زندگي را مثل يك پازل و جورچين كه فرض كني، بايد هر قطعه اي را درست بگذاري سرجايش تا آخر سر، يك شكل درست و درمان از كار در بيايد. قطعه هاي زندگي، آدم ها و اتفاق ها و دوراهي ها هستند كه با تصميم ها و انتخاب هاي تو تعيين مي شوند. به هركدامشان كه مي رسي بايد بداني متعلق به كجاي پازل است. مواظب باش آدم ها را در جاهاي اشتباهي از زندگي ات قرار ندهي. بعضي از آدم ها مال بالاي صفحه اند، بعضي ها مال پايين آن. بعضي ها را همان طوري كه هستند بايد بخواهي و بعضي ها را بايد برعكس كني تا درست دربيايند. بعضي ها خوش آب و رنگ و خوش فرمند، اما اگر سرجايشان نباشند كل زندگي را بدتركيب مي كنند و به هم مي ريزند.
اتفاق ها هم همين طور. بالا و پايين دارند، پررنگ و كمرنگ دارند، كوچك و بزرگ دارند، اما مهم ترين نكته شان همين است كه درست سرجاي خودشان قرار بگيرند، درست سر موقع خودشان اتفاق بيفتند.
اگر حواست به همه اين چيزها باشد، بالاخره روزي مي رسد كه بتواني كمي دورتر بايستي و به خودت نگاه كني... و بعد لبخند رضايت از آنچه مي بيني روي لب هايت نقش ببندد.