0

همسنگرم کجايي؟

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

همسنگرم کجايي؟

همسنگرم کجايي؟


آمبولانسى دراختيارم  بود با آرم هلال احمر. روى شيشه عقبش نوشته بودم: «همسنگرم کجايى» و با آن از اين منطقه به آن منطقه مي‌رفتم.


همسنگرم کجايي؟

آمبولانسى بود با آرم هلال احمر. روى شيشه عقبش نوشته بودم: «همسنگرم کجايى» و با آن از اين منطقه به آن منطقه مي‌رفتم. دو شبانه روز‌ نخوابيده بودم که توى جاده انديمشک به دهلران، نرسيده به دشت عباس خوابم گرفت. گوشه جاده پارک کردم و توى ماشين خوابيدم. نمي‌دانم چه مدت خوابم برد که با صداى شيشه ماشين بيدار شدم. چوپان عشايرى بود از اهالى کرمانشاه که ايام زمستان دام‌هاي خود را اين طرف‌ها آورده بود. داشت به شيشه مي‌زد. گفت: «آقا! شما از هلال احمر هستيد؟» گفتم: «چه طور؟» گفت: «خيلى وقت است که دنبال شما مي‌گشتم. گفتم: «براى چى؟» گفت: «بيا دنبالم.» او با موتور از جلو و من پشت سرش. رفتم تا رسيديم به عين خوش. زد توى جاده خاکى. حدود سه کيلومتر جلو رفتم‌. کنار يک تپه کوچک خاک ايستاد. خاک‌ها را کنار زد. دو شهيد، آرام کنار هم خوابيده بودند. تازه فهميدم آن بى خوابى بيجا نبوده. پرسيدم: «چى شد سراغ من آمدى؟» گفت: «پشت ماشين را خواندم.»

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

سه شنبه 22 شهریور 1390  6:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها