبتنی برمقیاس تولید است . علاوه برآن برای تشكیل خانواده از اصل تقسیم كار استفاده شده است. بنابراین می توان گفت كه ازدواج نوعی ویژه از بنگاه اقتصادی دو نفره است ".

دیدگاه اسلام دراین مورد ، دیدگاهی كاملاً متفاوت است . زیرا تشكیل خانواده در اسلام امری مقدس و معنوی است و نمی توان آن را با ابزار های تحلیلی اقتصادی  و تئوری های مادی تفسیر كرد.

اگر چه با تشكیل خانواده ، زن و مرد به طور طبیعی در درآمد ، مسكن و... با یكدیگر شراكت دارند و ازدواج موجب صرفه جویی و پایین آمدن سرانه ی هزینه ی زندگی می گردد ولی مبنای ازدواج دراسلام بر این گونه امورنیست و در حقوق قانونی و شرعی خانواده از چیزی به عنوان اصل تقسیم كار، سخنی به میان نیامده است. زیرا اسلام هرگز مسئولیت كارهای منزل را به عهده ی زن نگذاشته و حتی از نظر حقوق قانونی ، زن علاوه بر دریافت نفقه ،  حق مطالبه ی وجه ، برای شیردادن كودك و انجام كارهای منزل دارد. ولی با این حال بر اساس موازین اخلاقی و انسانی از او می خواهد كه درخدمت رفاه شوهر و فرزندان باشد و به همین خاطر است كه پیامبر گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – می فرماید:

" جهاد زنان ، نیكوهمسرداری كردن است ".

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:12 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

تأملی بر ازدواج های دانشجویی

تأملی بر ازدواج های دانشجویی

مدتی است كه نوعی ازدواج در جوامع دانشگاهی ما به عنوان عالی ترین مكان فرهنگی ، تحقیقاتی و اطلاعاتی رواج پیدا  كرده و بحثی به نام " ازدواج دانشجویی"  را در بین علماء ، اساتید ، خانواده ها و جوانان رواج داده است. ما نیز بر آن شدیم به سهم خود این نوع پیوند را از زوایای متفاوت مورد تحلیل قرار دهیم.

ازدواج از طریق پیوند عاطفی ، روانی و جسمانی بین زن و مرد به عنوان عناصر اصلی تشكیل دهنده ی نهاد خانواده برقرار می شود و اشتراك منافع ، عقاید ، سازماندهی ، هدفمندی و برنامه ریزی را طلب می كند تا به صورت ازدواجی موفق جلوه گر شود.

ازدواج موفق در فرهنگ های مختلف تعابیر متفاوتی دارد. اما آنچه درتمام نظامهای عقیدتی و فرهنگی دنیا به عنوان  مهمترین خصیصه ازدواج موفق ذكر می شود آن است كه پیوند سالم و ازدواج زنده ، تداوم در تفكر طرفین را به همراه  خواهد داشت. بدان صورت كه با توجه به خواسته ها ، انتظارات و نیازهای خود و درنظر گرفتن هنجارهای جامعه به آنچه معقول و منطقی است دست یابند. عبارتی وجود دارد كه در عین كوتاهی، به اندازه یك زندگی مشترك حرف به همراه دارد. " طلاق عاطفی!" و این بدان معنی است كه زوجین علیرغم آنكه با هم و در زیر یك سقف زندگی می كنند، تنها سعی كرده اند در ظاهر،  كنارهم باشد. اما در عمل همدردی ، همدلی ، تفاهم واحترام متقابل ، تكمیل و تكامل ، و عشق از كانون خانواده رخت بربسته و مهمترین شرط  و كاركرد نظام خانواده كه همانا محبت ، عشق ورزی و تكامل است در آن رعایت نمی شود.

طرز فكر و دیدگاه مشترك

آنچه كه برای یك ازدواج زنده، حیاتی تلقی می شود ، طرز فكر یكسان و دیدگاه مشترك بین افراد است . طرز فكر هریك از ما با توجه به سن ، نوع فرهنگ وسطح تحصیلات رسمی یا غیر رسمیمان شكل می گیرد. با این تعبیر بسیار طبیعی است كه نوع نگرش یك انسان پنجاه ساله با انسانی بیست ساله تفاوت اساسی داشته باشد. مشابه بودن سطح تحصیلات دردانشجویان به علت نزدیك بودن میزان بهره ی هوشی و شیوه نگرش آنها به محیط پیرامون ، به شیوه ای معمولی یا انتزاعی می تواند به موفقیت یك ازدواج كمك می كند ، اما عاملی اساسی تر در این مورد فرهنگ است . در كشور ما تجانس فرهنگی بسیار كم دیده می شود . زیرا علیرغم فرهنگ اصلی و كلیت یافته ایرانی، خرده فرهنگهای فراوانی را در شهرها ، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده می كنیم كه با وجود تداخل فرهنگها و گستردگی ارتباطات ، هنوز به قوت خود باقی است. به عنوان مثال قوم كرد در منطقه غربی كشور تجمع یافته و قوم ترك در شمال و شمال غرب كشور؛ اما علیرغم همسایگی مكانی و نزدیكی جغرافیایی ، از لحاظ رسوم ، عقاید و سنتها و طرز تلقی مفاهیم متعدد مثل خانواده ،خواستگاری ، مراسم عروسی وعزا ، خوب و بد و... با هم بسیار متفاوت به نظر می رسند.

تفاوت شیوه نگرش درخانواده

علاوه برمسائل فرهنگی بد نیست بدانیم عوامل بسیاری در ازدواج وتفاهم پس از آن مؤثرند . عواملی كه اكثراً در سطح  ناخودآگاه ذهن جای گرفته اند . طبق پژوهش ها ی به عمل آمده یكی از علل مهم و قابل توجه طلاق در خانواده ها، بروز سوء تفاهم وعدم درك متقابل در طرفین است. اكثر زوج های در حال طلاق ، عدم تفاهم و دخالت خانواده زوج را مهمترین عوامل جدایی خود ذكر می كنند .علت بروز سوء تفاهم ها و ادراكهای متفاوت در موقعیت های یكسان آن است كه تجارب اولیه ما به شدت تحت تأثیر فرهنگ و محیط زندگی ، شرایط اقتصادی ، خانوادگی ، تربیتی ، شیوه نگرشی خانواده و نوع زندگی است كه در افراد مختلف به شدت متفاوت می نماید.

فرهنگها و تجارب گوناگون

دانشجویانی كه با فرهنگ های متفاوت و تجارب گوناگون تصمیم به ازدواج می گیرند باید به طور جدی متوجه پیشینه خانوادگی و فرهنگی مختلف و احتمالاً متناقض با شرایط طرف مقابل خود باشند . این بهترین راه برا ی پیشگیری از وضعیتی است كه زوج جوان با مراجعه به مراكز مشاوره اظهارمی دارند : همسرم مرا درك نمی كند! گاهی برخی جوانان در ابتدا متوجه تفاوتهای خود به لحاظ خانوادگی ، شخصیتی ، عقیدتی و... با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دلیل علاقه كوركورانه ، كه فقط از روی احساس بدون پایه عقلی و منطقی ایجاد شده ، با ساده اندیشی گمان می كنند می توانند تفاوتها را در سایه " عشق"  تنها  به اشتراك تبدیل كنند. علاقه و محبت برای تداوم یك زندگی مشترك عامل اصلی و پایه اساسی تلقی می شود اما منطقی تر آن است كه عشق را مكمل ازدواج بدانیم نه عامل آن. احساسات شدید وعواطف رقیق جوان ، گاه او را به سمتی می خواند كه تنها ملاك انتخاب خود را در چند برخورد كلاسی و دانشگاهی و علاقه ای كه در اثر همجواری ایجاد شده خلاصه می كند. حال آن كه عادات دیداری، با عشق تفاوتهای اساسی و اصولی دارد. آن هم عشقی كه لازمه یك زندگی موفق زناشویی است. حتی پس از ازدواج نیز عشق ورزیدن هنری است كه رعایت قوانین و اصول خاصی را طلب می كند. اصولی مثل پذیرش، درك وهمكاری .

پیش از توجه به این موارد ، لازم است هر جوان در اعماق ذهن و افكار خود به خود شناسی بپردازد. لازم است تا پیش از تصمیم به ازدواج ، .

هر یك از ما تكلیف خود را با مفاهیم انتزاعی و غیرانتزاعی و انتظارات و اهداف خود روشن كنیم تا از گزند آرمان گرایی های دور از دسترس و درگیرشدن در دام اوهام رهایی یابیم . شاید  در سایه این خود شناسی به واقع بینی و آنچه كه یارو مددكار ما در حیات فكری و عقیدتی ماست دست یابیم .

حلقه ازدواج

ویژگی های شخصیتی

یكی از سؤالات كلیدی در زمینه خودشناسی كه پیش زمینه اساسی انتخاب همسر و ازدواج تلقی می شود آن است كه واقعا از همسر آینده خود چه انتظاری داریم؟ و چگونه انسانی را با چه شرایط رفتاری و ویژگی های شخصیتی ، برای شراكت در زندگی می پسندیم.

اگر خواسته ها و معیارهای اصلی و حیاتی شخصی خود را بیابیم با دیدی واقع بینانه و عمیق تر می توانیم به كاوش شریكی با شرایطی نزدیك به آن ویژگی ها بپردازیم . در این میان نباید تشابه فكری ، عقیدتی و شخصیتی طرفین و خانواده آنان را از یاد برد . ازدواج نه تنها تركیب دو انسان ، بلكه تداخل دو خانواده است .

خانواده ها به عنوان عوامل بسیار مؤثر در زندگی یك زوج تازه پیوند یافته می بایست از تناسب درموقعیت های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، دینی و... برخوردار باشند تا به تبع آن شاهد تشابه زوجین نیز باشیم. درصد ریسك تطابق و تشابه در موارد بالا بین دانشجویان بسیار بالاست ؛ زیرا در این گونه پیوندها معمولاً با خانواده هایی روبرو هستیم كه هیچ گونه اطلاع و آگاهی از ساختار اجتماعی و فرهنگی یكدیگر ندارند و تنها به علت اصرار فرزندانشان موافقت كرده و به نوعی ، تسلیم خواست آنان شده اند .

استقلال مالی جوانان

تصور می كنید تا چه حد می توانید از خصوصیات اخلاقی ، خانوادگی ، فرهنگی و رفتاری همكلاسی یا هم دانشگاهی خود اطلاع حاصل كنید؟ با توجه به این كه انسانها موجودات پیچیده ای هستند  و توانایی تظاهر و نقش بازی كردن را نیز دارند. شاید به سبب همین توانایی ، اغلب اوقات رفتار انسان غیر قابل پیش بینی است و به طور طبیعی هر یك از ما در جمع سعی می كنیم خصوصیات منفی خود را پنهان كرده ، چهره ای منطقی ، آرام و دوست داشتنی از شخصیت خود به نمایش بگذاریم . آیا چند برخورد و یا رد و بدل كردن چند كتاب و جزوه و نهایتاً تحقیقی مشترك ( كه به شدت بعید می نماید) امكان شناخت زوایای تاریك شخصیتی  و رفتاری طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ می دانید كه بسیاری از اوقات ریشه رفتارهایمان حتی برای خود ما روشن نیست. این همان چیزی است كه در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سركوب شده ی ما مرتبط می شود.

مسائل اقتصادی نیز به نوبه خود توجه ویژه ای را می طلبد ؛ چرا كه اكثر دانشجویان از استقلال مالی برخوردار نبوده و به جهت طولانی شدن مدت تحصیل، میزان وابستگی مالی واستفاده ازامكانات خانواده تا سنین بالا ادامه یافته و نسبت به قبل طولانی شده است. در حالی كه در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار كار شده ودرآمد مستقل مالی كسب می كردند. گرچه كار و تحصیل منافاتی باهم ندارند اما با شرایط زندگی امروزه ، اجباراً تحصیل علم بدون كار یا شغل مناسب برگزیده می شود. حتی پس از اتمام تحصیل نیز ضمانتی مبنی بر دستیابی به یك شغل مناسب وهمسو با تحصیلات وجود ندارد. لازم نیست شروع یك زندگی همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداری ازتأمین مالی و نداشتن دغدغه ونگرانی برای امرار معاش در حد متعادل ، شرط لازم تلقی می شود.

نظرات و خواسته های  منطقی

زندگی مشترك را نمی توان بر پایه اما و اگر ، و اصول سست و نامعقول بنا كرد. همچنان كه هیچ معماری عمارت خود را برخاك سست بنیان نمی گذارد . هر زندگی پشتوانه ای قوی و منطقی می طلبد . مثلاً  تشابه فرهنگی در تمام دنیا از عوامل بسیار مهم موفقیت زندگی مشترك محسوب می شود. زیرا عوامل فرهنگی به زندگی جهت می بخشد ، اعتقادت ، مذهب ، نحوه معاشرت ، تربیت فرزندان و حتی پر كردن اوقات فراغت با عنایت به فرهنگ خاص هر خانواده و منطقه شكل می گیرد...

ازدواج دانشجویی درصورتی كه تنها معیارانتخاب ، برخوردهای ظاهری ، بدون در نظر گرفتن مسائل اصلی حتی حاشیه ای باشد با درصد ریسك بسیار بالایی مواجه خواهد شد.

ساده اندیشی است كه فكر كنیم :" من با یك نفر زندگی مشترك تشكیل می دهم ، با خانواده او چه كار دارم !؟...

نكته همینجاست. ازدواج ، برخورد دو فامیل ، دو خانواده و دو منطقه است .

نادیده گرفتن خانواده ها ، نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود.

اما آیا واقعاً هیچ راهی برای انتخاب همكلاسی به عنوان شریك زندگی نیست؟ آیا تمام ازدواج های دانشجویی خطا و برمبنای احساسات وعواطف گذرا و نامعقول شكل می گیرد؟

ازدواج دانشجویان نیز مانند هر پیوند دیگر می تواند به شكلی منطقی واصولی پایه ریزی شود. به شرط آن كه مراحل و معیارهای مناسب در نظر گرفته شوند. طبعاً دوجنس مخالف درمكانی فرهنگی با هم برخورد می كنند. جهت گیری فكری جوانان ، شور عاطفی و شرایط خاص جوانی سبب می شود در برخوردها نیم نگاهی هم به ازدواج داشته و در بین همكلاسی ها درجستجوی شریك زندگی باشند و گاه همسویی هایی بعضاً تصادفی آنها را به سوی هم می كشاند. اما خوب است قبل از ایجاد علاقه و ورود به دنیای لطیف عاطفه ، پس ازانتخاب اولیه كه مبنی برمنطق ودر نظرگرفتن معیارها وعوامل مؤثر درسعادت زندگی مشترك خواهد بود، انتخاب خود را با خانواده در میان بگذارند واز نظرات آنها و دلایلی كه برای موافقت یا مخالفت با این پیوند دارند آگاه شوند. پس از موافقت خانواده و آشنا شدن هردو خانواده با هم ، جوانان نیز می توانند در سایه ی استفاده ازتجربیات خانواده و در محیط خانه ، به اطلاعاتی كه لازمه ی شناخت همسر برای تشكیل یك زندگی مشترك است دست یابند و دركمال صداقت ، انتظارات ، اهداف وخواسته های خود را از ازدواج بیان كرده و نظرات شریك احتمالی زندگی آینده خود را نیز بشنوند ، و در سایه این گفت وشنودها ، تشابهات و اختلافات شخصیتی خود را محك بزنند . در سایه این شناخت ، پیوند مناسب تشخیص داده می شود و یا پیش از آن كه اتفاقی بیفتد متوجه تفاوت های اساسی شده  و از بروز اشتباه در انتخاب پیشگیری می شود.

سعادت و خوشبختی

بیایید صادقانه اعتراف كنیم كه والدین درپی سعادت وخوشبختی فرزندانشان هستند و گذر زمان تجربیاتی را در زمینه تفاهم، درك متقابل وهمسر مناسب به آنها اعطا كرده كه چندان آسان و بی دردسر به دست نیامده اند .

ازداوج مهمترینو سرنوشت سازترین تصمیمی است كه در طول زندگی اتخاذ می كنیم

. به طوری كه درست یا غلط بودن آن ، شرایط عاطفی ، خانوادگی واجتماعی ما را در تمام طول عمر تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. بیایید از تجربیات والدین در جهت دستیابی به شادی و آرامش بهره جوییم و به جای این كه آنها را مقابل خود بدانیم در كنارشان  قرار گیریم تا از درصد پشیمانی خود طی سالهای آینده كاسته باشیم . تحصیلات عالی ، ارتقاء سطح فكری و توانایی های ذهنی ،  انتزاعی واستدلالی انسان را موجب می شود اما اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم كه تحصیلات جانشین تجربیات مفید و گرانبهای بزرگترها نخواهد شد . من وتو به عنوان جوان نیازمند تجربه ایم واگر انسان هوشمند ی باشیم همه چیز را خودمان تجربه نخواهیم كرد بلكه ا زتجربیات  و توانایی های دیگران خصوصاً بستگان نزدیك خود نیز بهره خواهیم جست . برخی تجربه ها به منزله ی هدر رفتن تمام عمر خواهد بود. آیا حق داریم به این بهانه كه برای زندگی خود تصمیم می گیریم ، خود و اطرافیانمان را در دور باطل درگیری های خانوادگی و زناشویی ناشی از اشتباه در انتخاب خود قرا ر دهیم ؟ اگر زندگی مشترك یكی ازاعضای خانواده به بن بست برسد یا با مشكل مواجه شود تنها زوجین درگیر نخواهند بود بلكه اختلافات ، تمام اعضای خانواده را درگیر خواهد كرد. ضرب المثل معروفی است كه می گوید : " آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند."

به هرحال ای جوان ! انتخاب صحیح حق توست، از حق طبیعیت دفاع كن و ازدواج را پیش از آن كه شكل بگیرد نجات بده!

منبع: زن روز با اندکی تغییر

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:13 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

شصت نكته شیرین درباره ی ازدواج

 

شصت نكته شیرین در مورد ازدواج

درباره ازدواج بسیار گفته  و شنیده ایم. اما مطالبی كه در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی كه به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است كه مطیع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 

شصت نكته شیرین در مورد ازدواج

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

 

شصت نكته شیرین در مورد ازدواج

21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك )

26- با زنی ازدواج كنید كه اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كریستین )

30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

 

شصت نكته شیرین در مورد ازدواج

43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)

45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو)

50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی ، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

53 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

55 –  ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكریت )

56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند . (ضرب المثل آلمانی )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین )

58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

60 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )

 

منابع: روزنامه همشهری، جام جم، ایران، روان شناسی زن و مرد

تالیف زهره رئیسی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:13 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ویژگیها و شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواج

( بخش دوم )

 

 ازدواج

تفاهم در زندگی زناشویی

تفاهم،عبارت است از همدیگر را فهمیدن و درك كردن . در زندگی برای نیل به تفاهم،باید عوامل و شرایطی مهیا باشد كه قبل از ازدواج،زن و مرد با توجه و عنایت كافیبه آنها زمینهیتفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند . پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم در ازدواج باید دارای ویژگیها و شرایطی برای ازدواج باشند .

عوامل مؤثر در تفاهم و توافق در ازدواج

ایمان و اعتقادات مذهبی

زن و مرد یك عمر شریك هم در زندگی هستند و اكثر اوقات را با هم می گذرانند ، پس تحت تأثیر عقاید،افكار، رفتار و اخلاق یكدیگر قرار خواهند گرفت . بدون تردید مرد یا زن ِ معتقد و دیندار نه تنها همسر خود را به دینداری ، تقوا و عمل صالح تشویق می كند ، بلكه می تواند فضای خانواده را به محیطی امن و دور از گناه تبدیل كند . علاوه بر این همسر با ایمان و با تقوا از هر جهت قابل اعتماد و برای تربیت فرزندان شایسته تر است .

تحصیلات

تشابه تحصیلی ، یكی از عوامل مهم در ایجاد تفاهم بین زن و مرد است ، ضمن آنكه علم و دانش به خودی خود یك مزیت و كمال مطلوب برای انسان محسوب می شود . زن و مردی كه یكدیگر را بهتر درك كنند ، بیشتر قادر خواهند بود با یكدیگر ارتباط برقرار كنند و طبیعتاً وظایف و مسئولیت های خویش را بهتر انجام می دهند و در تعلیم و تربیت فرزندان خویش از تفاهم و توافق بیشتری برخوردارند . هر چند كه تحصیلات به خودی خود نمی تواند عقل و درایت كافیرادر زندگی تضمین كند ، ولی به هر حال تشابه در سواد و تحصیلات زن و مرد ، عامل مؤثری در تفاهم بین آن دو به حساب می آید .

سن

تناسب سن،میان زن و مرد ، آن دو را از نظر نیازها و علائق به هم نزدیكتر می كند و طبیعتاً‌ در چنین شرایطی توقعات و انتظاراتشان از یكدیگر واقع بینانه تر خواهد بود . در مورد تناسب سنی ، معمولاً توصیه مس شود كه زن حدود دو تا چهار سال از مرد كوچكتر باشد . كارشناسان خانواده برای دختران سنین 22ـ 20 سال و برای پسران 26ـ 24 سال را توصیه می كنند . به هر حال باید توصیه داشت كه رشد عقلی ، عاطفی ، اجتماعی و اخلاقی الزاماً با سن تقویمی و شناسنامه ای هماهنگ نیست، به همین جهت نیز تناسب در سن را نباید یك شرط ضروری و الزامی برای تفاهم بین زن و مرد در نظر گرفت ، مشروط بر آن كه عوامل دیگری كه از ویژگی های یك فرد رشد یافته است ، مورد توجه قرار گیرد .

زمینه های تربیتی و فرهنگی خانواده

 تحقیقات نشان می دهد كهیکیاز مهمترین عوامل در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر ، تشابه در زمینه های تربیتی و فرهنگی خانواده های آن دو است . رفتار،اكتسابی است و خانواده همیشه مهمترین و مستحكم ترین نهاد تربیتی فرد است . بسیاری از عادات ، سلوك ، رفتار و اخلاق فرد حتی آداب غذا خوردن ، معاشرت ، حرف زدن و بسیاری از ارزش های فرد در زندگی،در بستر خانواده آموخته می شود . بنابراین تشابه در وضعیت تربیتی و فرهنگی خانوادهیدختر و پسر، از اهمیت برخوردار است و عدم تشابه  یا تضاد در شیوه های تربیتی در دو خانواده،می تواند منشاء بسیاری از اختلافات و درگیری های زن و مرد در زندگی زناشویی شود .

در بین ِعوامل مؤثر در طلاق،اختلاف و تفاوت در زمینه های فرهنگی و تربیتی خانوادهیزن و مرد ، از فراوانی بالایی برخوردار بوده است.

وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده

 كارشناسان خانواده توصیه می كنند كه خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در كنار هم تجربه كنند . لكن این مسأله عمومیت ندارد و هستند افرادی كه با وجود تفاوت در طبقه اجتماعی و ثروت و دارایی در كنار هم زندگی سعادتمندی را می گذرانند . بنابراین آنچه برای سازگاری زن و مرد مهمتر و مؤثرتر است كمالاتی از قبیل ایمان و تقوا ، اخلاق و رفتار نیك ، هوش و درایت و تربیت و اصالت خانوادگی است .

تناسب و تفاهم به جای تطابق و تشابه

زن ومرد از نظر عواطف و احساسات و سلیقه و رفتار نمی توانند به یك وحدت دست یابند و تطابق و یكی بودن مطرح نیست ، بلكه مراد توافق كلی زن و مرد در مسائل مختلف زندگی است كه زیربنای آن تفكر و اندیشه است . هیچ دو نفری صد در صد مثل هم نیستند و هیچ دختر یا پسری با فتوكپی خویش ازدواج نمی كند ، لكن هر اندازه نقاط مشترك و تشابه بین دختر و پسر بیشتر باشد احتمال بهتر زیستن و سازگاری آنان بیشتر خواهد بود . در عین حال كه زندگی های زناشویی نیز همانند افراد با یكدیگر متفاوت است و زندگی هر زن و مرد بی همانند و در نوع خود بی نظیر است . زن و مرد باید به رغم تفاوتهای فردی خود كه حاصل عوامل ارثی ، محیطی و رشد در طول زمان است یكدیگر را درك كنند ، زبانیکدیگر را بفهمند ، تفاوت در سلیقه ها را بشناسند و یكدیگر را آن گونه كه هستند بپذیرند .

پس هر دختر و پسری كه می خواهند با یكدیگر ازدواج كنند باید با تكیه بر توان عقلی و قدرت اندیشیدن خود معیارهای اصولی ِِ همانندی را در نظر بگیرند و با توجه به نقاط مشترك و تشابه بیشتر ، همسر خویش را برگزینند، با او پیمان ازدواج ببندند و برای یك زندگی سازنده ، شاد و سعادتمند بر خداوند توكل كنند .

اساس حفظ روابط در زندگی زناشویی و خانوادگی ، پیروی از ارزش های اخلاقی است و نه صرفاً اتكاء به امتیازات و حقوقی كه قانون برای مرد و زن یا فرزندان در نظر گرفته است . بحرانی كه در جوامع امروز زندگی زناشویی، كیان خانواده و حتی جوامع را تهدید می كند ، عمدتاً معلول فقدان اخلاق و ارزشهای اخلاقی است .

از جلوه های تفاهم در خانواده و زندگی زناشویی، روحیه گذشت و عفو ، شكیبایی و بردباری ، صمیمیت و صداقت ، حُسن خـُلق و پذیرش ، تكریم و تواضع ، محبت و روابط مطلوب و سازنده زن و مرد است .

به خلق و لطف توان كرد صیدِ اهل نظر    به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

به امید اینکه همه ی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک با توکل به خدا ، برترین گزینه را انتخاب کنند .

منبع: خانواده متعادل - احمد صافی

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:13 AM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پیش نیازهای ازدواج

ویژگیها و شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواج

( بخش اول )

ویژگیها و شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواج

خانواده مهمترین نهاد اجتماعی و كوچكترین هسته ی جامعه است كه از یك زن و مرد و فرزندان آنان تشكیل می شود . اساس و ركن اصلی خانواده به عنوان زیربنای جامعه ، ازدواج است . بدون تردید ازدواج بزرگترین و مهمترین حادثه زندگی هر انسان است ، به طوری كه موفقیت و یا شكست هر یك از زوجین می تواند سرنوشت ساز باشد . به همین جهت ازدواج باید بر پایهیاصولی صحیح صورت گیرد تا موجبات رشد و شكوفایی افراد و در نتیجه جامعه را فراهم آورد . پس بر هر دختر و پسر ،لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر آیندهیخود اطلاعات كافی كسب كنند و سپس اقدام به ازدواج نمایند .

ما در جوامع مختلف و در جامعهیخود ، شاهد بسیاری از ناسازگاریهای خانوادگی و از هم پاشیدگیِخانواده ها هستیم كه مهمترین عواملآن ، عدم شناخت و درك صحیح زن و مرد از یكدیگر و در نتیجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غیر واقع بینانه از یكدیگر است .

اهمیت و ضرورت ازدواج

ازدواج یك پیمان مقدس است كه در میان تمام اقوام و ملل و در تمام زمانها و مكانها وجود داشته است . سنت دیرینه ای كه در آن زن و مرد زندگی مشتركی را آغاز می كنند و پیمان می بندند كه مُصاحب ، یار و غمخوار یكدیگر را خوشبخت كنند ، خود و همدیگر را بهتر بشاسند . به یكدیگر عشق بورزند و با ازدواج خود بر تنهایی خویش پایان دهند .

ازدواج یك نیاز و خواست طبیعی زن و مرد است و همه مكاتب سالم در جوامع بشری به ویژه مكاتب آسمانی و خاصه دین مُبین اسلام بر آن صحه نهاده و پیروان خود را به ازدواج دعوت و ترغیب كرده است . پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید : هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده است كه نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .

بنابراین فواید بسیاری بر ازدواج مترتـّب است ، زیرا ازدواج از فطرت و آفرینش ویژه انسانها مایه می گیرد و از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید .

هدف از ازدواج

ازدواج از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید و هدفها و نیازهای بی شماری را تأمین می كند . از جمله مهمترین هدف های ازدواج می توان نیل به آرامش و سكون ، بقای نسل ، تكمیل و تكامل ، سلامت و امنیت اجتماعی و سرانجام تأمین نیازهای روانی ـ اجتماعی در فرد را نام برد .

1ـ نیل به آرامش و سكون

مهمترین نیازی كه بر اثر ازدواج تأمین می شود ، نیاز به آرامش، امنیت و آسودگی است . این نیاز كه در سرشت آدمی ریشه دارد به حدی حائز اهمیت است كه خداوند متعال در بیان فلسفه ازدواج در سوره روم ، آیه 21 چنین می فرماید : « یكی از آیات الهی این است كه برای شما از جنس خودتان جفتی را بیافرید تا با او انس بگیرید و آرامش بیابید و در بین شما دوستی و مهربانی قرار داد ، و در این امر برای افرادی كه اهل تفكر باشند ، آیات و نشانه هایی وجود دارد .» بنابراین قرار دادن زوج ( همسر ) برای هر فرد،موجب آرامش و امنیت خاطر است و ایجاد محبت و الفت بین زن و مرد در زندگی خانوادگی نیز از نشانه های حكمت و رحمت پروردگار است، در واقعمحیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است .

2- تكمیل و تكامل

هیچ انسانی به تنهایی كامل نیست ، به همین جهت پیوسته در جهت جبران نقص و كمبود خویش تلاش می كند . دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جوانی ضمن آنكه در صدد رسیدن به استقلال فكری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بی شمار خویش به سوی ازدواج سوق داده می شوند ، و با گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تكامل خویش را فراهم می كنند . هنگامی كه فرد در كانون یك زندگی مشترك قرار می گیرد ، در سایه انس و الفت و محبت و روابط نزدیك و صمیمانه ، بیشتر احساس مسئولیت می كند ، استقلال می یابد ، زندگی خویش را هدفدار می كند و از ثمرات كسب و كار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنیاد خویش بهره می گیرد .

در زندگی زناشویی زن و مرد از تشویقها ، حمایتها ، رهنمودها و كمكهای یكدیگر بهره مند می گردند  در برخورد با مسائل و مشكلات زندگی از تعاون و همكاریهای همسر خویش استمداد می جویند . به همین دلیل برخورداری از همسری مؤمن و شایسته یكی از بزرگترین نعمت های الهی است كه برای دنیا و آخرت انسان سودمند خواهد بود .

3ـ سلامت و امنیت اجتماعی

ازدواج و بنای خانواده،یكی از ارزشمندترین و مقدس ترین اقدامات برای هر انسان تلقی می شود ، به گونه ای كه هیچ اقدام اجتماعی دیگری را نمی توان از جهت ارزش با آن مقایسه كرد . خانواده یك گروه و واحد اجتماعی استکهدر برگیرندهیبیشترین ، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی می باشد . ازدواج و تأسیس كانون خانوادگی،برای سلامت،امنیت و سعادت اجتماع ، سودمند و ضروری است . هر گاه جوان ها به موقع ازدواج كنند ، به كانون گرم خانواده دل ببندد و بنیاد خانواده مستحكم باشد ، به گونه ای قابل ملاحظه از فسادها ، پلیدیها ، انحرافها، بی بندو باریها ،قتل ها و جنایت ها كاسته خواهد شد

4ـ تأمین نیازهای روانی ـ اجتماعی

ازدواج از نظر طبیعی برای انسان نوعی كمال محسوب می شود و انسان بر اساس قانون آفرینش و حكم فطرت ، برای تأمین نیازهای مختلف روانی ـ اجتماعی خود و نیز برای بقای نسل ، آرامش جسم و روان و حل مشكلات گوناگون زندگی به ازدواج نیازمند است .

ویژگیهای لازم برای ازدواج

مشاوره های خانوادگی و مطالعات و تحقیقات نشان می دهد كه بسیاری از مشكلات زن و شوهرها قابل پیش بینی و در نتیجه قابل جلوگیری خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهی های لازم را درباره خود و همسری كه انتخاب می كنند ، داشته باشند . بنابراین آموزش پیش از ازدواج یك ضرورت مسلم است كه دختر و پسر را برای مهمترین تصمیم گیری و انتخاب در زندگی شان و نیز فرایند دشوار و پیچیده و درعین حال مطلوب و دلنشین ازدواج آماده می كند تا با آگاهی ، دانش و بینش كافی درباره خود و همسر آینده شان اقدام به ازدواج كنند و از عهده نقش های خویش به عنوان زن و شوهر به خوبی برآیند .

دختر و پسری كه می خواهند ازدواج كنند باید دارای شرایط لازم جسمانی ، روانی ، عقلی ، اجتماعی و اخلاقی باشند كه در زیر ، هر یك از این ویژگیها مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت.

1ـ رشد جسمانی

در شناخت میزان رشد جسمانی دختر و پسر، نه فقط باید ارتباط و همبستگی ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلكه رابطه رشد جسمانی با عوامل روان شناختی حائز اهمیت بسیار است . به بیان دیگر،بین رشد جسمانی  و سازگاریهای روانی- اجتماعیِفرد ارتباط نزدیك وجود دارد. رشد جسمی در میزان و الگوی رشد جسمانی،گوناگونی های بسیاری را به همراه دارد و این حادثه بدون شك از نظر روان شناختی مهمترین و معنی دارترین حادثه ای است كه در طول فرایند رشد جسمانی اتفاق می افتد .

2ـ رشد عقلی

رشد عقلی،عبارت است از مجموعه فعالیت های فرد كه به ادراك، فهم ، تشكیل مفاهیم ، بررسی معانی ، تفكر و تعقل ، پیش بینی و استنتاج ، برنامه ریزی ، تعیین هدف و انتخاب راهبردهایبرایرسیدن به هدفمنتج می شود. اندیشه ، دیدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگی جنبه عقلانی شخصیت فرد است .

رشد فكری پس از بلو غ جسمانی رو به تكامل می رود . پس از بحرانهای بلوغ ، فرد  استعدادها ، تواناییها و امكانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیت خود بیشتر آگاهی می یابد . در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا از احساسات .

حضرت علی (ع) در تعریف عقل می فرماید : عقل آن چیزی است كه راه ضلالت را از خوشبختی تمییز می دهد و عاقل كسی است كه هر كاری را در جای خود انجام دهد .

فردی كه از رشد عقلی برخوردار است دارای ویژگی های زیر می باشد :

1)    از مسائل درك و فهم بهتری دارد ، برای مثال می داند كه چرا ازدواج می كند .

2)    در زندگی دارای هدف است .

3) برای رسیدن به هدف واهداف خود در زندگی برنامه ریزی می كند .

4)در تصمیم گیری های خود بیشتر از عقلش تبعیت می كند تا از احساساتش .

5) انتظاراتش از خود و دیگران واقع بینانه است .

6)توانایی حل مساله را دارد ، یعنی دربارهیهر مسأله می اندیشد و راه های حل آن را مورد ارزیابی قرار می دهد .

7) از خود و محیطش شناخت دارد .

8)در مواجهه با مشكلات ، موضع گیری های صحیح و اصولی دارد .یعنی به جای فرار از مشكلات و یا نادیده گرفتن آنها سعی می كند با آنها برخورد اصولی كند .

9)فردی مسئولیت پذیر است و مسئولیت اعمال، رفتار و تصمیماتش را بر عهده می گیرد .

10) بر رفتار كودكانه خویش غلبه كرده است و مطابق سن و رشد خود عمل می كند .

3ـرشد عاطفی

انسان موجود چند بعدی و در عین حال بسیار پیچیده است . با تمامی ارزش هایی كه برای عقل  متصور است ، اما تمام سعادت بشر در گرو تكامل عقل نیست ، بلكه سرمایه ی مهم دیگری به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد كه به اندازهیعقل مهم است . انسان به كمك عقل و عاطفه ( دوش به دوش هم ) راه تعالی و تكامل را طی می كند .

رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای بسیاری است :

1)عواطف و احساسات،قدرت محركهیانسان می باشد .

2)عواطف و احساسات،عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است .

3)مهر، محبت و عواطف از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشویی است .

فرد برخوردار از رشد عاطفی ، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد . او در ابراز خشم و ترس ، گریه و شادی ، محبت و غیره در محدودهیمورد قبول جامعه عمل می كند ، نه همانند یك كودك .

رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سن تقویمی نیست ، بلكه به میزان یادگیری ، تجارب فرد و از همه مهمتردرتعامل عاطفی كودك با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود . رشد عاطفی مانند رشد جسمانی از لحظهیتولد آغاز می شود و حتی رفتار عاطفی كودك در هنگام تولد مشاهده می گردد و بر اثر تعامل با خانواده و دیگر افراد در جامعه رشد می كند ؛ پس اكتسابی است .

4ـ رشد اجتماعی

رشد اجتماعی،رابطهینزدیكی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد . انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است : خانواده ، مدرسه ، شغل و دوستان كه فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد . فردی كه از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی را بهتر درك می كند ، به دیگران احترام می گذارد ، حقوق دیگران را محترم می شماردو نقش ، وظایف و مسئولیت های مربوط به خویش را به نحو احسن انجام می دهد. چنین فردیمحیط زندگی و اجتماع خویش را خوب می شناسد ، به ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام می گذارد و رفتار خویش را با ارزش ها و رفتار مطلوب در خانواده ، مدرسه و جامعه تطابق می دهد ؛ ضمن آن كه در فعالیت های اجتماعی مشاركت دارد و مسؤلیت های اجتماعی را می پذیرد . امام صادق (ع) می فرماید : « كسی كه ازدواج می كند باید همسرش را اكرام كند .» یعنی به او احترام بگذارد و گرامی اش بدارد .

به بیان كوتاه،فردی كه از رشد اجتماعی برخوردار است :

1) در فعالیت های مختلف درگیر است .

2)وظایف و مسئولیت های خویش را انجام می دهد .

3) توانایی ایجاد ارتباط اجتماعی با دیگران را داراست .

4)مسئولیت پذیر است .

5)    در برخورد با افراد دیگر رفتار سازگارانه ای دارد .

6)در موقعیت های مختلف،متناسب با آنها عمل می كند .

رشد اجتماعی نیز اكتسابی است و فرد مهارت های مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا می گیرد .

5 -  رشد اخلاقی

از شرایط لازم برای ازدواج،رشد اخلاقی است . اخلاق یعنی خودنظمی در اعمال و رفتاری كه در آن رفاه فرد و دیگران هر دو مراعات شود .

اخلاق،مجموعه ای از آداب و رسوم، عادات و الگوهای رفتاری است كه با معیارهای مطلوب گروهی كه انسان با آن زندگی می كند تطابق دارد .

روابط در زندگی زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگرِ بین انسانها،با در نظر گرفتن ارزش های اخلاقی و معنوی زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد .

اخلاق عبارت از آن چیزی است كه باید باشد . علمای اخلاق و انبیای الهی،جامعه را از آنچه كه هست به سوی آنچه كه باید باشد ، سوق می دهند . پیامبر گرامی ما می فرماید : « من برای تكمیل اصول اخلاق و فضیلت برانگیخته شده ام . بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حل است و هر اندازه زن و شوهر متخلق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت ، درستی و فداكاری و ... باشند ، زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود .

اخلاق آموختنی است و یادگیری ارزش های اخلاقی از سه طریق اتفاق می افتد :

1) پاداش و تنبیه

2)تقلید ناخودآگاه از افرادی كه فرد با آنها زندگی كرده است و ایدهآلهای او را تشكیل می دهند .

3)از طریق تفكر . اندیشه و تعمق دربارهیپی آمدهای رفتار و نتایج رعایت اصول اخلاقی در موقعیت های مختلف .

امام صادق (ع) در كتاب الاخلاق می فرماید : « برای اقدام به هر كاری به كارگیری فكر و اندیشه و مطالعه جوانب مختلف آن و مال اندیشی شرط موفقیت و پیروزی است .»

بنابراین تردید نیست كه اخلاق را باید یكی از مهمترین معیارها و شرایط ازدواج محسوب داشت .

منبع: خانواده متعادل

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

دوشنبه 28 شهریور 1390  12:14 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها