0

روايات و احاديث

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

روايات و احاديث

 آرزوی شهید بعد از شهادت

 

 


 

 از امام صادق (ع) از پدرانشان نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری است تا آدمی در راه خدا کشته شود، هر گاه در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن، نیکی وجود ندارد

 


 

 

 

آرزوی شهید بعد از شهادت

شهادت مرگی است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنّی یا یقینی فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن «فی سبیل الله» از آن استقبال کند. شهادت دو رکن دارد: یکی اینکه در راه خدا و «فی سبیل الله» باشد؛ هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر اینکه آگاهانه صورت گرفته باشد. علامه شهید آیت الله مطهری.

در مقام شهدا و منزلت شهادت مطالب زیادی شنیده‌ایم. اکنون فرصتی دست داد تا با مروری بر آیات قرآن و روایات اهل بیت نگاهی گذرا و اجمالی به این قضیه داشته باشیم که شهید دارای چه امتیازاتی است :

حضرت سجاد فرمود: برای شهید هفت خصلت و امتیاز است:

1- اول قطره خونی که از بدنش جاری شود تمام گناهانش آمرزیده می‌شود.

2- همسران بهشتیاش سرش را به دامن می‌گیرند و غبار از چهره‌اش پاک می‌کنند و به او می‌گوید: آفرین بر تو باد.

3- از لباس‌های بهشتی می‌پوشد.

4- خزانه داران بهشت در استقبال او با عطرهای مینویی و بوهای خوش با یک دیگر مسابقه می‌گذارند تا از دست کدام، گل‌های بهشتی را بگیرد.

5- منزل و مکانش را در بهشت مشاهده می‌کند.

6- به روان پاکش می‌گویند در هر جای بهشت که می‌خواهی استراحت کن.

7- به چهره عظمت حق تعالی نگاه می‌کند و آن برای پیامبر و شهیدان سبب آرامش و راحت است. (التهذیب ج 6 ص 121.)

بهشت شهید :

علاوه بر آن چه در روایت قبل درباره نعمت‌های بهشتی ذکر شده است در حدیثی از امام رضا (ع) که از پدرانشان از رسول اکرم (ص) نقل فرموده‌اند می‌خوانیم: «نخستین کسی که وارد بهشت می‌شود شهید است.»(مجموعه‌ی ورام ج 2 ص 121.(

اما با همه این اوصاف بلند و نعمت‌های عظیم، شهدا تنها کسانی هستند که دوست دارند از بهشت خارج شوند. دلیل این علاقه آنان را پیامبر اعظم (ص) این‌گونه بیان فرموده‌اند.

«کسی نیست که وارد بهشت شود و آرزو کند از آن بیرون رود، مگر شهید که به خاطر کرامتی که از جانب خداوند دیده است آرزو می‌کند (به دنیا) برگردد و ده‌ها بار کشته شود.»(مستدرک ج 11 ص 13.)

«کسی نیست که وارد بهشت شود و آرزو کند از آن بیرون رود، مگر شهید که به خاطر کرامتی که از جانب خداوند دیده است آرزو می‌کند (به دنیا) برگردد و ده‌ها بار کشته شود.»

نداشتن درد :

از رسول خدا صلی الله علیه و آ له نقل شده است: «شهید از درد قتل چیزی در نمی‌یابد، مگر آنقدر که کسی از شما از نیشی احساس می‌کند.»

شاید دلیل این مسئله همان نکاتی است که در روایت اول آمد یعنی دیدن جایگاهش در بهشت و نگاه به چهره عظمت حق تعالی که باعث می‌شود شهید واله و شیدای آن دیدنی‌های جذاب گردد و متوجه دردهای دنیایی نگردد. چنان که درباره آسیه همسر فرعون نقل شده است که هر چه شکنجه او را سخت‌تر می‌کردند، او بیشتر می‌خندید و امام باقر (ع) دلیل این برخورد آسیه را این بیان فرمود که در هر شکنجه سخت‌تری جایگاه آسیه را در بهشت به او نشان می‌دادند.

بالاترین نیکی :

از امام صادق (ع) از پدرانشان نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: «فوق کل ذی بِربِرٌ حتی یُقتل الرجل فی سبیل اللهِ فإذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه برٌ – بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری است تا آدمی در راه خدا کشته شود، هر گاه در راه خدا کشته شد، بالاتر از آن، نیکی وجود ندارد» (الکافی ج 2 ص 348.)

قطره دوست داشتنی :

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «ما من قطره‌ی احبّ الی الله عزّ و جلّ من قطره دم فی سبیل الله – هیچ قطره‌ای نزد خدای تعالی محبوب‌تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود نیست.»

گرامی‌ترین و شریف‌ترین:

با توجه به فرمایشات ائمه معصومین در این بحث معلوم می‌شود که شهادت با فضیلت‌ترین مرگ‌هاست، ولی اهمیت موضوع باعث شده تا این ذوات مقدسه به شرافت و کرامت شهادت تصریح نمایند.

از امام صادق (ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: «أشرف المَوتِ قَتلُ الشهادة - شهادت، با شرافت‌ترین مرگ است.»(الأمالی للصدوق ص 487.).

و امیرالمؤمنین علیّ علیه‌السلام فرمود: «ارزشمندترین مرگ‌ها شهادت است. سوگند به آن کس که جانم به دست اوست هزار ضربت شمشیر برای من آسان‌تر از مردن در بستر است.».

بخشش گناهان :

امام صادق (ع) فرمود: «شهادت در راه حق کفاره هر گناهی است مگر وام (حق‌الناس) که کفاره‌ای ندارد جز این که بدهکار آن را ادا کند یا رفیقش از جانب او بپردازد یا طلبکار از آن گذشت کند».

نه تنها گناهان شهید بخشیده می‌شود، بلکه خداوند حتی گناهان او را بررسی نمی‌کند و در اصطلاح به روی او نمی‌آورد.

از ابو بصیر نقل شده که امام صادق (ع) فرمود: «مَن قُتلَ فی سبیل اللهَ لم یُعَرفهُ اللهُ شیئاً مِن سیئاتِه». هر که در راه خدا کشته شود خداوند او را از هیچ یک از گناهانش آگاه نمی‌گرداند.

و این که چرا از شهید سوالی نمی‌شود و بی حساب به بهشت می‌رود سوالی است که اصحاب پیامبر (ص) از ایشان پرسیدند و آن حضرت در پاسخ فرمود: «کفی بالبارقه فوق رأسه فتنة – شهید در زیر برق شمشیری که بالای سرش بود آزمایش خویش را انجام داد و پیشاپیش پاسخ همه‌ی پرسش‌ها را داد.».

امام صادق (ع) فرمود: «شهادت در راه حق کفاره هر گناهی است مگر وام (حق‌الناس) که کفاره‌ای ندارد جز این که بدهکار آن را ادا کند یا رفیقش از جانب او بپردازد یا طلبکار از آن گذشت کند».

شفاعت شهید :

یکی از شرافت‌هایی که خداوند به شهدا عطا فرموده است اجازه شفاعت از گنهکاران است. امام صادق (ع) از پیامبر (ص) نقل فرموده است که: «روز قیامت سه دسته نزد خدا شفاعت می‌کنند و خدا شفاعت آنان را می‌پذیرد: پیامبران، دانشمندان و شهیدان.» و شهیدان در این بین اجازه شفاعت از هفتاد نفر را دارند.

قال رسول الله (ص) : «یشفع الشّهید فی سبعین من أهل بیته».

آرزوی شهادت :

مقام شهادت آن قدر عظیم است که تمام انبیاء و اولیا و دوستان خدا آرزوی این فیض عظیم را داشته و دارند. در دعاهایی که از اهل بیت به ما رسیده است این آرزو و دعا متجلی شده است که به چند نمونه اشاره می‌شود.

امیرالمؤمنین علی (ع) در جنگ صفین پیش از آنکه قرآن‌ها را بر سر نیزه کنند دعایی فرمود که یکی از فرازهای آن این است که: «فاذا کان ما لا بدّ منه الموت فاجعل منیّتی قتلا فی سبیلک – و هر گاه به ناچار مرگم در رسد پس آن را شهادت و کشته شدن در راه خود قرار ده.».

ماه رمضان ماهی است که تقدیر انسان نوشته می‌شود. در دو دعای این ماه این آرزو مطرح شده است.

یکی دعایی است که شیخ کلینی در کافی روایت کرده از ابو بصیر که حضرت صادق (ع) در ماه رمضان این دعا را می‌خواند «اللهم إنی بک و منک أطلب حاجتی...» که در میانه این دعا آمده است: «أسألک أن تجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایة نبیک مع اولیائک – از تو درخواست می‌کنم که مرگم را شهادت در راه خودت در زیر پرچم نبیت و همراه با دوستانت قرار دهی».

و دیگری دعایی است که در هر شب ماه رمضان خوانده می‌شود «اللهم برحمتک فی الصالحین فادخلنا» که در میانه این دعا نیز می‌خوانیم: «و قتلا فی سبیلک فوفق لنا – و مرا موفق به کشته شدن در راه خودت نمایی».

دعای دیگری که در این خصوص سفارش زیادی به خواندن آن شده است دعای عهد می‌باشد که در آن می‌خوانیم:

«وَ المُستشهدین بین یدیه – ما را از شهدای پیش روی امام زمان قرار بده» و حتی اگر از دنیا رفتیم ما را به این عالم بازگردان تا در رکاب آن حضرت نبرد نموده و شهید شویم. این مضمون در چند زیارت و دعای دیگر مربوط به امام زمان (عج) نیز آمده است.

ولی به هر شکل ممکن است این اسباب این توفیق به دلایلی فراهم نشود، ولی اگر کسی واقعاً خواهان آن باشد این فیض را درک می‌کند.

رسول خدا (ص) فرموده‌اند: «من طلب الشّهادة صادقا أعطها و لو لم تصبه – هر آن کس که [با دلی] راستین [از خداوند] شهادت بخواهد، آن را [به او] می‌دهند، اگر چه شهید نشود.».

اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:50 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

اشتباه نکنید! شهادت هدف نیست

در لغت به معنای شهود یا حضور است و شاهد و شهید یعنی حاضر و جمع آن شهدا است. (1) در مجمع البحرین آمده است: شهادت یعنی کشته شدن در راه خدا.

شهدا

وجه تسمیه چنین قتلی به شهادت، بدین جهت است که ملائکه رحمت بدین صحنه حضور یابند و بر این وجه، شهید به معنای شهود است، یا بدین سبب که خدا و فرشتگانش به دخول شهید به بهشت گواهی دهند و یا بدین لحاظ که شهید به همراه انبیا در قیامت بر دیگر امم گواهی دهند و یا چون شهید زنده و حاضر است، به موجب آیه: "احیاء عند ربهم یرزقون؛ (2) شهدا زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند"، و یا به این جهت که وی به شهادت حق قیام نمود تا کشته شد.(3)

 

در تفسیر نمونه نیز آمده است: اطلاق "شهید" از ماده "شهود" بر آن‏ها یا به خاطر حضور رزمندگان اسلام در میدان نبرد با دشمنان حق است، یا به خاطر این که در لحظه شهادت، فرشتگان رحمت را مشاهده می کنند، و یا به خاطر مشاهده نعمت‏های بزرگی است که برای آن‏ها آماده شده و یا به جهت حضورشان در پیشگاه خداوند است، آنچنانکه در سوره آل عمران می فرماید: "هرگز گمان مبر آن‏ها که در راه خدا کشته شده‏اند مردگانند، بلکه آن‏ها زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند".(4)

همیشه در تاریخ ملت‏ها روزهایی پیش می آید که بدون ایثار و فداکاری و دادن قربانیان، بسیاری از خطرات برطرف نمی شود، و اهداف بزرگ و مقدس محفوظ نمی ماند. این جا است که گروهی مؤمن و ایثارگر باید به میدان آیند و با نثار خون خود از آیین حق پاسداری کنند. در منطق اسلام به این گونه افراد "شهید" گفته می شود.

در اسلام کمتر کسی به پایه و عظمت شهید می رسد؛ شهیدانی که آگاهانه و با اخلاص نیت به سوی میدان نبرد حق و باطل رفته، و آخرین قطرات خون پاک خود را نثار می کنند.

درباره مقام شهیدان، روایات عجیبی در منابع اسلامی دیده می شود که حکایت از عظمت فوق‏العاده ارزش کار شهیدان می کند. در روایتی از رسول گرامی (ص) می خوانیم: "در برابر هر نیکی، نیکی بهتری وجود دارد تا به شهادت در راه خدا رسد که برتر از آن چیزی متصور نیست".(5)

در روایت دیگری از امام زین العابدین (ع) می خوانیم: "هیچ قطره‏ای محبوب تر در پیشگاه خدا، از دو قطره نمی باشد: "1 - قطره خونی که در راه او ریخته می شود. 2 - قطره اشکی که در تاریکی شب از خوف خدا جاری می گردد و فقط به این قطره اشک، خدا اراده شده باشد".(6)

اگر تاریخ اسلام را ورق زنیم، می بینیم قسمت مهمی از افتخارات را شهیدان آفریده و بخش عظیمی از خدمت را آنان کرده‏اند. نه تنها دیروز، امروز نیز فرهنگ سرنوشت ساز "شهادت" است که لرزه بر اندام دشمنان می افکند، و آن‏ها را از نفوذ در دژهای اسلام مأیوس می کند.

بدون شک "شهادت" یک هدف نیست؛ هدف پیروزی بر دشمن و پاسداری از آیین حق است، اما پاسداران باید آن قدر آماده باشند که اگر در این مسیر، ایثار خون لازم شود، از آن دریغ ندارند، و این معنای امت شهید پرور است، نه این که شهادت را به عنوان یک هدف طلب کنند.

 

پی نوشت ها :

 

1 - لسان العرب به نقل از بهاءالدین خرمشاهی، دانش‏نامه قرآن، ج 2، ص 1339، کلمه شهید و شهادت.

2 - آل عمران (3) آیه 169.

3 - شیخ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ج الربع الثانی، ص 553.

4 - آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 21، ص 405.

5 - بحارالانوار، ج 97، ص 15، چاپ بیروت.

6 - همان، ج 97، ص 10، حدیث

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:51 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

آیا کرامت شهدا،امری واقعی است؟

کرامت، عبارت است از امر خارق العاده ای که به عنوان دلیل انجام یابد.(1) از این رو، «اصطلاح کرامت اختصاص می یابد به سایر خارق العاده های الهی که از اولیای خدا صادر می شود.»(2) بنابراین، به خوارق عادتی که از اولیاء اللّه صادر می شود «کرامت» می گویند.

همچنین واژه کرامت در اصل به معنی بزرگواری و عظمت معنوی است، و در اصطلاح علم کلام، کارهای خارق العاده‏ای که از غیر پیامبران، صادر می‏شود.

استاد جوادی آملی در تبیین مسئله کرامت می نویسد:

«کسی که به ولایت نرسد، فاقد کرامت است. ولی جز از طریق عمل به دستورات نبی نمی تواند به ولایت برسد. پس آن کسی که صاحب کرامت است، مطیع پیامبر و مقرّ به او بوده و هرگز دعوی و تحدّی ندارد. در نتیجه، ظهور کرامت از غیر نبی ممکن است و بهترین دلیل بر امکان آن، وقوعش است; زیرا جریان تاریخ، چنان که مستفاد از روایات و احادیث است، شاهد زنده ای است بر ظهور کرامات فراوانی که توسط اولیای الهی که پیامبر نبوده اند، انجام شده است.(3) »

شهدا

مطابق روایات بسیار، اولیای الهی نیز همچون پیامبران دارای معجزه بودند ،در این راستا نظر شما را به دو روایت زیر جلب می‏کنیم:

- از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) روایت شده که فرمودند: «اسم اعظم دارای 73 حرف است، آن اسم اعظمی که آصف برخیا(وزیر حضرت سلیمان) می‏دانست، و بر اثر آن توانست در کمتر از یک چشم برهم زدن، تخت بلقیس را از یمن به بیت المقدس نزد سلیمان(ع) بیاورد. یک حرف از آن 73 حرف بود، و در نزد ما امامان علیهم السلام 72 حرف از اسم اعظم وجود دارد، و تنها یک حرف آن مخصوص ذات پاک خداست که مربوط به علم غیب می‏باشد.»(4)

- نیز امام صادق(ع) آیه 40 سوره نمل را (که مربوط به آصف برخیا و آوردن تخت بلقیس به وسیله او است) تلاوت کرد، که در آن آمده آصف برخیا دارای بهره‏ای از علم کتاب بود که چنین کار خارق العاده عظیمی انجام داد، امام صادق(ع) فرمود: «و عندنا واللّه علم الکتاب کلّه؛ اگر آصف، بهره‏ای از علم کتاب داشت، سوگند به خدا ما دارای همه علم کتاب هستیم.»(5)

عبودیّت سرچشمه کرامت‏ها

عامل اصلی و مهمی که موجب آن می‏شود که اولیاء خدا ـ حتی غیر از پیامبران و امامان ـ دارای مقام کرامت می‏شوند، و از آنها امور غیر عادی سر می‏زند، عبودیت خالص و بندگی بی‏شائبه است. توضیح اینکه: عبودیت و بندگی نهایت خضوع و تسلیم خالص در برابر خدای بزرگ است، خمیرمایه و سنگ زیرین ارتقاء و ارتفاع به قرب خاص الهی در پرتو عبودیت با معرفت است. امام صادق(ع) فرمود: «العبودیّة جوهرةٌ کنه ها الرّبوبیّة ؛ عبودیّت و بندگی گوهری است که ربوبیّت در درون آن نهفته شده است.»(6)

یعنی عبودیّت آن چنان انسان را به کمال می‏رساند که اگر کامل شود، عبد را خداگونه می‏کند، و او را مظهر جلال و جمال الهی می‏نماید، به طوری که در پرتو بندگی می‏تواند، کارهایی مانند تصرّف در عالم تکوین نماید، و صاحب کرامات شود، مانند امامان معصوم (ع) و اولیاء خدا همچون حضرت عباس (ع) و حضرت معصومه (س) و شهدای عزیز دفاع مقدس و انقلاب اسلامی... که آنها در پرتو بندگی خالص و با معرفت به جایی رسیدند که به اذن پروردگار می‏توانند در جهان تکوین تصرّف کنند، به عنوان مثال آهن سرد را در کوره می‏گذارند، گداخته و به صورت آتش فروزان می‏شود، آن آهن در عین آنکه آهن است، به قدری به آتش نزدیک شده که آتش گونه گشته است، گرچه این حرارت و نورانیت در درون ذات آن نیست، بلکه پرتوی از آتش که در درون آن افتاد او را به رنگ آتش درآورده است، بنده خالص خدا نیز می‏تواند این گونه به خدا نزدیک شود، و غرق در نور الهی گردد که خداگونه شود.

بنده من همواره با انجام نوافل به من نزدیک می شود ،تا آن جا که من او را دوست می دارم و چون او را دوست داشته باشم ، گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن کارمی کند و پای او می شوم که با آن راه می رود

استاد شهید مرتضی مطهری می‏نویسد: «وصول به ربوبیّت در پرتو عبودیّت، گرچه در ظاهر تعبیر زننده‏ای است، زیرا معنی این جمله «از بندگی تا خداوندگاری» است، مگر می‏شود انسان از مرز بندگی خارج شود، یا در مرز خدایی قدم بگذارد؟! این التّراب و ربّ الارباب ؛ خاک کجا و پروردگار پروردگارها کجا؟ ولی باید توجه داشت که خدایی غیر از خداوندگاری است، مقصود از حدیث فوق «العبودیّة جوهرة کنه ها الرّبوبیّة» این است که انسان در پرتو بندگی خالص به خداوندگاری (نه خدایی) می‏رسد، این مراحل در پنج مرحله زیر خلاصه می‏شود:

1ـ انسان در پرتو بندگی به نفس خود تسلّط می‏یابد.

2ـ انسان پس از این مرحله، آن چنان نیرومند می‏شود که روح او قاهر شده، و می‏تواند گناهان را از خود دور سازد.

3ـ پس از این مرحله در بسیاری از امور، روح از بدن بی‏نیاز می‏شود.

4ـ پس از مرحله قبل، روح بدن را خلع می‏کند، و بدن از هر لحاظ تحت فرمان روح قرار می‏گیرد.

5 ـ در مرحله پنجم انسان به قدری نیرومند می‏شود که حتّی طبیعت خارج از بدن را نیز تحت نفوذ خود قرار می‏دهد، مانند اولیاء خدا که از آن‏ها معجزه و کرامت و تصرّف در عالم تکوین که یک نوع خداوندگاری است سر می‏زند، بنابراین در درون عبودیت مرحله‏ای پیش می‏آید که انسان مظهر صفات حق می‏گردد.(7)

چگونگی کرامات

در ضمن باید توجه داشت که کرامت‏های اولیای خدا را می‏توان بر اساس یکی از سه عامل دانست:

1ـ دعا، دعای بندگان خالص به استجابت می‏رسد، مثلاً آنها برای بیماری که مبتلا به بیماری لاعلاج است دعا می‏کنند، او بر اثر استجابت این دعا، شفا می‏یابد.

2ـ بندگان ممتاز بر اثر پیمودن درجات عالی اطاعت و بندگی و کمالات به جایی رسیده‏اند که به اذن خاص یا عام خدا دارای ولایت تکوینی شده‏اند، و در پرتو چنین اذنی می‏توانند کارهای خارق العاده انجام دهند.

3ـ آنان در پرتو کمالات، به مرحله‏ای از علم و یقین رسیده‏اند که از پشت پرده‏ها خبر می‏دهند، علم غیب مختص به خدا است، ولی او گاهی به بعضی از بندگان عظامش بهره‏ای از علم غیب را می‏دهد.

نمونه های قرآنی و تاریخی

کراماتی که از اولیای خدا سر می زند در اثر ایمان و تقوا و مداومت در انجام فرائض و نوافل است که بنده را به مقام قرب الهی می رساند و او را محبوب خدا می کند و چون انسانی به این مقام رسید چشم و گوش و دست و پای او کارهای خدایی می کند . به این حدیث توجه کنید:

پیامبر خداصلّی الله علیه وآله فرمود: خداوند می فرماید:

«... بنده من همواره با انجام نوافل به من نزدیک می شود ،تا آن جا که من او را دوست می دارم و چون او را دوست داشته باشم ، گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن کارمی کند و پای او می شوم که با آن راه می رود.»(8)

قرآن کریم همان گونه که نمونه هایی از معجزات انبیا را بیان کرده، گوشه هایی از کرامات اولیا و کارهای خارق العاده آنها را نیز نقل نموده است:

1ـ داستان آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان:

سلیمان گفت:

«ای گروه ! کدام یک از شما می تواند تخت او ( بلقیس) را قبل از آن که خود آنها نزد من بیایند ، پیش من حاضر کند ؟ عفریتی از جن گفت : من تخت او را پیش از آن که تو از جایگاه خود برخیزی می آورم ومن به این کار توانا و امین هستم . کسی که نزد او علمی از کتاب بود گفت : من تخت اورا پیش از آن که چشم بر هم زنی می آورم . چون سلیمان آن تخت را پیش خود مستقر یافت، گفت : این از فضل پروردگار من است...»(9)

2ـ داستان مریم مادر عیسی:

کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَعِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنّی لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ ....(10)

«هر وقت زکریا به محراب او وارد می شد ، نزد او روزی می یافت . گفت ای مریم این روزی برای تو از کجا می رسد . گفت : این از جانب خداست ، همانا خدا به هر کس که بخواهد بی حساب روزی می دهد.»

3ـ داستان اصحاب کهف:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِکانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً إِذْ أَوَی الْفِتْیَةُ إِلَی الْکَهْفِ فَقالُوارَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنارَشَداً فَضَرَبْنا عَلَی آذانِهِمْ فِی الْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً ثُمَّبَعَثْناهُمْ....(11)

«آیا گمان کردی که اصحاب کهف و رقیم از نشانه های عجیب ماست ؟هنگامی که آن جوان ها در کهف جای گرفتند ، پس گفتند : پروردگارا ما را از پیش خود رحمتی بده و در کار ما وسیله رشد را فراهم نما ، پس در آن غار تا سالیان چندی برگوش آنها زدیم . سپس آنها را برانگیختیم...»

همچنین در احادیث و اخبار نمونه های بسیاری از کرامات اولیای خدا و اصحاب کبار پیامبر صلّی الله علیه وآله آمده است که ما برخی از آنها را نقل می کنیم:

1. «عمرو بن جموح و عبدالله بن عمرو که هر دو انصاری و سلمی بودند ، روزی سیل قبر آنها را کند ، چون قبر آنها در مسیر سیل قرار داشت و هر دو در یک قبر مدفون بودند و هر دو در احد شهید شده بودند . پس قبر آنها را کندند تا مکانش را تغییر دهند ، آنها را در حالی یافتند که بدنشان هیچ تغییری نکرده بود ، گویا که همین دیروز مرده اند . یکی از آنها زخمی داشت که دست خود را بر آن گذاشته بود و به همین صورت دفن شده بود ، دست او را از روی زخم برداشتند ( خون جاری شد ) سپس به جای خود گذاشتند وضع به حال اول برگشت . میان روزی که جنگ احد در آن اتفاق افتاد و روزیکه قبر آنها را کندند چهل و شش سال فاصله بود.» (12)

2. عن محمد بن شرحبیل قال:

«اقتبض انسان من تراب قبر سعد بن معاذ(13) ففتحها فاذاهی مسک قالرسول الله صلّی الله علیه وآله:سبحانالله سبحان الله حتی عرف ذلک فی وجهه. (14)

محمد بن شرحبیل می گوید:

«شخصی از خاک قبر سعد بن معاذ مشتی برداشت وقتی مشت خود راباز کرد دید که مشک شده است ، پیامبر صلّی الله علیه وآله فرمود : سبحان الله ، سبحان الله ، تعجب از صورت او پیدا بود.»

3.ابن عباس از پیامبر خدا صلّی الله علیهوآله نقل می کند که فرمود:

«جعفر ابن ابی طالب همراه با جبرئیل و میکائیل مرور کردند واو دو بال داشت که خداوند به جای دو دستش به او داده پس سلام کرد و به من خبر دادکه وقتی با مشرکان ملاقات کرد ، بر او چه گذشت.»(15)

نگاه دانشمندان غربی به کرامات

ناگفته نماند که مسئله کرامت به طورى در این دنیاى قرن بیستم و علم جلب توجه کرده که بعضى از دانشمندان غرب در این باره مطالبى نوشته اند و ناچار معترف بکرامات و خوارق عادات گردیده اند که از جمله آنها دکتر الکسیس کارل فیژیولوژیست و زیست شناس بیولوژى فرانسوى و برنده اولین جایزه نوبل در آمریکا و خلاصه کسى که در قلب کشورهاى اروپا زندگى مى کند و به لحاظ شخصیت علمى فوق العاده اى که دارد و در بیشتر مجامع علمى و پزشکى اروپا سمت ریاست و عضویت آنرا داراست در کتاب خود (انسان موجود ناشناخته ) چنین مى نویسد:

در هر کشور و هر عصر مردم به کیفیّت معجزه و درمان سریع کم و بیش ‍ بیماری ها در زیارتگاه ها و اماکن مقدسه معتقد بوده اند، اما امروز پایه این اعتقادات سست شده و عده اى از پزشکان وجود معجزه را جایز نمى شمرند مع هذا این افکار با مشاهداتی که در دست داریم باید مورد غور و تأمل قرار گیرد.

موارد زیادى از این مشاهدات بوسیله مؤ سسه پزشکى لورد جمع آورى شده است اطلاعات کنونى ما در باره تأثیر فورى نیایش (دعا) در شفاى امراض روحى شرح حال بیمارانى که از امراض گوناگون چون سل استخوانى و صفاقى و دمل و سرد سلى و زخمهاى چرکین و سل پوستى و سرطان و غیره درمان یافته اند متکى است چگونگى معالجه نزد این و آن تفاوت زیادى ندارد، اغلب درد شدیدى احساس و سپس شفاى کامل فرا مى رسد بعد از چند ثانیه و یا چند دقیقه و یا حداکثر چند ساعت زخمها جوش مى خورد و علائم بیمارى از میان مى رود و اشتهاى مریض باز مى گردد گاهى اختلالات عملى پیش از ضایعات عضوى از بین مى رود، در این صورتیکه براى تغییر شکل استخوانى در بیمارى پوست و یا عقده هاى لنفاوى سرطان و برگشتن آنها بحال طبیعى حداقل بطور اغلب دو یا سه روز وقت لازم است این شفاى معجزه آسا با سرعت عجیب التیام ضایعات عضوى شخص است و شکى نیست که میزان این التیام و شفا خیلى بیشتر از حد طبیعى مى گردد.

برای مطالعات بیشتر در این زمینه به کتابهاى دعا و آثار آن و امور خارق العاده و معجزات از نظر دانشمندان بزرگ اروپا و علوم روز به کتاب (نیایش ) نوشته دکتر الکسیس ‍ کارل و کتاب (دعا بزرگترین نیروى جهان ) نوشته دکتر فرانک لا باخ و کتاب (معجزات ) نوشته پرفسور لونیا مراجعه نمائید.(16)

 

پی نوشت ها:

 

 

1) ر.ک. عضدالدین عبدالرحمن ایجی، شرح المواقف، بیروت، دارالجیل، 1417، ج 3، ص 464ـ 465.

2) محمّدتقی مصباح، آموزش عقاید، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1367، ص 90.

3) عبداللّه جوادی آملی، ولایت در قرآن، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجا، 1367، ص 313.

4) تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 88 ـ 90.

5) همان، ص 89.

6) مصباح الشریعه، باب دوم، ص 100.

7) اقتباس از کتاب «ولائها و ولایت‏ها» تألیف علامه شهید مرتضی مطهری، ص 73 تا 82.

8) صحیح بخاری، ج 8 ، ص 189

9) نمل : 38 ـ 40

10) آل عمران : 37 ؛ و یک مورد دیگر در سوره مریم آیات 22 ـ 26 .

11) کهف : 9 ـ 12

12) موطأ مالک ، ص 384 .

13) سعد فرزند «معاذ‌بن‌النعمان‌بن‌امری» و کبشه دختر «رافع بن معاویه» کنیه‌اش «ابوعمرو» و از افراد قبیله «عبدالاسهل» بود. پس از این‌که «مصعب‌بن‌عمیر» جهت تبلیغ دین به مدینه رفت، سعد و تمام قبیله‌اش به اسلام ایمان آوردند، آن‌ها جزو اولین مسلمانان مدینه به شمار می‌رفتند، سعد، مصعب و «ابوامامه اسعدبن‌زراره» رادرخانه خویش پذیرفت. پیامبر (ص)میان او «سعدبن‌ابی‌وقاص» (یا به روایتی ابو عبید بن جراح)پیوند برادری بست. او پس از مرگ برادرش اوس با همسرش هند ازدواج نمود و صاحب دو فرزند به نام‌های عمرو و عبدالله شد. او در جنگ‌های بدر،‌ احد و خندق و حمراءالاسد و مریسیع و بنی قریظه شرکت نمود و در تمام جنگ‌ها یار و مشاور رسول‌الله (ص) بود. او در نبرد بدر پرچم قبیله‌ اوس را در دست داشت. رگ دست سعد پس از سال‌ها رشادت و جنگاوری در سال پنجم هجرت در جنگ خندق توسط «حبان بن عرقه» و یا «ابواسامه جشمی» قطع شد، رسول‌الله (ص) دو مرتبه جراحت دست او را مداوا نمود، اما سعد از خدا خواست، تا زودتر به شهادت برسد، سرانجام به علت عفونت ناشی از جراحت نیزه در سپیده‌دم در حالی که چشمانش محو چهره نورانی رسول خدا (ص) بود، به شهادت رسید. سعد در میان چشمان اشک‌بار مسلمین و شادی و هلهله ملائک توسط «حارث بن اوس»، ‌«اسیر بن حضیر» و «سلمه بن سلامه» در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

14) کنز العمال : ج 13 ، ص 412.

15) مجمع الزوائد : ج 9 ، ص 272

16) على میر خلف زاده، کرامات الحسینیة علیه السلام، ج1

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:51 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

امدادهاى غیبى در جنگ

 

کسانى که به امدادهاى غیبى اعتقاد ندارند و کمک هاى الهى را باور نمى کنند، و این معتقدات را به باد مسخره و استهزاء مى گیرند، همیشه پیروزى و شکست را به گردن داشتن وسایل پیشرفته و مدرن جنگى ، رعایت یا عدم توجه به تاکتیک هاى جنگى ، کمیت و کیفیت نیروى رزمنده ، کارایى یا عدم لیاقت و توانایى فرماندهان ، نادرست بودن استراتژیک جنگى و منطقه سوق الجیشى و... مى اندازند، و پیروزى ، کشتن ، نابود کردن از بین بردن و از پا در آوردن دشمن را به خویش نسبت مى دهند، و قلع و قمع و تار و مار کردن ارتش و قواى دشمن را مرهون فعالیت ، تلاش و زحمات خود قلم داد مى کنند و...

امدادهای غیبی در جبهه (1)

ولى اسلام ، ضمن اینکه به وسایل و ابزار جنگى و سایر فنون و شیوه هاى مؤثر در رزم اهمیت ، احترام و ارزش قائل است و هر فرد رزمنده مسلمان را سفارش و توصیه به انجام مسئولیت و رسالتش و رعایت مسائل مربوط به جنگ مى نماید؛ پیروزى را تنها در گرو این ابزار و تلاش بشرى ندانسته و امدادهاى غیبى را نیز سهیم مى داند، و حتى شکست را اگر در اثر کوتاهى و قصور و سهل انگارى سربازان و نیروهاى رزمنده نباشد، آن را خالى از مصلحت نمى داند.

دلیل بر مدعا و شاهد بر نوشتار، علاوه بر نهج البلاغه ، آیات و روایات فراوان است ، که چون در مقام بررسى و توضیح این مسائل از نظر نهج البلاغه هستیم به جملات دل نشین و آموزنده امیرالمومنین علیه السلام که اشاره به مطلب دارد، بسنده مى کنیم.

امام علیه السلام وقتى به فرزندش ((محمد بن حنفیه )) در جنگ جمل سفارش و تأکید به مقاومت ، صبر و رعایت تاکتیک هاى رزمى و... مى نماید، سپس مى فرماید:

((و اعلم ان النصر من عندالله سبحانه )) (194) و بدان نصرت و پیروزى از جانب خداى سبحان است .

و هنگامى که حضرت لشکریانش را به جهاد تشویق و ترغیب و به جهت سستى نکوهش مى نماید، نمونه هایى از مقاومت و پایمردى خویش و همرزمانش در رکاب پیامبر صلى الله علیه و آله را بیان مى دارد، و سپس از امدادهاى غیبى و یارى حق در آن غزوات خبر مى دهد:

در رکاب پیامبر خدا بودیم ... هنگامى که خداوند راستى و اخلاص ما را دید و پاکى را مشاهده فرمود، خوارى و ذلت را به دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزى را به ما عنایت فرمود.

در این جمله حضرتش مى فهماند، امداد غیبى نتیجه صداقت ، خلوص و زیر پا نگذاشتن ضوابط انسانى و متوسل نشدن به کارهاى ناشایست و رعایت کردن اصول جنگى است .

و در جاى دیگر: وقتى که ((عمر ابن الخطاب )) در دوران خلافتش براى رفتن به جنگ رومیان آماده مى شد، آمد با حضرت مشورت و از ایشان نظر خواست ، که حضرت ضمن ارائه  راهنمایى ها، وى را تشویق و از امدادهاى غیبى، مطالبى فرمود: خداوند به پیروان این دین وعده داده و بر عهده گرفته که اسلام را سربلند، و نقاط ضعف آنها را بر طرف سازد.

آن کس که آنان را در آن هنگام که اندک بودند و نمى توانستند از دشمن انتقام بگیرند، یارى کرد؛ و در آن موقع که در اثر کمى نفرات نمى توانستند از خود دفاع کنند از آنها دفاع نموده و از شکست حفظ فرمود، زنده است و هرگز نمى میرد.

حضرت ضمن اینکه اشاره به امدادهاى غیبى مى نماید، مددهاى الهى را در گذشته به یادشان مى آورد تا این مسأله را درست بفهماند و نگرانى را رفع و دلگرمى شان را بیشتر کند.

مورد دیگرى که امام از امدادهاى غیبى سخن به میان مى آورند، زمانى است که ((عمر ابن الخطاب )) در دوران خلافتش عازم جنگ با ایران بود، خدمت حضرت مشرف شد و در این زمینه مشورت نمود، حضرت ضمن بیان مطالب بسیار لازم و حیاتى ، از یارى پروردگار نوید داد و امیدوار فرمود و گوشزد نمود که نباید از بسیارى لشکر کفار و کمى سپاه خود بهراسیم و نگران باشیم :

پیروزى و شکست این امر (جنگ در راه خدا) بستگى به فزونى و کمى جمعیت نداشته این دین خدا است که آن را پیروز ساخت و سپاه اوست که آن را آماده و یارى کرد تا به آن جا که باید برسد رسید، و به هر جا که باید طلوع کند، طلوع نمود، از ناحیه خداوند به وعده خود جامه عمل خواهد پوشانید، و سپاه خویش را یارى خواهد فرمود.

در فراز دیگرى از سخنانش که سخن از امداد غیبى به زبان آورده ، هنگامى است که ((طلحه )) و ((زبیر)) به سوى بصره حرکت کردند و حضرت را تهدید به جنگ نمودند، که امام مى فرماید تا هنوز کسى مرا به جنگ تهدید نکرده و من به وعده کمک و یارى خدا ایمان دارم ، از کسى بیم و هراس به دل راه نمى دهم :

من هیچ گاه تهدید به جنگ نمى شدم ، و هرگز کسى نمى توانست از ضرب شمشیر من را به وحشت اندازد، من به همان وعده نصرتى که پروردگارم به من داده باقى هستم .

وقتى امدادهاى غیبى تا این حد در سرنوشت جنگ دخیل و این اندازه نقش دارد، جهادگران و فدائیان راه ((الله)) باید در هیچ حالى چشم از امدادهاى الهى نپوشند و زیاد بودن نیرو، یا به حد کافى در اختیار داشتن ابزار جنگى ، آنها را از حالت نیاز به کمک الهى باز ندارد.

 

برای خواندن گوشه ای از امدادهای غیبی در دفاع مقدس ، مطالب زیر را بخوانید :

خاک های نرم کوشک، یادگار برونسی

کجایند مردان بی ادعا...

امدادهای غیبی در جبهه

 

کتابی برای یک روز جنگ!

جز لبخند چیزی نگفت ...

 

کجایند مردان بی ادعا

یازده یادداشت از یک اسیر عراقی

 

 

 

 

جنگ و جهاد در نهج البلاغه - حسین شفائى

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:52 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

از شهادت‌طلبی تا عملیات انتحاری

از شهادت طلبی شیعه تا عملیات انتحاری القاعده

در دو دهه اخیر و با گسترش مبارزه مردم فلسطین و ورود آن به عرصه جدیدی از مقاومت، همچنین ظهور «القاعده» و تهاجم آمریکا به عراق، موضوع جهاد از سوی افکار و رسانه‌های غربی مورد توجه قرار گرفته است؛ چه آن که به خاطر عدم شناخت دقیق مبانی دینی مسلمانان، مسئله جهاد، ترور و حملات انتحاری در یک ردیف با باری کاملا منفی گنجانده شده است. در این مقاله تلاش شده است به شکلی مختصر، تعریف کلی از جهاد و انواع آن و مرزهای تفکیک این فریضه دینی با مسئله ترور و حملات انتحاری تبیین شود.

ریم صالح الریاشی

هر چند بین مبانی فقهی شیعه و اهل سنت تفاوت‌های زیادی وجود دارد، اما در این مقاله، تنها به ارائه دیدگاه‌های فقه شیعه درخصوص بحث جهاد می پردازیم. دلیل اصلی آن به وجود آمدن فرقه‌های مختلف و تندرو در میان اهل سنت است که عملا اجازه بیان «نظری مطلق» از سوی علمای اهل سنت را از بین برده است. نمونه بارز آن، فرقه وهابیت است که هجوم و کشتار و جنایات وحشیانه زیادی در کارنامه خود، از جمله حمله و قتل و غارت مردم و هتک حرمت عتبات عالیات را به ثبت رسانده و در دهه اخیر، حمایت از طالبان و «القاعده» را یدک می کشد. عجبا که هیچ آهی از نهاد علمای اهل سنت بر نخواسته است!

 

جهاد ابتدایی یا اصلی:

جهاد عقیدتى و ابتدایى، جز با امر و اذن امام عادل جایز نیست; یعنى مسلمانان نمى‏توانند، خودسرانه به این کار اقدام کنند، به تعبیر دیگر، تا موقعى که از جانب امام عادل، مصلحت اندیشى صورت نگیرد و فرمانى صادر نشود، هیچ کس حق جهاد علیه کفار را نخواهد داشت.

فقه شیعه در ماهیت جهاد ابتدایى، دیدگاه ویژه‏اى دارد: اغلب قریب به اتفاق فقیهان شیعه، تقسیم‏بندى جهاد به دو نوع «ابتدایى» و «دفاعى» را همانند اهل سنّت پذیرفته‏اند، اما بر خلاف اهل سنّت، «جهاد ابتدایى» و به تعبیر دیگر، «جهاد اصلى» را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید دانسته‏اند.

صالحى نجف‏آبادى، درباره دیدگاه عمومى فقیهان شیعه مى‏نویسد: «عجیب است که هیچ‏یک از فقهاى شیعه در این که جهاد اصلى، مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید است، تردید نکرده‏اند.»

این مطلب در نظر علماى شیعه به قدرى مسلّم بوده است که فیض کاشانى در کتاب الشافى مى‏گوید: «چون در زمان غیبت، جهاد حق تعطیل است، ما از ذکر آداب و شرایط آن خوددارى کردیم»

در نتیجه تا امام عادل دستور ندهد و مصالح اسلام و جامعه اسلامى را در جهاد نبیند، جهاد مجاز نخواهد بود.

جهاد دفاعى:

صاحب جواهر، موضوع جهاد دفاعى را دو چیز مى‏داند: این که مسلمانان مورد هجوم کفار قرار گیرند و این هجوم (اولاً) اساس اسلام را تهدید کند و یا (ثانیا) اراده استیلا بر بلاد مسلمانان داشته باشند و این، اسارت و آوارگى و اخذ اموال مسلمانان را در پى داشته باشد. در چنین شرایطى، بر همه مسلمانان، اعم از زن و مرد، سالم و بیمار، حتى کور و ناقص‏العضو، واجب است که به هر نحو ممکن و در هر شرایطى، اقدام کنند و نیازى به اذن امام و دیگر شروط جهاد ابتدایى ندارند. این دیدگاه عینا در همه رساله‏هاى عملى امروز مراجع شیعه منعکس شده است.

وجوب و تحریم جهاد دفاعى:

خداوند متعال، شما را از دوستى و دادگرى نسبت‏ به همه کسانى که با شما به سبب پاى‏بندیتان به دین جنگ نکرده و شما را از وطن‌هایتان نرانده‏اند، نهى نمى‏کند که با آنان به عدالت و انصاف رفتار کنید، چرا که خداوند مردم عادل و دادگستر را دوست دارد

شیخ محمد حسن نجفى مى‏نویسد: «گاهى وجوب آن منع مى‏شود، بلکه گاهى حرمت آن گفته مى‏شود؛ اگر کفّار حکومت جائر برخی از بلاد اسلامى یا همه سرزمین‏هاى اسلامى را در این زمان‏ها از حیث سلطه سیاسى تهدید و مداخله کنند، اما مسلمانان را در اقامه شعائر اسلامى ابقا کرده، آزاد بگذارند و به وجهى از وجوه در احکام آنان [مسلمین] تعرّض نکنند، [در این صورت ] ضرورى است که از وجوب جهاد منع کرده یا تحریم شود؛ زیرا تغریر [زیان] به نفس و آسیب‏ رساندن به جان بدون اذن شرعى جایز نیست.»

وجه امتیاز جهاد در اسلام:

در ارتباط با جهاد اسلامى، باید گفت، چون هدف اسلام، هدایت مردم و به اهتزاز درآمدن پرچم توحید، دیانت و حقیقت است، ‏به نکاتى توجه شده است که جهاد اسلامى را از جنگ هاى دیگر ممتاز مى‏سازد. در این مجال به چند مورد آن اشاره مى‏شود :

الف) در نگاه اسلام حتى در هنگام پیکار با کفار، سپاه اسلام حق ندارد از کسانى که در پیکار مشارکت ندارند، سلب امنیت کند، بلکه موظف است،‏ حقوق آنان را به رسمیت ‏بشناسد؛ چنان که حق ندارد در جنگ، رفتار غیر متعارف و خشن از خود نشان دهد.

امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند: وقتى که رسول خدا لشکرى را گسیل مى‏کردند، دستور مى‏دادند که آنان در برابرش بنشینند و به آنان این گونه سفارش مى‏کرد: به نام خدا و به خاطر خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا حرکت کنید، به دشمن شبیخون نزنید و آنان را مثله (قطعه قطعه) نکنید و کید و خدعه نزنید و پیران و کودکان و زنان را نکشید و جز در حال اضطرار، درختى را قطع نکنید.

با عنایت به این سفارش رسول اکرم (ص)، حرمت برخی از حملات به شهرهای بی دفاع به بهانه مبارزه با دشمنان کاملا روشن است.

وقتى پیامبر فرماندهى براى جنگ تعیین مى‏نمودند، او را به تقواى الهى سفارش مى‏کردند، سپس مى‏فرمودند: به نام خدا و در راه خدا کارزار کنید، خدعه، خیانت و مثله نکنید و فرزندى را نکشید، کسى که به یک بلندى پناهنده شد به قتل نرسانید، درختان را آتش نزنید و به آب نبندید و درختان به بار نشسته را نبرید، مزرعه را آتش نزنید و حیوانات را نکشید...

امیر مؤمنان فرمودند: پیامبر از به کارگیرى سم در شهرهاى مشرکین نهى کرده است.

پیامبر خدا از کشتن زنان و فرزندان در جنگ نهى کردند، مگر این که در کارزار مشارکت داشته باشند.

از شهادت‌طلبی تا عملیات انتحاری

ب) در نگاه اسلام، اگر در میدان جنگ و معرکه قتال، فردى از مسلمین به فرد یا افرادى از کفار امان دهد، بر همه مسلمین واجب است که این امان دادن را به رسمیت‏ بشناسند.

امام صادق مى‏فرمایند: اگر سپاهى از مسلمین، گروهى از مشرکان را محاصره کرد و شخصى از مشرکان برخاست و تقاضاى امان کرد و یکى از مسلمانان - حتى یک نفر عادى - به آنان امان داد، بر همه آنان، حتى بر بزرگشان واجب است که این امان را رعایت کنند.

ج) بر مسلمانان واجب است پیش از جنگ، کفار و مشرکان را به اسلام دعوت کنند و حقیقت را براى آنان بازگو کنند تا پیش از اتمام حجت، جنگ صورت نگیرد.

امیرمؤمنان فرمودند: رسول خدا مرا به یمن اعزام کردند و فرمودند: یا على با هیچ کس مقاتله و کارزار نکن، مگر این که او را به اسلام دعوت کرده باشى. به خدا سوگند اگر خداوند به وسیله تو یک نفر را هدایت کند براى تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب مى‏کند.

جهاد در قران :

قرآن کریم به صراحت ‏به پیامبر مى‏فرماید: «و ان جنجوا للسلم فاجنح لها و توکل على الله... و ان یریدوا ان یخدعوک فان حسبک الله هو الذى ایدک بنصره و بالمؤمنین.‏»

یعنى: اگر (کفار) به صلح گراییدند، پس تو نیز بدان بگراى و بر خدا توکل کن... و اگر مى‏خواهند، با تو نیرنگ کنند، پس همانا خدا تو را کافى است. او کسى است که تو را به نصرت خود و به وسیله مؤمنان تایید کرد.

علامه طباطبایى در این زمینه مى‏فرماید: اگر دشمن به سوى صلح و روش مسالمت‏آمیز رغبت کرد، تو نیز به سوى آن متمایل شو و به خدا توکل کن و مترس از این که مبادا امورى پشت پرده باشد و تو را غافل گیر کند و تو به خاطر نداشتن آمادگى نتوانى مقاومت کنى، چه خداى تعالى، شنوا و داناست و هیچ امرى او را غافل گیر نکرده و هیچ نقشه‏اى او را عاجز نمى‏سازد، بلکه او تو را یارى کرده و کفایت مى‏کند.

«لا ینهاکم عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم او تقسطوا الیهم ان الله لا یحب المقسطین....»

یعنى: خداوند متعال، شما را از دوستى و دادگرى نسبت‏ به همه کسانى که با شما به سبب پاى‏بندیتان به دین جنگ نکرده و شما را از وطن‌هایتان نرانده‏اند، نهى نمى‏کند که با آنان به عدالت و انصاف رفتار کنید، چرا که خداوند مردم عادل و دادگستر را دوست دارد. تنها از دوستى کسانى نهى کرده است که با شما سر جنگ دارند و سر مساله دین با شما جنگیدند و شما را از دیارتان بیرون کردند و در بیرون کردنتان پشت‏ به پشت هم دادند، خدا شما را از این که آنان را دوست‏ بدارید، نهى فرموده و هر کس دوستشان بدارد، ستمکار است و ستمکار حقیقى هم همین گروهند.

سیره فقها در دفاع از سرزمین‌هاى اسلامى:

در دو سده اخیر که اوج هجوم دشمنان اسلام به بلاد اسلامى بوده و استعمارگران به دنبال شکستن اقتدار مسلمین و چپاول ثروت‌هاى آنان بودند، حضور حماسه آفرین فقیهان شیعه، ‏بسیار برجسته‏تر از مقاطع دیگر تاریخ فقه و فقهاست. هرچند حضور آنان در عرصه سیاست و احساس مسؤولیت نسبت به سرنوشت مسلمین، بسیار فراتر از حضور در جبهه‏هاى دفاع از سرزمین‌هاى اسلامى است و مواردى را هم که دشمنان با تحمیل قراردادهاى اقتصادى و سیاسى بر شؤون مسلمین تسلط پیدا مى‏کردند، شامل مى‏شود.

از آنجا که حمله دشمن به سرزمین‌هاى اسلامى منحصر به هجوم نظامى و پیاده کردن نیرو نیست، بلکه راه‌هاى به زنجیر کشیدن ملت‌ها در موارد مختلف به صورت نامرئى و با نفوذ در ارکان سیاسى، اقتصادى و فرهنگى نیز انجام مى‏گیرد و بدون نیاز به حضور نیروهاى مسلح با وابسته کردن مسلمین از نظر سیاسى اقتصادى و فرهنگى بر شؤون مختلف جامعه اسلامى سلطه پیدا مى‏کنند، فقیهان با هوشیارى در این‏گونه عرصه‏ها نیز نقش آفرینى کرده به مقابله با استعمارگران و دفاع از عزت و استقلال مسلمین پرداخته‏اند. مقابله با زیاده‏خواهى‌هاى سفیر روسیه در ایران - گریبایدوف - از سوى میرزا مسیح مجتهد و میرزاى قمى و صدور فتواى جهاد علیه روسیه و ایادى وى که به مرگ او انجامید، حکم تحریم تنباکو از سوى میرزاى شیرازى در عهد ناصرى و قطع دست انگلیس، رویارویى با دخالت و تجاوز روس و نفوذ استعمار انگلیس در نهضت مشروطه از سوى علماى طراز اول نجف،

در یکى از استفتائات آیت‏الله العظمی فاضل لنکرانى سؤال شده است: «آیا جایز است که براى کشتن دیگران دست به انتحار بزنیم؛ مثل عملیات‏هاى انتحارى ملت فلسطین؟»ایشان در پاسخ نوشته‏اند...

 تحریم کارهاى بیگانگان در برخی مقاطع، برای مقابله با سلطه اقتصادى آنان، مقابله سید حسن مدرس با اولتیماتوم روسیه در دوران حاکمیت رضاخان، ایستادگى آیت‏الله کاشانى در برابر نفوذ آمریکا در عصر محمدرضا پهلوى و سرانجام، قیام خونین ملت مسلمان ایران به رهبرى امام خمینى در برابر ابرقدرت‌هاى شرق و غرب و ایادى داخلى آنان، تنها چند نمونه از این قبیل است.

تحریم ترور:

اشاره شد که فقه شیعه غیر از وضعیت دفاعى، اعم از شخصى و خوف نفس یا دفاع از کیان اسلام و موجودیت جامعه اسلامى، هرگونه تعرّض به غیر مسلمانان را تحریم مى‏کند. منظور از «وضعیت دفاعى» کاملاً روشن است. فقه شیعه، دفاع شخص از نفس و جان را ذیل کتاب‏هاى «حدود» قرار داده، اما دفاع از کیان اسلام و هویّت جامعه اسلامى را در قالب «جهاد دفاعى» تشریح کرده است.

هرچند جهاد دفاعى، مستلزم هر اقدامى براى واکنش به تجاوز می باشد، تفکر شیعى توسّل به ترور را تحریم کرده است. مى‏توان گفت که هیچ‏یک از منابع شیعه از مفهوم «ترور» به طور ایجابى سخن نگفته‏اند. بدین‏سان، ترور، از جمله اقدامات ممنوعى است که فرهنگ دفاعى شیعه و ادبیات فقه دفاعى با آن مواجهه سلبى دارد.

اندیشمندان شیعه، تحریم مطلق ترور را از روایت امام صادق علیه‏السلام استفاده مى‏کنند که ایشان نیز از پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده است. روایت ناظر به داستانى خاص درباره حکم کسى است که امیرالمؤمنین علیه‏السلام را سبّ کرده بود. بنابر اندیشه اسلامى، سبّ ائمه اطهارـ علیهم‏السلام ـ همانند سبّ نبى ـ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ است. اما امام صادق ـ علیه‏السلام ـ از ترور سب‏کننده منع کرد. فقیهان مسلمان با استناد به این رویداد، از آن‏رو که عبارات روایت مطلق هستند، مطلق ترور را تحریم کرده‏اند.

ترور یا دفاع از کیان اسلام؟

شیر زنان عملیات استشهادی

شاید در اینجا پرسیده شود که صدور حکم اعدام سلمان رشدی از سوی حضرت امام خمینی(ره) و یا کشتن حسن علی منصور توسط گروه فدائیان اسلام به چه صورت است؟ در پاسخ باید گفت که مهم ترین معیار صدور حکم جهاد دفاعی از سوی ولی فقیه، هجوم کفار به مسلمانان برای از بین بردن اصل اسلام و به خطر انداختن اساس دین است. ممکن است در برهه ای از زمان، این تهدید و استیلا، نه به شکل نظامی که به شکل فکری باشد و مهم تر آن که سکوت در برابر این هجوم، زمینه ساز حملات بزرگ تری از سوی دشمنان است. در این حال و با تشخیص موضوع و مصداق از سوی حاکم شرع جامع الشرایط، حکم اعدام صادر شده است. در خاطرات فدائیان اسلام بارها آمده است که این گروه، در پی گرفتن جواز ترور سران رژیم، ماهها با مراجع عظام تقلید بحث می کردند و زمانی اقدام به ترور حسنعلی منصور کردند که مجوز شرعی آن را از سوی یکی از مراجع مسلم تقلید دریافت نمودند.

گستره عملیات های شهادت طلبانه چقدر است؟

هرچند بحث عملیات شهادت‏طلبانه، به ویژه پس از مسائل فلسطین مطرح شده، اما تاکنون، بحث فقهى دقیقى در این‏باره نشده است. بنابراین، مسئله‏اى مستحدثه است که بیشتر در فتاواى فقهى و رعایت احتیاطات لازم مطرح شده است. در اینجا می کوشیم با تحلیل این فتواها و اشاره به برخى منابع روایى آن‏ها در فقه شیعه، حدود و کیفیت تقریبى دفاع استشهادى در فرهنگ سیاسى ـ دفاعى معاصر شیعه را ارزیابى کنیم:

در یکى از استفتائات آیت‏الله العظمی فاضل لنکرانى سؤال شده است: «آیا جایز است که براى کشتن دیگران دست به انتحار بزنیم؛ مثل عملیات‏هاى انتحارى ملت فلسطین؟»

ایشان در پاسخ نوشته‏اند: «مسئله فلسطین، مسئله دفاع است و دفاع از خود و حریم و ناموس و کیان اسلام به هر نحوى که باشد، جایز است.»

آیت الله العظمی فاضل لنکرانى در جاى دیگرى توضیح بیشترى دارند. ایشان در جلد دوم جامع المسائل مى‏نویسند: «اگر انسان احتمال دهد یا بداند که دفاع او از جان خود یا بستگان خود، منجر به کشته شدن خودش خواهد شد، باز هم دفاع جایز، بلکه واجب است. ولى نسبت به مال، اگر مى‏داند که دفاع او از مال منجر به کشته شدن خودش مى‏شود، دفاع واجب نیست، بلکه احوط ترک است.»

اشارات آیت الله العظمی فاضل لنکرانى نشان مى‏دهد که ایشان، عملیات انتحارى فلسطینیان را ذیل شرایط عمومى وجوب دفاع از نفس یا اساس اسلام قرار مى‏دهند و تحت مقرّرات دفاع تعریف مى‏کنند. بدین‏سان، آیت‏الله فاضل لنکرانى، با درج برخى دفاع‏هاى انتحارى ذیل شرایط عمومى جهاد دفاعى، از تأیید آن دسته از عملیات انتحارى که در فلسطین انجام شده و شهروندان غیرنظامى را هدف قرار داده‏اند، خودداری مى‏کنند.

به دلیل آنکه این بخش از فتاواى فقهى اهمیت بسیارى از دیدگاه مقاله حاضر دارند، در ادامه، تفصیل استفتایى دیگر و پاسخ آیت‏الله العظمی فاضل لنکرانى را می آوریم:

س 294: مدتى قبل یک فلسطینى در پاساژ اسرائیلى با انفجار خود دست به انتحار زد. آیا بنابر قوانین جهاد در اسلام، جایز است فردى دانسته زنان و کودکان را بکشد؟

ایشان، عملیات و دفاع انتحارى را نه در جهت قتل شهروندان، بلکه فقط برای مقابله با نظامیان اسرائیلى و حامیان مستقیم و فعّال هجوم‏هاى نظامى اسرائیل تجویز مى‏کنند و این امر را دقیقا ذیل ادلّه و موارد دفاع مشروع مى‏دانند

ج 294: «اگر دزدى به حریم خانه کسى تجاوز کرد، با او مقابله مى‏کنند، اگر چه با زن و بچه خود آمده باشد. اما در مورد پرسش شما، باید توجه داشته باشیم که این، اشغالگران صهیونیست هستند که کودکان فلسطین را در آغوش مادرانشان شهید و خانه آنان را بر سرشان خراب مى‏کنند... لکن از نظر اسلامى، لازم است مجاهدین فلسطین با نظامیان اسرائیلى و با غیرنظامیانى که پشتیبانى و حمایت از صهیونیست‏ها مى‏کنند، مبارزه و جهاد کنند.»

دو نکته اساسى در فتواى ایشان قابل توجه است:

نخست آن که ایشان، عملیات و دفاع انتحارى را نه در جهت قتل شهروندان، بلکه فقط برای مقابله با نظامیان اسرائیلى و حامیان مستقیم و فعّال هجوم‏هاى نظامى اسرائیل تجویز مى‏کنند و این امر را دقیقا ذیل ادلّه و موارد دفاع مشروع مى‏دانند.

دوم آنکه استفتاى مزبور با تکیه بر ادلّه فقهى شیعه در باب «دزد متجاوز» (لصّ محارب) پاسخ داده شده است.

برخى، گزارش‏ها و فتاواى معاصر دفاع انتحارى یا عملیات شهادت‏طلبانه را با تکیه بر چنین زمینه‏اى از فرهنگ دفاعى و با قید «عدم تعرّض به غیر نظامیان» تجویز کرده‏اند. با این حال، ادبیات بحث، هنوز در تحقیقات شیعى معاصر، دارای غناى لازم براى داورى و درک قطعى نیست و به لحاظ تفاوت با اهل سنّت، نمى‏توان ادبیات موجود در فقه معاصر اهل سنّت را به جوامع شیعى تعمیم داد. اما به نظر مى‏رسد، تحوّلات اخیر در فلسطین اشغالى و به ویژه حوادث اخیر عراق و یا برخی بمب گذاری ها در اروپا که مسلمانان را در معرض اتهام قرار داده است، زمینه لازم براى گسترش این مباحث را آماده مى‏کنند. ظهور موج استفتائات از مراجع شیعه، به ویژه آیت‏الله العظمى سیستانى در عراق و نیز تأمّلات و اظهارات همراه با احتیاط ایشان و خوددارى از خون‏ریزى بیشتر در عراق تا مرحله‏اى که ناگزیر باید شیعیان از اقدامات بازدارنده‏ترى سخن بگویند، این مباحث را در افکار عمومى شیعه زنده‏تر کرده است.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:53 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

طلائیه ،خاکی که زمین گیرت می کند

با نگاهی به سخنان علمدار روایتگری ، مرحوم حجت الاسلام حاج عبدالله ضابط

شهید به مثابه شیشه عطری است كه در آن را باز كرده اند. بوی آن می‌پیچد و همه جا را معطر می‌كند . تو را فرا می‌خواند و وقتی به سوی او می ‌روی، زمین‌گیرت می‌كند .

طلائیه اگر رفته باشی می‌دانی . پاها التماس می‌كنند بنشین. گرد و غبار وقتی روی لباست می‌نشیند، بوی عطر در مشامت می‌پیچد و تازه می‌فهمی كه آسمان ‌گیر شده‌ای.

طلائیه ،خاکی که زمین گیرت می کند

 به محض اینكه روی خاک زانو زدی، اولین درس از رشته عشق را می‌آموزی . صورتت كه خاكی می‌شود، آنچه آموخته‌ای با جانت در می‌آمیزد . این همان خاكی است كه نیمه‌های شب از اشک سجده‌های شهید گل شده است .صدای باد ناله‌های دلش را در گوشت می ‌پیچاند و درس را مرور می‌كنی؛ هر چه ادب و تواضعت بیشتر باشد، در آستان دوست محبوب‌تر خواهی شد.دست‌ هایت ناخودآگاه به سوی آسمان بلند می‌شود. پرده دل می‌لرزد. اشک فرو می‌غلتد و می‌گویی : ای رؤوف مهربان حی قدیر، جان زهرا و علی دستم بگیر و او درس دوم را به تو آموخته است؛ تمنـّـا.

هنوز دست‌ها را پایین نیاورده‌ای كه غوغا می‌شود. بطن آسمان به لرزه در‌می‌آید. گرد و غبار بلند می شود. صاعقه‌ای می‌زند. دلت آرام می‌گیرد و تازه می‌یابی آنكه تو را فرا‌خوانده و ضمانتت را كرده است، چه منزلتی در این آستان دارد. حالا دیگر بوی عطر تمام فضای دلت را تسخیر كرده است. آرامش غریبی را حس می‌كنی كه تا آن زمان نیافته بودی. گویی با دلت تنهای تنها شده‌ای و باد هرچه غریبه بوده را با خود برده است.

شهید به مثابه شیشه عطری است كه در آن را باز كرده اند. بوی آن می‌پیچد و همه جا را معطر می‌كند . تو را فرا می‌خواند و وقتی به سوی او می ‌روی، زمین ‌گیرت می‌كند

چقدر خودت را آشنا می‌یابی. لذت این حس در وجودت پیچیده كه ناگهان یاد‌آوری خاطره‌ای كه آن راوی در كنار اروند برایت گفته احساست را در هم می پیچد: «در روایت داریم هركسی كه در آب شهید شود، اجر دو شهید را دارد. یک ‌بار برای یكی از دوستان غواصم این روایت را تعریف كردم. گفت راست می‌گویی، از فرط ترسی كه جنگ در آب دارد. آن هم شب، در آب ارونـد خروشـان، زیر آتش سنگینی كه از بالای سرت می‌ریزد. شب عملیات والفجر8 معنای این جمله را یافتم كه هر كسی می‌خواهد به امام‌ زمانش برسد، باید خودش را به آب و آتش بزند و در آن شب هم آب بود و هم آتش.» و درس سوم را می آموزی؛ مجــاهدت. باید صداقتت را اثبات كنی و این كار سختی است. خیلی باید خودت را آماده كنی. ابتلا لازمة عشق است و خطر شرط عاشقی. اما نترس. آنكه تو را به آغاز این راه خوانده، می‌تواند به پایان این مسیر نیز برساندت. آنكه در آن عالم برایش حكم شفاعت زده‌اند، سهل است در این دنیا كه نگاهش حكم مسیحا كند.

در این رابطه مطالعه کنید :

آلبوم تصاویر طلائیه

فقط طلائیه رفته ها بخوانند

طلائیه با من سخن بگو

شهیدی برای آینده

خواب راستین

طلائیه

برگرفته از امتداد

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:53 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

شهادت طلبی در دعاها و زیارات

 

اللهم‌ اجعلنی‌ من‌ المستشهدین‌ بین‌ یدیه .

خدایا قرار ده مرا از شهیدان پیش روی (حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه) .

دعای عهد / مفاتیح الجنان،ص 540

 

وَاَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ وَفاتى قَتْلاً فى سَبیلِکَ تَحْتَ رایَةِ نَبِیِّکَ مَعَ اَوْلِیاَّئِکَ

و از تو خواهم که مرگ مرا کشته شدن در راهت قرار دهى که در زیر پرچم پیغمبرت با دوستانت کشته شوم.

دعای حضرت امام صادق علیه السلام در ماه رمضان / اصول کافی

اللهم احینی علی ما احییت علیه علی بن ابی طالب و امتنی علی مامات علیه علی بن ابی طالب علیه السلام.

خدایا مرگ و زندگی مرا مرگ و زندگی علی بن ابی طالب قرار بده؛ زیستنی به من بیاموز که علی زیست و مردنی به من عطا کن که علی مرد..

تعقیبات نماز صبح / شیخ ابی جعفر طوسی، مصباح المجتهد ،ص 207

شهادت طلبی در دعاها و زیارات

یا باعث ابعثنی شهیدا صدیقا رضیا عزیزا.

ای خدایا مرا در هیئت راستگویان، بزرگواران و شهدا مبعوث گردان.

جواد القیومی، موسوعه الادعیه ،ج 2

اللهم ... فاجعلنی ممن یشتری فیه منک نفسه ثم وفی لک ببیعه الذی بایعک علیه غیر ناکث...

فاجعله خاتمه عملی و صیر فیه فناء عمری و ارزقنی فیه لک و به مشهدا توجب لی منک الرضا تحط به عنی الحظایا و تجعلنی فی الاحیاء المرزوقین بایدی العداه و العصاه تحت لواء الحق و رایه الهدی ماضیا علی نصرتهم قدما غیر مول مدبرا و لا محدث شکا.

خدایا پس مرا جزو کسانی قرار ده که جان خود را به تو می فروشند...خدایا پس عاقبت و نهایت کار مرا شهادت در راه خود قرار ده و همر مرا در این راه به پایان ببر و با کشته شدنم در راه تو رضایت خود را شامل حالم کن و گناهانم را ببخش و مرا جزو کسانی قرار بده که در راه تو و در زیر پرچم هدایت تو و برای نصرت دین تو به دست بدترین بندگان نافرمانت کشته می شوند و مرا جزو کسانی قرار ده که نزد تو زنده اند و نزد تو روزی می خورند.

حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام / الصحیفه العلویه،ص 329

اللهم ... فاجعل منیتی قتلا فی سبیلک بید خلقک و اجعل مسیری فی الاحیاء المرزوقین.

خداوندا مرگ مرا کشته شدن در راه خود قراربده در حالیکه به دست بدترین مردمان کشته شده باشم و مرا جزو کسانی قرار بده که نزد تو روزی می گیرند.

الصحیفه العلویه،ص 312

حمدا نسعد به فی السّعداء من اولیائه و نصیر به فی نظم الشّهداء بسیوفاعدائه

سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن درردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.

حضرت امام سجاد علیه السلام / صحیفه سجّادیه، ص 17

اللهم اشتر منی نفسی الموقوفه علیک، المحبوسه لامرک بالجنه مع معصومین من عتره نبیک صلی الله علیه و آله...

و اجعلنی شهیدا سعیدا فی قبضتک.

خدایا این جانی را که از سوی تو نزد من به امانت است و تحت قبضه و قدرت توست به بهای بهشت از من خریداری کن در حالی که به امام و فرمانروای معصومی از خاندان پیامبرت در جنگی علیه دشمنان دین تو کشته شوم  و مرا از شهیدان سعادتمندی قرار ده که نزد تو منزل گزیده اند.

الصحیفه السجادیه، ص 560

خدایا برترین شهادت ها و کشته شدن ها در راه خودت را به من عطا کن تا بتوانم با خون خود دین تو و پیامبر تو را یاری دهم

و با شهادت خود حیات جاودانه را به دست آورم... خدایا عاقبت کار مرا با شهادت ختم کن.

اللهم... فان کان آخر شهر صمناه فاختم لنا فیه باسعاده و الشهاده.

خدایا اگر این آخرین ماهی است که ما در آن روزه می گیریم مرگ ما را شهادت در راه خود قرار ده

و ما را با شهادت در راه خود سعادتمند کن.

الصحیفه السجادیه،ص303

اللهم اختم لاولنا باسعاده و المغفره و لاخرنا بالشهاده و الرحمه.

خدایا آغاز کار ما را با سعادت و مغفرت و انجام آن را با شهادت و رحمت قرین گردان.

حضرت زینب سلام الله علیها / مکی قاسم البغدادی، الشهادة;تاصیللااستئصال،بیروت:الدارالاسلامیه،1414،ج2،ص 541

اللهم حبب الی مشاهدهم و شهاداتهم.

خدایا مرا به زیارت محل شهادت و قبور آنان (شهدا) مشتاق گردان و به من توفیق ده تا در مسیری که آنان رفته اند به شهادت برسم.

حضرت امام صادق علیه السلام در ضمن زیارت امام حسین علیه السلام / کامل الزیارات ابن قولویه، ص 214،233

اللهم ... و قتلا فی سبیلک فوفق لنا.

خدایا شهادت در راه خود را نصیب ما بگردان.

دعای افتتاح، مفاتیح الجنان و زیارت امام حسین علیه السلام /کامل الزیارات ابن قولویه، ص 305

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.

زیارت امام حسین علیه السلام / کامل الزیارات ابن قولویه، ص 312

شهادت طلبی در دعاها و زیارات

اللهم...و توفنی فی سبیلک و علی مله رسولک صلی الله علیه و آله.

خدایا مرگ مرا در راه خود و دین محمد که درود تو بر او و خاندانش باد قرار ده.

دعای ابو حمزه ثمالی / شیخ ابی جعفر طوسی، مصباح المجتهد ،ص 622

اللهم... و توفنی عند انقضاء اجلی علی سبیلک.

خدایا در آن لحظه که عمر من به سر آید، مرگ مرا در راه خود قرار ده و مرا در راه خود به شهادت برسان.

دعای ابو حمزه ثمالی / شیخ ابی جعفر طوسی، مصباح المجتهد ،ص 622

اللهم... اسالک ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تحیینی حیاه السعداء و تمیتنی میته الشهداء.

خدایا از تو می خواهم تا بر محمد و آل محمد درود فرستی و به من حیات سعادتمندان و مرگ شهیدان را عطا فرمایی.

تقی الدین الکفعمی، البلد الامین، ص 543

اللهم...ارزقنا الشهاده.

خدایا به ما توفیق شهادت را عطا کن.

حضرت علی علیه السلام در روز جنگ صفین / نهج البلاغه، ص 326

اللهم ارزقنی اشرف القتل فی سبیلک انصرک و انصر رسولک اشتری الحیاه الباقیه بالدنیا... اللهم اختم لی عمل بالشهاده.

خدایا برترین شهادت ها و کشته شدن ها در راه خودت را به من عطا کن تا بتوانم با خون خود دین تو و پیامبر تو را یاری دهم

و با شهادت خود حیات جاودانه را به دست آورم... خدایا عاقبت کار مرا با شهادت ختم کن.

حضرت علی علیه السلام /سید بن طاووس، مهج الدعوات، ص 124

الهی و سیدی وددت ان اقتل و احیی سبعین الف مره فی طاعتک و محبتک سیما اذا کان فی قتلی نصره دینک و احیاء امرک و حفظ ناموس شرعک ثم انی قد سمئت الحیاه بعد قتل الاحبه و قتل هولاء الفتیه من آل محمد.

ای پروردگار من و ای سرور من دوست دارم تا در راه تو و در راه اجرای فرامین تو و در دوستی با تو نه یک بار که هفتاد بار کشته شوم به خصوص که در شهادت و کشته شدن من نصرت دین تو باشد و بتوانم سنت های دین تو را احیا و ناموس دین تو را حفظ کنم. و این در حالی است که بعد از شهادت یاران و خاندانم زندگی در این دنیا دیگر برایم سخت و سنگین شده است.

حضرت امام حسین علیه السلام در روز عاشورا /موسوعه کلمات الحسین، ص 482

یا رب لیله القدر و جاعلها خیرا من الف شهر اسالک ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تجعل اسمی فی هذه الیله فی السعداء و روحی مع الشهداء و ارزقنی فیها ذکرک و شکرک.

ای خدای شب قدر و ای خدایی که شب قدر را برتر از هزار شب قرار داده ای از تو می خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و در این شب نام مرا جزو سعادتمندان و روح مرا با شهدا قرار دهی و به من توفیق دهی تا در این ماه مدام ذکر ترا در دل داشته باشم  و بر نعمت های تو شاکر باشم.

حضرت پیامبر صلوات الله علیه و آله در شب قدر بیست و سوم ماه رمضان / جواد القیومی، موسوعه الادعیه ،ج 1 ،ص 642

خمول

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:54 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

راهی برای عبور از معبر تنگ شهادت

شهادت آرزویی است که خیلی ها به آن دست پیدا کرده اند ، خیلی ها قبل از ما با شهادت رفتند و جان عاریت را قطعه قطعه ، به آستان حق تعالی تقدیم کردند .

حالا که دروازه ی شهادت بسته شده ، باید دنبال راهی بود برای عبور از معبر تنگ شهادت و این راه را همچون همه ی راه های زندگی مان ، ائمه علیهم السلام نشان داده اند .

راهی برای عبور از معبر تنگ شهادت

حضرت علی علیه السّلام فرمودند:

هر که در تلاش برای خودسازی، در جهت طاعتِ خداوند و دوری از نافرمانیِ او باشد، نزد خداوند سبحان در جایگاه نیکان و شهیدان است./ غررالحکم و دُرر الکلم/1

 

حضرت علی علیه السّلام فرمودند:

 هر یک از شما بر بسترش از دنیا برود، در حالی که معرفت به حق پروردگارش و پیامبرش و اهل بیتِ او داشته باشد، چنین کسی شهید است و عهده دار اجر او، خداوند است./ نهج البلاغه

 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر کس هنگام فسادِ امّت من، از سنّتِ من پیروی کند، اجر شهید خواهد داشت./ حلیه الأولیاء/8

 

مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و گفت: من همسری دارم که وقتی به خانه وارد می شوم، به استقبالم می آید و وقتی بیرون می روم، مشایعتم می کند. وآن گاه که مرا غمگین می بیند، به من می گوید: چه  چیز تو را غمگین می کند؟ اگر برای رزق و روزی ناراحتی، بدان کسی غیر از تو عهده دار فراهم کردن آن است؛ و اگر نگران امر آخرتت هستی، نگرانی ات افزون باد.

پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا خداوند عاملانی دارد، و این زن از آنان است؛ او را نیمی از اجر شهید است. / الفقیه/3

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

 هر مومنی که به بلایی گرفتار شود و بر آن صبر کند، هم چون اجر هزار شهید خواهد داشت./ الکافی/2-جامع الاخبار- مشکوه الانوار/26

و هر که خشم خود را فرو خورد، در حالی که می توانسته آن را اعمال کند، و در برابر آن مسئله بُردبار باشد، خداوند به او اجر شهید عطا می کند.

 

 رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

 ای سلمان! بر تو باد خواندن قرآن؛ پس همانا خواندن آن کفاره ی گناهان است و پوششی در مقابل آتش و امان از عذاب؛ و هر که آن را بخواند، به هر آیه ای ثوای صد شهید برایش نوشته می شود./ جامع الاخبار

 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر که در هر حال تلاش داشته باشد در نماز جماعت شرکت کند، به همراه اولین گروه از سابقان، هم چون برق تابان از صراط می گذرد، در حالی که صورتش از ماه شب چهاردهم درخشان تر است و به ازای هر روز و شبی که محافظت بر این امر داشته است، ثواب شهیدی خواهد داشت. / سنن الترمذی/4

شهدا

 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

و هر که خشم خود را فرو خورد، در حالی که می توانسته آن را اعمال کند، و در برابر آن مسئله بُردبار باشد، خداوند به او اجر شهید عطا می کند. / امالی الصدوق- الفقیه/4

 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر که هنگام پیدا شدن اختلاف در میان امت من، از سنّت من پیروی کند، اجر صد شهید خواهد داشت. / المحاسن/5

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

همانا خداوند متعال غیرت را بر زنان و جهاد را بر مردان واجب کرد.

پس هر کدام از آن دو گروه از روی ایمان و قربت الی الله صبر پیشه کند، پاداشی هم چون اجر شهید خواهد داشت. / المعجم الکبیر/10

 رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

 هر که سوره های توحید و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس را سه بار قبل از خوابش بخواند، هم چون کسی است که همه ی قرآن را خوانده است، و به هر آیه ای از قرآن ثواب پیامبری از پیامران خواهد داشت، و هم چون روزی که از مادرش متولّد شد، از گناهانش بیرون می آید؛ و اگر در همان روز یا همان شب بمیرد، به شهادت مرده است. / هامش مصباح الکفعمی/46

 

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:

هر که صادقانه و از صمیم قلب از خداوند درخواست کشته شدن در راهش را بکند، خداوند به او اجر شهید عطا می کند.

/ سنن الترمذی/4

 


 

 

منبع :

شمیم عشق

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  7:55 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

فرار از جبهه جنگ از دیدگاه قرآن و ائمه


 

بى شك یكى از گناهان بسیار بزرگ فرار از میدان جنگ در وقت نبرد و رویاروئى با دشمن اسلام و مسلمانان است.

و در این مورد روایات بسیار زیادى از شیعه و سنّى نقل گردیده است، ریشه فرار از جهاد، عدم برخوردارى آدمى از ایمان و اعتقادى كامل، و پندارى غلط است كه گاه در او پدید مى آید، بنابراین یك زمنده باید قبل از هر چیز موضع خود را ارزیابى كند، كه در كدامین صف است؟

با یك ملاحظه اجمالى، به خوبى مى تواند، جبهه حق را از باطل تمیز دهد، با ارزیابى بافت نیروها و یا مقایسه سخن فرماندهانشان و با در نظرگیرى هدفها و آمالهاى طرفین مى تواند به نتیجه مطلوب برسد.

نیروهاى صف حق، با ایمان مى جنگند، در گفتار فرماندهانشان سخن از انجام وظیفه الهى است و هدف كسب عزت و نابودى متجاوز و نجات مستضعفین و رفع فتنه است، اما نیروهاى باطل، با زور مى جنگند ایمان ندارند، در گفتار فرماندهانشان صحبت از مقاصد شیطانى و رسیدن به هواهاى نفسانى است و هدف آنان ذلّت مردم و در بند كشیدن ایشان و سپردن آنان به بیگانه است.

و پس از این، باید انتخاب صف كرد، كه در تاریخ همیشه این دو صف در برابر هم ایستاده اند و خواهند ایستاد:

صف هابیل در برابر قابیل

صف ابراهیم در برابر نمرود

صف موسى در برابر فرعون

صف محمد(ص) در برابر مشركین

وسرانجام امروز انقلاب اسلامى ایران در برابر استكبار جهانى.

و فردا...

و پس از آن دیگر معنایى براى فرار وجود نخواهد داشت.

راستى فرار براى چى؟

راستى فرار براى كى؟

 

راستى فرار به كجا؟

مگر مى توان با فرار از صحنه نبرد قضاى الهى را تغییر داد؟ و آیا مى توان با چنین عملى، مشیّت او را عوض نمود؟ و آیا مى توان از سلطه خداوند گریخت؟ كجاست كه او نباشد؟! و آن كدامین مكان است كه تحت حاكمیّت او نباشد؟!!

بلى جابجائى تاكتیكى و ملحق شدن به نیروهاى خودى براى مقابله با دشمن، غیر از فرار اصطلاحى است.

در این آیات شریفه دقت كنید:


 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار(آیه 15 سوره انفال)

«اى اهل ایمان، هرگاه با تهاجم و تعرض كافران در میدان كارزار روبرو شدید، مبادا از بیم آنها پشت كرده و از جنگ بگریزید».


 

وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (سوره انفال آیه 16)

«وهركه در روز جنگ، پشت به آنها كرده، بگریزد به طرف خشم خدا روى آورده، جایگاهش در دوزخ خواهد بود كه بدترین منزل است، مگر آنكه هدفش كناره گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد».

 

به طور اجمال، اثرات فرار از صحنه نبرد چنین است:

غضب خدا

عار و ننگ همیشگى

ذلّت همیشگى

جسور شدن دشمن

وسرانجام، مستحقّ آتش جهنّم شدن


 

 

1- عن امیرالمؤمنین(ع): «الفِرارُ مِنَ الزَّحْفِ مِنَ الْكَبائِرِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 255.)

حضرت على(ع) فرمود: «فرار از جهاد، از گناهان كبیره است».


 

 

2- قال امیرالمؤمنین(ع): «... و فیهِ استیجابُ النّارِ بِالْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ عِنْدَ حَضْرَةِ القِتالِ...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 71 - فروع، ج 5, ص 38.)

حضرت على(ع) فرمود: «... و در آن سزاوارى و استحقاق آتش (جهنّم) است به خاطر فرار از جهاد در وقت نبرد...».


 

 

3- حضرت امیر(ع) در جنگ صفین خطاب به لشكریانش فرمود: «... واستَحیُوا الْفَرَّ فَاِنَّهُ عارٌ باقِ فِى الأعْقابِ وَ نارْ یَوُمَ الْحِسابِ» (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 ).

«... و شرم كنید از اینكه از میدان جنگ فرار كنید، پس به درستى كه فرار موجب ننگى باقى در فرزندان آینده و آتش روز قیامت خواهد شد».


 

 

4- ... و قال امیرالمؤمنین(ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سَیْفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سَیْفِ الاخِرَةِ». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 259 - نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 382 .)

... و حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا، اگر شما از شمشیر دنیا فرار كنید (و از جبهه نبرد بگریزید) از شمشیر آخرت (و عذاب الهى) سالم نمى مانید».


 

 

5- قال على (ع): «... و أیْمُ اللّهِ لاِنْ فَرَرْتُمْ مِن سُیوُفِ العاجِلَةِ لا تَسْلَمُونَ مِن سُیُوفِ الاجِلَةِ» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 72 ).

حضرت على(ع) فرمود: «قسم به خدا اگر از شمشیرهاى دنیا فرار كنید از شمشیرهاى آینده (قیامت) سالم نمى مانید».


 

 

6- عن عمران بن حصین قال: «لَمّا تَفَرَّقَ النّاسُ عَن رسولِ اللّه(ص) فى یَوُمِ الاُْحُدِ جاءَ عَلى(ع) مُتَقَلِّداً سَیْفَهُ حتّى قامَ بَینَ یَدیْهِ، فَرَفَعَ رَسولُ اللّه(ص) رأسَهُ فَقالَ لَهُ: ما بَالُكَ لَمْ تَفَرَّ مَعَ النّاسِ؟! فَقالَ: یا رَسُولِ اللّه أرجِعُ كافِراً بَعْدَ إسلامِى». (مستدرك الوسائل، ج 2, ص 256).

عمران بن حصین مى گوید: «وقتى كه مردم در روز جنگ احد (بر اثر شكست ابتدایى مسلمین از مشركین) از اطراف پیامبر اكرم(ص) متفرق شدند، على(ع) درحالى كه شمشیرش را حمائل كرده بود، آمد تا در مقابل پیامبر ایستاد (و به دفاع از پیامبر(ص) پرداخت)، پس پیامبر خدا سرش را بلند كرد و فرمود: چگونه است كه تو با مردم فرار نمى كنى؟ حضرت على(ع) عرض كرد: اى رسول خدا آیا من به حالت كفر بازگردم، پس از آنكه اسلام آوردم...».


 

 

7- قال امیرالمؤمنین(ع): «ولیعلم المنهزم بأنّه مُسخِطٌ ربّه: وموبق نفسه، و أنّ فى الفرار موجدة اللّه، و الذّلّ اللازم و العار الباقى و أن الفارّ لغیر مزید فى عمره، ولا محجوز بینه و بین قومه و لا یرضى ربه ولموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (وسائل الشیعه، ج 11, ص 65 - فروع، ج 5, ص 41 با اندكى فرق).

حضرت على(ع) فرمود: «و كسى كه (از میدان رزم و جنگ) فرار مى كند باید بداند كه خدا را به غضب آورده است، و خود را هلاك گردانیده است و همانا در فرار، خشم خدا و ذلت همیشگى و ننگ باقى خواهد بود و به درستى كه بر عمر او چیزى افزوده نمى شود و نمى تواند بین خود و مرگش فاصله اندازد، و خدایش را خشنود نمى گرداند و همانا مرگ و نیستى قبل از یافتن این خصلت (فرار از جنگ) بهتر است از راضى شدن به فرار، و اقرار بر آن...».


 

 

8- كتاب صفین (كتاب وقعة صفین، ص 256, چاپ مصر) للنصر بن مزاحم... عن زید بن وهب أن علیّاً... قال: ««ولیعلم المنهزم أنّه مُسخِطٌ لربّه: وموبق نفسه، و فى الفرار موجدة اللّه علیه، و الذّلّ اللازم و فساد العیش علیه، و أن الفارّ منه لایزید فى عمره، ولا یرضى ربه فموت الرجل محقا قبل اتیان هذه الخصال خیر من الرضا بالتلبّس بها و الإقرار علیها...» (بحارالانوار، ج 100, ص 28 .)

در كتاب صفین نصر بن مزاحم... از زید بن وهب نقل مى كند، كه حضرت على(ع) (به یاران خود در جنگ صفین) فرمود: «و باید فرار كننده (از جبهه جنگ) بداند كه او خدایش را به غضب آورده است و خود را به هلاك انداخته است و در فرار خشم خدا و ذلت همیشگى و فساد زندگى بر او خواهد بود. و به درستى كه فرار كننده (از جنگ) چیزى بر عمرش افزوده نمى گردد، و خدایش را راضى نمى كند، پس اگر مرد در حالت باطل بمیرد قبل از آنكه این خصلت (ننگ فرار) را بیابد (براى او) از رضایت به فرار كردن و اقرار بر آن بهتر است.»


 

 

9- قال امیرالمؤمنین(ع): «وَ إنَّ الفَارَّ لَغَیْرُ مَزِید فى عُمرِهِ وَ لا مَحْجُوز بَیْنَهُ وَ بَیْنَ یَوُمِهِ» (نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 124, ص 383).

حضرت على(ع) فرمود: و به درستى كه به عمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود و فرار مانع از مرگش نمى گردد».


 

 

10- قال امیرالمؤمنین(ع): «... واعلموا أنكم بعین اللّه، و مع ابن عم رسول اللّه(ص) فعاودوا الكَر، و استَحیوا من الفَرّ، فإنّه عار فِى الأعقاب، و نارٌ یَومُ الحِساب». (نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 65, ص 158).

حضرت على(ع) (به اصحاب خود در صفین) فرمود: «و بدانید كه شما مدّ نظر خدا هستید و همراه با پسرعموى رسول خدا(ص) پس پى در پى (به دشمن حمله كنید) و از گریختن شرم نمائید، زیرا فرار ننگى براى اعقاب است (بعد از شما فرزندانتان را سرزنش خواهند كرد) و موجب آتش روز حساب و رستاخیز است (در قیامت به عذاب الهى گرفتار خواهید شد)».

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  8:08 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

 

بالاترین نیكیها

 

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

  فوق كل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.

 

 

رسول خدا(ص) می فرماید :

  بالاتر از هر كار خیری، خیر و نیكی دیگری است تا آنكه فردی در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته

شدن در راه خدا خیر و نیكی نیست.

 

وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  8:09 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

 برترین مرگ ها

 

 

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

  اشرف الموت قتل الشهاده

 

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

 شهادت برترین مرگ ها است.       

 

 

بحارالانوار، ج67، ص8، حدیث4

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  8:09 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

بلند ترین نقطه اسلام

 

 

 

قال رسول الله(ص):

ذروة الاسلام الجهاد فی سبیل الله لایناله الا افضلهم

پیامبر اكرم (ص) فرمودند:

 بلندترین نقطه اسلام (و اوج آن) جهاد در راه خدا است كه فقط بهترین بندگان به آن می رسند.

(كنز الاعمال – ج4 – خبر 1484)

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  8:10 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:روايات و احاديث

 

پارسائی امّت

 

 

 

قال رسول الله(ص):

لكل امة رهبانیة و رهبانیة هذه الائمه الجهاد فی سبیل الله

پیامبر اكرم (ص) فرمودند:

 

برای هرامتی پارسایی است و زهد و پارسایی این امت (مسلمانان) جهاد است.

(كنز الاعمال – ج4 – خبر 1526)

 

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

شنبه 19 شهریور 1390  8:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها