0

سياست و فرهنگ!

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

سياست و فرهنگ!

بيانيه انجمن قلم ايران خطاب به اصولگرايان در ميان طيف سكولار اهل قلم، بازتاب گسترده و روشني داشت.
در بيانيه ياد شده، انجمن قلم ايران، با اشاره به در پيش بودن انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي، سياسيون منتسب به اردوگاه اصولگرايان را وعده به ياري در انجام فرآيند انتخابات نموده است.
روزنامه ليبرال شرق، در واكنش شتابزده و كينه ورزانه، از زبان برخي نويسندگان معاند و سكولار، بيانيه انجمن را نكوهش كرد و اعضاي اين تشكل را غيرفرهنگي و سياسي ناميد.
انجمن قلم ايران، تشكلي غيردولتي و برآمده از ائتلاف جمعي از نويسندگان و شاعران متعهد به انقلاب اسلامي است.
اعضاي اين تشكل بنا به تقيد ديني و اخلاقي، خود را ملزم به دخالت در امور سياسي و اجتماعي مي دانند و بر آن اند كه قلم خود را جز از براي تبيين و نشر آموزه هاي الهي و گسترش آرمان ها و گفتمان انقلاب اسلامي به خدمت نگيرند.
بدون شك، از ديدگاه اسلامي، يك فرد مسلمان نمي تواند نسبت به كيفيت سرنوشت خود، انسان هاي ديگر و جامعه بشري بي اعتنا باشد. نمي تواند نسبت به رويدادهاي پيراموني كه سرشت و سرنوشت جوامع را تعيين و تعبير مي كند، با بي قيدي تغافل ساز كند. نمي تواند ساحت فرهنگ را به دور از سياست بداند، سياستي كه مؤثر در كيفيت زندگي انساني است. نمي تواند هنر و فرهنگ را تقديس كند و سياست را امري انتزاعي معنا دارد. يك فرد مسلمان نمي تواند لاقيدي پيشه كند و با انزواگزيني، به حديث نفس سرگرم شود. يك فرد مسلمان و بويژه مسلمان هنرمند، از هر وسيله اي براي نشر مكارم اخلاق، تهذيب خود و جامعه بهره مي گيرد و در اين مسير طبيعتاً به جهاد در برابر طواغيت درون و برون دست مي يازد. طبيعتاً ذهن و شعور و انديشه و قلم و قدم اش، وجهه اجتماعي و سياسي مي يابد.
از اين رو، يك هنرمند مسلمان چه نويسنده، چه شاعر، چه فيلم ساز، جدا از سياست و اجتماع، معناپذير نمي شود. چنين كسي، به دليل ماهيت ديني سياست ورزي اش و دغدغه ها و حضور اجتماعي اش، نه تنها شايسته نكوهش نيست بلكه، سزاوار تحسين است.
سزاوار احترام است. زيرا عافيت طلبي را بر خود حرام دانسته، رنج دغدغه مندي و مسئوليت گران دگرخواهي و جهاد در راه خدا را پيشه كرده است. ترديد نكنيم كساني كه مي كوشند ميان هنر و سياست و اجتماع، بين فرهنگ و سياست و دغدغه هاي اجتماعي، مرزبندي و حريم سازي نمايند، دشمن دين اسلام اند. آنها برآن اند هنر و فرهنگ ديني بي اثر شود. سياست ديني سترون گردد. به همين دليل، همواره تلاش مي كنند، هنر و فرهنگ را امري قدسي و مقدس جلوه دهند و سياست را پديده اي زميني، برآمده از دروغ و ريا و مصلحت سنجي هاي سليقه اي و عوامانه تعريف كنند. تلاش مي كنند، هنر و فرهنگ را پاسخگوي نيازهاي عاطفي معنا كنند و سياست را ابزار كسب قدرت شخصي! تلاش مي كنند هنر و فرهنگ را در تضاد ذاتي با سياست جلوه دهند و از سياست ورزي آگاهانه و الهي جلوگيري نمايند. زيرا چنين سياست ورزي، سياست پيشگي رذيلانه و گيتيانه و سراسر دروغ و تزوير را رسوا كند. زيرا هنر و فرهنگ و سياست ديني، در برابر تفرعن و تصلب انديشگي صف آرايي كرده و نفي طواغيت مي سازد.
مضحك اين است: كساني و قلم به دستاني، همواره و امروز، سياسي بودن را مغاير با فرهنگي بودن مي دانند، افرادي سياسي بودن را نكوهش مي كنند، خدمت رساني قلم به سياست ديني را بر نمي تابند، قلم هاي متعهد را نفرين مي سازند و از خود مي رانند كه؛ خود چهره اي كاملا سياسي دارند. فكرشان، رفتارشان، گفتارشان سياسي است. اما سياست ورزي ايشان نه اسلامي كه كاملا غيراسلامي است. همپوشان با سكولاريسم است. در مسير خواست غربي ها و ساير معاندان است.
كدام يك از اين افراد، عليه نظام جمهوري اسلامي فعاليت نكرده اند؟ كدام يك از اين نويسندگان و شاعران، در آثارشان، در سخنراني ها و گفت وگوهايشان، در برابر جمهوري اسلامي موضع منفي نگرفته اند؟
مگر اغلب اين قلم به دستان مانند جواد مجابي نبودند كه در مقاطعي چون فتنه سال 88، اوباش را به سرنگون كردن نظام تشويق كردند؟
مگر از همين جماعت با رسانه هاي دشمن مردم ايران مانند «VOA»، «BBC» و... گفت وگو نمي كنند و به دليل دروغ گويي عليه انقلابيون، مزدهاي كلان نمي گيرند؟
مگر برخي از همين جماعت مانند سيمين بهبهاني مزد بگير ساواك و دستگاه به اصطلاح فرهنگي رژيم پهلوي نبودند؟ مگر برخي از همين جماعت در اداره سانسور رژيم پهلوي مشغول به كار نبودند؟
فعاليت عليه نظام ديني، ماهيت سياسي ندارد؟
تلاش براي ارائه چهره اي زشت از نظام اسلامي، در چارچوب سياسي معنا نمي شود؟
از ديدگاه قلم به دستان سكولار، معاشرت مشكوك با خارجيان وجه سياسي ندارد اما، فداكاري در راه دين و استقلال ميهن و نگهباني از نظام سياسي اسلامي، گناهي سياسي است و بايد نكوهش گردد.
از ديدگاه قلم به دستان سكولار كه گامي براي استقلال و شكوه كشورشان برنداشته اند، فرهنگي بودن يعني جانب انزوا گرفتن، يعني غيرديني بودن! يعني بيگانه پرستي! يعني بي آرماني! يعني سرگشتگي! يعني باري به هر جهت بودن! يعني تفاخر! يعني اشرافيت فكري! يعني مستقل بودن از نام وطن و تقيدات اخلاقي! پس طبيعي است انجمن قلم ايران هدف ناسزاگويي و تهمت زني و نفرين سكولارهاي ساحت قلم قرار گيرد. انجمن قلم ايران، با نوشتن و نشر بيانيه انتخاباتي خود، همان كاري را كرد كه از آن و از هر فرد و تشكل انقلابي و ديني انتظار مي رود.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

چهارشنبه 23 شهریور 1390  1:01 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها